برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1530 100 1
شبکه مترجمین ایران

ملکوت

/malakut/

مترادف ملکوت: عالم علوی، عالم غیب، عالم مجردات، لاهوت ، عالم فرشتگان، بزرگی، عظمت

متضاد ملکوت: ناسوت

برابر پارسی: شکوه خدایی، سپهر، جهان بالا

معنی ملکوت در لغت نامه دهخدا

ملکوت. [ م َ ل َ ] (ع اِ) پادشاهی. (دهار). پادشاهی بزرگ. (ترجمان القرآن ). بزرگی و چیرگی. مَلکُوَة. (منتهی الارب ). چیرگی و عزت و بزرگی و عظمت و سلطان. (ناظم الاطباء). عز و سلطان. (اقرب الموارد). پادشاهی و پروردگاری و تصرف. (غیاث ) (آنندراج ) : ذی الاَّلاء و الجبروت و البهاء و الملکوت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 298). الهی در ملکوت تو کمتر از مویم سخن بیهوده تا کی گویم. (خواجه عبداﷲ انصاری ).
اندر ملکوت ازل از حشمت نامش
خورشید شده خاطب و گردون شده منبر.
امیرمعزی (دیوان چ اقبال ص 241).
|| ملک عظیم. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). و این کلمه بر وزن فَعَلوت است که از مُلک مشتق شده ، مانند رَهَبوت از رهبة. و به صورت مَلکَوة آیدو گویند: له ملکوت العراق و ملکوة العراق ؛ ای عزه وسلطانه و ملکه. (از اقرب الموارد). || عالم فرشتگان. (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). محل قدیسین در آسمان. (از اقرب الموارد). (اصطلاح تصوف ) به اصطلاح صوفیان ، عالم معنی که عالم ارواح است و بعضی به معنی عالم غیب نوشته و در بعضی از رسائل تصوف مسطور است که ملکوت مقام عبادت فرشتگان است ، یعنی طاعت وعبادت بی قصور و بی فتور حاصل شود چنانکه مقام عبادت ملائکه است. (غیاث ) (آنندراج ). عالم معنی و عالم غیب و مقام عبادت فرشتگان یعنی طاعت و عبادت بی قصور و بی فتور. (ناظم الاطباء). ملکوت عبارت از باطن جهان است و ملک عبارت از ظاهر آن و بحقیقت ملکوت هر چیز جان آن است که آن چیز به او قائم است و جان همه ٔ چیزها به صفت قیومی خدای عز و جل قائم است ، چنانکه فرموده : بیده ملکوت کل شی ٔ . (مرصادالعباد، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). عالم غیب. (تعریفات جرجانی ، اصطلاحات الصوفیه ). ملکوت در اصطلاح صوفیه ، عالم ارواح و عالم غیب و عالم معنی را گویند. و نیز مرتبه ٔ صفات را جبروت خوانند و مرتبه ٔ اسماء را ملکوت نامند و در لطایف اللغات می گوید: مُلک در لغت ماسوی اﷲ از ممکنات موجوده و معدومیه و مقدوره و در اصطلاح صوفیه از عالم شهادت عبارت است ، چنانکه ملکوت از عالم غیب و جبروت از عالم انوار و لاهوت ذات حق. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). عالم مجردات را به طور مطلق عالم ملکوت گویند. (فرهنگ علوم عقلی سجادی ). ملکوت ...

معنی ملکوت به فارسی

ملکوت
عالم غیب که عالم مختص بارواح است.
بزرگی وچیرگی وقدرت وعظمت وسلطه آسمانی، عالم فرشتگان
( اسم ) ۱ - بزرگی ، عظمت . ۲ - عظمت الهی . یا جهان ( عالم ) ملکوت . ۱ - عالم مجردات بطور مطلق مقابل جبروت و ناسوت ( که زیر آن واقع اند ) و لاهوت ( که بالای آنست ) . ۲ - عالم غیب ( ابن العربی ) که عالم مختص به ارواح و نفوس است ( دکتر غنی . تاریخ تصوف . ۶۵۶ ) یا ملکوت اسفل عالم مثل معلقه است مقابل ملکوت اعلی یا ملکوت اسمائ عالم علوی . مجردات یا ملکوت اعلی عالم عقول و نفوس مجرده مقابل ملکوت اسفل یا ملک و ملکوت .
عالم جبروت و عالم مجردات است

معنی ملکوت در فرهنگ معین

ملکوت
(مَ لَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - سلطة الهی و آسمانی . ۲ - عالم فرشتگان .

معنی ملکوت در فرهنگ فارسی عمید

ملکوت
عالم فرشتگان، عالم غیب.

ملکوت در دانشنامه اسلامی

ملکوت
معنی مَلَکُوتَ: سلطنت و حکومت (کلمه ملکوت و کلمه جبروت که مبالغه در مالکيت و جباريت است)
معنی مَعَارِجِ: درجات بالا - نردبانها (کلمه معارج جمع معرج است که مفسرين آن را به آلت صعود يعني نردبان و کنایه است از مقامات ملکوت که فرشتگان هنگام مراجعه به خداي سبحان به آن عروج ميکنند )
معنی يَدِهِ: دستش (براي کلمه يد معاني زيادي غير از دست ذکر کردهاند ، و ليکن بايد دانست که اين کلمه داراي چند معنا نيست بلکه تنها به معناي دست است و در ساير معاني بطور استعاره بکار ميرود . چون آن معاني اموري هستند که از شؤون مربوط به دست ميباشند ، مانند انفاق و س...
معنی يَدِيَ: دستم (در اصل "يدين"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گرديده است . براي کلمه يد معاني زيادي غير از دست ذکر کردهاند ، و ليکن بايد دانست که اين کلمه داراي چند معنا نيست بلکه تنها به معناي دست است و در ساير معاني بطور استعاره بکار ميرود . چون آن معاني...
معنی بَيْنَ أَيْدِيکُمْ: پيش روی شما - جلوی شما - در مقابلتان(در اصل "أَيْدِين"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گرديده است در عباراتي نظير"بَيْنَ أَيْدِيهِمْ"بين دو دست استعاره از پيش رو ، مقابل يا آينده مي باشد.براي کلمه يد معاني زيادي غير از دست ذکر کردهاند ، و ليکن با...
معنی بَيْنَ أَيْدِينَا: پيش روی ما - جلوی ما - در مقابل ما (در اصل "أَيْدِين"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گرديده است در عباراتي نظير"بَيْنَ أَيْدِيهِمْ"بين دو دست استعاره از پيش رو ، مقابل يا آينده مي باشد.براي کلمه يد معاني زيادي غير از دست ذکر کردهاند ، و ليکن باي...
معنی بَيْنَ أَيْدِيهِمْ: پيش روی آنان (در اصل "أَيْدِين"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گرديده است در عباراتي نظير"بَيْنَ أَيْدِيهِمْ"بين دو دست استعاره از پيش رو ، مقابل يا آينده مي باشد.براي کلمه يد معاني زيادي غير از دست ذکر کردهاند ، و ليکن بايد دانست که اين کلمه دا...
معنی بَيْنَ يَدَيْ: پیشاپیش - پیش از(در اصل "يدين"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گرديده است در عباراتي نظير"بين يديه "بين دو دست استعاره از پيش رو ، مقابل يا آينده مي باشد.براي کلمه يد معاني زيادي غير از دست ذکر کردهاند ...

ملکوت در دانشنامه ویکی پدیا

ملکوت
ملکوت می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
ملکوت (داستان)، رمان و کتابی اثر بهرام صادقی
ملکوت (فیلم)، فیلمی ایرانی به کارگردانی خسرو هریتاش
ملکوت (مجموعه تلویزیونی)، یک سریال ایرانی به کارگردانی محمدرضا آهنج
ملکوت عوالم چهارگانه لاهوت جبروت ناسوت
ملکوت می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
ملکوت (داستان)، رمان و کتابی اثر بهرام صادقی
ملکوت (فیلم)، فیلمی ایرانی به کارگردانی خسرو هریتاش
ملکوت (مجموعه تلویزیونی)، یک سریال ایرانی به کارگردانی محمدرضا آهنج
ملکوت عوالم چهارگانه لاهوت جبروت ناسوت
ملکوت نام رمان کوتاهی از بهرام صادقی است. ملکوت با روایت حلول جن در آقای مودت شروع می شود. داستان این کتاب در یک نشست چند ساعته نوشته شده است.
نظر منتقدانه میرصادقی درباره رمان «ملکوت»
این داستان بلند که اولین بار در جلسات ادبی جنگ اصفهان خوانده شد تنها اثر بلند بهرام صادقی است. فیلم ملکوت به کارگردانی خسرو هریتاش، محصول ۱۳۵۵ برداشت آزادی از این کتاب است. ملکوت توسط مترجم مغربی دکتر احمد موسی به عربی ترجمه و انتشارات الربیع در قاهره آن را به سال 2018 منتشر و چاپ کرده است
چند سطر شروع داستان: «در ساعت یازده شب چهارشنبهٔ آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد. میزان تعجب آقای مودت را پس از بروز این سانحه، با علم به اینکه چهرهٔ او بطور طبیعی همیشه متعجّب و خوشحال است، هر کس می تواند تخمین بزند. آقای مودت و سه نفر از دوستانش، در آن شب فرح بخش مهتابی، بساط خود را بر سبزه باغی چیده بودند.»
ملکوت یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در استان گیلان واقع شده است. ملکوت ۳۹۷ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای ایران
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ملکوت در دانشنامه آزاد پارسی

مَلَکوت (کتاب)
نوشتۀ بهرام صادقی، رمانی وهمناک، به فارسی، به شیوۀ راوی دانای کل محدود به شخصیت (← راوی)، در ۱۳۴۰ش. جنّی در کالبد آقای مودّت حلول می کند و دوستانش او را با عجله به مطبِ دکتر حاتم، تنها پزشک شهر، می رسانند. جن، که به دستِ دکتر حاتم، از معدۀ آقای مودّت بیرون کشیده می شود، با زبانی رمزی خبر بیماری سرطانِ معدۀ آقای مودّت را به دکتر اطلاع می دهد. داستان با نثری تغزلی، ملهم از کتاب مقدس، و در فضایی مالیخولیایی روایت می شود. درگیریِ لفظی دکتر حاتم با م.ل. (ملکوت)، بیماری که قرار است دکتر حاتم دستش را قطع کند، چگونگی تفکر و برخوردِ آدم های مرگ اندیشی را نشان می دهد که امید و باوری به دنیای دیگر ندارند. داستان زمان و مکانِ مشخصی ندارد. شخصیت های داستان گذشته شان را از نیمه شبِ چهارشنبه ای موهوم، تا صبح ِ فردایش، درخلالِ تک گویی های خود مرور می کنند.

ملکوت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیاوش زند
معنای عرفانی مَلَکُوت :�بدان که مُکوّنات دو گوه باشد : رَوحانیات و جِسمانیات که این دو را غَیب و شهادت یا عِلوِیات و سِفلیات یا دُنیا و عُقبی یا آخرت و اوُلی یا مُلک و مَلکوت گویند.آنچه را از هستی بُوَد مُلک نامندکه به حواس پنجگانه درک گردد و قابل تقسیم و تجزیه باشد! و آنچه از علم هستی پدیدار نباشد وحواس پنجگانه آن رادرک نتواندکرد و قابل قسمت و تجزیه نباشد ملکوت بُوَد....�(نک:سیر و طیر 27)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ملکوت بهرام صادقی   • فیلم ملکوت   • ملکوت خدا چیست   • عالم ملکوت در قرآن   • معنی ملکوت   • عالم ملکوت کجاست   • سریال ملکوت   • عالم جبروت چیست؟   • مفهوم ملکوت   • تعریف ملکوت   • معرفی ملکوت   • ملکوت چیست   • ملکوت یعنی چی   • ملکوت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ملکوت

کلمه : ملکوت
اشتباه تایپی : lg;,j
آوا : malakut
نقش : اسم
عکس ملکوت : در گوگل

آیا معنی ملکوت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )