برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1637 100 1
شبکه مترجمین ایران

ملاقات

/molAqAt/

مترادف ملاقات: بازدید، برخورد، مقابله، تماس، تلاقی، دیدار، رویارویی، سرکشی، لقا

برابر پارسی: دیدار، یکدیگر رادیدن، بهمرسی

معنی ملاقات در لغت نامه دهخدا

ملاقات. [ م ُ ] (ع اِمص ) مأخوذ از تازی ، دیدن و دیدارو رویارویی و مقابله و دوچارشدگی. (ناظم الاطباء). ملاقاة : این احمد رافع را با عبدالجبارخوجانی دوستی بود بی ممالحتی و ملاقاتی که میان ایشان بوده بود. (قابوسنامه ). این خبر اشارت است به ملاقات دل با حق و معارضه ٔ سر با غیب. (کشف الاسرار ج 3 ص 641).
به خدایی که دست قدرت او
ناوک مجری قدر فکند...
کز ملاقات مردک جاهل
بیخ شادی ز جان و دل بکند.
انوری (دیوان چ مدرس رضوی ج 2 ص 620).
رایت میمون او وقت ملاقات خصم
بر ظفر آموخته چون علم کاویان.
خاقانی.
با این همه هیچ سختی مرا چون آرزوی ملاقات دیدار تو نبود. (مرزبان نامه چ قزوینی ص 29). صدای اصطکاک صخرتین هنگام ملاقات ایشان از بسیط این عرصه ٔ مسدس در محیط گنبد اطلس افتاد. (مرزبان نامه ایضاً ص 212). مارا این همه رنج و محنت از یک روزه ملاقات عقاب است. (مرزبان نامه ایضاً ص 268).
بر طور چو موسی شو بر چرخ چو عیسی شو
در جنت اعلی شو آنگه به ملاقات آ.
مولوی (کلیات شمس چ امیرکبیر ص 12).
گاهم به ملائکه ملاقات
باشد به مقام لا و الا.
مولوی (ایضاًص 40).
مردم به دوست محتاج بود در همه ٔ احوال اما در حال رخا جهت احتیاج به ملاقات و معاونت ایشان و... (اخلاق ناصری ). اولی آنکه ساعتی با همدیگر نشسته عهد ملاقات تازه گردانیم. (تاریخ غازان ص 66). محب صادق هر وقت که فرصت سعادت ملاقات... با محبوب خود بیابد... غایت امانی و نهایت کامرانی خود شناسد. (مصباح الهدایه چ همایی ص 326). و رجوع به ملاقاة شود.
- اتفاق ملاقات افتادن ؛ یکدیگر را دیدن. دیدار کردن. برخوردکردن به یکدیگر : نظام الملک بر عقب او بیامد، فریقین را به ملاذگرد میان اخلاط و ارزروم اتفاق ملاقات افتاد. (سلجوقنامه ٔ ظهیری ص 24). روزگاری برآمد که اتفاق ملاقات نیفتاد (گلستان ). از جانبین اتفاق ملاقات افتاد ویکدیگر را پرسیدند و گفتند... (تاریخ غازان ص 62).
- ملاقات کردن ؛ دیدار کردن. دیدن. باهم روبروشدن. به هم برخوردن :
از بس که آتش شوق دل را سبک عنان کرد
با تیر او ملاقات در خانه ...

معنی ملاقات به فارسی

ملاقات
باکسی روبروشدن، روبروشدن باهم، یکدیگررادیدن، دیدارکردن
۱ - ( مصدر ) روبرو شدن با کسی دیدار کردن کسی را . ۲ - ( اسم ) روبارویی دیدار : [ اکنون من آمده ام تا ما را ملاقات باشد . ] ( مرزبان نامه . چا . ۱ تهران ص ۳ )۹۴ - تطابق مطابقت : [ الا تا بهر قرن یک بار باشد ملاقات نوروز با عید قربان . ] ( وحشی بافقی . چا . امیر کبیر .۲۴۵ ) یا اتفاق ملاقات افتادن .کسی را دیدار کردن : [ نظام الملک بر عقب او بیامد فریقین را بملاذ گرد میان اخلاط و ارز روم اتفاق ملاقات افتاد . ] ( سلجوقنامه ظهیری . چا . خاور .۲۴ )
( مصدر ) روبرو شدن با کسی دیدار کردن کسی را : [ ناصرالدین شاه اگر هر روز خواهر زن خودش را ملاقات نمیکرد ناخوش میشد ... ] ( دهخدا . چرند و پرند . ۱۳٠ )

معنی ملاقات در فرهنگ معین

ملاقات
(مُ) [ ع . ملاقاة ] (مص م .) دیدن ، دیدار کردن .

معنی ملاقات در فرهنگ فارسی عمید

ملاقات
با کسی روبه رو شدن و یکدیگر را دیدن.

ملاقات در دانشنامه ویکی پدیا

ملاقات
ملاقات ممکن است به موارد زیر مربوط باشد:
جلسه به یک روند یا عملی گفته می شود که دور هم جمع شدن را برای ایجاد یک محفل شامل می شود.
ملاقات (آلبوم موسیقی)، نام آلبومی از لورینا مک کنیت
ملاقات (نمایش نامه)، نمایش نامه ای از فریدریش دورنمات
ملاقات (فیلم ۱۳۶۵)، فیلمی به کارگردانی خسرو معصومی
ملاقات (فیلم ۱۳۸۹)، فیلمی به کارگردانی عباس رافعی
ملاقات (به انگلیسی: The Visit) نام آلبومی از لورینا مک کنیت است که در سال ۱۹۹۱ منتشر شد.
ملاقات (به انگلیسی: The Visit) نام آلبومی از لورینا مک کنیت است که در سال ۱۹۹۱ منتشر شد.
شب تمام ارواح (All Souls Night)
بنی پرتمور (Bonny Portmore)
میان سایه ها (Between the Shadows)
خانم موسیر (The Lady of Shalott)
سبزقبا (Greensleeves)
تانگو به او را (Tango to Evora)
لالایی حیاط (Courtyard Lullaby)
راه های قدیمی (The Old Ways)
سیمبلین (Cymbeline)
ملاقات ممکن است به موارد زیر مربوط باشد:
جلسه به یک روند یا عملی گفته می شود که دور هم جمع شدن را برای ایجاد یک محفل شامل می شود.
ملاقات (آلبوم موسیقی)، نام آلبومی از لورینا مک کنیت
ملاقات (نمایش نامه)، نمایش نامه ای از فریدریش دورنمات
ملاقات (فیلم ۱۳۶۵)، فیلمی به کارگردانی خسرو معصومی
ملاقات (فیلم ۱۳۸۹)، فیلمی به کارگردانی عباس رافعی
ملاقات فیلمی به کارگردانی و نویسندگی خسرو معصومی محصول سال ۱۳۶۵ است.
جمشید مشایخی
پروانه معصومی
شاپور شهیدی
سیامک اطلسی
علیرضا غفاری
مینا صا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ملاقات در جدول کلمات

ملاقات
دیدار
ملاقات پزشک
ویزیت
ملاقات و دیدار کردن
التقا
ملاقات کردن
دیدار
به ملاقات بیمار رفتن
عیادت
حق ملاقات دکتر
ویزیت
محل ملاقات پیر مغان
خرابات
از رسوم ازدواج است که در آن در صبح بعد از شب ازدواج داما با مادر عروس ملاقات کرده و از وی بخاطر عقد دخترش تشکر می کند
مادر زن سلام

معنی ملاقات به انگلیسی

meeting (اسم)
برخورد ، اجتماع ، تلاقی ، انجمن ، مجمع ، جماعت ، هم ایش ، اجماع ، ملاقات ، جماعت همراهان ، میتینگ ، جلسه ، نشست
encounter (اسم)
تصادف ، برخورد ، مواجهه ، ملاقات ، رویارویی
date (اسم)
تاریخ ، خرما ، زمان ، ملاقات ، نخل ، درخت خرما

معنی کلمه ملاقات به عربی

اِجتَمَعَ بـ

ملاقات را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mobina.R
دیدوبازدید کردن از اقوام

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی ملاقات   • در اولین ملاقات چه بگوییم   • فیلم ملاقات   • ملاقات معین   • ملاقات در جدول   • اولین قرار ملاقات با پسر   • اولین قرار ملاقات با دختر   • نحوه برخورد در اولین ملاقات   • مفهوم ملاقات   • تعریف ملاقات   • معرفی ملاقات   • ملاقات چیست   • ملاقات یعنی چی   • ملاقات یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ملاقات

کلمه : ملاقات
اشتباه تایپی : lghrhj
آوا : molAqAt
نقش : اسم
عکس ملاقات : در گوگل

آیا معنی ملاقات مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )