برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1468 100 1

مفصل

/mafsal/

مترادف مفصل: باتفصیل، به تفصیل، بشرح، طولانی، مبسوط، مشروح | بند، پیوندگاه، مفصل ها

متضاد مفصل: به ایجاذ، موجز، مجمل، مختصر |

برابر پارسی: گسترده، پردامنه، فراوان، بند اندام، پیوندگاه، بلند، بند، بندگاه

معنی مفصل در لغت نامه دهخدا

مفصل. [ م َ ص ِ ] (ع اِ) بند اندام و هر جای پیوستگی دو استخوان. ج ، مفاصل. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). پیوندگاه اندام. (غیاث ). بندگاه. (ذخیره ٔخوارزمشاهی ). بند. پیوند. ملتقای دو استخوان از تن حیوان. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). محل اتصال دو یا چند استخوان به یکدیگر .محلی که دو سر استخوان به هم مربوط شوند. تعداد مفاصل در بدن انسان زیاد است و مهمترین آنها عبارتند از: مفصلهای شانه ، آرنج ، مچ دست ، خاصره ٔ رانی ، گیجگاهی فکی و غیره. مفصلها بر سه قسمند: مفصلهای ثابت مثل استخوانهای جمجمه ، مفصلهای نیمه متحرک ، مثل مهره های ستون فقرات و مفصلهای کاملاً متحرک مثل شانه و آرنج.
- مفصل آرنج ؛ محلی است که استخوان بازو با دو استخوان زند اعلی و زند اسفل مفصل می شود. این مفصل از مفاصل متحرک است و حرکت تا شدن و باز شدن را به خوبی انجام می دهد، ولی حرکت عقبی و دورانی را ندارد.
- مفصل ثابت ؛ مفصلی را گویند که محل ارتباط دو قطعه استخوان به یکدیگر هیچگونه حرکتی نداشته باشد، مثل مفصل استخوانهای جمجمه. مفصل غیرمتحرک.
- مفصل خاصره ٔ رانی ؛ محلی که حفره ٔ حقه ٔ استخوان خاصره با سر استخوان ران مفصل می شود. این مفصل بسیار قوی و محکم است ، زیرا وزن بدن بدان متکی است. مفصل مذکور دارای رباطهای قدامی و خلفی می باشد و نیز در داخل مفصل رباطی به نام رباط گرد دارد. این مفصل از مفاصل کاملاً متحرک است و حرکتش در تمام جهات است.
- مفصل زانو ؛ محلی که انتهای تحتانی استخوان ران ، با طبق استخوان درشت نی و سطح خلفی استخوان رضفه مفصل می شوند. این مفصل در راه رفتن بسیار اهمیت دارد. حرکات تا شدن و راست شدن را به خوبی انجام می دهد و حرکات طرفیش محدود است.
- مفصل سر و گردن . رجوع به ترکیب مفصل گردن و استخوان قمحدوه شود.
- مفصل شانه ؛ محلی است که استخوان کتف با استخوان بازو مفصل می شوند. سطوح مفصلی در این مفصل عبارتند از: حفره ٔ دوری استخوان کتف و سراستخوان بازو. این مفصل کاملاً متحرک است و دارای کپسول و رباطات و اوتار عضلات و غضروف بین مفصل ...

معنی مفصل به فارسی

مفصل
کتابی است در نحو تالیف جارالله زمخشری این کتاب از جمله کتب مشهور علم نحو است و بر آن شروح فراوان نوشته شده است.
بند، بنداستخوان، محل اتصال دواستخوان دربدن، مفاصل جمع، فصل فصل شده، ازهم جداشده، باشرح وبسط، خلاف مجمل
( اسم ) تفصیل دهنده شرح دهنده شارح
آنکه بیان می کند و فصل فصل می سازد و جزئ جزئ می نماید .
[joint] [ارتاپزشکی] محل اتصال دو یا چند استخوان بدن که عملکرد اصلی آن ایجاد حرکت و انعطاف پذیری سازۀ بدن است متـ . بند 3
[arthropathy] [ارتاپزشکی] هر نوع بیماری یا اختلال در مفصل
[diabetic arthropathy] [ارتاپزشکی] تخریب مفصل در برخی افراد دیابتی به علت از بین رفتن حس درد
[arthritis] [ارتاپزشکی] برافروختگی (inflammation) مفصل که با ورم و درد و محدودیت حرکت همراه است متـ . بند آماس
[hypertrophic arthritis] [ارتاپزشکی] نوعی مفصل آماس همراه با زائده های استخوانی در حاشیۀ مفصل
[pyogenic arthritis] [ارتاپزشکی] مفصل آماسی که براثر عفونت باکتریایی به وجود آمده باشد
[acute arthritis] [ارتاپزشکی] مفصل آْماسی که با درد و گرما و قرمزی و ورم همراه است
[tuberculous arthritis] [ارتاپزشکی] مفصل آماسی ناشی از بیماری سل که مشخصۀ آن برافروختگی (inflammation) مزمن و نشت و تخریب استخوان مجاور است
[infectious arthritis, septic arthritis, purulent arthritis, suppurative arthri ...

معنی مفصل در فرهنگ معین

مفصل
(مَ صَ) [ ع . ] (اِ.) بند، محل اتصال دو استخوان . ج . مفاصل .
(مُ فَ صَّ) [ ع . ] (اِمف .) ۱ - از هم جدا شده . ۲ - با شرح و بسط .

معنی مفصل در فرهنگ فارسی عمید

مفصل
۱. [مقابلِ مجمل] با شرح و بسط.
۲. (اسم) [قدیمی] صورت تفصیلی.
محل اتصال دو یا چند استخوان در بدن، بند: مفصل آرنج، مفصل مچ، مفصل زانو.

مفصل در دانشنامه اسلامی

مفصل البیان فی علم القرآن از شیخ ملا آقا محمد (۱۲۲۵ - ۱۳۰۰ ق) معروف به تهرانی ساوجبلاغی، حکیم متاله از علمای عصر خویش است.
تفسیر مورد بحث ترجمه و شرح مفصل فارسی است در ده مجلد بر تفسیر مجمع البیان لعلوم القرآن ابوعلی طبرسی (م ۵۴۸ ق) که مفسر هنگام ترجمه فارسی اضافاتی به آن الحاق نموده است.وی در مقدمه می گوید: در ثلث آخر عمر چنان میل قلبی بهم رسانیدم که این کتاب مبارک میمون را که موسوم است به مجمع البیان در تفسیر کلام ملک علام که شیخ المشایخ طبرسی (رحمة الله علیه) به عربی تفسیر نموده بوده که افصح و ابلغ تفاسیر است از بابت نزول و نظم و قرائت و لغت و اعراب و معنی جامع بود به لغت پارسی شرح نمایم بلکه بعضی که عوام الناس اند از لغت عربی عاری اند فی الجمله تمتعی بردارند به تاریخ ۱۲۹۴ از اول تا جزو شانزدهم آن را به قدرالقوة شرح پارسی نوشتم و از سوره یس تا خاتمه قل اعوذ برب الناس امید از حضرت و این کتاب موسوم نمودم به مفصل البیان فی علم القرآن تم فی غرة شهر جمادی الثانی سنه ۱۲۹۴.سه مجلد اصل به خط مؤلف از مخطوطات اهدائی آقای مشکاة به دانشگاه تهران به شماره ۳۹ و ۴۰ و ۴۱ موجود است.
ترکیب مفصل، از اصطلاحات علم منطق بوده و به معنای توهم وجود ترکیب و از اسباب مغالطه لفظ مرکب می باشد.
ترکیب مفصل از اقسام مغالطه لفظ مرکب و سبب به وجود آمدن آن «توهم وجود ترکیب» است و آن در جایی است که از کنار هم قرار گرفتن دو یا چند امری که صدق کلام، منوط به انفصال و انفراد آنهاست، تصور و توهم انضمام و ترکیب به ذهن شنونده یا خواننده القا شود و با این توهم، کلام نیز کاذب باشد، مغالطه ترکیب مفصل شکل گرفته است که سبب آن «ترکیب مفصل» یا «توهم وجود ترکیب» نام دارد.
بیان مثال
برای مثال، فردی که شعر می گوید و به لحاظ اخلاقی، فرد خوبی است اگر در وصف وی گفته شود: «فلانی شاعر خوب است.» اگر «فلانی شاعر» مبتدا در نظر گرفته شده باشد و «خوب است» خبر آن محسوب شود این جمله صادق است؛ زیرا ترکیبی میان شاعر و خوب به لحاظ صفت و موصوف بودن لحاظ ...


مفصل در دانشنامه ویکی پدیا

مفصل
مَفصَل یا بندگاه، محل و همچنین وسیله اتصال استخوان با یک یا چند استخوان است. مفصل مجموعه ای از عناصر تشریحی است که دو یا چند استخوان مجاور را باهم متصل می سازد و برای حرکت و پشتیبانی استخوان ها ساخته شده است. گاه به این مجموعه عناصر، دستگاه مفصلی (به انگلیسی: Articular system) هم گفته می شود. مفاصل بر اساس عملکرد و ساختار تقسیم بندی می شوند.
مفصل رشته ای (لیفی)، که با بافت همبند معمولی متراکمی که الیاف کولاژن زیادی دارد پیوند یافته اند. مانند درز بین استخوان های جمجمه.
مفصل غضروفی، که با غضروف به هم پیوسته اند.
مفصل زلاله ای (سینوویال)، که مستقیماً پیوند ندارند. این مفصلها دارای حرکت بوده و از این رو فاصله اندکی بین دو استخوان موجود می باشد که فضایی به نام حفره مفصلی را تشکیل می دهد. این حفره با مایع لغزنده و چسبناکی به نام مایع زلاله ای پرشده است.
تمام حرکاتی که توسط انسان صورت می گیرد بدون وجود مفصل انجام پذیر نیست. مفصل قسمت مهمی از بدن است و اصول بسیار دقیقی در ساختار مفصل به کار رفته است تا توانایی حرکت برای انسان بوجود بیاید. توانایی یک دونده استقامت به هنگام دویدن های طولانی، توانایی یک بازیکن بسکتبال به هنگام انجام حرکت سه گام یا توانایی یک وزنه بردار به هنگام بالا بردن وزنه سنگین، و نیز انجام تمام حرکات ورزشی به دلیل ارتباط محکم بین استخوان ها و وضعیت عالی قرار گرفتن ساختار مفصلی و خصوصیات آن ها می باشد.
به طور کلی می توان مفصل ها را به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول مفصل هایی که حرکت زیاد دارند، یعنی دو استخوان می توانند در محل اتصال تحرک زیادی داشته باشند، مانند: مفصل آرنج، زانو، مچ دستها، و پاها، دسته دوم مفصل هایی که استخوان های جمجمه، و پا حرکت بسیار مختصری دارند، مانند: مفصل های بین مهره ها، ساختمان این دو نوع مفصل با یکدیگر فرق دارد.
این دسته بندی بر پایه گونه بافت پیونددهنده ای انجام می شود که استخوان ها را به هم پیوند می دهد. در دسته بندی ساختاری سه گونه مفصل شناخته می شود:
عکس مفصل
مَفصل (به انگل ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مفصل در دانشنامه آزاد پارسی

مَفْصَل (joint)
مَفْصَل
(به عربی: مَفصِل) محل حرکت یا اتصال اندام ها در جانوران دارای اسکلت. در مهره داران، مفصل محلی است که دو استخوان به هم می رسند. برخی مفاصل مثل شکاف بین استخوان های جمجمه، بی حرکت اند. برخی دیگر از مفاصل ازجمله مفاصل خاجی ـ تهی گاهیدر بخش تحتانی امکان حرکات بسیار محدودی دارند. بیشتر مفاصل دارای امکان حرکات نسبتاً آزادند. برخی مفاصل امکان حرکات لغزشی (سُر خوردن) دارند؛ از آن جمله است حرکت یک مهرۀ ستون مهره ها روی مهرۀ دیگر. برخی مفاصل نیز، مانند آرنج و زانوحرکت لولامانند دارند. (← دوسر،_ماهیچه؛ سه سر، ماهیچه). دیگر مفاصل می توانند با آرایش گوئی ـ کاسه ای در همۀ جهات حرکت کنند. مفاصل ران و شانهاز آن جمله اند. حرکات مفصل معمولاً به کمک عضلاتیایجاد می شود که با زردپی هابه استخوان متصل اند. انتهای استخوان ها را در مفاصل متحرک غضروفپوشانده است که موجب افزایش انعطاف پذیری و نرمی و سهولت حرکت می شود. این مجموعه در کیسه یا کپسولی از بافت فیبریسفید و سخت قرار می گیرد که دارای غشاییاست که مایع مفصلینرم کننده و بالشتک مانندی ترشح می کند. مفصل به کمک رباط ها، که استخوان را به استخوان مرتبط می کنند، استحکام بیشتری پیدا می کند. این گونه مفاصل را مفاصل دارای کیسۀ مفصلیمی نامند. در بی مهرگاندارای اسکلت خارجی، مفاصل در محلی قرار دارند که پوشش خارجی انعطاف پذیر یا غشای مفصلی جانشین اسکلت خارجیشده است و امکان خم شدن اندام های حرکتی یا دیگر بخش های بدن در این محل را فراهم می کند.دسته بندی مفاصل انسانی. مطالعۀ کالبدشناختی مفاصل یا مفصل بندیرا مفصل شناسیمی نامند. سه دسته مفصل در اسکلت انسان وجود دارد که هریک از آن ها ممکن است دارای دو یا چند نوع باشند. سه دسته مفصل عبارت اند از مفاصل فیبری (رشته ای)، غضروفی، و مفاصل دارای کیسۀ مفصلی. در مفاصل فیبری، دو استخوان به کمک دسته هایی از بافت فیبری متراکم به هم متصل می شوند که از سطح لخت یک استخوان به سطح دیگری کشیده شده اند. شکاف بین استخوان های مجاور در جمجمه نوعی مفصل فیبری است که در آن هیچ حرکت فعالی صورت نمی گیرد. مفاصل غضروفی به دو نوع اولیه و ثانویه تقسیم می شوند. در مفاصل غضروفی اولیه، دو قطعه استخوان با صفحۀ پیوسته ای از نوع غضروف شفاف به هم متصل می شوند که بازماندۀ مدل غضروفی اسکلت جنینی است ...

ارتباط محتوایی با مفصل

مفصل در جدول کلمات

مفصل | طناب
مفصل بین ران و ساق پا
مفصل پا
مفصل پل

معنی مفصل به انگلیسی

articulation (اسم)
تلفظ ، مفصل ، بند ، مفصل بندی ، طرز گفتار ، تلفظ شمرده ، بند جنبنده ، مفصل متحرک
joint (اسم)
شریک ، خط اتصال ، مفصل ، بند ، لولا ، زانویی ، پاتوغ ، درزه ، بند گاه
juncture (اسم)
اتصال ، خط اتصال ، الحاق ، پیوستگی ، مفصل ، ربط ، درزگاه
hinge (اسم)
مفصل ، بند ، لولا ، مدار
fulsome (صفت)
زشت ، فراوان ، زننده ، مفصل ، شهوانی ، زیاد ، پلید ، اغراق امیز ، تهوع اور
fully-described (صفت)
مفصل
full (صفت)
مطلق ، کامل ، انباشته ، بالغ ، تمام ، مفصل ، پر ، لبریز ، رسیده ، سیر ، مملو ، اکنده
detailed (صفت)
دقیق ، مفصل ، مشروح ، پر جزئیات ، بتفصیل ، مطول
long (صفت)
دیر ، ژرف ، متوالی ، طولانی ، بلند ، مفصل ، مدید ، کشیده ، طویل ، دراز
lengthy (صفت)
طولانی ، مفصل ، طویل ، دراز
voluminous (صفت)
فراوان ، بزرگ ، انبوه ، مفصل ، جسیم ، حجیم
ample (صفت)
وسیع ، فراوان ، مفصل ، فراخ ، بیش از اندازه ، پر ، پهناور ، چیز عزیز و پربها
spacious (صفت)
وسیع ، جامع ، مفصل ، فراخ ، گشاد ، جادار ، فضادار

معنی کلمه مفصل به عربی

مفصل
کافي , مظهر , مفصل , مفصلة , مقية , واسع
فصاحة
لبق
ورک
ضخم
ضخم
التهاب المفاصل
لامفصلي
غداء
عقيق

مفصل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
mofassal این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
گوکانیک، دوکانیک (پهلوی)
دِراجو (اوستایی: دْراجو)
ویکوژیک، ویکوژیت (ویکوژ از اوستایی: ویکوسْر + «یک، یت»)
یک پسوند یاتیکی (= مفعولی) پهلوی
یت پسوند یاتیکی سنسکریت
محمد طاها
گسترده گوی، زندگر.
مبینا
پیچیده
عایشه ایرانی
مَفصَل به معنی محل پیوستگی استخوان
فتح الله ادبی
همان طور که در لغتنامه علی اکبر دهخدا که کامل ترین لغتنامه در ایران است مفصل محل اتصال۲ استخوان است
aholp
کامل ترین
مبیناmobina
معنی مفصل:طولانی هستش
امیدی
مار در مار
سیدحسین اخوان بهابادی
مَفصَل، محل اتصال دو یا چند استخوان به یکدیگر.
در گویش شهرستان بهاباد به آن قفل و بند (قُفلُ بَند) هم می گویند.
زهرا میرحسینی
صحبتهای مفصل Detailed talks

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع رباط مفصل   • مفصل چیست   • مفصل نیمه متحرک   • عکس مفصل   • معنی مفصل   • انواع ربات ها در مفصل ها   • مفصل متحرک   • مفصل ثابت   • مفهوم مفصل   • تعریف مفصل   • معرفی مفصل   • مفصل یعنی چی   • مفصل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مفصل
کلمه : مفصل
اشتباه تایپی : ltwg
آوا : mafsal
نقش : اسم
عکس مفصل : در گوگل

آیا معنی مفصل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران