برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1466 100 1

مغرب

/maqreb/

مترادف مغرب: بابل، باختر، غرب، غروبگاه، عشا

متضاد مغرب: خراسان، مشرق

برابر پارسی: باختر

معنی مغرب در لغت نامه دهخدا

مغرب. [ م َ رِ / رَ ] (ع اِ) جای فروشدن آفتاب. ج ، مغارب. (مهذب الاسماء). خوربران. خورباران. (مفاتیح العلوم خوارزمی ). جای فروشدن آفتاب. مغربان مثله ، مُغَیرِبان مصغر آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). جای فروشدن آفتاب و خاور . ج ، مغارب. (ناظم الاطباء). محل غروب آفتاب. مقابل مشرق. (از اقرب الموارد). یکی از چهار جهت. آنجای که خورشید فرورود. فروشدنگاه. خاور. خاوران . خوروران. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): و ﷲ المشرق و المغرب فأینما تولوا فثم وجه اﷲ ان اﷲ واسع علیم. (قرآن 115/2). قل ﷲ المشرق و المغرب یهدی من یشاء الی صراط مستقیم. (قرآن 142/2). قال ابراهیم فان اﷲ یأتی بالشمس من المشرق فأت بها من المغرب فبهت الذی کفر. (قرآن 258/2).
چو خورشید بر جای مغرب رسید
رخ روز روشن بشد ناپدید.
فردوسی.
چو از مشرق او سوی مغرب رسد
ز مشرق شب تیره سر برکشد.
فردوسی.
بس نمانده ست کافتاب خدای
سر به مغرب برون کند ز حجاب.
ناصرخسرو.
نهاده چشم سرخ خویش را عیوق زی مغرب
چو از کینه معادی چشم بنهد زی معادایی.
ناصرخسرو.
شاه ستارگان به افق مغرب خرامید. (کلیله و دمنه ).
ماه چون از جیب مغرب برد سر
آفتاب از دامن خاور بزاد.
خاقانی.
گفتی از مغرب به مشرق کرد رجعت آفتاب
لاجرم حاج از حد بابل خراسان دیده اند.
خاقانی.
اگر رفت خورشیدگردون به مغرب
برآمد ز رای تو خورشید دیگر.
خاقانی.
مغربی را مشرقی کرده خدای
کرده مغرب را چو مشرق نورزای.
مولوی (مثنوی چ خاور ص 226).
|| جای فروشدن ستاره. (ترجمان القرآن ) :
ستاره گفت منم پیک عزت از در او
از آن به مشرق و مغرب همیشه سیارم.
خاقانی.
چون به مغرب ستاره ای فروشد رقیب او هر آینه از مشرق طالع باشد. (المعجم ص 59). || آن قسمت از کره ٔ زمین که در مغرب واقع شده. ممالکی که در مغرب قرار گرفته :
جمشید زمانه شاه مغرب
اقطاع ده جهان دولت.
خاقانی.
ای تاجدار خسر ...

معنی مغرب به فارسی

مغرب
فی لغه الفقه تالیف مطرزی درین کتاب لغات مستعمل نزد فقها ضبط شده . به قول ابن خلکان المغرب اختصاص به حنفیه دارد .
جای فروشدن آفتاب، مکان غروب کردن آفتاب، باختر
۱ - ( اسم ) چیز عجیب و غریب در آورنده . یا عنقای مغرب .
بحر الشام بحر المغرب
نامی است که اعراب بشمال غربی افریقا داده اند مانند : مراکش و الجزیره و غیره . علاوه بد کشورهای فوق به اندلس۷ اسپانیا نیز اطلاق شده است . ناحیه مغرب شامل شبه جزیره بزرگیست که مسلمین آنرا در قدیم مغرب الاقصی مینامیدند و بسه کشور مراکش الحزایر و تونس تقسیم میشد.
الجزایر و یا ظاهرا تونس و الجزایر مراد است و این کلمه را ابن البیطار مکرر استعمال کرده است از جمله در کلمه صفیرا .
( اسم ) مجموعه کشور هایی که در مغرب قرار گرفته اند ( اعم از اروپا و امریکا ) غرب مقابل مشرق زمین .
( صفت ) منسوب به مغرب زمین اهل مغرب زمین غربی مقابل مشرق زمینی شرقی .
ساحلی است در شمال افریقای غربی که در کنار دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس واقع است .
خطی است نزد ارباب هیئت و اصل بین دو نقطه مشرق و مغرب که بخط اعتدال نیز موسوم است .
دریای مدیترانه . بحر الشام
کنایه از هلال یعنی خاوری است
یکی از کتابهای محیی الدین بن عربی است بعربی که موضوع آن در تصوف می باشد .
همان عنقائ است که بصورت توصیف خوانده شود و عنقائ مغرب بصورت اض ...

معنی مغرب در فرهنگ معین

مغرب
(مُ رِ) [ ع . ] (اِفا.) چیز عجیب و غریب در آورنده .
(مَ رِ) [ ع . ] (اِ.) باختر، جای فرو شدن آفتاب ، غرب . ج . مغارب .
( ~. زَ) [ ع - فا. ] (اِمر.) مجموعة کشورهایی که در مغرب زمین قرار گرفته اند (اعم از اروپا و امریکا)، غرب .

معنی مغرب در فرهنگ فارسی عمید

مغرب
جای فروشدن آفتاب، مکان غروب کردن آفتاب، باختر.
آورندۀ هرچیز غریب وعجیب.

مغرب در دانشنامه اسلامی

مغرب
معنی مَغْرِبَ: مغرب- محل غروب
معنی أَصِيلاًَ: اول مغرب - سرشب
معنی مَشْرِقَيْنِ: دو مشرق - مشرق و مغرب (مراد از مشرقين مشرق و مغرب است که در آن جانب مشرق غلبه داده شده .یا اینکه چون زمین کروی است هرسمتی که نسبت به نقطه ای از کره زمین مغرب می باشد نسبت به قرینه ی مرکزی آن نقطه مشرق تلقی می شود )
معنی عِشَاءِ: آخر روز (بعضي هم گفتهاند به معناي مدت زماني است که ميان نماز مغرب و عشاء فاصله ميشود )
معنی مَشَارِقِ: مشرق ها - محلهاي طلوع - مشرق و مغرب ها (مراد از مشرقين مشرق و مغرب است که در آن جانب مشرق غلبه داده شده یا اینکه چون زمین کروی است هرسمتی که نسبت به نقطه ای از کره زمین مغرب می باشد نسبت به قرینه ی مرکزی آن نقطه مشرق تلقی می شود از طرفي با همين فرض ...
معنی عَسْعَسَ: نيمه تاريک مي شود (عسعسه هم به رو آوردن شب اطلاق ميشود ، و هم به رفتن آن . پس عسعسه و عساس به معناي تاريکي مختصر است ، نظير تاريکي اول مغرب و قبل از آفتاب )
معنی غَاسِقٍ: ابتداي تاريکي شب (کلمه غسق به معناي اولين مرحله از ظلمت شب است ، وقتي گفته ميشود قد غسق الليل معنايش اين است که تاريکي شب فرا رسيد ، و غاسق شب ، آن ساعتي است که شفق و سرخي سمت مغرب ناپديد شود . )
معنی غَسَقِ: اولين مرحله از ظلمت و تاريکي شب (کلمه غسق به معناي اولين مرحله از ظلمت شب است ، وقتي گفته ميشود قد غسق الليل معنايش اين است که تاريکي شب فرا رسيد ، و غاسق شب ، آن ساعتي است که شفق و سرخي سمت مغرب ناپديد شود . )
معنی مَغْرِبَيْنِ: دو مغرب - دو محل غروب (چون زمین کروی است هرسمتی که نسبت به نقطه ای از کره زمین مغرب می باشد نسبت به قرینه ی مرکزی آن نقطه مشرق تلقی می شود از طرفي با همين فرض مي توان براي كره ي زمين مشرقها و مغربهاي فراوان تصور نمود يا اينكه منظور از کلمه مغارب نقطه...
معنی مَغَارِبِ: مغربها - محلهای غروب (چون زمین کروی است هرسمتی که نسبت به نقطه ای از کره زمین مغرب می باشد نسبت به قرینه ی مرکزی آن نقطه مشرق تلقی می شود از طرفي با همين فرض مي توان براي كره ي زمين مشرقها و مغربهاي فراوان تصور نمود يا اينكه منظور از کلمه مغارب نقطهه...
معنی مَغَارِبَهَا: مغربش - محل ...


مغرب در دانشنامه ویکی پدیا

مغرب
واژه مَغرب در موارد زیر کاربرد دارد.
به معنی غرب (یکی از جهت های چهارگانه جغرافیایی)
در قدیم منطقه گسترده ای از شمال آفریقا را مغرب می نامیدند. برای این منظور امروزه عبارت مغرب عربی کاربرد یافته است.
مغرب نام دیگر کشور مراکش است.
روزنامهٔ مغرب، نام یک روزنامه و نیز وب گاه خبری آن
روزنامه مغرب، روزنامه اصلاح طلب ایران بود، که به قلم جمعی از روزنامه نگاران اصلاح طلب از تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۱ منتشر و بعد از چاپ تنها ۷۹ شماره مورخ ۷ آذر ۱۳۹۱ توقیف شد. این روزنامه پس از رفع توقیف، دوره دوم خود را از تاریخ ۵ اسفند ۱۳۹۱ آغاز کرد که در این دوره نیز تنها پس از چاپ ۱۵ شماره، لغو امتیاز شد.
بی بی سی فارسی. ورود مأموران دادستانی به روزنامه مغرب
بی بی سی فارسی. روزنامه مغرب یک روز منتشر نمی شود
بی بی سی فارسی. وزارت ارشار از مغرب شکایت کرد
فرهنگ نیوز. هزینه های مغرب از کجا تأمین می شود؟
فرهنگ نیوز. روزنامه مغرب و آقای محمد مهدی ناصری امامی
خبر آنلاین. روزنامه مغرب تا اطلاع ثانوی منتشر نمی شود
تابناک. روزنامه مغرب موقتاً تعطیل شد
پایگاه خبری تحلیل اعتدال. روزنامه مغرب یک روز منتشر نمی شود
پایگاه خبری شبکه ایران. افشای ماجرای بیلبوردهای تبلیغاتی
خبرگزاری فارس. مدیر مسئول روزنامه مغرب بازداشت شد
ایلنا. مدیر مسئول روزنامه مغرب بازداشت شد
پایگاه خبری تحلیل فرارو. طرحی که مغرب را تعطیل کرد
روزنامه فرهیختگان. طرح سؤال برانگیزی که روزنامه مغرب را از روی گیشه روزنامه فروشی ها جمع کرد
خبرگزاری نسیم. آزادی محمد مهدی امامی ناصری پس از ۱۲۰ روز
سایت تحلیلی خبری عصر ایران. مغرب دوباره منتشر می شود
سایت تحلیلی خبری عصر ایران. مدیر مسئول مغرب آزاد شد
جامعه خبری تحلیلی الف. بازداشت مدیرمسوول و دبیر سیاسی روزنامه مغرب
سایت خبری تحلیلی عصر ایران. تذکر به روزنامه «مغرب» به دلیل انتشار تصویر سیدمحمد خاتمی
بولتن نیوز. روزنامه مغرب لغو مجوز شد
آخرین نیروز. بازداشت مدیر مسئول و دبیر سرویس ساسی روزنامه مغرب بعد از چاپ نامه خاتمی
سمنان تایمز. بازداشت مدیرم ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مغرب در دانشنامه آزاد پارسی

مَغرب
(به عربی: المغرب) ناحیه ای در شمال افریقا، شامل لیبی، مراکش، الجزایر، و تونس. سابقاً افریقای صغیر نامیده می شد. بخش شمالی این ناحیه مرطوب و پرباران و بخش جنوبی آن کم آب و بیابانی است. بومیان این منطقه در برابر حملات پیاپی پونیک ها، رومی ها و مسیحیان مقاومت کردند، تا این که در قرون ۷ و ۸م اعراب دین اسلام و زبان عربی را در این منطقه رواج دادند؛ با وجود این بسیاری از مردم ناحیۀ مزبور فرهنگ خود را در طی قرون حفظ کرده اند. مردم این ناحیه به گروه های قومی ـ زبانی بربر و عرب تعلق دارند. بربرها از نسل ساکنان اولیۀ این ناحیه اند که از دورۀ پارینه سنگی در منطقه سکونت داشته اند. سایر گروه های ساکن در منطقه مهاجران فنیقی، عرب، و فرانسوی اند. حدود یک ششم از جمعیت مغرب به یکی از زبان های بربر تکلم می کنند، اما زبان اکثر مردم عربی است. کشورهای این ناحیه در ۱۹۶۴ـ۱۹۶۵ بر سر همکاری اقتصادی به توافق رسیدند. موریتانی نیز از ۱۹۷۰ به آن ها پیوست. در ۱۹۸۹، این کشورها اتحادیۀ اقتصادی موسوم به اتحادیه مغرب عربیرا تشکیل دادند. گاهی چادو مالینیز عضو این اتحادیه می شوند. امروزه کشور مراکش را مغرب هم می نامند.

ارتباط محتوایی با مغرب

مغرب در جدول کلمات

مغــرب
باختر
بادی که از مغرب وزد
دبور

معنی مغرب به انگلیسی

sunset (اسم)
افول ، غروب ، مغرب ، غروب افتاب
occident (اسم)
مغرب ، مغرب زمین ، غرب
west (اسم)
مغرب ، مغرب زمین ، غرب

معنی کلمه مغرب به عربی

مغرب
غرب , غروب
غرب
زفير
باتجاه الغرب
زفير
مغرب

مغرب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حلما
این واژه تازى (اربى) به معناى هنگام غروب است و برابر پارسى آن اَویسْروسْریم Avisrosrim (پهلوى: مغرب ، هنگام غروب) است.
حمیدرضا دادگر_فریمان
بابل، باختر، غرب، غروبگاه، عشا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کشور مغرب   • مغرب عربی   • مغرب در جدول   • مراکش مقصدها   • معنی مغرب   • کازابلانکا مراکش   • مغرب همدان   • تور مراکش   • مفهوم مغرب   • تعریف مغرب   • معرفی مغرب   • مغرب چیست   • مغرب یعنی چی   • مغرب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مغرب
کلمه : مغرب
اشتباه تایپی : lyvf
آوا : maqreb
نقش : اسم
عکس مغرب : در گوگل

آیا معنی مغرب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران