برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1396 100 1

معوق

/mo'avvaq/

مترادف معوق: بازداشته، عقب افتاده، عقب انداخته، معطل، معوقه، به تأخیرافتاده ، بلاتکلیف، پادرهوا، معلق

متضاد معوق: معین

برابر پارسی: پس افتاده، پس انداخته، درنگیده، بازایستاده

معنی معوق در لغت نامه دهخدا

معوق. [ م ُ ع َوْ وَ ] (ع ص ) بر درنگ داشته شده و بازداشته. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). بازداشته شده و دربندداشته شده. (غیاث ) (آنندراج ). || تعویق شده و درنگ شده. (ناظم الاطباء). پس افتاده. به دیری کشیده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- معوق گذاشتن ؛ به تعویق انداختن. به عقب انداختن.
- معوق ماندن ؛ به تعویق افتادن. به عقب افتادن.
|| مجازاً به معنی مشکل و دشوار.(غیاث ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).

معوق. [ م ُ ع َوْ وِ ] (ع ص ) درنگ کننده. (منتهی الارب ) (آنندراج ). درنگ کننده در کارها. (ناظم الاطباء). بازدارنده. دیرکشاننده. سپوزکار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

معوق. [ م ُع ْ وِ ] (ع ص ) مرد خوابناک سرجنبان. || گرسنه. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی معوق به فارسی

معوق
بازداشته شده، بازایستاده، عقب مانده
( اسم ) عقب اندازنده .
مرد خوابناک سر جنبان

معنی معوق در فرهنگ معین

معوق
(مُ عَ وَّ) [ ع . ] (اِمف .) درنگ شده ، به تأخیر افتاده .

معنی معوق در فرهنگ فارسی عمید

معوق
بازدارنده، عقب اندازنده.

معنی معوق به انگلیسی

delayed (صفت)
به تاخیر افتاده ، معوق
postponed (صفت)
معوق ، موکول

معنی کلمه معوق به عربی

معوق را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ب. الف. بزرگمهر
وانهاده، واگذاشته

بجای واژه ی از ریشه عربی تعویق می توان (به آینده) وانهادن یا (واگذاشتن) گفت و نوشت.
برگرفته از پی نوشتِ یادداشت �آغاز انقلاب در روسیه�، ب. الف. بزرگمهر ۱۲ شهریور ماه ۱۳۹۴
http://www.behzadbozorgmehr.com/2015/09/blog-post_3.html

از واژه های یاد شده در بالا، واژه ی پرکاربرد (رایج) در زبان توده های مردم: �پادرهوا� را نیز واژه ی خوبی می دانم؛ گرچه، نه برای همر متنی.
شهریار آریابد
در پارسی " واپسانده"

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعریف مطالبات معوق   • مطالبات معوق بانکی   • آیین نامه وصول مطالبات سررسید گذشته معوق و مشکوک الوصول   • قانون نحوه وصول مطالبات بانکها   • مطالبات معوق به انگلیسی   • تعریف مطالبات بانکی   • روشهای وصول مطالبات   • دستورالعمل وصول مطالبات   • معنی معوق   • مفهوم معوق   • تعریف معوق   • معرفی معوق   • معوق چیست   • معوق یعنی چی   • معوق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی معوق
کلمه : معوق
اشتباه تایپی : lu,r
آوا : mo'avvaq
نقش : صفت
عکس معوق : در گوگل

آیا معنی معوق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )