برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1430 100 1

معنوی

/ma'navi/

مترادف معنوی: باطنی، روحانی، روحی، عرفانی، عارف، معنایی ، درونی

متضاد معنوی: ظاهری، مادی، صوری

برابر پارسی: مینوی

معنی معنوی در لغت نامه دهخدا

معنوی. [ م َ ن َ وی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به معنی. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || ضد لفظی. (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.

معنوی. [ م َ ن َ] (از ع ، ص نسبی ) . با معنی و چمی. (ناظم الاطباء). منسوب به معنی. مربوط به معنی. آرِشی. مقابل لفظی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || حقیقی و راست و اصلی و ذاتی و مطلق و باطنی و روحانی. (ناظم الاطباء). مقابل مادی. مقابل صوری. مقابل ظاهری. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). معنایی که فقط بوسیله ٔ قلب شناخته می گردد و زبان را در آن بهره ای نیست. (از تعریفات جرجانی ) :
به گوش جان و دلت پند معنوی بشنو
نگر چه گوید، گوشت به پند او بسپار.
ناصرخسرو.
گر سخن را قیمت از معنی پدید آید همی
معنوی باید سخن چه تازی و چه پهلوی.
ادیب صابر.
کی توان گفت از دهان تو سخن
زانکه صورت نیست آن جز معنوی.
عطار.
یکی جان عجب باید که داند جان فدا کردن
دو چشم معنوی باید عروسان معانی را.
مولوی.
دلایل قوی باید و معنوی
نه رگهای گردن به حجت قوی.
سعدی.
- دوست معنوی ؛ دوست درونی. (ناظم الاطباء). دوست منزه از شوائب مادی.
- مرد معنوی ؛ آنکه در عالم معنی سیر کند. سالک راه حق :
من که قاضی ام نه مرد معنوی
زین مرقع شرم می دارم همی.
عطار (منطق الطیر چ مشکور ص 125).
- مقامات معنوی ؛ مراتب سیر باطنی. درجات سلوک به سوی حق. مقامات عرفانی :
بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
می خواند دوش درس مقامات معنوی.
حافظ.

معنوی. [ م َ ن َ ] (اِخ ) از شاعران قرن دهم عثمانی است وی اهل سلانیک و به طریقه ٔ مولویه منتسب بود. (از قاموس الاعلام ترکی ).

معنی معنوی به فارسی

معنوی
منسوب به معنی، آنچه منسوب به معنی است، باطنی، حقیقی
( صفت ) منسوب به معنی ۱ - مربوط به معنی ۲ - باطنی حقیقی مقابل مادی ظاهری صوری: [ یکی جان عجب باید که داند جان فدا کردن - دو چشم معنوی باید عروسان معانی را. ] ۳ - شخصی که درعالم معنی و باطن سیرکند عارف : من که قاضی ام نه مرد معنوی زین مرقع شرم میدارم قوی . ] ( منطق الطیر . چا . دکتر مشکور. ۱۲۵ ) یامقامات معنوی . درجات عالم باطن مقامات عرفانی : بلبل ز شاخ سروبه گلبانگ پهلوی میخواند دوش درس مقامات معنوی ( حافظ . ۳۴۵ )
از شاعران قرن دهم عثمانی است وی اهل صلانیک و به طریقه مولویه منتسب بود .
خواجه عبد اللطیف از اولاد خواجه عبید الله احرار بود و در نظم اسرار طریقه مولوی معنوی می پیمود .
به اصطلاح نحویان اسمی که در آن از علامات تانیث که ای فوقانی در آخر الف ممدوده و مقصوره است نباشد . مگر در استعمال عرب ضمیر مونث به سوی آن راجع کننده یا علم مونث باشد که در آن علامات تانیث نباشد .
تاکید معنوی یا غیر صریح به خلاف تاکید لفظی است و آن را از این روی معنوی نامند که گوینده توجه به تاکید معنی دارد نه لفظ چنان که بر عکس در تاکید لفظی توجه به تکرار لفظ است .
مقابل جعل مادی است و آن عبارت از این است که مامورین تنظیم اوراق بر خلاف واقع امری را تحریر و یا در دفاتر دولتی قید کنند .
[spiritual health] [علوم سلامت] یکپارچگی اصولی و اخلاقی و هدفمند بودن در زندگی و احساس تعهد به یک واقعیت برتر
در مقابل عامل لفظی مانند عاملیت ابتدائیست در خبر که همان مجرد بودن از عامل لفظی است .
...

معنی معنوی در فرهنگ معین

معنوی
(مَ نَ) [ ع . ] (ص نسب .) منسوب به معنی ، باطنی ، حقیقی .

معنی معنوی در فرهنگ فارسی عمید

معنوی
۱. [مقابلِ صوری] مربوط به باطن، درونی.
۲. [مقابلِ مادی] غیر مادی.
۳. [قدیمی، مجاز] آن که به معنویت می پردازد، عارف.

معنوی در جدول کلمات

با معنوی میانه ای ندارد
مادی
به فرمایش امام محمد باقر(ع) هیچ فضیلتی به قدر جهاد ارزش معنوی ندارد و هیچ جهادی مانند مجاهده در راه غلبه بر•••• نیست
هوای نفس
عمل یا فرآیند تربیت کردن و افزایش ارزشهای معنوی انسانها
انسان سازی

معنی معنوی به انگلیسی

immaterial (صفت)
مجرد ، جزئی ، غیر مادی ، بی اهمیت ، معنوی
incorporeal (صفت)
مجرد ، غیر مادی ، معنوی ، بی جسم
moral (صفت)
اخلاقی ، معنوی ، روحی ، وابسته بعلم اخلاق
inward (صفت)
ذاتی ، داخلی ، باطنی ، دین دار ، درونی ، معنوی ، تویی
mental (صفت)
دماغی ، مغزی ، فکری ، روانی ، معنوی ، روحی ، هوشی
spiritual (صفت)
فکری ، روحانی ، غیر مادی ، معنوی ، روحی ، مربوط به روح و جان یا اراده
psychic (صفت)
روانی ، واسطه ، معنوی ، روحی ، ذهنی
supersensible (صفت)
روانی ، معنوی ، روحی ، ماوراء محسوسات ، مافوق احساس ، ماوراء عالم حواس

معنی کلمه معنوی به عربی

معنوی
روحي , غير اساسي , مساهم , مغزي , ملخص

معنوی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مبین
اصطلاحآ به فردی خطاب می شود که از لحاظ باطنی دارای صفات پاک و والایی مانند: دوستی ، راستی ، و حقیقت جویی باشد و یا در جهت رسیدن به آن کوشش نماید... این صفات در بعد معنی ظاهر می گردند.
نیازعلی شمس
آرشی در خود واژه نامه شادروان دهخدا
آرشی . [ رِ ] (ص نسبی ) معنوی ، مقابل لفظی . (برهان ).
سینا .
معنوی معرب واژه ی مینوی است که در اوستا این واژه بارها آمده، در اوستا واژه ی نفس اماره و لوامه میشود سپنتا مینیو و انگرَمینیو .
در زبان انگلیسی هم فکر یا ذهن میشود mind

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی معنوی   • ارزش های معنوی چیست   • تعریف معنویت   • مقاله در مورد معنویت   • معنویت چیست   • بیان معنوی استاد پناهیان   • معنویت در نهج البلاغه   • معنویت درمانی   • مفهوم معنوی   • معرفی معنوی   • معنوی یعنی چی   • معنوی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی معنوی
کلمه : معنوی
اشتباه تایپی : luk,d
آوا : ma'navi
نقش : صفت
عکس معنوی : در گوگل

آیا معنی معنوی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )