برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1666 100 1
شبکه مترجمین ایران

معزول کردن


مترادف معزول کردن: برکنار کردن، عزل کردن، خلع کردن، از کاربرکنار کردن، کنار گذاشتن، برداشتن ، دور کردن، جدا کردن

متضاد معزول کردن: منصوب کردن، گماشتن، برگماشتن

معنی معزول کردن به انگلیسی

discharge (فعل)
خالی کردن ، مرخص کردن ، خارج کردن ، معزول کردن ، درکردن ، اداء کردن ، ترشح کردن ، منفصل کردن
dismiss (فعل)
مرخص کردن ، خارج کردن ، عزل کردن ، معزول کردن ، منفصل کردن ، روانه کردن ، معاف کردن
eject (فعل)
دفع کردن ، پس زدن ، بیرون انداختن ، معزول کردن ، بیرون راندن
recall (فعل)
بیاد اوردن ، فرا خواندن ، بخاطر آوردن ، معزول کردن

معنی کلمه معزول کردن به عربی

معزول کردن
اخلع , استدعاء , اقذف

معزول کردن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میرحسین سیاوشی خیابانی
( در افغانستان ) سبک دوش کردن ( مودبانه )
میرحسین سیاوشی خیابانی
( در افغانستان ) سبک دوش کردن ( مودبانه )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• متضاد میانه روی   • معذول   • منعزل   • معنی معزول کردن   • مفهوم معزول کردن   • تعریف معزول کردن   • معرفی معزول کردن   • معزول کردن چیست   • معزول کردن یعنی چی   • معزول کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی معزول کردن

کلمه : معزول کردن
اشتباه تایپی : luc,g ;vnk
عکس معزول کردن : در گوگل

آیا معنی معزول کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )