برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1458 100 1

معاویه

/mo'Aviyye/

معنی معاویه در لغت نامه دهخدا

معاویة. [ م ُ ی َ ](ع اِ) سگ ماده ٔ آزمند گشن. (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). ماده سگ. (از اقرب الموارد). || بچه ٔ روباه. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || ابومعاویة، یوز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معاویة. [ م ُ ی َ ] (اِخ ) رجوع به ابوعبیداﷲ معاویةبن عبیداﷲبن یسار شود.

معاویة. [م ُ ی َ ] (اِخ ) رجوع به ابومهلب معاویةبن عمر شود.

معاویة. [ م ُ ی َ ] (اِخ ) ابن ابی سفیان صحربن حرب بن امیه ٔ قرشی اموی (20 قبل از هجرت 60 هَ. ق.) نخستین خلیفه ازامویان و یکی از دهات عرب است. در مکه متولد شد. درروز فتح مکه (8 هَ. ق.) اسلام آورد و در عداد کاتبان رسول اکرم در آمد و چون ابوبکر به خلافت رسید رهبری قسمتی از سپاهی که فرماندهی آن به عهده ٔ برادرش یزیدبن ابی سفیان بود به او واگذار گردید. در زمان عمر به حکومت اردن منصوب شد و پس از مرگ برادرش ، عمر حکومت دمشق را به وی سپرد، و عثمان امارت تمام شام را به عهده ٔ او گذاشت و چون عثمان کشته شد حضرت علی او رااز امارت عزل کرد اما معاویه نپذیرفت و به خونخواهی عثمان برخاست و علی (ع ) را متهم به قتل وی کرد و طلحه و زبیر و عایشه را که در بصره به مخالفت با علی برخاسته بودند در نهان تقویت کرد. علی (ع ) در جنگ بصره پیروز شد و با این فتح عراق و کشورهای تابع آن به تصرف وی در آمد اما شام همچنان در دست معاویه بود و خود را برای جنگ با علی آماده می ساخت سرانجام در نبردی که در صفین بین لشکریان علی و معاویه درگرفت به حیله ٔ عمروبن العاص اختلاف بین طرفداران علی (ع ) واقع شد وسپاهیان علی (ع ) دست از جنگ بازداشتند و سرانجام امربه داوری حکمین موکول شد. ابوموسی اشعری و عمروبن عاص به ترتیب از طرف علی (ع ) و معاویه به حکمیت تعیین شدند عمروبن عاص ابوموسی اشعری را بفریفت و امر حکمیت را به نفع معاویه پایان داد و او همچنان به شام در امارت خویش باقی ماند. پس از شهادت علی (ع ) حسن بن علی (ع ) با معاویه صلح و خلافت را به او واگذار کرد (سال 41 هَ. ق.) واز این تاریخ معاویه رسماً خود را خلیفه ٔ مسلمانان خواند و برای پسر خویش یزید بیعت گرفت و سرانجام بعد از نوزده سال در دمشق وفات یافت. و رجوع به اعلام زرکلی ج 3 ص 1052 و تاریخ اسلام تألیف دک ...

معنی معاویه به فارسی

معاویه
این یزید بن معاویه معروف به معاویه ثانی ( و. ۴۳ ه.ق - ف. ۶۴ ه.ق ) پس از مرگ پدرش یزید بخلافت رسید اما خود را لایق خلافت ندانست و استعفا کرد و سه ماه بعد درگذشت .
ابن هشام بن عبدالملک بن مروان جد امرای اندلس از بنی امیه است . وی در زمان پدر در گذشت .
یکی از زهاد
چاهی بین عسفان و مکه است
ربیع بن معاویه بن خفاجه بن عمر و بن عقیل خفاجی صحابیست .
ربیعه بن معاویه بن حارث بن معاویه ابن ثور بنا بگفته خلیفه و فتحون از اصحاب حضرت رسول ص بود .
عبدری سرقسطی متوفای ۵۳۵ ق . اوراست تجرید الصحاح السته فی الحدیث .
(یزید اول) فرزند معاویه ابن ابی سفیان ( و. ۲۶ ه.ق . - ف. ۶۲ ه.ق . ) پس از پدر بمسند خلافت نشست . وی جوانی بود عاری از علم و فضیلت و شهره به فسق و فجور . مردم عراق که از او ناراضی بودند به حسین بن علی علیهالسلام نامه نوشتند و او را برای بیعت به عراق خواندند . وی مسلم بن عقیل را که پسر عمش بود برای گرفتن بیعت بکوفه فرستاد و کوفیان نخست با مسلم بیعت کردند و امام حسین علیهالسلام روان. عراق شد ولی چون حاکم یزید عبیدا... بن زیاد به کوفه آمد از یاری او سرباز زدند و در دهم محرم سال ۶۱ ه.ق . عمربن سعد عامل عبیدا... بن زیاد امام حسین و یارانش را در کربلا بامر یزید شهید کرد و زنان و اطفال شهدا را نزد یزید به شام فرستادند و این کار نفرت عموم مسلمانان را برانگیخت . به سال ۶۳ ه.ق . جمعی از مردم مدینه به شام رفتند و از نزدیک اعمال یزید را دیدند و چون بمدینه برگشتند از او بیزاری جستند یزید مدینه را قتل عام کرد . سلطنت یزید سه سال و نیم طول کشید. در سال اول حسین بن علی علیهالسلام را بقتل ...

معاویه در دانشنامه اسلامی

معاویه
این صفحه مدخلی از کتاب فرهنگ عاشورا است
معاویه بن ابی سفیان زمامداری خودکامه و طاغوتی جبار بود. پدرش ابوسفیان و مادرش هند جگرخوار از سرسخت ترین دشمنان اسلام بودند. معاویه، خلیفه ای سنگدل، حیله گر، دروغگو و فتنه انگیز بود. از زمان عثمان، والی شام گشت و با امام علی علیه السلام جنگید و همواره علیه او توطئه می نمود.
حسن بن علی علیه السلام نیز ناچار شد با معاویه قرارداد ترک مخاصمه امضا کند. معاویه به هیچ یک از تعهدات صلحنامه وفا نکرد. به کشتار بی گناهان و دستگیری و قتل یاران علی علیه السلام پرداخت و هواداران اهل بیت علیهم السلام را سرکوب و قلع و قمع نمود و عمال خویش را بر اموال و جانها و نوامیس مسلمین مسلط ساخت و دیکتاتوری ترین شیوه های حکومتی را در قالب تزویر و تبلیغات، اعمال می کرد و در ریشه کن ساختن دین پیامبر می کوشید. معاویه، ملعون به زبان پیامبر صلی الله علیه و آله بود.
از بدعت های معاویه، بیعت گرفتن اجباری از مردم و شخصیت ها برای ولایت عهدی فرزند شرابخوار و نالایقش «یزید» بود. قوی ترین گروه مخالف با آن بیعت، بنی هاشم و در راس آنان حسین بن علی علیه السلام بود که مخالفت خویش را آشکارا اعلام کرد. اغلب چهره های سرشناس یا با تهدید یا با تطمیع، پذیرفته بودند ولی امام حسین علیه السلام حتی در برابر معاویه که به ستایش یزید پرداخت، به بیان زشتی های یزید اشاره کرد و از کار معاویه نکوهش نمود و رسوایش ساخت.
در پاسخ نامه معاویه به آن حضرت، جنایات معاویه را در کشتن حجر بن عدی و یارانش و شهید کردن عمرو بن حمق و پیمان شکنی و فتنه انگیزیهایش برشمرد و حکومت معاویه را بزرگترین فتنه دانست و مبارزه با معاویه را برترین جهاد و موجب قرب به خدا برشمرد: «و انی والله ما اعرف افضل من جهادک فان افعل فانه قربة الی ربی و ان لم افعله فاستغفر الله لدینی... و اعلم ان الله لیس بناس لک قتلک بالظنة و اخذک بالتهمة و امارتک صبیا یشرب الشراب و یلعب بالکلاب...».
همچنین ابا عبدالله علیه السلام یک سال پیش از مرگ معاویه در یک سخنرانی عمومی در موسم حج، از معاویه به عنوان طاغوت یاد کرد و ستم های او را برشمرد و از مردم خواست چون به شهرهای خود بازگشتند، سخنان آن حضرت را به مردم برسانند و آنان را به حق فراموش شده اهل بیت علیهم السلام فراخوانند، چرا ک ...


ارتباط محتوایی با معاویه

معاویه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی
یزید بن معاویه و به شهادت رساندن امام حسین علیه‌السلام
سال شصت هجرى قمرى معاويه درگذشت و پسرش يزيد طبق بيعتی كه پدرش از مردم براى وى گرفته بود زمام حكومت اسلامی را در دست گرفت. يزيد به شهادت تاريخ، هيچ گونه شخصيت دينی نداشت؛ جوانی بود که حتی در زمان حيات پدر، اعتنايی به اصول و قوانين اسلام نمی كرد و جز عياشىی و بی بندوبارى و شهوترانی سرش نمىی شد و در سه سال حكومت خود، فجايعی راه انداخت كه در تاريخ ظهور اسلام با آن همه فتنه‌ها كه گذشته بود، سابقه نداشت.

سال اول، حضرت حسين بن علی عليه‌السلام را كه سبط پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بود با فرزندان و خويشان و يارانش با فجيع‌ترين وضعى كشت و زنان و كودكان و اهل بيت پيغمبر را به همراه سرهاى بريده شهدا در شهرها گردانيد و در سال دوم، �مدينه� را قتل عام كرد و خون و مال و عرض مردم را سه روز به لشكريان خود مباح ساخت و سال سوم، �كعبه مقدسه� را خراب كرده و آتش زد!!!
زهرا
آل مروان از بنی‌امیه
پس از يزيد، مطابق با سنتی که معاویه گذاشته بود. فرزند یزید که او هم معاویه نام داشت به حکومت رسید ولی او با اين كه در دستگاه جنايت‌كارانه اموى رشد و تربيت يافته بود به شدت از جنایات جد و پدرش دلگیر بود. لذا برای مردم خطبه‌ای خواند و جدش را به سبب نزاع با امام علی علیه‌السلام که سزاوارتر از او به خلافت بود و پدرش را به خاطر هوسرانی و فسادش و قتل حرم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سوزاندن کعبه ذم نمود و پایان خلافت سفیانیان را اعلام کرده، امر خلافت را به مردم سپرد.[۲] پس از او آل مروان از بنى‌اميه به ترتیب زیر زمام حكومت اسلامى را در دست گرفتند:

مروان بن حکم (مروان اول): آغاز حکومتش، ذی القعده سال 64 هـ.ق.
عبدالملک بن مروان: آغاز حکومتش، رمضان سال 65 هـ.ق که مدت 20 سال حکومت کرد.
ولیدبن عبدالملک: (ولید اول) حکومتش شوال سال 86 هجری قمری.
سلیمان بن عبدالملک: آغاز حکومتش جمادی الثانی سال 96 هجری قمری.
عمربن عبدالعزیز: آغاز حکومتش ماه صفر سال 99 هجری قمری. او تنها خلیفه اموی است که با �علویان� مدارا کرد، فدک را به �بنی‌فاطمه� برگرداند، سب و لعن علی علیه‌السلام را که به دستور معاویه بن ابی‌سفیان و از زمان او شیوع داشت، ممنوع کرد و بسیاری از مالیات‌های ناروا را ملغی نمود و اصلاحات دیگری که در جای خود خواهد آمد ولی مدت خلافتش 2 سال بیشتر نبود.
یزیدبن عبدالملک: (یزید دوم). آغاز حکومتش، ماه رجب سال 101 هـ.ق.
هشام بن عبدالملک: آغاز حکومتش شعبان سال 105 هجری قمری، او نیز مدت 20 سال حکومت کرد.
ولید بن یزید دوم: (ولید دوم). آغاز حکومتش، ربیع الثانی سال 125 هجری قمری.
یزیدبن ولید: (یزید ناقص، یزید سوم). آغاز حکومتش رجب سال 126 هجری قمری که فقط 6 ماه حکومت کرد.
ابراهیم بن ولید اول: آغاز حکومتش ذی الحجه سال 126 هجری قمری.
مروان بن محمدبن مروان: (مروان دوم که به مروان حمار معروف بود. حکومتش از ماه صفر سال 127 هجری قمری شروع و تا سال 132 هـ.ق ادامه داشت).
حكومت اين دسته يازده نفرى كه نزديك به هفتاد سال ادامه داشت، روزگار تيره و شومى براى اسلام و مسلمين به وجود آورد به عنوان نمونه در زمان خلافت عبدالملک بن مروان بخش وسیعی از قلمرو اسلام به حجاج سپرده شد. حجاج در دوره دراز حکمرانی خود، نه فقط سیاست سرکوب شیعه را با شدت تمام دنبال می‌کرد بلکه حتی نسبت به شماری از اصحاب که از نظر سیاسی تاثیر چشمگیری داشتند از تحقیر و توهین باز نمی‌ایستاد.

در دوره حكومت مروانیان كار به جايى كشيد كه خليفه وقت (وليد بن يزيد) كه جانشين پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و يگانه حامى دين شمرده مى‌شد، بى‌محابا تصميم گرفت بالاى خانه كعبه غرفه‌اى بسازد تا در موسم حج در آنجا مخصوصاً به خوشگذرانى بپردازد!!!

خليفه وقت (وليد بن يزيد) قرآن كريم را آماج تير قرار داد و در شعرى كه خطاب به قرآن انشاء كرد، گفت: روز قيامت كه پيش خداى خود حضور مى‌يابى بگوى خليفه مرا پاره كرد!!!
زهرا
بني‌اميه تيره‌اي ثروتمند، قدرتمند، پر جمعيت و داراي نفوذ سياسي، اجتماعي و اقتصادي بسيار در آستانه ظهور اسلام در مكه و سپس در جهان اسلام بودند و جز چند سال، در طول حكومتشان (41-132ق.) بر حرمين تسلط داشتند؛ بني‌اميه از نسل امية بن عبدشمس بن عبدمناف بن قصي هستند[1] كه نسبشان به عبدمناف جد سوم پيامبر (ص) مي‌رسد.[2] از ميان فرزندان عبدشمس، يعني اميه اكبر، اميه اصغر، نوفل، عبداميه، حبيب، ربيعه، عبدالعزي و عبدالله، نسل اميه اكبر به بني‌اميه شهرت دارند.[3] افزون بر قريش، ميان عرب قحطاني نيز تيره‌اي با نام بني‌امية بن زيد بن قيس از زير مجموعه‌هاي اوس يافت مي‌شود[4] كه البته غير مشهورند. بر پايه گزارشي، اميه برده‌اي رومي بود كه عبدشمس با ملحق ساختن او به خود، وي را فرزند خويش خواند.[5] برخي اين سخن امير مؤمنان علي (ع): �ليس الصريح كاللصيق[6]: پاكيزه‌نسب مانند چسبيده شده نيست� را مؤيد همين مطلب مي‌دانند. امام اين سخن را در پاسخ نامه معاويه نوشت كه افتخار مي‌كرد از فرزندان عبدمناف است.
آوا
معاویه بن ابی‌سفیان کسی بود که حدود بیست سال بعد از ظهور اسلام و بعد از فتح مکه، به همراه پدر، مادر و برادرش به اسلام رو آورد و در گروه اجتماعی �مسلمة الفتح� یا �مسلمانان بعد از فتح مکه� به شمار می‌آمد. وی پیش از این در سپاه مشرکانی بود که در مقابل پیامبر(ص) قرار داشتند. برادر معاویه به نام یزید، یکی از فرماندهانی بود که بعد از وفات پیامبر(ص) برای فتح شامات گسیل شده بودند؛ و به همین جهت فرماندار آن‌جا شد که معاویه بعد از مرگ برادرش به جانشینی او برگزیده شده و این‌گونه زمام امور شامات را در دست گرفت.
معاویه، نخستین فردی بود که ساده زیستی زمامداران اسلامی را تغییر داد، به اندازه‌ای که خلیفه دوم در سفرش به شام او را کسرای عرب! نامید. او حدود بیست سال تنها بر شامات حکومت کرد و پس از آن نیز حدود بیست سال دیگر حکمران تمام سرزمین اسلامی شد.
وی اگرچه مدتی حافظ مرزهای اسلامی در مقابل رومیان بود، اما علیه خلافت بر حق امام علی(ع) و فرزندشان امام حسن(ع) دست به شورش برداشت. صحابیان بزرگی؛ مانند عمار بن یاسر و حجر بن عدی را به شهادت رساند، در جعل احادیث تلاش بسیار کرد و در نهایت زمامداری مسلمانان را به فرزند خوش‌گذران خود یزید تحویل داد که جنایاتی؛ نظیر شهادت امام حسین(ع) و غارت مدینه را آفرید.
معاویه فرزند ابو‌سفیان بود که از بزرگان قریش به شمار می‌آمد. مادرش نیز هند دختر عتبه بود.[1] معاویه با کنیه �أبو عبدالرحمن� نیز شناخته می‌شد[2] و مشهور مورّخان تولد او را پنج سال قبل از بعثت دانسته‌اند.[3]
پدر او از بزرگان قریش و از مخالفان سرسخت پیامبر گرامی اسلام(ص) بود، معاویه نیز به پیروی از پدرش تا بیست سال بعد از ظهور اسلام و تا زمان فتح مکه، اسلام اختیار نکرد و تنها در آن هنگام بود که همراه پدر، مادر و برادرش به اسلام رو آورده و در گروه اجتماعی �مسلمة الفتح� یا �مسلمانان بعد از فتح مکه� قرار گرفت.[4] این نوع مسلمان �شدن همواره او را در معرض نقد دیگران قرار می‌داد.
قیس بن سعد عباده به او چنین می‌نویسد: �...به زور وارد اسلام شدید...�.[5] همچنین او و پدرش جزو �مؤلّفة قلوبهم� بودند[6] که پیامبر(ص) برای مماشات با آنان به هر یک، صد شتر از غنائم جنگی بخشید.[7]
البته خواهرش ام حبیبه راه خود را از خانواده‌اش جدا کرده بود و قبل از فتح مکه به اسلام گرویده و به همسری پیامبر(ص) نیز برگزیده شده بود. برخی هواداران معاویه به همین مناسبت در صدد منقبت‌تراشی برای او برآمده و او را �خال المؤمنین� یا �دایی مؤمنان�! ‌خواندند.[8] با آن‌که افرادی هم‌طراز او چون �محمد بن ابی بکر� و یا �عبدالله بن عمر� از چنین توصیفی بی‌بهره بودند!
همچنین برخی او را به عنوان یکی از کاتبان وحی الهی برشمرده‌اند،[9] اما با توجه به این‌که اسلام معاویه تنها در دو سه سال آخر حیات پیامبر(ص) بوده و همچنین در همین محدوده کوتاه نیز مشخص نیست که او چه زمانی مکّه را ترک کرده تا در مدینه در کنار پیامبر(ص) باشد، بسیار بعید به نظر می‌رسد که او نقش چندانی در کتابت وحی داشته باشد.
فرمان‌روایی شام تا حکومت بر تمام مسلمانان
بعد از رحلت پیامبر(ص)، مسلمانان جنگ‌های مختلفی با رومیان و ایرانیان داشتند که به پیروزی‌های بزرگی نیز دست یافتند. در غرب سرزمین‌های اسلامی، فتوحات بزرگی؛ مانند فتح شامات و بیت المقدس نصیب مسلمانان گشت. یزید بن ابی‌سفیان نیز یکی از فرماندهانی بود که برای جنگ‌های شامات به آن منطقه گسیل شده بود و به دنبال همین موضوع بود که از طرف حکومت مرکزی، فرماندار آن مناطق شد تا این‌که در سال هجدهم هجری بر اثر طاعون مرگش فرا رسید. خلیفه دوم، برادر یزید بن ابی‌سفیان و یا همان معاویه را به جانشینی برادرش برگزید و این‌گونه بود که معاویه زمام امور شامات را در دستان خود گرفت.[10]
به نظر می‌رسد که معاویه، نخستین زمامدار اسلامی بود که سادگی حکومت اولیه را تغییر داد و تجمّل را وارد حکومت اسلامی کرد. قبل از او - و حتی در زمان او- حکمرانان، ساده‌زیست بودند و خلیفه دوم نیز بر این امر اهتمام داشت.
با این حال معاویه چندان به توصیه�های او گوش فرا نمی‌داد، بلکه برای خود بساطی؛ مانند بساط پادشاهی ترتیب داد تا اندازه‌ای که خلیفه دوم هنگام سفر به شام او را کسرای عرب نامید! او زمانی که شیوه زندگی معاویه و تجمّلات او را دید به وی گفت: آیا این‌همه مال تو است؟!
معاویه پاسخ مثبت داد.
خلیفه گفت: چنین بساطی فراهم کرده‌ای در حالی‌که به من خبر داده‌اند نیازمندان کنار دروازه‌ات می‌آیند؟!
معاویه در جواب گفت که با علم به این مطلب، چنین رویکردی را انتخاب کرده‌ام!
و به دنبال جویا شدن دلیل از جانب خلیفه، معاویه کار خود را چنین توجیه کرد که ما در سرزمینی هستیم که جاسوسان بسیاری از دشمن در آن‌جا وجود دارند و به همین دلیل، لازم است قدرت حکمرانی‌مان را چنان نشان دهیم که سبب عزت اسلام و مسلمانان باشد. با این حال من مطیع فرمان شمایم!
خلیفه رو به معاویه کرد و گفت تو همیشه در پاسخ‌هایت به شیوه‌ای عمل می‌کنی که مرا در منگنه قرار می‌دهی!‌ اگر دلیلی که گفتی واقعی باشد که تصمیم درستی گرفتی و اگر توجیهی غیر واقعی باشد، نیرنگی از جانب تو است![11]
البته نکته جالبی نیز در این‌جا وجود دارد؛ خلیفه دوم در مورد فرمانداران و سخت‌گیری بر آنها شهره بوده است و گاهی بدون دلیل و مدرکی، افراط‌هایی انجام می‌داد که مورد اعتراض صحابه قرار می‌گرفت، در مقابل معاویه، به نوعی کرنش به خرج داده است!
با قتل خلیفه دوم و روی کار آمدن عثمان، اوضاع جامعه اسلامی کاملاً تغییر یافته و نوع حکمرانی معاویه که در زمان خلیفه قبل، مختص به او بود، هنگام خلافت عثمان همگانی شده و بیشتر فرمانداران به سمت تجمّل و دنیاگرایی روی آورده و معاویه نیز با قدرت به کار خود ادامه می‌داد.[12]
پس از عثمان، امام علی(ع)، خلافت را به دست گرفت، اما هرگز به زمامداری معاویه راضی نشد، اما او در شام پایه‌های حکومتش را تحکیم کرده بود و به همین دلیل در خود، توانایی مقابله با حکومت مرکزی را می‌یافت. بر همین اساس گزینه نظامی را در برخورد با امام علی(ع) انتخاب کرده و برای اولین بار در تاریخ اسلام، فرمانداری از حکومت مرکزی تمرّد کرد! پس از شهادت امام علی(ع) او با زر و زور و تزویر، عرصه را بر امام حسن(ع) تنگ کرده و به نحوی حضرتشان را وادار به استعفا از حکومت نموده و بدین ترتیب، زمامداری ظاهری تمام مناطق اسلامی را در دستان خود گرفت.
او در مجموع حدود بیست سال به عنوان فرماندار شامات بود[13] و پس از آن نیز حدود بیست سال دیگر حکمران تمام جامعه اسلامی بوده و بدون مخالفی قدرتمند، به کار خود ادامه داد. [14]
معاویه در طول این چهل سال، اگرچه در مواردی در نواحی مرزی به جنگ با دشمنانی؛ مانند رومیان پرداخته و آنان را از تعرض به مناطق اسلامی بازداشت، اما عملکردهای منفی او در مواردی؛ مانند غصب خلافت، جنگ با خلیفه برحق پیامبر(ص)، به شهادت رساندن صحابیان بزرگی؛ نظیر عمار بن یاسر و حجر بن عدی، تلاش برای جعل احادیث، مسموم کردن امام حسن(ع) و مقصّر بودن در شهادت امام حسین(ع) و ... بدان انجامید که نه تنها شیعه، بلکه بسیاری از افراد منصف اهل سنت نیز او را شدیداً مورد انتقاد قرار می‌دهند. در نهایت، معاویه در سال شصت هجری از دنیا رفت.[15]
وصیت به یزید
در منابع تاریخی، وصیتی از معاویه به فرزندش یزید نقل شده است که ما را در شناخت بهتر معاویه و نوع حکمرانی او، آشنا می‌کند:
زمانی که معاویه مرگ را احساس کرد، نامه‌ای به عنوان وصیت نوشت و به ضحّاک بن قیس و مسلم بن عقبة داد تا به یزید برسانند. این وصیت این‌گونه بوده: �اى پسرک من! من تو را از مسافرت و راه‌نوردى بی‌نیاز کرده‌ام. من تمام کارها را براى تو آماده و راه را هموار نموده‌ام. سختی‌ها را آسان و دشواری‌ها را خوار کردم. دشمنان را ذلیل و مطیع نمودم. سرهاى عرب را فرود آوردم و آنها را نزد تو خم کردم. من همه چیز را براى تو فراهم و جمع کردم که تاکنون براى کسى جمع و میسر نشده بود.
تو به اهل حجاز نگاه کن که آنها اصل و اهل تو هستند...
به اهل عراق هم توجه کن اگر آنها هر روز تغییر و تبدیل فرماندارشان را بخواهند، به میل آنها رفتار کن و هر روز یکى را عزل و دیگرى را نصب کن؛ زیرا عزل یک والى بهتر و آسان‌تر است از روبرو شدن با صد هزار شمشیر!
اهل شام را نیز از یاد مبر که آنها پشتیبان تو هستند. آنها زنبیل تو هستند؛ هرگاه دشمنان تو سر بلند کنند و تو را نگران نمایند از اهل شام یارى بخواه اگر دشمن را نابود کردند باز اهل شام را به محل خود برگردان؛ زیرا اگر در بلاد دیگر اقامت کنند اخلاق آنها تغییر خواهد کرد. من از اهل شام بر تو بیمى ندارم؛ زیرا آنها تا در محل خود باقى باشند هرگز با تو مخالفت و ستیز نخواهند کرد.
من فقط از چهار شخص از قریش می‌ترسم که با تو مخالفت کنند و این کار (خلافت) را براى خود بخواهند و آنها حسین بن على، عبد الله بن عمر، عبد الله بن زبیر و عبد الرحمن بن ابی‌بکر هستند...�.[16]
از این وصیت کاملاً به دست می‌آید که معاویه با این‌که خدا ترس و دیندار واقعی نبوده، اما از لحاظ معیارهای دنیوی، انسانی زیرک و مردم‌شناس بوده و همه چیز را برای حکمرانی فرزندش آماده کرده است.
معاویه در کلام امام علی(ع)
به قطع و یقین، معاویه جدی‌ترین دشمن امام علی(ع) در زمان حکومت ایشان بود.
امام علی(ع) اظهارات بسیاری در مورد معاویه داشته که بررسی تمامشان مجالی دیگر می‌طلبد، اما به تناسب، به دو مورد که ارتباط بیشتری با این نوشتار دارد اشاره می‌کنیم:
1. امام علی(ع) در جواب آنهایی که معاویه را زیرک‌تر از امام می‌دانستند، چنین می‌گوید: �به خدا قسم معاویه زیرک‌تر از من نیست، ولى او خیانت می‌ورزد و گناه می‌کند، و اگر مکر نکوهیده نبود من از زیرک‌ترین مردمان بودم، ولى هر نیرنگى معصیت است، و هر معصیتى نوعى کفر است، و هر نیرنگ بازى را در قیامت نشانه‌اى است که به آن شناخته می‌شود...�.[17] امام در این‌جا با این‌که تلویحاً به زیرکی معاویه اذعان می‌کند اما به صراحت بیان می‌کند که او با زیرپا گذاشتن آموزه‌های دینی، رویکردهای خود را تنظیم می‌کند و بر این اساس نمی‌توان او را زیرک واقعی دانست؛ زیرا افراد بسیاری هستند که می‌توانند رفتاری مشابه با رفتار معاویه داشته باشند، اما تنها به جهت خوف از خدا از چنین رفتارهایی سرباز می‌زنند.
2. امام علی(ع) در یکی از نامه‌های خود، معاویه را چنین توصیف می‌کند: �... او را بصیرتى نیست تا راهنماییش کند، و وى را رهبرى نیست تا ارشادش نماید، هواى نفس از او دعوت نموده، و او هم اجابت کرده، گمراهى، وى را به جانب خود کشیده و او هم پیروى نموده، پس هذیان بافت و بانگ بیهوده زد، و گمراه شد و به خطا رفت‏�.[18]

[1]. ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، تحقیق، عطا، محمد عبد القادر، ج 7، ص 285، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1410ق.
[2]. ابن عبدالبر، یوسف بن عبد الله‏، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق، بجاوی، علی محمد، ج 3، ص 1416، بیروت، دار الجیل، چاپ اول، 1412ق.
[3]. �ولد قبل البعثة بخمس سنین، و قیل بسبع، و قیل بثلاث عشرة. و الأول أشهر�؛ ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق، عبد الموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، ج 6، ص 120، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق.
[4]. الاستیعاب، ج ‏3، ص 1416؛ ابن اثیر جزری، علی بن أبی الکرم، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، محقق، معوض، علی محمد، عبد الموجود، عادل أحمد، ج 4، ص 433، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق.
[5]. �یا معاویة فإنما أنت وثن ابن وثن من أوثان مکة!!! دخلت فی الإسلام کرها و خرجت منه طوعا�؛ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق، زکار، سهیل، زرکلی، ریاض، ج 3، ص 40، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، 1417ق.
[6]. الاستیعاب، ج‏ 3، ص 1416.
[7]. منسوب به بلعمى، تاریخنامه طبرى، تحقیق، محمد روشن، ج 3، ص 280، تهران، سروش، 1378ش.
[8]. ر.ک: ابن کثیر دمشقی‏، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج 4، ص 143، بیروت، دار الفکر، 1407ق.
[9]. شیبانی، أبو عبد الله أحمد بن محمد، مسند احمد، تحقیق: الأرنؤوط، شعیب، مرشد، عادل و دیگران، اشراف: ترکی، عبد الله بن عبد المحسن، ج 4، ص 397، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1421ق؛ بزار، أبو بکر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق، مسند البزار(البحر الزخار)، مدینه، مکتبة العلوم و الحکم، چاپ اول، 1988- 2009م.
[10]. ابن قتیبة، عبد الله بن مسلم، المعارف، تحقیق، ثروت عکاشة، ص 345، قاهره،‌ الهیئة المصریة العامة للکتاب، چاپ دوم، 1992م؛ الطبقات الکبری‏، ج 7، ص 285.
[11]. الاستیعاب، ج ‏3، ص 1417.
[12]. انساب الاشراف، ج 5، ص 13.
[13]. الطبقات الکبری‏، ج 7، ص 285.
[14]. الإصابة، ج ‏6، ص 121؛ هاشمى بغدادی، محمد بن حبیب بن امیة، المحبر، تحقیق، ایلزة لیختن شتیتر، ص 20، بیروت، دار الآفاق الجدیدة، بی‌تا.
[15]. مسعودی، ابو الحسن علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق، داغر، اسعد، ج 3، ص 3،‌ قم، دار الهجرة، چاپ دوم، 1409ق.
[16]. ابن اثیر جزری، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج 4، ص 6، بیروت، دار صادر، 1385ق.
[17]. �وَ اللَّهِ مَا مُعَاوِیَةُ بِأَدْهَى مِنِّی وَ لَکِنَّهُ یَغْدِرُ وَ یَفْجُرُ وَ لَوْ لَا کَرَاهِیَةُ الْغَدْرِ لَکُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاسِ وَ لَکِنْ کُلُّ غُدَرَةٍ فُجَرَةٌ وَ کُلُّ فُجَرَةٍ کُفَرَةٌ وَ لِکُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ یُعْرَفُ بِهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ....�؛ شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق، صبحی صالح، ص 318، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق.
[18]. �کِتَابُ امْرِئٍ لَیْسَ لَهُ بَصَرٌ یَهْدِیهِ وَ لَا قَائِدٌ یُرْشِدُهُ قَدْ دَعَاهُ الْهَوَى فَأَجَابَهُ وَ قَادَهُ الضَّلَالُ فَاتَّبَعَهُ فَهَجَرَ لَاغِطاً وَ ضَلَّ خَابِطا�؛ نهج البلاغة، ص 367.
ارغوان
معاویة بن ابی‌سفیان، نخستین خلیفه اموی است. او پس از صلح امام حسن تا سال ۶۰ حدود بیست سال، در دمشق خلافت کرد.
ارغوان
ابوعبدالرحمان معاویة بن ابی سفیان صخر بن حرب بن امیة بن عبدشمس بن عبدمناف بن قصی قریشی اموی، در سال پنجم پیش از بعثت متولد شد. در برخی نقل‌ها هفت و سیزده سال قبل از بعثت تولد او ذکر شده است.
آوا
پس از صفین محمد بن ابی بکر، حاکم مصر بود و به خاطر اوضاع آشفته مصر، امام مالک را به مصر اعزام کرد. معاویه با آگاهی از این مسأله، نقشه قتل مالک را کشید و مالک در قلزم به شهادت رسید. معاویه قول مصر را به عمرو عاص داده بود. عمرو با سپاهی عظیم به سمت مصر حرکت کرد. کنانة بن بشر با دو هزار نفر در خارج از شهر به جنگ عمرو رفت و در جنگ کشته شد و شکست خورد. در مصر نیز مردم از اطراف محمد پراکنده شدند. معاویة بن خدیج فرمانده نیروهای مقدم سپاه شام، او را در خرابه‌ای یافت و گردن زد و در شکم مرداری نهاد و آتش زد.[۶۵] بدین ترتیب مصر از دست امام خارج شد و عمرو عاص تا سال ۴۳ که مرد، بر آنجا حکم راند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شجره نامه معاویه   • زنان اهل پرچم   • معاویه بن یزید   • فرزندان معاویه   • معاویه رضی الله عنه   • مرگ معاویه   • حکومت معاویه   • ابی سفیان   • معنی معاویه   • مفهوم معاویه   • تعریف معاویه   • معرفی معاویه   • معاویه چیست   • معاویه یعنی چی   • معاویه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی معاویه
کلمه : معاویه
اشتباه تایپی : luh,di
آوا : mo'Aviyye
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس معاویه : در گوگل

آیا معنی معاویه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران