برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1530 100 1
شبکه مترجمین ایران

معانی

/ma'Ani/

مترادف معانی: معناها، مفاهیم ، مقاصد

متضاد معانی: الفاظ

برابر پارسی: چم ها، آرِش ها، ماناک ها

معنی معانی در لغت نامه دهخدا

معانی. [ م َ ] (ع اِ) ج ِ معنی. (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). معنی ها. مفهومها. منظورها. مدلولها. مضمونها :
همه یاوه همه خام و همه سست
معانی با حکایت تا پساوند.
لبیبی (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
حدیث او معانی در معانی
رسوم او فضایل در فضایل.
منوچهری.
این لفظی است کوتاه با معانی بسیار. (تاریخ بیهقی ).
نرسد بر چنین معانی آنک
حب دنیا رخانش بمخاید.
ناصرخسرو.
هرگاه در آن اشتباهی افتاد ادراک معانی ممکن نگردد. (کلیله و دمنه ). سخن بلیغ با معانی بسیار از زبان مرغان و بهایم و وحوش جمع کردند. (کلیله و دمنه ). خوانندگان این کتاب را باید که همت بر تفهیم معانی مقصور گردانند. (کلیله و دمنه ). و هر عالم محقق... که عدت اختراع مبانی فکر و قوت اختراع معانی بکر دارد... داند که این غایت ابداع است در صور عبارت نگاشتن و ارواح معانی را زنده داشتن. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 176).
فلک را از سر خنجر زبانی
تراشیدی ز سر موی معانی.
نظامی.
شعر ترا سدره نشانی دهد
سلطنت ملک معانی دهد.
نظامی.
معانی را بدو ده سربلندی
سعادت را بدو کن نقش بندی.
نظامی.
در معانی قسمت و اعداد نیست
درمعانی تجزیه و افراد نیست.
مولوی.
معانی این سخن را به عربی با شامیان همی گفتم و تعجب همی کردند. (گلستان ).
عشق و شباب و رندی مجموعه ٔ مراد است
چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد.
حافظ.
- اسماء معانی . رجوع به معنی شود.
- اهل معانی ؛ صاحبان معانی. آنانکه با معانی سروکار دارند. معنی شناسان :
در سخن به دو مصرع چنان لطیف ببندم
که شاید اهل معانی که ورد خود کند این را.
سعدی (کلیات چ فروغی ، قصاید ص 7).
- حروف معانی ؛ حروفی است که معنی دارد چون مَن و علی [ ع َ لا ]. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مقابل حروف مبانی. رجوع به ترکیب «حروف مبانی »ذیل مبانی شود.
|| بابها. ابواب. موضوعات. مواضیع. م ...

معنی معانی به فارسی

معانی
جمع معنی
(اسم) جمع معنی . یا فن ( علم ) معانی . فن ( علم ) باصول و قواعدی است که بیاری آنها کیفیت مطابق. کلام بامقتضای حال و مقام شناخته میشود . موضوع آن الفاظی است که رسانند. مقصود متکلم باشد و فاید. آن آگهی بر اسرار بلاغت است در نظم و نثر . در این فن ( علم )از مباحث اساسی ذیل گفتگو میشود : ۱ - اسناد خبری ( خبر مسند مسندالیه ) . ۲ - قصر . ۳ - انشائ . ۴- و صل و فصل . ۵- ایجاز و اطناب و مساوات . یا معانی و بیان . مجموع دوفن معانی و بیان .
آنکه معانی سراید معانی گو
یکی از اعمال نفس که بدان تصور یک معنی معنی دیگر را بخاطر آورد ٠
دانای امور

معنی معانی در فرهنگ معین

معانی
(مَ) [ ع . ] (اِ.) جِ معنی .
( ~ِ مَ) [ ع . ] (مص ل .) از یک معنی پی به معنی دیگر بردن .

معنی معانی در فرهنگ فارسی عمید

معانی
۱. = معنی
۲. (ادبی) علمی که دربارۀ تاثیرات کلام و زیبایی های آن بحث می کند و شامل مباحثی است از قبیل اسناد، قصر، انشا، وصل و فصل، ایجازواطناب، و مساوات.

معانی در دانشنامه ویکی پدیا

معانی
معانی یا علم معانی یکی از شاخه های سه گانهٔ علوم بلاغی در ادبیات است. در دانش معانی، شکل ها و نمودهای گوناگون در جمله که می توانند رفتارها و کاربردهای هنری و شیواسخنی به شمار آیند بررسی می شود، برای نمونه استفاده به جا از واو عطف برای پیوستن دو جمله از کاربردهای هنری مورد بررسی علم معانی است.
احوال گوناگون مخاطبان را باز شناسد و از مقام و موقعیت های گوناگون آگاه شود؛
کلام خود را منطبق و متناسب با آن احوال و موقعیت های متفاوت ایراد کند.
به عبارت دیگر، موضوع دانش معانی دگرگونی هایی است که در ساخت و بافت جمله، هم چون ابزار هنرورزی، روی می دهد و جمله را کارایی و شایستگی آن می دهد که در سروده یا نوشته ای ادبی به کار گرفته شود.
اگر سه جمله زیر را بنگریم:
تنها جمله نخستین جمله ای دستوری است. جمله نخست از اصول دستوری پیروی می کند و تنها پیام را به روشنی به مخاطب می رساند. اما در جمله های دوم و سوم کوشیده شده با تغییر رفتار در جمله بندی، پیامی احساسی نیز در معنا گنجانده شود. جمله های دوم و سوم سخن را از مرز زبان درمی گذراند و به قلمرو ادب می رساند. در دستور زبان، که نحو زبان است، جمله نخست بررسی می شود، و در علم معانی، که نحو ادب است، جمله هایی از گونه جمله دومین و سومین. به عبارتی دیگر، علم معانی دانش حال های سخن است.
مولد معانی (انگلیسی: Generative semantics ) نام یک نظریه زبان شناسی است که توسط دو دانشجوی نوام چامسکی آغاز شد. معانی مولد به همراه نظریه معیار (Standard Theory)، نظریه معیار بسط یافته (Extended Standard Theory) و نظریه معیار بسط و تجدید یافته (Revised Extended Standard Theory) همه نسخه های مختلفی از دستور گشتاری (Transformational Grammar) هستند.
ویکی پدیای انگلیسی دستور گشتاری
برای بررسی مفهوم معانی مولد ابتدا باید چند مفهوم دیگر زبان شناسی را به عنوان مقدمه آموخت.
قواعد مولد نظریه ای است که نوام چامسکی در اواسط قرن ۲۰ ارائه داد و بیان می دارد گرامر یک زبان در واقع یک سیستم از قواعدی است که ترکیب آن ها دقیقاً یک جمله از زبان را به ما می دهد. در واقع اینکه یک نفر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معانی در جدول کلمات

فرآیند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده به شرط همسان بودن معانی بین آنها است
ارتباطات

معنی کلمه معانی به عربی

معانی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آیلین
این واژه عربی و چیوان (= جمع) معنی است و پارسی آن اینهاست:
واتاها (واتا = معنی؛ کردی + پسوند «ها»)
ژیمیگان (پهلوی: چیمیگان)
اَپیوادان (اَپیواد از سنسکریت: اَبهیوادَ= معنی + پسوند «ان»)
نیالان (نیال از سنسکریت: نْیایَ= معنی + پسوند «ان»)
آرتان (آرتا از سنسکریت: آرتهَ= معنی + پسوند «ان»)
محمد
جمع معنی
معنی ها
مصطفی مومنی
مفاهیم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قاموس اللغة العربية   • المعانی فارسی عربی   • المعانی عربی به فارسی   • سايت المعاني   • المعجم عربی به فارسی   • کلمه عربی به انگلیسی   • قاموس فارسي عربي   • دانلود المعانی   • معنی معانی   • مفهوم معانی   • تعریف معانی   • معرفی معانی   • معانی چیست   • معانی یعنی چی   • معانی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی معانی

کلمه : معانی
اشتباه تایپی : luhkd
آوا : ma'Ani
نقش : اسم
عکس معانی : در گوگل

آیا معنی معانی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )