برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1354 100 1

مطالبه

/motAlebe/

مترادف مطالبه: ادعا، بازجست، بازخواست، تقاضا، طلب، جستن، خواستن، طلب کردن، بازجستن

برابر پارسی: دادخواست، درخواست، هم خواهی

معنی مطالبه در لغت نامه دهخدا

مطالبت. [ م ُ ل َ / ل ِ ب َ ] (از ع ، اِمص ) طلب کردن و خواستن و خواهان شدن. خواستن حقی. مطالبة. مطالبه : و من بنده را بر مجالست و دیدار و مذاکرات و گفتار ایشان چنان الفی تازه گشته بودو به مطالبت و مواظبت بر کسب هنر آن میل افتاده که از مباشرت اشغال و ملابست اعمال اعراض کلی می بود. (کلیله و دمنه چ مینوی ص 16). در مطالبت ملک راه مغالبت پیش گرفتند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 طهران ص 313).
- مطالبت کردن ؛ پرس وجو کردن. پرسیدن و تحقیق کردن. بازپرسی کردن. استفسار کردن : دبیر را مطالبت سخت کردند مقر آمد و ملطفه داد بدیشان. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 328). پس کفشگری را به گذر آموی بگرفتند متهم گونه و مطالبت کردند مقر آمد که جاسوس بغراخان است و نزدیک ترکمانان می رود.(تاریخ بیهقی چ ادیب ص 537).
مثل ترا به خون من ور بکشی به باطلم
کس نکند مطالبت زآنکه غلام قاتلم.
سعدی (کلیات چ مصفا ص 523).
روح افزای بر بالین دایه نشست و از هرگونه مطالبت می کرد و می گفت ای رعنا این چه کار بود که تو کردی. (سمک عیار ج 1 ص 159).

مطالبة. [ م ُ ل َ ب َ ] (ع مص ) خواستن حق خود را از کسی و بازجست کردن. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). طلب نمودن و باز جستن. (غیاث ). چیزی از کسی درخواستن. (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.

مطالبه. [ م ُ ل َ ب َ / ل ِ ب ِ ] (از ع ، اِمص ) مطالبة. خواستن چیزی یا حق خود را از کسی. طلب نمودن چیزی از کسی. خواستن چیزی از کسی :
آدم ز حرص گندم نان ناشده چه دید
با آدمی مطالبه ٔ نان همان کند.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 860).
- مطالبه کردن ؛ طلب کردن و خواستن چیزی یا حقی را از کسی : بقالی را درمی چند بر صوفیان گردآمده بود در واسط و هر روز مطالبه کردی. (گلستان ).

معنی مطالبه به فارسی

مطالبه
چیزی ازکسی طلب کردن، خواستن، حق خودراخواستن
۱ - ( مصدر ) طلب کردن چیزی یا حق خود را از کسی . ۲ - ( اسم ) طلب چیزی از کسی شخصی که از قبل خوان سالار بمطالب. اغنام میرفت بر ایشان تعدی و زور میکرد . جمع : مطالبات .
خواستن حق خود را از کسی و باز جست کردن طلب نمودن و باز جستن .
( صفت ) طلب کننده مطالبه کننده .
( مصدر ) ۱ - طلب کردن چیزی یا حق خود را از کسی . ۲ - بازخواست کردن .

معنی مطالبه در فرهنگ معین

مطالبه
(مُ لَ بَ یا بِ) [ ع . مطالبة ] (اِمص .) خواستن ، طلب کردن . ج . مطالبات .

معنی مطالبه در فرهنگ فارسی عمید

مطالبه
۱. چیزی از کسی طلب کردن، خواستن.
۲. حق خود را خواستن.

مطالبه در جدول کلمات

سندی که به وسیله آن شخص صادرکننده تمام یا قسمتی از وجوهی را که نزد بانک دارد | مطالبه یا به دیگری واگذار می کند
چک

معنی مطالبه به انگلیسی

claim (اسم)
مدعی ، ادعا ، دعوی ، مطالبه
charge (اسم)
حمله ، مسئولیت ، اتهام ، بار ، تصدی ، وزن ، هزینه ، عهده ، خرج ، مطالبه ، مطالبه هزینه ، عهده داری
demand (اسم)
درخواست ، طلب ، خواست ، مطالبه ، تقاضا ، نیاز
exaction (اسم)
مطالبه ، تحمیل ، اخاذی ، مطالبه بزور

معنی کلمه مطالبه به عربی

مطالبه
ادعاء , مطلب ، اِدَّعاءٌ
فرض
اجرة
استقضى
مطلب
مدعي

مطالبه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پارسی " یوزش ": از بن یوزیدن به معنای طلب کردن است .
یوزش ها = مطالبات
مهدی نصیری
جهت درو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مطالبه   • مفهوم مطالبه   • تعریف مطالبه   • معرفی مطالبه   • مطالبه چیست   • مطالبه یعنی چی   • مطالبه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مطالبه
کلمه : مطالبه
اشتباه تایپی : lxhgfi
آوا : motAlebe
نقش : اسم
عکس مطالبه : در گوگل

آیا معنی مطالبه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )