برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1645 100 1
شبکه مترجمین ایران

مشکوک

/maSkuk/

مترادف مشکوک: دودل، مردد، شبهه زا، شبهه ناک، مشتبه، بدگمان، مظنون، شکاک، ظنین

برابر پارسی: دودلی، بدگمان، گمان انگیز، گمانیک

معنی مشکوک در لغت نامه دهخدا

مشکوک. [ م َ ] (ع ص ) گمان کرده شده در کار. (آنندراج ). گمان کرده شده و مبهم. و در گمان و محتمل و غیریقین و غیرمعلوم و غیرمحقق و شبهه دارو احتمالی. (ناظم الاطباء). چیزی که درباره ٔ آن شک کنند. گمان کرده شده. چون لفظ شک مصدر لازم است باید اسم مفعولش با حرف جر «مشکوک فیه » آید، اما در فارسی بدون حرف جر هم استعمال شود. (از فرهنگ نظام ). در تداول فارسی گاهی بجای «شاک ّ» (اسم فاعل ) استعمال گردد.
- مشکوک بودن ؛ در گمان بودن. (ناظم الاطباء).
- مشکوک شدن ؛ در گمان شدن و شک کردن و شبهه کردن. (ناظم الاطباء).
- مشکوک ٌفیه ؛ که در آن تردید راه یافته است. که یقین در آن نیست. دارای شبهه و گمان : بعضی احادیث نبوی را به واسطه ٔ اختلاف حال راویان ، مشکوک فیه میدانند.
|| نیزه زده شده. (ناظم الاطباء).

معنی مشکوک به فارسی

مشکوک
گمان کرده شده ومبهم، چیزی که درباره آن شک پیداشده، آنچه موردشک باشد
( اسم ) چیزی که دربار. آن شک کنند گمان کرده شده . توضیح ۱ - چون لفظ شک مصدر لازم است باید اسم مفعولش با حرف جر ( مشکوک فیه ) آید اماد در فارسی بدون حرف جرهم استعمال شود . توضیح ۲ در تداول فارسی گاه بخطا بجای شاک استعمال گردد : من باین مرد مشکوکم .
آنچه که در آن شک و تردید کرده اند : با خود گوید که مرگ یقین است و زندگانی مشکوک فیه ....

معنی مشکوک در فرهنگ معین

مشکوک
(مَ) [ ع . ] (اِمف .) آنچه مورد شک باشد، نامعلوم .

معنی مشکوک در فرهنگ فارسی عمید

مشکوک
آن که یا آنچه در مورد آن به گمان بیفتند، مبهم، چیزی که دربارۀ آن شک پیدا شده، آنچه مورد شک باشد.

مشکوک در دانشنامه اسلامی

مشکوک
مشکوک، مکلف به یا تکلیف متعلق شک است.
مشکوک، در اصطلاح اصولی، یعنی آن چه که شک اصولی (شک و ظن غیر معتبر) به آن تعلق گرفته است. به طور کلی، در بحث اصول عملی، برای مشکوک تقسیماتی آورده شده است؛ در یک نگاه، مشکوک، یا اصل تکلیف است یا مکلف به، و در نگاه دیگر، مشکوک، حکم کلی، یا حکم جزئی و یا مصداق خارجی است.از هر یک از این اقسام، در اصول، با عنوان شک در تکلیف ، شک در مکلف به و یا شبهه حکمی ، شبهه موضوعی و شبهه مصداقی ، بحث می شود.
یکی از انواع آبهایی که در فقه اسلامی مورد بحث واقع شده آب مشکوک می باشد و فقیهان از آن در باب طهارت بحث کرده اند.
منظور از آب مشکوک، آب مورد شک از حیث اطلاق و اضافه، اعتصام و عدم آن، طهارت و نجاست، و اباحه و حرمت می باشد.
احکام آب مشکوک
شک در آب از جهات یاد شده یا با علم به حالت سابق است یا بدون علم.آب مشکوک در صورت نخست، حکم حالت سابق را دارد
طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۴۹.    
اگر کسی جز آب مشکوک بین اطلاق و اضافه، آبی در اختیار نداشته باشد، در این که باید برای نماز تیمم کند و یا بین تیمّم و وضو جمع نماید، اختلاف است.
طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۱۱۲.    
...
استصحاب فرد مشکوک استصحاب مصداق متیقّن در سابق و مشکوک در لاحق است.
استصحاب فرد مشکوک، به استصحابی گفته می شود که مستصحب آن فردی معین می باشد که نسبت به آن یقین سابق وجود داشته، اما اکنون در آن تردید شده است؛ در این جا بقای فرد مشکوک استصحاب می گردد، مانند: استصحاب بقای زید در منزل و یا استصحاب بقای نجاست سابق در لباس.
نکته
در حقیقت، استصحاب فرد مشکوک همان استصحاب فرد معین است که به اعتبار شک لاحق، به آن استصحاب فرد مشکوک گفته می شود.
عناوین مرتبط
استصحاب فرد معین.
...

مشکوک در جدول کلمات

مشکوک
دورای
مشکوک و رنجیده خاطر
بددل

معنی مشکوک به انگلیسی

uncertain (صفت)
مردد ، دمدمی ، متغیر ، نا معلوم ، مشکوک ، معلق
esoteric (صفت)
محرمانه ، رمزی ، مبهم ، سری ، داخلی ، مشکوک ، درونی
questionable (صفت)
قابل بحی ، مشکوک
suspicious (صفت)
بدگمان ، مشکوک ، ظنین ، حاکی از بدگمانی
doubtful (صفت)
مشکوک ، مظنون
fishy (صفت)
مشکوک ، مثل ماهی ، مورد تردید ، ماهی دار
dubious (صفت)
مشکوک ، مورد شک ، مشتبه ، نامفهوم
shady (صفت)
مشکوک ، سایه دار ، سایه افکن
dubitable (صفت)
مشکوک ، مورد شک
precarious (صفت)
مشکوک ، متزلزل ، پر مخاطره ، چندروزه ، عاریهای بسته بمیل دیگری
vacillatory (صفت)
مردد ، نا پایدار ، تغییر پذیر ، مشکوک ، نوسانی ، جنبان
skeptic (صفت)
شکاک ، مشکوک

معنی کلمه مشکوک به عربی

مشکوک
باطني , غير ثابت , غير موکد , مثير للشک , مرتاب , مريب , مظلل
الإتصالات المشبوهة
مزور

مشکوک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ب. الف. بزرگمهر
گمان برانگیز، بدگمان بودن یا شدن

... مشکوکم --> ... بدگمانم
محمد امین
مشکوک، اسم مفعول است. مثلا فلان موضوع مشکوک است یعنی مورد شک است. اما وقتی می‌گوییم من به تو مشکوکم(یعنی به تو شک دارم)مشکوک را برای اسم فاعل به کار برده ایم. شاید یک غلط مصطلح است. منبعی برای این شبهه پیدا نکردم.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مشکوک   • باهاش خوابیدم   • مشکوک به انگلیسی   • ميخوام بدم   • مشکوک شادمهر   • میخوام بکنم دختر   • مفهوم مشکوک   • تعریف مشکوک   • معرفی مشکوک   • مشکوک چیست   • مشکوک یعنی چی   • مشکوک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مشکوک

کلمه : مشکوک
اشتباه تایپی : la;,;
آوا : maSkuk
نقش : صفت
عکس مشکوک : در گوگل

آیا معنی مشکوک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )