برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1465 100 1

مشرق

/maSreq/

مترادف مشرق: خاور، خاوران، شرق، نیمروز، مطلع، مشرق زمین

متضاد مشرق: باختر، مغرب

برابر پارسی: خاور

معنی مشرق در لغت نامه دهخدا

مشرق. [ م َرِ ] (ع اِ) جای برآمدن آفتاب. نقیض مغرب. (آنندراج ). برآمدنگاه آفتاب ، نقیض مغرب. جای برآمدن خورشید. ج ، مشارق. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). جای برآمدن ستاره. (ترجمان القرآن ). خراسان. (مفاتیح ). برآمدنگاه آفتاب ، ضد مغرب. ج ، مشارق. باختر و آن طرف از چهار طرف افق که آفتاب برمی آید و طلوع میکند. (از ناظم الاطباء). باختر. (تفلیسی ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا).فرهنگستان ایران «خاور» را معادل این کلمه گرفته است. و رجوع به واژه های نو فرهنگستان ایران شود. یکی از چهار جهت اصلی مقابل مغرب. خورآسان. خراسان. جای برآمدن خورشید. آنجا که آفتاب یا ستاره ٔ دیگر برآید. ج ، مشارق. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
چو از مشرق او سوی مغرب رسید
ز مشرق شب تیره سر برکشید.
فردوسی.
که هر بامدادی چو زرین سپر
ز مشرق برآرد فروزنده سر.
فردوسی.
دری را از آن مهر خوانده ست مشرق
دری را از آن ماه خوانده ست خاور.
فرخی.
براند خسرو مشرق به سوی بیلارام
بدان حصاری کز برج او خجل ثَهلان.
عنصری.
گفتی از مغرب به مشرق کرد رجعت آفتاب
لاجرم حاج از حد بابل خراسان دیده اند.
خاقانی.
شه مشرق که مغرب را پناه است
قزل شد، کافسرش بالای ماه است.
نظامی.
- طاووس مشرق خرام ؛کنایه از آفتاب است :
سحرگه که طاووس مشرق خرام
برون زد سر از طاق فیروزه فام.
نظامی.
- مشرق گشاده زال زر، یا بال زر ؛ صبح دمیده و آفتاب برآمده. (از برهان ) (از ناظم الاطبا) (از آنندراج ).
|| گاه «مشرق » گویند و مراد اقصی موضع از بلاد معموره در نواحی مشرق باشد. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).قسمت شرقی ایران بزرگ : و میر خراسان به بخارا نشیند وز آن سامان است و ایشان را ملک مشرق خوانند. (حدود العالم چ دانشگاه ص 89). بخارا شهری بزرگ است... و مستقر ملک مشرق است. (حدود العالم ایضاً ص 106). به مشرق و مغرب سخن من روان است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 172). اندر سال پنجاه مغیره بمرد و معاویه ، کوفه ، زیاد را داد با فرود آن و جمله خورآسان و هر ...

معنی مشرق به فارسی

مشرق
خاور، محل لوع آفتاب، طرفی که آفتاب از آنجاطلوع میکند، مشارق جمع ، مشرقین: مشرق ومغرب یامشرق تابستانی ومشرق زمستانی
( اسم ) تابنده روشن
کسی که گوشت در آفتاب خشک می کند
کلیه مسائلی که با کشور عثمانی از فتح قسطنطنیه ( سال ۱۴۵۳ م .) در شبه جزیره بالکان ارتباط دارد مسئله مشرق نامیده میشود و این مسئله بسه قسمت میشود : ۱ - کلیه پیشرفت هائیکه ترکها در شبه جزیره بالکان کردند .۲ - مسیحیانی که بتوسط ترکها مغلوب گردیدند تا ۱۶۸۳ که به نزدیک وین رسیدند . ۳ - هنگامیکه ترکها عقب نشینی کردند از قرون ۱۸ ببعد که مرتبا اطریشیها و روسها آنها را شکست میدانند . در ابتدای قرن ۱۹ فرانسویها و انگلیسیها برای دفاع از منافع خود در خاور نزدیک بدفاع پرداختند وبه بهای دفاع امپراطوری عثمانی انگلیسیها در این منطقه وارد شدند بطوریکه مسئله مشرق منجر به آزادی یونان گردید ( ۱۸۲۵ م .) و در دنباله آن انقلاب محمد علی پاشا ( ۱۸۴٠ م .) و جنگ کریمه ( ۱۸۵۶ - ۱۸۴۵ ) و جنگ روس و ترک ( ۱۸۷۸ ۱۸۷۷ ) روی داد. بالاخره درابتدای قرن بیستم در معاهده تجارت درسال ۱۹۱۳ عثمانی مناطق زیادی را از دستداد و در معاهده لوزان در ۱۹۲۳ ترکیه منحصر به شبه جزیره آناطولی گردید که بعدها جمهوری ترکیه امروزی که شامل شبه جزیره آسیای صغیر و ارمنستان و قسمتی از ترامس در اروپا میباشد در اثر کودتای مصطفی کمال پاشا ( آتاتورک ) و مجاهدین دیگر بوجود آمد .
( اسم ) قسمتی از کر. زمین که در جهت شرقی واقع است مقابل مغرب زمین .
( صفت ) ساکن مشرق زمین شرقی مقابل مغرب زمینی .
کنایه از خورشید خاوری است
دراواسط قرن ۱۵ که روم شرقی منقرض شد و ترکان عثمانی در شبه جزیره بالکان و سواحل دریای مدیترانه و دریای سیاه مستقر شدند اختلافات و کشمکش هائی میان دول اروپائی و ترکان عثمانی ...

معنی مشرق در فرهنگ معین

مشرق
(مَ رِ) [ ع . ] (اِ.) خاور، جای طلوع خورشید.

معنی مشرق در فرهنگ فارسی عمید

مشرق
محل طلوع آفتاب، خاور، سمتی که آفتاب از آن جا طلوع می کند.

مشرق در دانشنامه ویکی پدیا

مشرق
این مقاله در مورد یک منطقه جغرافیایی است. برای دیگر کاربردها شرق (ابهام زدایی) را ببینید.
مشرق (Mashreq)، منطقه ای از جهان عرب در شرق مصر است. این منطقه شامل لبنان، سرزمین های فلسطینی، اردن، سوریه و عراق است. در واژه شاعرانه «مشرق» به معنای "محل طلوع آفتاب" و از شرق عربی: ("درخشش، روشن، تابش" و "رو به افزایش") و با اشاره به شرق که در آن خورشید بالا می رود برگرفته شده است.
این شرایط جغرافیایی از گسترش اولیه تاریخ اسلامی بوجود آمده و این منطقه مشابه مناطق بلاد الشام و بین النهرین است که ترکیب شده است.
از تاریخ ۲۰۱۴، مشرق محل زندگی ۱٫۷٪ از مردم جهان است.
مشرق می تواند به موارد زیر اشاره کند:
مشرق، مفهوم جغرافیایی
مشرق نیوز، پایگاه خبری در ایران
خاورزمین یا مشرق زمین
مشرق عربی (به عربی: المشرق العربي) یا به اختصار مشرق (به عربی: المشرق)، منطقهٔ شمال خاوری جهان عرب است که شامل شرق مصر است، در برابر مغرب عربی. مشرق عربی کشورهای لبنان، سرزمین های فلسطینی، اردن، سوریه و عراق را در بر می گیرد.
هلال حاصل خیز
مغرب عربی
میان رودان
شام
در واژه شاعرانه «مشرق» به معنای «محل برآمدن آفتاب» و از شرق عربی: ("درخشش، روشن، تابش" و "رو به افزایش") و با اشاره به شرق که در آن خورشید بالا می رود برگرفته شده است.
این شرایط جغرافیایی از گسترش اولیه تاریخ اسلامی به وجود ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با مشرق

مشرق در جدول کلمات

مشرق
خاور
لهجه ای از زبان سامیان بدوی مشرق فرات
آرامی

معنی مشرق به انگلیسی

levant (اسم)
مشرق
east (اسم)
شرق ، خاور ، خاورگرایی ، مشرق
sunrise (اسم)
مطلع ، سفیده ، طلوع خورشید ، طلوع افتاب ، مشرق

معنی کلمه مشرق به عربی

مشرق
شروق الشمس
مشرق
شرق

مشرق را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سینا
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
پِراچ (سنسکریت: پْراچی)
اوشاس (اوستایی: اوشَس)
خاور (پارسی دری)
فرشته
مشرق‌واژه‌ی‌عربی‌است‌.یعنی‌محل‌بر‌امدن‌‌خورشید‌یا‌جایی‌
که‌خورشید‌طلوع‌میکنه.براهمین‌در‌زبان‌عربی‌اسم‌مکان‌
است.وچون‌‌طلوع‌خورشید‌در‌زمان‌مشخصی‌رخ‌میده‌.به‌ان‌
‌اسم‌زمان‌هم‌می‌گویند.
حمیدرضا دادگر_فریمان
خاور، خاوران، شرق، نیمروز، مطلع، مشرق زمین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بولتن نیوز   • جهان نيوز   • صراط نیوز   • افکار نیوز   • شفاف نیوز   • جام   • رجا نیوز   • دولت بهار   • معنی مشرق   • مفهوم مشرق   • تعریف مشرق   • معرفی مشرق   • مشرق چیست   • مشرق یعنی چی   • مشرق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مشرق
کلمه : مشرق
اشتباه تایپی : lavr
آوا : maSreq
نقش : اسم
عکس مشرق : در گوگل

آیا معنی مشرق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران