برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1677 100 1
شبکه مترجمین ایران

مشترک

/moStarek/

مترادف مشترک: مشاع، آبونه، چندمعنا، چندمعنایی

برابر پارسی: هموند، چند هنباز، انباز، خریدار، میانوند

معنی مشترک در لغت نامه دهخدا

مشترک. [ م ُ ت َ رَ ] (ع ص ) شریک داشته شده. عام : طریق مشترک ؛ راه عام. دارای شریک. شریک دار. (ناظم الاطباء). آنچه بین یکی ودیگری سهمی و حصه ای باشد خواه حسی و خواه معنوی ، مانند: طریق مشترک. امر مشترک. رای مشترک. (از اقرب الموارد). آنچه متعلق به چند تن باشد. آنچه میان چند تن به مشارکت و انبازی باشد : مراتب میان اصحاب مروت... مشترک و متنازع است. (کلیله و دمنه ). چنانکه دو مرد در چاهی افتند یکی بینا و یکی نابینا، اگرچه هلاک میان هر دو مشترک است ؛ اما عذر نابینا به نزدیک اهل خرد و بصر مقبولتر باشد. (کلیله و دمنه ).
خداوندیش با کس مشترک نیست
همه حمال فرمانند و شک نیست.
نظامی.
- حروف مشترک ؛ آنهائی هستندکه هم بر اسم و هم بر فعل و هم بر حرف داخل می شوند،مانند حروف استفهام و حروف عطف. (از محیط المحیط).
- حس مشترک ؛ یکی از حواس خمسه ٔ باطن است و نزد علمای قدیم علم النفس جای آن دراول دماغ است ، و هر چیز که از حواس ظاهر معلوم شود اول بدو رسد و بعد از آن به حواس دیگر از حواس باطن.و نیز هر چیز که از باطن به ظاهر خواهد آمد، اول ازحواس باطن بدو رسد بعد از آن به حواس ظاهر. (از یادداشت مرحوم دهخدا). آن حماسه ای که در میان حواس ظاهرو حواس باطن واقع شود. (ناظم الاطباء). بنطاسیا. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ) : و حس مشترک چون دریایی است که هرچند از جویهای مختلف آب درآید در آنجا یکی شود. (مرآة المحققین شیخ محمود شبستری ). و رجوع به حس مشترک شود.
- قدر مشترک ؛ ما به الاشتراک میان افراد. مفهوم کلی که در افراد خود مشترک باشد :
در عجب ماندم ، بجستم حالشان
تا چه قدر مشترک یابم نشان.
مولوی.
و رجوع به مدخل قدر مشترک شود.
- لفظ مشترک ؛ (اصطلاح منطق و اصول ) به اصطلاح منطقیان و اصولیان ، لفظی که دو یا زیاده از دو معنی دارد و آن لفظ را برای هر معنی وضع کرده باشند و علاقه ای از علاقه های مجاز در آن یافت نشود، چنانکه جاریه که به معنی کنیز و آفتاب و کشتی و از همین قبیل لفظ عین که برای بسیار معنی است. (از غیاث ) (از آنندراج ). قسمی از لغت که برای زیاده از یک معنی وضع شده باشد چون جاریه برای کشتی و کنیزک و عین برای ...

معنی مشترک به فارسی

مشترک
چیزی که مال چندنفرباشد، آنچه چندنفردر آن سهم وحصه داشته باشندوهمه از آن بهره ببرند
( اسم ) ۱ - کسی که در مالی یا ملکی با دیگری شریک است . ۲ - کسی که روزنامه یا مجلهای را آبونه است جمع : مشترکین .
[subscriber, abonné (fr.)] [عمومی] شخص حقیقی یا حقوقی که با پرداخت وجهی از خدمات خاصی استفاده کند
کلمه ای که دارای دو یا چند معنی باشد : بسط آنست که معنی رابالفاظ بسیار شرح کمد و بچند وجه آنرا موکد کرداند چنانک اگر لفظی مشترک المعنی باشد بیان مراد خویش از آن بکند و اگر بتفسیری احتیاج افتد در رفع التباس اشباعی آرد......
(اسم) کشورهای (ممالک) مشترک المنافع . مجموعه کشورهای که با بریتانیای کبیر اتحادیه ای دارند و آن کشور را بعنوان رئیس اتحادیه می شناسند .
[joint logistics] [علوم نظامی] علم و فن طرح ریزی و اجرای عملیات آمادی توسط فرماندهِ مشترک نیروهای کشور
[common battlespace picture, common battlespace view, common battlespace display] [علوم نظامی] سامانه ای شامل اطلاعات به اشتراک گذاشته شدۀ همۀ عوامل درگیر در وضعیت اضطراری صحنۀ عملیات که هم زمان مرجع قابل دسترسی برای تک تک عوامل درگیر دربارۀ آخرین وضعیت و چگونگی پیشرفت عملیات است
کسی است که برای بیش از یک تن کار کند
در اصطلاح منطق حد اوسط را در تمثیل امر مشترک نیز خوانند .
[common security] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] مفهومی مبتنی بر اینکه رقابت میان دولت ها برای تأمین امنیت ملی جای خود را به همکاری برای تأمین امنیت همگان در چارچوب امنیت جمعی می ...

معنی مشترک در فرهنگ معین

مشترک
(مُ تَ رَ) [ ع . ] (اِمف .) دارای شریک ، شریک دار.
(مُ تَ رِ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ - شریک و انباز در چیزی . ۲ - کسی که روزنامه یا مجله ای را آبونه است .

معنی مشترک در فرهنگ فارسی عمید

مشترک
ویژگی چیزی که مال چند نفر باشد، آنچه چند نفر در آن سهم داشته باشند و همه از آن بهره ببرند.
آن که در مالی یا ملکی با دیگری شریک است.

مشترک در جدول کلمات

مشترک روزنامه و مجله
راسب, ابونه
مشترک مجله
ابونه
مشترک مجله و روزنامه
ابونه
پول مشترک اروپا
یورو
دارای نام مشترک بودن
هماسمی
ساخته تحسین شده فیلمساز فرانسوی ژاک وان درمل که دو بازیگر مرد اصلی آن به طور مشترک نخل طلای کن را تصاحب کردند
روز هشتم
ساخته سینمایی مشترک سیروس مقدم و فریبرز صالح در سال 74 با حضور امین تارخ | داریوش ارجمند | علی دهکردی | مهدی فتحی و آتیلا پسیانی
شیخ مفید
ساخته مشترک ایران و آمریکا در سال 1978 با نقش آفرینی آنتونی کوئین و بهروز وثوقی
کاروانها
ساخته مشترک رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب با حضور فاطمه معتمدآریا | باران کوثری و بهرام رادان
گیلانه
ساخته مشترک کیوان علیمحمدی و امید بنکدار با بازی هدیه تهرانی | کوروش تهامی | کمند امیرسلیمانی | ستاره اسکندری و آتیلا پسیانی
شبانه

معنی مشترک به انگلیسی

joint (صفت)
مشاع ، مشترک ، متصل ، شرکتی ، توام
common (صفت)
معمولی ، پیش پا افتاده ، روستایی ، متعارفی ، عرفی ، اشتراکی ، مشاع ، مشترک ، متداول ، عام ، عمومی ، عادی ، مرسوم ، عوام ، عوامانه
held in common (صفت)
مشترک
possessed in common (صفت)
مشترک

معنی کلمه مشترک به عربی

مشترک
ارض مشاعة , مفصل
ذات المصالح المشتركة
مشترک
استراتيجيّة مشتركة
البيان المشترک
تامين في عدة شرکات
عامل , معامل
مفصل

مشترک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مینا علمداری
همداشت، همدار
شهریار آریابد
در پارسی " همبست " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
اشکان
اگر این واژه همخانواده شریک باشد ، واژه ای آریایی است ، چون شریک آریایی و در سانسکریت هم بکار می رود
علی باقری
مشترک: [اصطلاح شرکت برق ]مشترک عبارتست از شخص حقیقی یا حقوقی که انشعاب یا انشعاب‌های مورد تقاضای وی، بر طبق مقررات برقرار شده باشد.
زهرا
واژه عاقل و معقول
و اژه ی بعدی
تحصیل محصول
امین آریا
آبونه
امین آریا
یکسان
ایرزاد
مُشتَرِک = هَم داشتار ، هَم دارَنده
مُشتَرَک = هَم داشته ، هَم داریده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• صندوق سرمایه گذاری مشترک آرمان شهر   • مقایسه صندوق های سرمایه گذاری مشترک   • معنی مشترک   • صندوق سرمایه گذاری مشترک بانک اقتصاد نوین   • صندوق سرمایه گذاری مشترک کارگزاری کارآفرین   • صندوق سپهر تدبیرگران   • صندوق آرمان کارآفرین   • کارآفرین موفق   • مفهوم مشترک   • تعریف مشترک   • معرفی مشترک   • مشترک چیست   • مشترک یعنی چی   • مشترک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مشترک

کلمه : مشترک
اشتباه تایپی : lajv;
آوا : moStarek
نقش : صفت
عکس مشترک : در گوگل

آیا معنی مشترک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )