برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1677 100 1
شبکه مترجمین ایران

مشاع

/moSA'/

مترادف مشاع: شریکی، مشترک، ملک مشترک، تقسیم نشده

متضاد مشاع: مفروز

معنی مشاع در لغت نامه دهخدا

مشاع. [ م ُ ] (ع ص ) بخش ناکرده : سهم مشاع ؛ بهره ٔ بخش ناکرده. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مشترک و تقسیم ناکرده شده. و اکثر استعمال آن در زمین است ، چنانکه در مدار نوشته که مشاع ، زمین مشترک که قسمت کرده شده نباشد. (غیاث ) (آنندراج ). بخش ناکرده. قسمت نشده. جدانشده از حصه ٔ دیگری یا دیگران ، مقابل مفروز. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
مشاع آمد میان عیسی و من گلشن وحدت
به جان آن نیمه بخریدم هم از عیسی به ارزانی.
خاقانی.
|| (اصطلاح حقوق ) مالی است که مشترک بین دو یا چند نفر باشد و سهم آنها را در خارج نتوان تمیز داد، مانند خانه ای که بطور ارث به دو برادر میرسد که هر یک از آنها مالک نصف مشاع خانه هستند. (فرهنگ حقوقی تألیف جعفری لنگرودی ). || آشکارا و فاش کرده شده. (غیاث )(آنندراج ).

مشاع. [ ] (ص ) دزد و بدفعل. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 228).

مشاع. [ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان دماوند که 510 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

معنی مشاع به فارسی

مشاع
دهی جزئ دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان دماوند. در ۶ کیلومتری شمال باختر دماوند. کوهستانی سردسیر. دارای ۵۱٠ تن سکنه . امامزاده ای معروف به دو برادر دارد .
بخش ناکرده، ملکی که مشترک بین دویاچندنفرباشدوقسمت هریک مفروزومحدودنشده باشد، غیرمفروز
( اسم ) ۱ - آنچه که مشترک و تقسیم ناکرده باشد . ۲ - زمین یا جز آن که ملک مشترک چند تن باشد و حصه های آنان تقسیم نشده باشد .
دزد و بد فعل

معنی مشاع در فرهنگ معین

مشاع
(مُ) [ ع . ] (اِ.) ملک یا خانه ای که میان چند نفر مشترک باشد و سهم جداگانة هر یک معین نشده باشد.

معنی مشاع در فرهنگ فارسی عمید

مشاع
۱. بخش ناکرده، غیرمفروز.
۲. [مقابلِ مفروز] (حقوق) ویژگی ملکی که مشترک بین دو یا چند نفر باشد و قسمت هر یک مفروز و محدود نشده باشد.

مشاع در دانشنامه آزاد پارسی

مُشاع
(در لغت یعنی منتشر، شایع و مشترک) در اصطلاح فقهی، سهام و نصیب هایی است که تقسیم و تجزیه نشده باشد. سهم مشاع یعنی حصه ای از یک شیء تقسیم نشده که معیّن نشده است.

معنی مشاع به انگلیسی

joint (صفت)
مشاع ، مشترک ، متصل ، شرکتی ، توام
common (صفت)
معمولی ، پیش پا افتاده ، روستایی ، متعارفی ، عرفی ، اشتراکی ، مشاع ، مشترک ، متداول ، عام ، عمومی ، عادی ، مرسوم ، عوام ، عوامانه
collective (صفت)
انبوه ، بهم پیوسته ، اجتماعی ، جمعی ، اشتراکی ، مشاع

معنی کلمه مشاع به عربی

مشاع
مفصل
ارض مشاعة

مشاع را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
محیط مشترک
shiva_sisi‌
محیطی که به دو الی ده نفر تعلق دارد و همزمان از ان محیط استفاده میشود،محیط مشترک
Amirhosein farrokhzad
هر مالی که بین دو یا چند نفر مشترک باشد - قسمت نشده
علی حیدر
اشاعه در مقابل افراز ( قابل تقسیم به کار میرود . و مشاع در مقابل مفروز .
لازم بذکر است مال مورداشاعه را مشاع میگویند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تبدیل سند مشاع به شش دانگ   • مشاعات ساختمان   • معنی مشاع   • تلفظ مشاع   • تفکیک سند مشاع   • مشاء   • مال مفروز چیست   • تبدیل سند مشاع به ششدانگ   • مفهوم مشاع   • تعریف مشاع   • معرفی مشاع   • مشاع چیست   • مشاع یعنی چی   • مشاع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مشاع

کلمه : مشاع
اشتباه تایپی : lahu
آوا : moSA'
نقش : صفت
عکس مشاع : در گوگل

آیا معنی مشاع مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )