مسبط

لغت نامه دهخدا

مسبط.[ م ُ ب ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر اسباط. رجوع به اسباط شود. || مرد سست بدن فروافکنده سر: ما لی أراک مُسبطاً! ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

مسبط. [ م ُ س َب ْ ب ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر تسبیط. آنکه بچه ناتمام افکنده باشد از شتر ماده و گوسپند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). و رجوع به تسبیط شود.

پیشنهاد کاربران