برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1395 100 1

مساعدی

معنی مساعدی در لغت نامه دهخدا

مساعدی. [ م ُ ع ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قصبه ٔ نصار بخش قصبه ٔ معمره ٔ شهرستان آبادان. واقع در 12هزارگزی شمال باختری نهرقصر و 14هزارگزی جنوب خاوری راه شوسه ٔ خسروآباد به آبادان در کنار شطالعرب. آب آن از شطالعرب و لوله کشی خسروآباد و راه آن در تابستان اتومبیل رو است. ساکنین آن از طایفه ٔ نصار هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

معنی مساعدی به فارسی

مساعدی
دهی در شهرستان آبادان

مساعدی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مساعدی   • مفهوم مساعدی   • تعریف مساعدی   • معرفی مساعدی   • مساعدی چیست   • مساعدی یعنی چی   • مساعدی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مساعدی
کلمه : مساعدی
اشتباه تایپی : lshund
عکس مساعدی : در گوگل

آیا معنی مساعدی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )