برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1398 100 1

مساحلة

معنی مساحلة در لغت نامه دهخدا

مساحلة. [ م ُ ح َ ل َ ] (ع مص ) مساحله. به کرانه ٔ دریا شدن. (منتهی الارب ). بر کناره ٔ دریا رفتن. (المصادر زوزنی ) (از تاج المصادر بیهقی ). فرزندان خود را به ساحل آوردن قوم : ساحل القوم بأولادهم ؛ آنها را به ساحل آوردند. || منازعه کردن و ناسزا گفتن یکدیگر را. (اقرب الموارد).

مساحلة را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مساحلة   • مفهوم مساحلة   • تعریف مساحلة   • معرفی مساحلة   • مساحلة چیست   • مساحلة یعنی چی   • مساحلة یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مساحلة
کلمه : مساحلة
اشتباه تایپی : lshpgة
عکس مساحلة : در گوگل

آیا معنی مساحلة مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )