مرتکب شدن


معنی انگلیسی:
commit, perpetrate

مترادف ها

commit (فعل)
سپردن، مرتکب شدن، اعزام داشتن برای، متعهد به انجام امری نمودن

perpetrate (فعل)
مرتکب شدن، مقصر بودن، مرتکب کردن

فارسی به عربی

ارتکب , فعل

پیشنهاد کاربران

پیشنهادِ واژه یِ "فَر ( آ ) وَرزیدن/ فَر ( آ ) وَرشتن" در زبانِ پارسی:
پیش از هر چیز باید گفت که ریختِ دیگرِ فعلِ "ورزیدن"، " وَرشتَن" بوده است؛ پس همچنین خواهیم داشت: "ورشتن/ورز - ".
در اوستا، به گفته یِ کریستین بارتولومه، هنگامیکه پیشوندِ " فرَ:fra" با " وَرز" همراه می شود، به معنایِ "مرتکب شدن، اقدام کردن، انجام دادن" و برابر با واژگانِ آلمانیِ "begehen، verueben" است.
...
[مشاهده متن کامل]

این واژه در وَندیداد ( همچون: فرَورشته ) بکار رفته؛ در جایی که سخن از " ( یک کارِ بد و زشت را ) مرتکب شدن/ اقدام کردن" به میان آمده است.
نکته1: واژه یِ " verueben" همتایِ واژه یِ "فر ( آ ) ورزیدن" است؛ چراکه:
1. 1 - "فر/ver"
1. 2 - "ueben" نیز در اینجا به معنا برابر با " ورزیدن" است.
نکته 2: من از رویِ آگاهی واژگانِ بیگانه را بکار می برم تا برابرهایِ جایگزین برای خواننده شناخته شوند.
پَسگشت:
بنگرید به روبرگ 1377 از "فرهنگنامه ی زبانِ ایرانیِ کهن" ( کریستین بارتولومه )

مرتکب شدن
شاید گزینه دست آلودن هم در برخی باره ها بکار برده شود - مرتکب شدن = دست آلودن
دچار شدن، انجام دادن، انجامدهندەی شدن، گناهمند شدن
🇮🇷 کارواژه ی برنهاده: پیشار شدن 🇮🇷
دیگر کارواژگان همتا: بدگر شدن، بدکننده شدن
انجام دادن کاری به ویژه کار بد
سر زدن