برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1398 100 1

مراغه

/marAqe/

معنی مراغه در لغت نامه دهخدا

مراغة. [ م َ غ َ ] (ع اِمص ) عمل به خاک غلطیدن. (لسان العرب از حواشی چهارمقاله ). غلطیدن عموماً و غلطیدن اسب و خر خصوصاً. (از برهان قاطع). در عربی به معنی غلطیدن جانور است خواه طائر باشد خواه چارپا، در این صورت اسم ظرف است از روغ به معنی غلطیدن حیوان. (غیاث اللغات از قاموس و صراح و منتخب ): مارغه بالتراب ؛ الزقه به ، والاسم المراغة. (متن اللغة). خرغلط. خرغلت. (یادداشت مؤلف ). رجوع به مراغه شود. || (اِ) جای غلطیدن ستور. (منتهی الارب ) (دستورالاخوان ). موضعی که در آن دواب به خاک غلطند. (از لسان العرب ). موضع تمرغ دواب. (متن اللغة). مراغ. متمرغ دابه.(اقرب الموارد). جای خرغلط زدن. || (ص ) خرماده که منع نکند گشن را. (منتهی الارب ). ماده خری که نره خر را از خود منع و رد نکند. (از متن اللغة). || هو مراغة مال ؛ ازاؤه. (متن اللغة) (اقرب الموارد). نیکو تیمارکننده ٔ شتران است. (منتهی الارب ).

مراغة. [ م َرْ را غ َ ] (ع ص )غلطنده. (ناظم الاطباء). متمرغ. (متن اللغة). خرغلت زننده. چارپائی که بر خاک غلطد و خود را در خاک مالد.

مراغة. [ م َ غ َ] (اِخ ) لقبی است که فرزدق یا اخطل شاعر به مادر جریر شاعر داده اند به قصد سب و توهین ، و جریر را ابن مراغة خوانده اند به معنی کسی که مادرش چون خر ماده ای تن به هر نره خری درداده است. رجوع به تاج ص 133 شود.

مراغه. [ م َ غ َ / غ ِ ] (از ع ، اِمص ) غلتیدن. (لغت فرس اسدی ) (جهانگیری ). غلتیدن بود به پهنا. (نسخه ای از لغت فرس ) (اوبهی ). غلطیدن عموماً و غلطیدن اسب و خر خصوصاً. (برهان قاطع). خرغلت زدن. خرغلط زدن. به خاک غلطیدن و خود را به خاک مالیدن و غلط زدن ستور. رجوع به مراغة شود : دانست که وقتی نیک است و امیر به هیچ حال جانب وی راکه دی خلعت وزارت داده امروز به حصیری بندهد و چون خاک یافت مراغه ای دانست کرد. (تاریخ بیهقی ص 158).
در ره عمری به یک مراغه چه جوئی
ای خر دیوانه در شتاب و دوانه.
ناصرخسرو.
صعلوک هر چند حیله کرد تا فرجه کند و بر طرفی زند ممکن نگشت با خود اندیشید که اگر از تک اندرمانم باری مراغه ای بکنم اگر از صامت نصیب نمی شود از ناطق چیزی به چنگ آرم. (سندبادنامه ص 219).

مراغه. [ م َ غ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهپایه ٔ بخش نوبران ش ...

معنی مراغه به فارسی

مراغه
دهی جزئ دهستان کوهپایه بخش نوبران شهرستان ساوه . دارای ۱۳۳۶ تن سکنه . محصول : غلات بنشن عسل لبنیات بادام گردو انگور سیب . صنایع دستی : جاجیم بافی .
۱- ( مصدر ) بخاک غلتیدن : ( خواجه احمدبن حسن ) این را سخت خواهان بود که بهانه می جست بر حصیری تا وی را بمالد که دانست وقت نیک است و امیر بهیچ حال جانب وی را که دی خلعت وزارت داده امروز به حصیری بندهد وچون خاک یافت مراغه دانست کرد . توضیح بمعنی در خاک غلتیدن در عربی فقط باب تفعیل ( تمریغ ) و تفعل ( تمرغ ) استعمال میشود و مراغه فقط اسم مکان یعنی محل غلتیدن آمده . ۲- ( اسم ) موضعی که چارپایان در آنجا بخاک غلتند .
دهی از شهرستان بجنورد
دهی از دهستان ایل تیمور بخش حومه شهرستان مهاباد. دارای ۱۱۴ تن سکنه . محصول : غلات چغندر توتون حبوبات صنایع دستی : جاجیم بافی .
خر غلط ززدن
( صفت ) غلتنده ( در خاک ) : تابزیر زمان. کهن است نفس در آرزو مراغه زن است . ( حدیقه )
شهرمراغه مرکز شهرستان مراغه واز شهرهای قدیمی آذربایجان است . این شهر در ۷۶٠ کیلومتری شمال غربی تهرانواقع است و با تهران ۲۱ دقیقه و ۳٠ ثانیه اختلاف ساعت دارد. جمعیت شهر مراغه بموجب سرشماری آبان ماه ۱۳۴۵ بالغ بر ۵۴۱٠۶ تن میباشد که از این عده ۲۹۶۹۴ نفر مرد و ۲۴۴۱۲ نفر زن است . سکنه شهر عموما مسلمان و شیعه اند و چندین خانوار مسیحی و کلیمی نیز در آن سکونت دارند. در مغرب این شهر به فاصله ۴ کیلومتر ساختمان رصدخانه ای که در زمان هلاکوخان مغول و بدستور خواجه نصیرالدین طوسی ساخته شده قرار دارد و بنام زیج ایلخانی مشهور است . راه آهن آذربایجان ( تهران به تبریز ) از این شهر میگذرد. شهر مراغه در دوره مغول مدتی پایتخت هلاکوخان بوده است .
یکی از شهرستانهای آذربایجان غربی که از شمال محدود است به شهرس ...

معنی مراغه در فرهنگ معین

مراغه
(مَ غَ یا غ ) [ ع . مراغة ] (اِ.) جای غلتیدن ستوران .
( ~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) به خاک غلتیدن .

معنی مراغه در فرهنگ فارسی عمید

مراغه
غلتیدن (روی خاک).
* مراغه کردن: [قدیمی] = مراغه: چون مراغه کند کسی بر خاک / چون بُوَد خاک از او چه دارد باک (عنصری: لغت فرس۱: مراغه).

مراغه در دانشنامه اسلامی

مراغه ای یا مراغی ممکن است اسم برای اشخاص ذیل باشد: • اوحدی مراغه ای، فرزند حسین اصفهانی ، از سخنوران و عارفان سده ۸ق • زین العابدین مراغه ای ، از نویسندگان قرن چهاردهم هجری قمری• محمد ساعد مراغه ای، مشهور به ساعد الوزاره، از رجال سیاسی دوره پهلوی• میرعبدالفتاح بن علی حسینی مراغی، فقیه و اصولی امامی قرن سیزدهم• احمد مصطفی مراغی، متولد مراغه مصر، از علمای اهل سنت در قرن چهاردهم هجری قمری
...
«زین العابدین مراغه ای»، نویسنده و روشنفکر، در 1255ق در مراغه متولد شد.
او فرزند مشهدی علی، بازرگان زاده ثروتمندی از مردم آذربایجان و از کسانی بود که خیلی زود به اردوی آزادی خواهان و طرفداران اصلاحات پیوست. پدران او از اکراد ساوجبلاغ (مهاباد کنونی) و از خان های آن سامان بودند و طریقه تسنن و مذهب شافعی داشتند، اما بعدها به کیش تشیع گرویدند و در مراغه مشغول کسب و کار و تجارت شدند.
زین العابدین در هشت سالگی به دبستان رفت و هشت سال راه مکتب پیمود و مختصر سوادی اندوخت. در شانزده سالگی به حجره پدر درآمد و در بیست سالگی به اردبیل رفت و از آن هنگام در اردبیل و مراغه به قول خود «بنای اعیانی گذاشت و اسب و نوکر و تفنگدار فراهم آورد و از ادای مالیات هم گردن پیچید و زدن راهدار و فحاشی به میزان آقاسی و کدخدا و فراش را یکی از افتخارات خود قرار داد».
پس از مدتی پریشانی از هر جهت روی آورد و زندگانی در ایران برای او سخت دشوار شد و ناچار با برادر دیگر خود ترک یار و دیار گفته با اندک مایه ای که داشت، مانند بسیاری از تجار ورشکسته آن زمان عازم قفقاز شد و در شهر تفلیس، پایتخت گرجستان، که در آن اوان کسی از ایرانیان در آن جا نبود، رحل اقامت افکند و در مدت سه چهار سال، چند هزار منات از بقالی فراهم آورد.
کمکم عده ای از ایرانیان کارگر به تفلیس روی آوردند و میرزا اسدالله ناظم الدوله، ژنرال کنسول ایران در تفلیس، او را به ویس کنسولی (نایب قنسولی) شهر کتائیس معین کرد. او خود در این باره می گوید: «... آن وقت ما هم کنسول و هم رئی ...

مراغه در دانشنامه ویکی پدیا

مراغه
مراغه دومین شهر بزرگ استان آذربایجان شرقی و مرکز اداری فرمانداری ویژه شهرستان مراغه است. این شهر در کنار رودخانهٔ صوفی چای در دامنهٔ جنوبی کوه سهند و در ۱۳۵ کیلومتری جنوب مرکز استان واقع شده است. در سال ۸۷ خورشیدی طرح ایجاد منطقه ویژه اقتصادی سهند مراغه در این منطقه به تصویب دولت رسید، و در تاریخ ۹۷/۰۳/۱۳ دولت دستور فعال سازی و عملیاتی نمودن این منطقه را صادر کرد.منطقه ویژه اقتصادی سهند مراغه   ایستگاه راه آهن مراغه   رصدخانه مراغه   مسجد شجاع الدوله   گنبد سرخ   نمای از گنبد سرخ   گنبد کبود   گنبد غفاریه   مقبره اوحدی مراغه ای   گنبد غفاریه   صوفی چایی   رصدخانه مراغه   کوه سهند مراغه   گنبد سرخ   سد علویان مراغه   مجسمه آناهیتا در مراغه
۰۴۱
مراغه که به باغ شهر ایران و پایتخت نجوم ایران شهرت دارد جزو ده شهر تاریخی ایران می باشد. سالانه گردشگران خارجی و ایرانی زیادی از مراغه دیدن می کنند. مراغه با فضای سبز و باغ های متعدد در داخل شهر همچنین رودخانه زیبای صوفی چای که از مرکز شهر می گذرد یکی از مهم ترین مراکز توریستی و گردشگری در استان آذربایجان شرقی بحساب می آید، خیابان های مشجر و درختان سر به فلک کشیده زیبایی خاصی به خیابان های مراغه بخشیده است. مراغه همچنین دومین کهن شهر آذربایجان بعد از ارومیه می باشد این شهر از دوران قبل از اسلام آباد بوده است اما قرن های ۱۲ تا ۱۴ میلادی دوران رشد و شکوفایی آن است؛ زمانی که پایتخت سلسله های متعدد محلی از جمله احمدیلیان و اتابکان آذربایجان بوده است و در نهایت مرکز حکومت ایلخانی قرار داده شد. مراغه به لحاظ بافت غنی تاریخی و فرهنگی، با بیش از ۳۰۰ اثر ثبت شده ملی، جزء ۱۰ شهر برتر کشور محسوب می شود. رصد خانه مراغه که در دوران خواجه نصیر بنا شده از جمله آثار تاریخی برجسته مراغه و ایران است که بیش از ۴۰۰۰۰۰جلد کتاب در آن موجود بوده است و بزرگترین دانشمندان اسلامی سراسر جهان اسلام در آن گرد هم آمده بودند.
مراغه با دارا بودن ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های مراغه

مراغه مرکز شهرستان، در استان آذربایجان شرقی، ایران؛ در کنار رودخانهٔ صوفی چای و در دامنهٔ جنوبی کوه سهند جای گرفته است.
• «شهری است بزرگ و مشهور در مملکت آذربایجان . این شهر، بسیار معمور و آباد است و در آنجا، آثار قدیمه از مدارس و خانقاهات بسیار است.»
• «بعضی از اهل مراغه، نقل کرده اند که در آنجا، باغی است موسوم به «قیامت آباد» یک فرسنگ در یک فرسنگ، و چندان میوه در آن باغ بعمل آید که صاحب آن باغ از چیدن همه میوه آن، عاجز باشد. در نزدیک فیامت آباد، چشمه آب گرمی است که اهل مرض را نافع است. آب این چشمه، چون به روی زمین جاری شود سنگ گردد.»
• «در خارج شهر مراغه، غاری است و در میان غار، شبیه خانه ها از سنگ تراشیده شده و در آخر غار، چیزی آویخته اند که به نظر می آید، هر که نزدیک آن رود، هلاک شود. گویند آن، طلسمی است بر سر گنجی.»
• «و در نزدیک مراغه، کوهی است موسوم به «زنجقان» نزدیک به شهر؛ و در آن کوه، چشمه ای است. اگر آرد را باآب آن چشمه خمیر کنند، ریعش زیاد گردد و نانش خوب شود. خبازان مراغه به غیر از آن آب، با آب دیگر خمیر نکنند. این آب نیز پس از جریان، سنگهای بزرگ سخت شود چنانچه مردم در عمارت بکار برند.» در «آثار البلاد و اخبار العباد/اقلیم خامس / مراغه » (نگاشته به سال ۶۷۴ق/ ۱۲۷۵م) -> ابوعبدالله زکریا قزوینی

مراغه در جدول کلمات

بنای آجری چهارگوشی در مراغه با کتیبه ای به تاریخ 542 قمری
مثنوی اوحدی مراغه ای
جام جم

مراغه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرعباس
مراغه و زبان آذری
طغرل طهماسبی
یکی از مصطلحات و معانی غلط که وارد فرهنگ های لغت نیز شده است، نام «مراغه» می باشد که با کمال تعجّب بزرگانی چون : علّامه دهخدا و دکتر معین نیز این راه را به خطا پیموده اند.
در فرهنگ فارسی معین، ذیل کلمه ی «مراغه» می خوانیم: «به خاک غلتیدن، ... و مراغه فقط اسم مکان یعنی: محلّ غلتیدن آمده»؛ در حالی که کسانی چون دکتر معین تنها به ریشه ی عربی واژه دقیق شده اند و این معنی را در زبان عربی از بابِ تفعیل (تمریغ) و تفعّل (تمرّغ) استخراج نموده اند ... لکن نام شهر مراغه خیلی پیشتر از حمله ی مغول و ورود زبان عربی به ایران استعمال می شده است:
آرای مشهور:
ـ بطلِمیوس (قلوذی) ـ منجّم و جغرافی دان معروف یونانی ـ نام دریاچه ی اورمیه را به سبب نزدیکی اش به شهر مراغه، «مارگیانه» آورده است که هر زبان ناشناسی پی به ریشه ی باستانی نام مراغه می برد. چه، در لغت یونانی ، حرف «غ» مصطلح نبوده و به جای آن از حرف «گ» استفاده می شده است.
ـ واژه ی «راغ» در فارسی به معنی دشت آمده است و این درحالی است که کتب پهلوی، شهر «رغه»ی آذربایجان را بر روی دشتی نمایش می دهند که بر روی کوهپایه ی کوه سهند قرار گرفته است. با توجّه به این نکته، نام مراغه به معنی: رغه ی بزرگ (دشت وسیع) بوده است.
ـ به نوشته ی دیاکونوف قبل از ورود و اسکان مادها در این ناحیه، دولت «مانْنا» در حدود سال ۷۱۵ قبل از میلاد در این سرزمین حکومت داشته اند که به نام ایالت «اوئیشدیش» نامیده می شد. (رجوع شود به : تاریخ ماد، ا.م دیاکونوف، ترجمه ی کریم کشاورز، ص۲۰۲).
ـ با تحقیقات و بررسی های به عمل آمده توسّط احمد کسروی در مورد مراغه، می بینیم که: نام قدیمی مراغه «مراوا» یا «ماراوا» یا «ماداوا» بوده است و از آن جهت می توان آن جا را جایگاه قوم ماد دانست و قدمت شهر مراغه را به دوره ی مادها نسبت داد. در زمان اشکانیان نیز مدّتی پایتخت آذربایجان، در ۲۵ فرسنگی جنوب شرقی دریاچه ی چیچست (اورمیه) شهری به نام «فرسپا» بوده است.
ـ جی ویلسون، مؤلّف کتاب «عادت ها و زندگی ایرانیان»، که با پیشینه ی تاریخی شهر مراغه به خوبی آشنا بوده است، واژه ی مراغه را برداشتی از نام یک اُسقفِ مشهور نَسطوری می داند به نام «ماراغا».
ـ ژاک دومرگان ـ باستان شناس مشهور فرانسوی ـ نام قدیم مراغه را «اِندادهَه رود» آورده است.
ـ مارک آنتوان (آنتونیوس) ـ پسرعمو و سردار قیصر روم که در تقسیم مستملکات، مشرق نصیب وی شد ـ در سال ۳۶ ق.م. هنگام ذکر حوادثی که در زمان پارتی ها در این منطقه رخ داده، از این منطقه به نام «فرائته» یاد می کند.
ـ حمدالله مستوفی در کتاب «نزهة القلوب» (سال۷۴۰ ه‍.ق.) آورده: مراغه از اقلیم چهارم است و تومانش چهار شهر: مراغه ، دهخوارقان ، بسوی و نیلان می باشد. (تومان، اصطلاحی است آذری، که در زمان های بعد از مغول نیز رایج بوده و هم معنی با ولایت یا شهرستان برای مشخّص کردن حدود و ثغور واحدهای جغرافیایی به کار می رفته است).
***
تا پیش از هجوم ترکان و سلجوقیان در اوایل قرن پنجم هجری، مردم مراغه دارای مذهب شافعی بودند، ولی با تسلّط ترکان، مذهبِ حنفی را که با خود از شرق ایران آورده بودند، در این ناحیه ترویج دادند تا اینکه پس از ظهور شاه اسماعیل صفوی، اهالی مراغه نیز تحت تأثیر مذهب شیعه قرار گرفتند.
دکتر حسینقلی کاتبی در «زبان های باستانی آذربایجان»، (ص۱۳ ) آورده: «قوم ماد از نژاد آریایی، همراه اقوام دیگر این نژاد، همچون پارس و پارت، در هزاره ی دوم پیش از میلاد به فلات ایرا ن مهاجرت کردند و منطقه ی شمال غرب آن را برای سکونت اختیار نمودند. این قوم به زبان مادی، از ریشه ی آریایی سخن می گفتند و آن را در نوشتن نیز به کار می بردند.
مورّخان باستانی و پژوهشگران ایرانی معتقد ند که : زبان های اقوام آریایی همگون یا بسیار نزدیک به هم بوده است. «استرابون» (۶۳ ق.م. تا۱۹م.) ـ مورّخ و جغرافی دان یونانی ـ پس از سفر به ایران و تماس با اقوام ایرانی، اظهار عقیده کرده است که مادها و پارس ها زبان یکدیگر را می فهمیدند و زبان های مادی و پارسی و سکایی همسان بودند. «دارمستتر» (۱۸۴۹ تا ۱۸۹۴ م.) ـ ایران شناس فرانسوی ـ که درباره ی مباحث لغات و دستور زبان های ایرانی دو جلد کتاب تألیف کرده و تتبّعاتی هم در زبان اوستا نموده، عقیده دارد که اوستا ـ کتاب دینی زردشت ـ در زمان مادها و به زبان مادی نوشته شده است و زبان کردی ، مشتق از زبان مادی می باشد.
زبان مردم مراغه، همانند مردم آن ، از دیرباز با زبان و نژاد سایر اقوام ایرانی از یک ریشه بوده است.
واژه ها و نام ها یی که از زبان مادی به جا مانده، هم ریشه بودن آن زبان را با سایر زبان های ایرانی و هند و اروپایی ثابت می کند. ابن ندیم (میر: ۳۷۸ ه‍.ق.) در «الفهرست» از قول عبدالله بن مقفّع (روزبه پارسی، مترجم کِلیله و دمنه از پهلوی به عربی)، زبان آذربایجان را فهلویه (پهلوی) دانسته و می گوید: عبدالله بن مقفّع گفت: زبان های ایران عبارت اند از: پهلوی ، دری، فارسی، خوزی و سریانی. زبان پهلوی، منسوب به پهله است و این ، نام پنج ولایت است که عبارت اند از: اصفـهان ، ری، هِمدان، ماه نهاوند و آذربایجان.
نخستین خبر تاریخی که از پیشینه ی زبان پارسی در آذربایجان پس از استیلای تازیان داریم، مطلبی است که در «تاریخ الأمم و الملوک» تألیف ابوجعفر محمّد بن جریر طبری (میر: ۲۳۵ه‍.ق.) داریم و جالب است که محل ّ اتّفاق آن نیز شهر مراغه می باشد. در این کتاب که معروف به تاریخ طبری و ترجمه ی آن موسوم به تاریخ بلعمی است، چنین آمده که: محمّد بن البعیث از رجالِ دوره ی عبّاسی، حکومت شهر مراغه را در زمان معتصم عبّاسی (۲۱۸ ـ ۲۲۷ ه‍.ق.) و پسرش متوکّل (۲۳۲ ـ۲۴۷ ه‍.ق.) داشت. وی در سال ۲۳۵ ه‍.ق. سر به طغیان نهاد و مورد غضب خلیفه قرار گرفت و به زندان افتاد. محمّد مردی شجاع و ادیب بود. آثار شعری فارسی وی زبانزد مردم بوده و جما ...
محمدرضا
شهرستان مراغه در جنوب غربی استان آذربایجان شرقی در مشرق، دریاچه ارومیه بر دامنه کوه سهند قرار گرفته که از شمال به شهرستان تبریز و از شرق به شهرستان هشترود و از مغرب به دریاچه ارومیه و شهرستان بناب و از جنوب به شهرستانهای ملکان و میاندوآب و صائین دژ محدود است. این شهرستان در فاصله 45 درجه و 30 دقیقه تا 46 درجه و 37 دقیقه طول و 36 درجه و 53 دقیقه تا 37 درجه و 38 دقیقه عرض جغرافیایی با 1/4155 کیلومترمربع وسعت در فاصله 135 کیلومتری از طریق جاده آسفالته و 76 کیلومتر بطور مستقیم از مرکز استان واقع است که ارتفاع آن از سطح دریا 77/147 متر می باشد.
پستی و بلندی کوهها و ارتفاعات مهم
وجود ارتفاعات در شهرستان مراغه بافت شهر را به دو ناحیه کوهستانی وجلگه ای تبدیل ساخته به طوری که ارتفاعات از شمال شهر به جنوب و از شرق به غرب کم کم کاسته شده تا به سواحل دریاچه ارومیه و جلکه ملکان می رسد که قسمتی از روستاهای بخش مرکزی و عجب شیر در ناحیه کوهستانی و قسمتی در جلگه شهر وافع اند که از مهم ترین کوه های مراغه، کوه مندیل بسر و سرگونی در جنوب شرقی مراغه به ارتفاع 2620 متر و 2169 متر است. و کوه قوزلوجه ( قزلجه) در قسمت شمال غربی در بخش عجب شیر در ارتفاع 2615 متر و رشته کوه های سهند با ارتفاعات مختلف که بلندترین قلعه آن 3710 متر در شمال مراغه قرار گرفته است که قسمت اعظم آن در سال پوشیده از برف می باشد.
وضعیت آب و هوایی و میزان بارندگی
وجود ارتفاعات بر تغییرات آب و هوای شهرستان تاثیر کرده، آب و هوای شهرستان را معتدل ( متمایل به سردی و نسبتاً نیمه مرطوب ساخته است) به طوری که هوای قسمت های جلگه و کنار دریاچه ارویمه نسبتاً گرمسیر و در قسمت های کوهستانی معتدل می باشد. حداکثر درجه حرارت در این شهرستان در روزهای گرم تابستان 35 درجه سانتیگراد و حداقل آن در روزهای سرد زمستانی ( 20-) درجه سانتیگراد می باشد.
میزان بارندگی: بارش برف در این شهرستان معمولاً از دی ماه شروع و تا اواسط اسفند ماه ادامه دارد که در بعضی از سال ها بارش برف از آذرماه شروع و تا اواسط فروردین ماه مخصوصاً در قسمت های کوهستانی ادامه می یابد که خود بر عوامل آب هوایی منطقه موثر است.
بارش باران های بهاری که در اصطلاح محلی به باران لیسان مشهور است از اواخر فروردین ماه شروع و متوسط سالانه حدود 300 – 1000 میلیمتر می باشد و ایام یخبندان حدود 114 روز در سال است.
وضعیت پوشش گیاهی، جنگل و مرتع
با توجه به جلگه ای و کوهستانی بودن شهرستان قسمت های جلگه ای را کلاً باغات تشکیل داده و بیش از 61/31% از وسعت شهرستان اراضی کشاورزی با پوشش گیاهی است و حدوداً 255000 هکتار از وسعت شهرستان مراتع می باشد. شهرستان مراغه فاقد جنگل بوده لیکن وجود گونه های جنگلی مثل گز به خصوص در بخش عجب شیر بیش از 285 هکتار از مراتع را به صورت بیشه زار پوشش داده و گونه های زالزالک و لیک سرخ در ارتفاعات 2100 به صورت پراکنده ولی با وسعت زیاد مشهود است.
مناطق شهری و روستایی و عشایری و حدود آنها
شهر مراغه از سمت شمال به دهستان سراجوی غربی به روستاهای بخش عجبشیر محدود است و از قسمت جنوب به دهستان قره ناز با روستاهای شهرستان ملکان با یک جاده آسفالته محدود است از سمت شرق به بخش سراجو و شهرستان هشترود محدود است و از قسمت غرب به شهر عجبشیر از طریق جاده مراغه و تبریز محدود است.
وضعیت اشتغال و بیکاری
شهرستان مراغه حدود 5203 نفر بیکار که 3029 نفر در سطح سواد ابتدایی، راهنمایی و متوسطه و 286 نفر در سطح پیش دانشگاهی، عالی و حوزه ای و حدود 96 نفر با سطح سواد غیررسمی و نامشخص و 832 نفر بی سواد بیکاران شهرستان را تشکیل می دهند.
عمده عامل بیکاری عدم وجود کارخانه جات تولیدی و صنعتی بزرگ و کوچک، به لحاظ ضعف مدیریت صنعتی و عدم کاربرد تکنیک های مدیریت تولید مناسب، فقدان موسسات پشتیبانی از صنایع و تولید، عدم اطمینان به بازده سرمایه گذاری با توجه به شرایط بازار و عدم وجود امنیت سرمایه گذاری به لحاظ مشکلات فرهنگی منطقه عامل و عدم وجود فرصت های شغلی می باشد. که حدود 9/1% کل جمعیت شهرستان بی کار بوده که از این رقم 6/2% جمعیت شهری و 0/1% جمعیت روستای بیکار می باشند.
مراکز تاریخی و دیدنی
گنبد سرخ: در قسمت جنوب شهر مراغه جنب قبرستان آقالار به سال 15 شوال 542 هجری بنا شده و با بازسازی جزئی برابر تصویر باقی است. برج مدور ( یا استوانه ای): در قسمت شمال شرقی چهار راه بزرگ خیابان خواجه نصیر پشت ساختمان بانک ملی مرکزی در جنب مدرسه به سال رجب 563 هجری بنا شده است. برج استوانه ای شکل ظاهری ساده دارد سقف بالایی آن فرو ریخته که چندی پیش با سقف چوبی و شیروانی پوشانده و بازسازی شده است.
گنبد کبود: در کنار برج مدور به فاصله حدوداً ده متری برج ده پهلوی منشور شکل زیبایی وجود دارد که مردم محل آن را ( قبر مادر هلاکو) می نامند. برج یا گنبد غفاریه: گنبد غفاریه در قسمت شمال غربی مراغه در کنار رودخانه صافی به شکل مربع آجری در بالای سکوی سنگی و دخمه عمیق استوار است. برج گوی: این برج در محدوده مرکزی شهر واقع بوده که در طول سال های 1316 و 1315 به کلی ویران و منهدم گردیده ( 10 دی 1310 در فهرست آثار تاریخی ثبت شده است.)
رصدخانه: رصدخانه در عهد هلاکو به سال ( 656) هجری در پی فتح بغداد بر اثر تقاضا و یا به تشویق حکیم دانشمند بزرگ ایرانی خواجه نصیرالدین طوی در روی یکی از تپه هایغربی بنا شده است و به مرور زمان در سال 740 محل رصدخانه بر اساس نوشته حمدالله مستوفی به یک ویرانی تبدیل شده بود و آثاری از آن مهد علم نجوم وجود نداشته است و در شرایط فعلی در محل رسدخانه برای حفظ آثار و تبدیل به یک موزه نجوم با نصب ( پلون قدیم) حفظ آثار گردیده است.
7- مسجد ملارستم 8- مسجد معزالدین 9- مسجد جامع 10- مسجد زنجیرلی بازسازی شده به نام مسجد شهدا است 11- مسجد شیخ تاج 12- مسجد آقا محمد تقی 1 ...
شهریار آریابد
به باور دانشمند فرهیخته شادروان احمد کسروی تبریزی نام این شهر در زبان پارسی و گویش مادی به گونه " ماداوه " یا " مادآباد " به معنای شهر و آبادی ویس ماد می باشد .
جحخ
خانم ۳.یکماهه در مورد نظر خود را در گروه های سیاسی در این مورد را در گروه های سیاسی در این زمینه وجود دارد و

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شهرستان مراغه   • مراغه دانشگاه آزاد   • جمعیت مراغه در سال 94   • فاصله مراغه تا تهران   • نقشه مراغه   • فاصله مراغه تا تبریز   • مراغه نیوز   • مراغه سیاسی   • معنی مراغه   • مفهوم مراغه   • تعریف مراغه   • معرفی مراغه   • مراغه چیست   • مراغه یعنی چی   • مراغه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مراغه
کلمه : مراغه
اشتباه تایپی : lvhyi
آوا : marAqe
نقش : اسم خاص مکان
عکس مراغه : در گوگل

آیا معنی مراغه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )