برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1465 100 1

مراتب

/marAteb/

مترادف مراتب: درجات، پایه ها، درجه ها، مراحل، منازل، ارزش ها، رتبه ها، قدرها، امر، قضیه، موضوع، مطلب، بارها، دفعات

برابر پارسی: پایه ها، پایگاه ها، پله ها، پایگاه ها، پایه ها، پله ها، چگونگی

معنی مراتب در لغت نامه دهخدا

مراتب. [ م َ ت ِ ] (ع اِ) درجات. طبقات. رتبه ها. ج ِ مرتبه. رجوع به مرتبه شود :
تا طبعها مراتب دارند مختلف
آب است بر زمین و اثیر است بر هوا.
مسعود سعد.
اصحاب سلطان همیشه این مراتب را منظورنداشته اند بلکه به تدریج... آن درجات یافته اند. (کلیله و دمنه ). رفتن بر درجات شرف بسیارمؤنت است و فرودآمدن از مراتب عز اندک عوارض. (کلیله و دمنه ). مراتب میان اصحاب مروت... مشترک و متنازع فیه است. چه عالمیان در منازل و معارج و مراتب و مدارج متفاوت قدراند. (سندبادنامه ص 4). و چنانکه انبیا را مراتب است. (سندبادنامه ص 6). در خدمت حضرت سلطانی در مراتب و مناصب ترقی می کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 363).
مهتران آمدنداز پس و پیش
صف کشیدند بر مراتب خویش.
نظامی.
|| بارها. دفعات.
- به مراتب ؛ به دفعات. مکرراً. (فرهنگ فارسی معین ).
- مراتب اعداد ؛ آحاد و عشرات و مآت و الوف است. (از ناظم الاطباء). رجوع به مرتبه شود.
- مراتب چهارگانه ؛ شریعت و طریقت و معرفت و حقیقت است. (غیاث اللغات ).
- مراتب سته ؛ به اصطلاح صوفیان ، اول احدیت است که اعتبار ذات فقط است و به عالم غیب نیز مسمی می گردد و به قول بعضی وحدت که مسمی به یقین اول و برزخ کبری و قابلیت محض میشود و ثانی و احدیت که اعتبار ذات به اسماء و صفات تفصیلاً ثالث ارواح مجرده که از عبارت عقول عالیه و ارواح بشریه است رابع ملکوت که حاوی نفوس سماوی و بشریه است و آن را عالم مثال هم گویند، خامس عالم ملک که کنایه از اجسام و اعراض باشد و به عالم شهادت نیز مسمی میگردد، و سادس عالم انسان کامل که محل جمیع مراتب است. (غیاث اللغات ).

معنی مراتب به فارسی

مراتب
جمع مرتبه
(اسم) جمع مرتبه .۱- پایه ها درجه ها : یقین را مراتب است .۲- بارها دفعات . یا به مراتب . بدفعات مکررا. یا بر مراتب . بحسب مرتبه ها طبق درجات : مهتران آمدند از پس و پیش صف کشیدند بر مراتب خویش . ( نظامی لغ.: صف کشیدن ) . توضیح در فارسی گاه آنرا به مراتبها جمع بسته اند : اندازههای ایشانرا مراتبها نهادند .
کتابی منسوب به ابونصر محمد بن محمد فارابی . اصل آن بزبان عربی بوده و در دست نیست ولی ترجمه لاتینی آن بنام [ دوارتوس سیانتیاروم ] که در سال ۱۹۱۶ م. به طبع رسیده در دست است .
رساله یی منسوب به ابوالحسن بهمنیار بن مرزبان ( از شاگردان ابن سینا ) که باهتمام پوپر با ترجمه آلمانی آن در سال ۱۸۵۱ م . در لندن به طبع رسیده است.
نام قسم رتبه افتخاری که به شاهزادگان هند داده شود

معنی مراتب در فرهنگ معین

مراتب
(مَ تِ) [ ع . ] (اِ.) جِ مرتبه .

معنی مراتب در فرهنگ فارسی عمید

مراتب
= مرتبه

مراتب در جدول کلمات

از مراتب علمی دانشگاهی برای اعضای هیأت علمی
استادیار
رشته ای از دستورها برای انجام عملیاتی بصورت سلسله مراتب در ریاضی
الگوریتم

معنی کلمه مراتب به عربی

مراتب را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مراتب در نامه های اداری   • معنی روشنی ها   • مراتب جهت   • معنی مرتبه   • مراتب یعنی چی   • ادب اموخته   • مراطب   • سرپیچی   • مفهوم مراتب   • تعریف مراتب   • معرفی مراتب   • مراتب چیست   • مراتب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مراتب
کلمه : مراتب
اشتباه تایپی : lvhjf
آوا : marAteb
نقش : اسم
عکس مراتب : در گوگل

آیا معنی مراتب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران