مدیون

/madyun/

مترادف مدیون: بدهکار، غارم، قرضدار، وام دار ، مرهون، مشغول الذمه

متضاد مدیون: داین

برابر پارسی: بدهکار، بده کار، وام دار، وام دار
شبکه مترجمین ایران

فارسی به انگلیسی

debtor, indebted, beholden, bounden

مترادف ها

debtor (اسم)
مدیون، بدهکار، ستون بدهکار

beholden (صفت)
مدیون، مرهون، زیر بار منت

indebted (صفت)
مدیون، مرهون، بدهکار، رهین منت

لغت نامه دهخدا

مدیون. [ م َدْ ] ( ع ص ) مرد وامدار. مرد بسیاروام. ( منتهی الارب ). قرض دار. ( غیاث اللغات ). بدهکار. وامدار. غریم. مقروض. داین. نعت است از دین :
بس کس از عقد زنان قارون شده
دیگری از عقد زن مدیون شده.
مولوی.

فرهنگ فارسی

قرضدار، وام دار
(اسم ) بدهکار قرض دار وامدار مقابل داین طلبکار بستانکار جمع : مدیونین . یا مدیون اصلی . آنکه در حقیقت مدیون باشد بدهکار اصلی .

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) قرض دار، بدهکار.

فرهنگ عمید

قرض دار، بدهکار.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] مدیون به معنی بدهکار، مدین، وام دار است.
در کتاب الصحاح می نویسد: «رجل مدیون: کثر ما علیه من الدین»؛ یعنی کسی که بدهی زیاد داشته باشد.

دانشنامه عمومی

مدیون آ-گ (به آلمانی: Medion AG) یک شرکت آلمانی سازندهٔ سامان برقی است. این شرکت، در اروپا، آمریکا، استرالیا و خاور دور فعال است.رایانه های شخصی رومیزی و کیفی و نیز دوربین دیجیتال، تلویزیون، یخچال و همچنین تجهیزات بدنسازی از عمده ترین تولیدات این شرکت می باشند.دفتر مرکزی این شرکت، در شهر اسن قرار دارد.
گزارش تخلف یا اشتباه در معنی

جدول کلمات

بدهکار

فارسی به عربی

مدین

پیشنهاد کاربران

بدهکار
مدیون:
آنکه دینی بر گردن اوست.
بدهکار، قرضدار، وامدار
بدهکار، غارم، قرضدار، وام دار، مرهون، مشغول الذمه

چیزی یا کسی که به واسطه ی آن به چیز جدیدی رسیدیم
مرهون
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما