برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1539 100 1
شبکه مترجمین ایران

مخمس

/moxammas/

مترادف مخمس: پنج ضلعی، پنج رکنی، پنج پاره ای، پنج تایی، مسمط، پنج مصراعی

معنی مخمس در لغت نامه دهخدا

مخمس. [ م َ م َ] (ع ص ، ق ) جاؤا خماس و مخمس ؛ آمدند پنج پنچ. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). پنجگان پنجگان. (مقدمة الادب زمخشری ).

مخمس. [ م ُ م ِ ] (ع ص ) خداوند شتران خِمس. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از آنندراج ). و رجوع به خمس شود.

مخمس. [ م ُ خ َم ْ م ِ ] (ع ص ) پنج گوشه گرداننده. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آنکه پنج گوشه می گرداند. (ناظم الاطباء). و رجوع به تخمیس شود. || دارنده ٔ پنج گوشه و پنج رکن. (ناظم الاطباء) .

مخمس. [ م ُ خ َم ْ م َ ] (ع ص ) پنج گوشه. (منتهی الارب ). پنج گوشه. پنج گوشه دار. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).پنج گوشه کرده شده. (آنندراج ) (غیاث ). هر چیز پنج گوشه و پنج ضلعی : چنانکه چون خطیب از منبر ذکرپیغمبر کند و صلوات دهد روی به جانب راست کند و اشاره به مقبره کند و آن خانه ٔ مخمس است. (سفرنامه ٔ ناصرخسرو ص 73). || آنچه خمس بدان تعلق گرفته است. آن مال که خمس بر آن واجب شده است :
وز خمس فی و عشر زمینی که دهند آب
این از چه مخمس شد و آن از چه معشر.
ناصرخسرو (دیوان چ مینوی ص 512).
|| (اصطلاح بدیعی ) نوعی از مسمط است که دارای پنج مصراع باشد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ج 1ص 667). قسمی از شعر که دارای پنج مصرع است. (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از غیاث ):
هر چند که از عنصر تحقیق جدائیم
زندانی تهمتکده ٔ وهم بقائیم
حیران خیالیم مپرسید کجائیم
عمری است گرفتار دل بی سر و پائیم
تمثال چه تدبیر کند آینه دام است.
بیدل.
در عشق تو ای صنم چنانم
کز هستی خویش در گمانم
هر چند ضعیف و ناتوانم
گر دست دهد هزار جانم
در پای مبارکت فشانم.
؟ (از فرهنگ علوم نقلی سیدجعفر سجادی ).
|| (اصطلاح علم جفر) اطلاق می شود بر وفقی که مشتمل بر بیست و پنج مربع کوچک باشد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ج 1 ص 422). || (اصطلاح موسیقی ) نام نوعی از اصول موسیقی که به هندی آن را تال گویند و نزد عجم اصول هفده است ، چنانکه مخمس و ترکی و دو یک و دور و ثقیل و خفیف و چهارضرب و درفشان و مأتین و ضرب الفتح و اصول فاخته و چنبر و نیم ثقیل و ازفر و ار ...

معنی مخمس به فارسی

مخمس
پنج تایی، پنج گوشه، آنچه پنج پنج باشد، شعری که هربند آن پنج مصراع باشد
( اسم ) ۱- هر چیز پنج گوشه ودارای پنج ضلع : و اشاره بمقبره کند و آن خانهای مخمس است .۲ - آنچه پنج پنج باشد پنج تایی . ۳ - سطحی که دارای پنج ضلع مساوی باشد . توضیح اگر پنج ضلع مساوی نباشد آنرا ذوخمسهالاضلاع نامند . ۴ - مسمطی که هر بند آن دارای پنج مصراع باشد جمع : مخمسات .
پنج گوشه

معنی مخمس در فرهنگ معین

مخمس
(مُ خَ مَّ) [ ع . ] (اِمف .) ۱ - پنج تایی . ۲ - شعری که هر بند آن پنج مصراع باشد.

معنی مخمس در فرهنگ فارسی عمید

مخمس
۱. (ادبی) مسمطی که در هر بند آن پنج مصراع باشد.
۲. (ریاضی) [قدیمی] پنج گوشه.
۳. (صفت) (فقه) ویژگی چیزی که خمس به آن تعلق می گیرد.

مخمس در دانشنامه ویکی پدیا

مخمس
مخمس یا تخمیس به مسمط پنج مصراعی می گویند که چهار مصراع اول آن همقافیه (مصرع) هستند. معمولاً دو مصراع آخر مخمس تضمینی از یک غزل مشهور است.
صفا، ذبیح اللّه، تاریخ ادبیات در ایران (جلد ۴)، انتشارات فردوس، ۱۳۶۸.
تخمیس زیر را شاه اسماعیل یکم با تضمین از غزل حافظ سروده است. سه مصراع اول هر بند از شاه اسماعیل (با تخلص خطایی) است و دو مصراع آخر هر بند، یک بیت از غزل حافظ است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مخمس در جدول کلمات

مخمس را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مخمس چیست   • مسمط   • شعر مخمس   • فرمول اعداد مخمسی   • دانلود آهنگ مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه   • شیخ بهایی   • تاکی به تمنای وصال تو یگانه   • گنجور   • معنی مخمس   • مفهوم مخمس   • تعریف مخمس   • معرفی مخمس   • مخمس یعنی چی   • مخمس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مخمس

کلمه : مخمس
اشتباه تایپی : lols
آوا : moxammas
نقش : اسم
عکس مخمس : در گوگل

آیا معنی مخمس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )