برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1578 100 1
شبکه مترجمین ایران

مجیدن

معنی مجیدن در لغت نامه دهخدا

مجیدن. [ م َ دَ ] (مص ) بسودن. مالیدن. دست مالیدن. لمس کردن. برمجیدن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): ضغوث ؛ اشتر که کوهانش بمجند تا فربه است یا نه. (مهذب الاسماء، یادداشت ایضاً). المجس ؛ آنجا که طبیب بمجد از دست. (محمودبن عمر، یادداشت ایضاً). النبض ؛ آنجا که طبیب بمجد از دست. (مهذب الاسماء، یادداشت ایضاً). || شستن و پاک کردن و پاکیزه کردن. || بریان نمودن و برشته کردن. || تیز و به شتاب رفتن. || گرفتن و به زور گرفتن. || کندن و از بیخ کندن. || نشکنج گرفتن. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

معنی مجیدن به فارسی

مجیدن
( مصدر ) بسودن دست مالیدن لمس کردن : المجس آنجا که طبیب بمجد از دست . ( محمود بن عمر ) النبض آنجا که طبیب بمجد از دست . ( محمود ابن عمر ) فرو کوبد او را دیو از مجیدن . ( ترجم. تفسیر طبری ۱۷۹ : ۱ ح بنقل از نسخ. پاریس ( پا ) در ترجم. یتخبطه الشیطان من المس ولی باید دانست که در نسخ دیگر همان کتاب مس بمعنی دیوانگی آمده ) .

معنی مجیدن در فرهنگ معین

مجیدن
(مَ دَ) (مص ل .) بسودن ، دست مالیدن ، لمس کردن .

معنی مجیدن در فرهنگ فارسی عمید

مجیدن
لمس کردن.

مجیدن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مجیدن   • مفهوم مجیدن   • تعریف مجیدن   • معرفی مجیدن   • مجیدن چیست   • مجیدن یعنی چی   • مجیدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مجیدن

کلمه : مجیدن
اشتباه تایپی : l[dnk
عکس مجیدن : در گوگل

آیا معنی مجیدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )