برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1398 100 1

مجره


مترادف مجره: راه شیری، کهکشان

معنی مجره در لغت نامه دهخدا

مجرة. [ م َ ج َرْ رَ ] (ع اِ) رجوع به مجره شود.

مجرة. [ م َ رَ ] (ع ص ) گوسپند لاغر. (منتهی الارب ). گوسپند لاغر و نیز گوسپندی که بواسطه ٔ بارداری شکم وی کلان گشته ولاغر گردد و نتواند برخیزد. (ناظم الاطباء). گوسپندی که از بزرگی بار شکم لاغر گردد. (از اقرب الموارد).

مجره. [ م َ ج َرْ رَ ] (ع اِ) راه کهکشان. (دهار). آسمان دره و راه کهکشان. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). کهکشان و آن خط سفیدی است که به شب در آسمان دیده می شود.(غیاث ). ام السماء. شرج السماء. کاهکشان. راه مکه. راه حاجیان. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مجره را پارسیان راه کاهکشان خوانند و هندوان راه بهشت ، و او جمله شدن بسیار ستارگان است از جنس ستارگان ابری ، و این جمله به تقریب بر دایره ای بزرگ است که بر دو برج جوزا و قوس همی گذرد، هر چند که جایی تنک [ ت ُ ن ُ ] شود و جایی ستبر، و جایی باریک و جایی پهن. و گه گاه دو تو شود و افزون ، و ارسطوطالس مجره را چیزی دارد که به هوا از بخار دخانی شده ، برابر ستارگان بسیار گرد آمده آنجا، همچنانکه خرمن و گیسو و دنبال اندر هوابرابر ایشان پدید آید. (التفهیم ص 115) :
فلک به گردن خورشید برشود تسبیح
مجره رشته ٔ تسبیح و مهره هفت اورنگ.
منشوری (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
تا مجره ز بلندی نکند قصد نشیب
تا ثریا به زیارت نشود سوی ثری.
فرخی.
مجره چون ضیا که اندر اوفتد
ز روزن و نجوم او هبای او.
منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی چ 1 ص 74).
فلک چون بیابان و مه چون مسافر
منازل منازل مجره طریقا.
منوچهری (ایضاً ص 5).
یکی پله است این منبر مجره
زده گردش نقط از آب روین.
منوچهری (ایضاً ص 57).
مجره بسان لبالب خلیجی
روان گشته از شیر در بحر اخضر.
ناصرخسرو.
مجره مهره ٔ پشت و ثوابت خرده ٔ اعضا
به پهلوی چپت بنگر شب مهتاب در دوران.
ناصرخسرو.
مانند آفتاب همی رفت و بر زمین
همچون مجره پیدا از پنجه اش اثر.
مسعودسعد.
طوق است نعل اسبت در گردن مجره
تاج است خاک پایت بر ...

معنی مجره به فارسی

مجره
( اسم ) کاهکشان کهکشان : در فضای لا یتناهی مجره های بسیار است .
دهی از شهرستان هرو آباد

معنی مجره در فرهنگ معین

مجره
(مَ جَ رَّ) [ ع . مجرة ] (اِ.) کهکشان .

معنی مجره در فرهنگ فارسی عمید

مجره
= کهکشان

مجره در دانشنامه ویکی پدیا

مجره
مختصات: ۲۵°۲۲′۰۲″شمالی ۵۵°۲۳′۳۳″شرقی / ۲۵٫۳۶۷۰۸۴۲°شمالی ۵۵٫۳۹۲۴۹°شرقی / 25.3670842; 55.39249
مجره روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان خلخال، بخش مرکزی، دهستان خانندبیل شرقی قرار دارد.
بر اساس سرشماری جمعیت این روستا ۲۸۵۳ نفر با ۷۴۲ خانوار بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مجره را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مجره   • مفهوم مجره   • تعریف مجره   • معرفی مجره   • مجره چیست   • مجره یعنی چی   • مجره یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مجره
کلمه : مجره
اشتباه تایپی : l[vi
عکس مجره : در گوگل

آیا معنی مجره مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )