برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1393 100 1

مجانس

معنی مجانس در لغت نامه دهخدا

مجانس. [ م ُ ن ِ ] (ع ص ) مانا به چیزی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مشاکل. هم جنس. کسی یا چیزی که به دیگری ماند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : همچنان که اندر زر چیزی است نه مجانس او اندر طبع. (قراضه ٔ طبیعیات از فرهنگ فارسی معین ). سبب خشکی این فلزات بیشتر آن است که به جوهری که آن رامجانس نباشد آمیخته گردند. (قراضه ٔ طبیعیات ایضاً). || (اصطلاح هندسی ) دو شکل را نسبت به یکدیگر مجانس گویند در صورتی که بین هر نقطه از شکل a چون A باهرنقطه از شکل a1 چون A1 رابطه ٔ زیر برقرار باشد:
a =OAOA1 نیز بین طولهای شکل a1 چون p1 با طول ن____ظ-ی-رش در شکل a چون p رابطه ٔ a =Pp1 بوجود آید. متجانس. (فرهنگ فارسی مع-ی__ن ).

معنی مجانس به فارسی

مجانس
همجنس
( اسم ) ۱ - آنکه یا آنچه از جنس دیگری و همانند او باشد هم جنس : همچنان که اندرز چیزیست نه مجانس او اندر طبع . یا مجانس بودن . از جنس دیگری و همانند او بودن : سبب خشکی این فلزات بیشتر آنست که بجوهری که آنرا مجانس نباشد آمیخته گردند . متجانس .

معنی مجانس در فرهنگ معین

مجانس
(مُ نِ) [ ع . ] (اِ فا.) همجنس .

معنی مجانس در فرهنگ فارسی عمید

مجانس
هم جنس.

مجانس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پارسی " همگن " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مجانس   • مفهوم مجانس   • تعریف مجانس   • معرفی مجانس   • مجانس چیست   • مجانس یعنی چی   • مجانس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مجانس
کلمه : مجانس
اشتباه تایپی : l[hks
عکس مجانس : در گوگل

آیا معنی مجانس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )