برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1405 100 1

متوحش

/motevahheS/

مترادف متوحش: ترسان، ترسیده، سراسیمه، مرعوب، هراسان

برابر پارسی: ترسان، بیمناک، نگران

معنی متوحش در لغت نامه دهخدا

متوحش. [ م ُ ت َ وَح ْ ح ِ ] (ع ص ) خانه و جای ویران و بی اهل. (آنندراج ). ویران و خراب و متروک و بی اهل. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به توحش شود. || ترسیده. (ناظم الاطباء). وحشت زده و مرعوب. بد دل شده : لشکر ایشان از استماع این سخن متوحش و از حدیث گذشته جمله دم درکشیدند. (سلجوقنامه ظهیری چ خاور ص 30). || وحشتناک. (ناظم الاطباء). ترس آور و رعب انگیز : در این بقیت ماه رمضان هر روزی بلکه هر ساعتی خبری متوحش رسیدی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 556). || رمنده ٔ وحشی. مقابل اهلی : جانور متوحش را... به مقام استیناس میرساند. (بخاری ). || تهی شکم. (آنندراج ). گرسنه و تهی شکم. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به توحش شود. || آماده ٔ کوچ و رحلت از ترس و وحشت. (ناظم الاطباء).

معنی متوحش به فارسی

متوحش
ترسیده، کسی که ا چیزی ترس ووحشت دارد، جای ویران ومتروک
( اسم ) ۱ - وحشت کننده ترسنده : لشکر ایشان از استماع این سخن متوحش و از حدیث گذشته جمله دم در کشیدند . جمع : متوحشین . ۲ - جای متروک و ویران .

معنی متوحش در فرهنگ معین

متوحش
(مُ تَ وَ حِّ) [ ع . ] (اِفا.) ترسیده ، وحشت کرده .

معنی متوحش در فرهنگ فارسی عمید

متوحش
۱. کسی که از چیزی ترس و وحشت دارد، ترسیده.
۲. جای ویران و متروک.

معنی متوحش به انگلیسی

afraid (صفت)
ترسیده ، هراسان ، ترسان ، متوحش ، سراسیمه ، ترسنده

معنی کلمه متوحش به عربی

متوحش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پارسی " نیهیپان " از بن نهیپیدن به چم هراسیدن
نهیب زدن = نیهیپ زدن = ترساندن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی متوحش   • مفهوم متوحش   • تعریف متوحش   • معرفی متوحش   • متوحش چیست   • متوحش یعنی چی   • متوحش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی متوحش
کلمه : متوحش
اشتباه تایپی : lj,pa
آوا : motevahheS
نقش : صفت
عکس متوحش : در گوگل

آیا معنی متوحش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )