برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1636 100 1
شبکه مترجمین ایران

متفکر

/motefakker/

مترادف متفکر: اندیشمند، اندیشه ور، بافکر، فکور، فهیم، خردمند، خردورز، اندیشناک، سردرگریبان، غمین، غمگین، دل مشغول

برابر پارسی: اندیشمند، اندیشگر

معنی متفکر در لغت نامه دهخدا

متفکر. [ م ُ ت َ ف َک ْ ک ِ ] (ع ص ) اندیشنده. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). اندیشه کننده و فکرکننده و تأمل کننده و باتدبیر و اندیشناک و دراندیشه. آن که بیندیشد. (ناظم الاطباء) :
عاقل متفکر بود و مصلحت اندیش
در مذهب عشق آی و زین جمله برستی.
سعدی.
|| مردم موقر و باثبات و سنگین. (ناظم الاطباء). || مردم سراسیمه. (ناظم الاطباء). || حیران و آشفته. (ناظم الاطباء). اندیشه ناک و آشفته و غمگین. ج ، متفکرین.

معنی متفکر به فارسی

متفکر
فکرکننده، کسی که درامری فکرواندیشه میکند
( اسم ) ۱ - فکر کننده اندیشنده : قیاف. متفکری بخود گرفت . ۲ - اندیشه ناک غمگین جمع : متفکرین
( مصدر ) بفکر فرو رفتن : متفکر شده در صدد تحقیق بر آمد ...

معنی متفکر در فرهنگ معین

متفکر
(مُ تَ فَ کِّ) [ ع . ] (اِفا.) اندیشمند.

معنی متفکر در فرهنگ فارسی عمید

متفکر
۱. دانا، خردمند.
۲. (صفت) کسی که در امری فکر و اندیشه می کند، فکرکننده.

متفکر در جدول کلمات

رمانی از هرمان هسه | نویسنده و متفکر آلمانی
دمیان

معنی متفکر به انگلیسی

thinker (اسم)
متفکر ، اندیشمند ، فکر کننده
musing (صفت)
غرق در افکار ، متفکر ، تفکر امیز
mindful (صفت)
مواظب ، متوجه ، اندیشناک ، متفکر ، در فکر
thoughtful (صفت)
خیالی ، اندیشناک ، بافکر ، متفکر ، با ملاحظه
pensive (صفت)
خیالی ، اندیشناک ، افسرده ، متفکر ، محزون ، پکر ، گرفتار غم
large-minded (صفت)
دارای فکر وسیع ، متفکر
broody (صفت)
قابل تخم گذاری ، افسرده ، متفکر
thinking (صفت)
متفکر
contemplative (صفت)
خیالی ، مراقب ، متفکر ، تفکری ، وابسته به غور و تعمق
reflecting (صفت)
متفکر
cogitative (صفت)
متفکر ، مربوط به اندیشه وتفکر

معنی کلمه متفکر به عربی

متفکر
حريص , مدروس , مفکر

متفکر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مبینا
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
مانْزاک، مانْزار، مانزو (مانز از اوستایی: مانز دَزوم= فکر + پسوندهای یاتاکی (= فاعلی) «اک، ار، او»)
مَئیتاک، مَئیتار، مَئیتو (مَئیت از اوستایی: مَئیتی= فکر + «اک، ار، او»)
چینتاک، چینتار، چینتو (چینتا= فکر؛ سنسکریت + «اک، ار، او»)
مانیژاک، مانیژار، مانیژو (مانیژ از سنسکریت: مانیشا= فکر + «اک، ار، او»)
فاطمه زهرا
این واژه تازى (اربى) است و بهتر است بجاى آن از واژه هاى اندیشمند ، خردورز ، خردمند ، مِنیدار (به پارسى پهلوى مى شود متفکر و فکور ) ، بهاندیش ، اندیشنده ، ریخونتار Rixuntar(پهلوى: متفکر) ، اوشمورتار Ushmurtar(پهلوى: متفکر) ، اوسکاریتار Uskaritar(پهلوى:
متفکر) ، مَنِشنومند (پهلوى: متفکر)، مَنِشنیک (پهلوى: متفکرانه ، خردمندانه) ، اندیشور و ... بهره جست.
Kila
دختر متفکر و مغرور
...
در حال فکر . اندشمند .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• متفکر در جدول   • تئودور جیمز کوشنر   • چارلز کوشنر   • جاشوآ کوشنر   • ثیودور جیمز کوشنر   • هیلاری کلینتون کیست   • جاشوا کوشنر   • نیکول کوشنر   • معنی متفکر   • مفهوم متفکر   • تعریف متفکر   • معرفی متفکر   • متفکر چیست   • متفکر یعنی چی   • متفکر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی متفکر

کلمه : متفکر
اشتباه تایپی : ljt;v
آوا : motefakker
نقش : صفت
عکس متفکر : در گوگل

آیا معنی متفکر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )