برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1621 100 1
شبکه مترجمین ایران

متالم


مترادف متالم: المناک، دردمند، اندوهگین، دلخور، دلگیر، متاثر

متضاد متالم: مشعوف

معنی متالم در لغت نامه دهخدا

متألم. [ م ُ ت َ ءَل ْ ل ِ ] (ع ص ) دردناک و دردمند. (آنندراج ). دردمند و دردناک. (غیاث ). دردیافته. (ناظم الاطباء). مأخوذ از تازی ، غمناک و دردمند و آزرده و رنج کشیده و متأذی و اندوهگین و رنجیده و ناخشنود. (ناظم الاطباء). و رجوع به تألم شود.
- متألم شدن ؛اندوهگین شدن : پادشاه از استماع این مقدمات متوجع و متألم شد. (سندبادنامه 225). گوسفند مرزن را سروئی زد، زن از آن متألم شد. (سندبادنامه ص 82).

معنی متالم به فارسی

متالم
دردمند، دردناک، کسی که ازحادثه وپیش آمدی افسرده ودردمندشده
( اسم ) ۱ - درد کشنده دردمند . ۲ - کسی که بر اثر حادثه و واقعه ای دردمند و افسرده است جمع : متالمین .
( مصدر ) درد کشیدن دردمند شدن : خاطر عاطر حضرت صاحبقران از حدوث آن واقعه بغایت متالم شد .
( مصدر ) متالم شدن : و بسیار افسوس کرده متاثر و متالم گردید .

معنی متالم در فرهنگ فارسی عمید

متالم
ویژگی کسی که از حادثه و پیشامدی افسرده و دردمند باشد، دردمند، دردناک.

متالم را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی متالم   • مفهوم متالم   • تعریف متالم   • معرفی متالم   • متالم چیست   • متالم یعنی چی   • متالم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی متالم

کلمه : متالم
اشتباه تایپی : ljhgl
عکس متالم : در گوگل

آیا معنی متالم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )