برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1466 100 1

مباح

/mobAh/

مترادف مباح: جایز، حلال، روا

متضاد مباح: مکروه

برابر پارسی: روا، شایست، انجام پذیر، سزاوار

معنی مباح در لغت نامه دهخدا

مباح. [ م ُ ] (ع ص ) (از «ب وح ») روا و جائز، خلاف محظور. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). حلال داشته شده و جایز داشته شده. (غیاث ). مباحات جمع آن. (آنندراج ). حلال کرده شده. مجاز و شایان و... مشروع. (از ناظم الاطباء). حلال داشته شده. جایز دانسته. روا. حِل ّ. حلال. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
می ِ جوشیده حلال است سوی ِ صاحب رأی
شافعی گوید شطرنج مباح است بباز.
ناصرخسرو.
ثنا و شکر تو گویم همی بجان و به دل
که نیست شکر و ثنا، جز ترا حلال و مباح.
مسعودسعد.
کتب علم گنج روحانی است
سوی عالم مباح بفرستد.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 855).
|| (اصطلاح فقهی ) آنچه که متساوی الطرفین باشد. (از تعریفات جرجانی ). بی حکمی است و مقابل مندوب ، مکروه ، حلال ، حرام و واجب است. و امری است که فعل و ترک آن متساوی الطرفین باشد. (فرهنگ علوم دکتر سجادی ). هر کاری که فعل و ترک آن مساوی وبی تفاوت باشد. (ناظم الاطباء). و رجوع به واجب و نفائس الفنون ، علم اصول و موافقات شود.
- مباح بودن خون کسی ؛ که در ریختن آن دیتی لازم نیاید. که شرعاً کسی در ریختن آن مؤاخذ نباشد : حجت برگرفتند که اگر او را معاونی باشد خون او مباح بود. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 119).
پیش درویشان بود خونت مباح
گر نباشد در میان مالت سبیل.
سعدی (گلستان ).

معنی مباح به فارسی

مباح
حلال کرده شده، جایز، حلال، روا
۱ - ( اسم ) حلال داشته شدد جایز دانسته . ۲ - ( صفت ) حلال جایز روا . ۳ - امریست که فعل و ترک آن متساوی باشد مقابل مندوب مکروه حلال حرام و واجب .
( مصدر ) ۱ - حلال کردن : بانچه الله تعالی ویرا مباح کرده بود از زنان ... ۲ - جایز داشتن .
حلال کردن

معنی مباح در فرهنگ معین

مباح
(مُ) [ ع . ] (ص .) روا، مجاز.

معنی مباح در فرهنگ فارسی عمید

مباح
۱. (فقه) ویژگی فعل بدون حُکم.
۲. حلال کرده شده، جایز، حلال، روا.

مباح در دانشنامه اسلامی

مباح
مُباح اصطلاحی فقهی است و به عملی اشاره دارد که فرد درباره آن تکلیف خاصی ندارد و در نتیجه، انجام و ترک آن مساوی است و پاداش یا کیفری در پی ندارد. بر این اساس، هر عملی که یکی از چهار حکمِ واجب، حرام، مستحب یا مکروه را نداشته نباشد، مباح به حساب می آید.
در روایات و منابع، مباح به معنای عام نیز به کار رفته و مراد از آن، «جائز» و «حلال» است. اباحه معنای دیگری نیز دارد و در معنایی خاص تر در فقه و حقوق، برای اشاره به اذن تملکِ چیزی یا اذن انتفاع از چیزی به کار می رود.
مباح عام ترین حکم در میان احکام پنجگانه است و بیشتر رفتارهای انسان، ذیل این حکم قرار می گیرند. مشهور فقهای شیعه به اصالت اباحه قائل ند به این معنا که اصل در هر چیزی، مباح بودن آن است مگر دلیلی بر خلاف آن وجود داشته باشد.
مباح یعنی شیء فاقد رجحان در ترک یا انجام می باشد.
مباح، از اقسام حکم شرعی بوده، و در لغت ، به معنای اذن داده شده، و در اصطلاح، به فعلی گفته می شود که شارع مکلف را در انجام یا ترک آن مخیر نموده است، مانند:نوشیدن آب و خوردن غذا ، (به عنوان اولی آن ها)، و یا فعلی است که مدح و ذم به آن تعلق نگرفته است.
بررسی وجود مباح
در وجود مباح اختلاف است؛ بیشتر علما به وجود مباح معتقد هستند، اما عده ای هم چون «کعبی» و پیروانش، ادعا کرده اند که مباح وجود ندارد، زیرا فعل مباح باعث ترک حرام می شود و ترک حرام ، واجب است، و از آن جایی که مقدمه واجب نیز واجب است، پس فعل مباح، در حقیقت واجب است. این اشکال «کعبی»، به «شبهه کعبی» در نفی مباح معروف گردیده است.
در قرآن مجید به آشامیدنی های مباح اشاره شده است.
آب از آشامیدنی های مباح است.و اذ استسقی موسی لقومه فقلنا اضرب بعصاک الحجر فانفجرت منه اثنتا عشرة عینا قد علم کل اناس مشربهم کلوا و اشربوا من رزق الله و لاتعثوا فی الارض مفسدین.
بقره/سوره۲، آیه۶۰.    
شیر چارپایان، از بهترین آشامیدنی های ...

مباح در دانشنامه ویکی پدیا

مباح
مباح در لغت به معنای روا و جایز است و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که انجام و ترک آن بر مکلَف مساوی است؛ نه عذابی دارد و نه پاداشی. مانند: راه رفتن.هر آنچه درموارد چهارگانه واجب حرام مستحب مکروه نباشد درقلمرو مباحات تلقی میگردد.
مقابل حرام، در شرع حلال است و آنچه را که حرام نباشد، شامل می شود. از این نظر حلال فراگیرنده تر از مباح است. یعنی هر مباحی حلال است، ولی هر حلالی مباح نیست، مانند مکروهات که حلالند، ولی مباح نیستند.
از نظر جعفر صادق «همهٔ اشیاء مباحند مگر آنکه مورد نهی واقع شده باشند.»
عکس مباح


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با مباح

مباح در جدول کلمات

مباح
جایز
مباح کننده
روادار
آنکه همه چیز را بر خود مباح می داند
اباحی

معنی کلمه مباح به عربی

أحَلَّ

مباح را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین
جایز
دلهره
پروین بهت هرج احترامی احتمالن
حمیدرضا دادگر_فریمان
جایز، حلال، روا،شایست، انجام پذیر، سزاوار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آب مباح یعنی چه   • اعمال مباح   • چند نمونه مباح   • مکروه   • لباس مباح   • متضاد کلمه مباح   • کارهای مباح   • مستحب   • معنی مباح   • مفهوم مباح   • تعریف مباح   • معرفی مباح   • مباح چیست   • مباح یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی مباح
کلمه : مباح
اشتباه تایپی : lfhp
آوا : mobAh
نقش : اسم
عکس مباح : در گوگل

آیا معنی مباح مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران