برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1441 100 1

ما

/mA/

مترادف ما: ضمیر اول شخص جمع، من و تو، من و شما، من و ایشان، من و او، من و آن ها

متضاد ما: آن ها، شما، ایشان

معنی ما در لغت نامه دهخدا

ما. (ضمیر) ضمیر متکلم معالغیر و بیان آن به جمع و مفرد هر دو آمده است. (آنندراج ). کلمه ٔ اشاره که بدان اشاره می کنند به اول شخص جمع از هر نوع. (ناظم الاطباء). ضمیر اول شخص جمع (متکلم معالغیر) و آن ضمیر منفصل است ، گاه در حالت فاعلی باشد و گاه در حالت مفعولی و گاه در حالت اضافی. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). من که با یک تن [ آید ] یا با جمعی دیگر. من و دیگری یا دیگران. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
ای بلبل خوش آوا آوا ده
ای ساقی آن قدح را با ما ده.
رودکی.
بت پرستی گرفته ایم همه
این جهان چون بت است و ما شمنیم.
رودکی.
نباشد زین زمانه بس شگفتی
اگر بر ما ببارد آذرخشا.
رودکی.
نقل ما خوشه ٔ انگور بود ساغر سفچ
بلبل و صلصل رامشگر و در دست عصیر.
بوالمثل.
آمد نوروزو نو دمید بنفشه
بر ما فرخنده باد و بر تو مرخشه.
منجیک.
هرچه ورزیدند ما را سالیان
شد به دشت اندر به ساعت تند و خوند.
آغاجی.
گر خوار شدم سوی بت خویش روا باد
اندی که بر مهتر ما خوار نیم خوار.
عماره (از صحاح الفرس ).
گر شوم بودتی به غلامی به نزد خویش
با ریش شومتر به بر ما هرآینه.
عسجدی.
زی تیر نگه کرد و پر خویش در آن دید
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست.
ناصرخسرو.
آنچه بر ما می رسد آنهم ز ماست.
مولوی.
چو بنیاد ایجاد ما بر فناست
به مرگ کسی شادمانی خطاست.
سعدی.
ما نگوئیم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ٔ کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم.
حافظ.
- ما و من ؛ کنایه از خودخواهی و غرور و تکبر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
نردبان خلق این ما و من است
عاقبت زین نردبان افتادن است.
مولوی.
|| بجای من به کار رود :
بدو گفت رامشگری بر در است
که از من به سال و هنر برتر است
نباید که در پیش خسرو شود
که ما کهنه گردیم و او نو ...

معنی ما به فارسی

ما
ضمیر جمع
( اسم ) آب جمع : میاه . یا مائ جاری . ۱- آب روان مقابل مائ راکد . توضیح آبی است که برروی سیلان داشته باشد مانند آب قناتها و نهرها و رودها وبملاقات نجس نجس نمیشود مگر آنکه رنگ یا بوی یا طعم آن تغییریابد . یا مائ راکد . آب ایستاده مقابل مائ جاری . توضیح آبی است که جریان نداشته و دریک جا متوقف باشد و آن دو قسماست یا کر است یا کمتر از کر ( که مائ قلیل گویند ) . اگر بحد نصاب کر باشد طاهر و مطهر است مگر آنکه رنگ یا بوی یا طعم آن تغییر کند و درین صورت بمحض برخورد با متنجس نجس می شود . این نوع آب را مضاف گویند . یا مائ معین . آب روان و پاک : ( فردوسی ) سخن را باسمان علیین برد و در عذوبت بمائ معین رسانید ... یا مائ ورد . گلاب .
آب که می آشامند
[ گویش مازنی ] /maa/ ماده - ماه
مینای دندان
صفرائی که به طریق ادرار دفع شود
مایعی دارویی است که ظاهر از بیخ نباتی چند گیرند
شرابی که در آن انواع ادویه حاد چون دارچینی و فلفل و جز آن بکار برند و آن نهایت مست کننده بود
آب حیات آب زندگانی
آب خاکستر است و اختلاف قوت آن به اختلاط اصل اوست چه آب خاکستر یتوعات و اشجار حاره قویتر می باشد
مسحقونیا کف آبگینه
به لغت مصری ما. القداح است
عامربن حارثه الغطریف الازدی از یعرب امیر غسانی و بسبب جودش وی را ما. السما. لقب داده اند
...

معنی ما در فرهنگ معین

ما
(ضم .) ضمیر اوُل شخص جمع .

معنی ما در فرهنگ فارسی عمید

ما
ضمیر اول شخص جمع: سال ها دفع بلاها کرده ایم / وهم حیران زآنچه ماها کرده ایم (مولوی: ۳۷۱).
۱. چه.
۲. چیست.
۳. آنچه.
آب.
به جا، مناسب.

ما در دانشنامه اسلامی

ما
معنی مَا: نيست ، نه (مانند:مَا هَـٰذَا بَشَراً:این بشر نیست)- با همه ي (مانند :ضَاقَتْ عَلَيْکُمُ ﭐلْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ :زمین با همه ی فراخیش بر آنان تنگ شد) - تا وقتيكه (مانند:وَأَوْصَانِي بِـﭑلصَّلَوٰةِ وَﭐلزَّکَوٰةِ مَا دُمْتُ حَيّاً :مرا سفارش کرده به ن...
معنی أَيّاً مَّا: هرکدام
معنی مَا أُرِيکُمْ: به شما ارائه نمي كنم
معنی مَا أَسْأَلُکُمْ: از شما نمي خواهم - از شما در خواست نمي کنم
معنی مَا أَشْرَکْنَا: شريک قرارنمي داديم
معنی مَا أَشْرَکُواْ: شريک قرارنمي دادند - شرك نمي آوردند
معنی مَا أَشْهَدتُّهُمْ: آنان را شاهد نگرفتم
معنی مَا أَصَابَ: نرسيد - واقع نشد
معنی مَا أَصْبَرَهُمْ: چقدر تحمل دارند
معنی مَا أَضَلَّنَا: ما را گمراه نکردند
معنی مَا أَطْغَيْتُهُ: اورا به طغيان وا نداشتم
معنی مَا أَظُنُّ: گمان نمي كنم
معنی مَا أَغْنَتْ: نيازي برطرف نكرد (به درد نخورد)
معنی مَا أَغْنَیٰ: نيازي برطرف نكرد (به درد نخورد)
ریشه کلمه:
ما (۲۶۲۲ بار)

از برای «ما» ده وجه شمرده‏اند و آن در پنج قسم اسم و در پنج دیگر حرف است اما اقسام اسمیه: 1- موصول مثل . در اینصورت در جمع و مفرد و مؤنث یکسان می‏باشد و صحیح است. ضمیر نسبت به لفظش مفرد و نسبت به معنایش جمع آید. 2- ماء نکره به معنی شی‏ء یعنی نعم شی‏ء یعظکم به و مثل . یعنی «نِعْمَ شَیْ‏ءٌ هِیَ». «ما» درآیه . می‏شود تأکید و زاید باشد مثل «ما» در آیه . و شاید به معنی شی‏ء باشد یعنی «اَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً شَیْئاً بَعُوضَةً» در اینصورت بعوضه بدل است از ما. 3- استفهام مثل . چه چیز گفت اکنون. . 4- شرطیه خواه زمانیه باشد مثل . تا وقتیکه برای شما در پیمان خویش ثابت اند برای آنها در پیمان خود ثابت باشید و خواه غیر زمانیه مثل . 5- ماء تعجب مانند . چه صبورشان کرده به آتش و مثل «قُتِلَ الْاِنْسانُ ما اَکْفَرَهُ» به قولی آن در آیه اول به معنی استفهام است. موارد حرف بودن «ما» به قرار ذیل است: 1- ماء نافیه. و آن اگر داخل جمله اسمیه شود به عقیده نحاة حجازی، تهامی و مکی عملش مانند «لیس» رفع اسم و نصب خبر است مثل . یعنی: این بشر نیست ...


ما در دانشنامه ویکی پدیا

ما
در زبان فارسی، ما ضمیر شخصی مفصل برای اول شخص جمع (متکلم مع الغیر) است. البته گاهی نیز در نقش مفرد و به جای ضمیر من - به قصد افادهٔ تعظیم و تفخیم - به کار می رود.
ما در حالت فاعلی:ما نگوییم بد و میل بناحق نکنیم / جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم (حافظ)
ما در حالت مفعولی: ما را گفت: ای سروران را تو سند، به شمار ما را زان عدد... (دیوان کبیر)
ما در حالت اضافی: کتاب ما، قلم ما.
واژهٔ «ما» به هر دو صورت جمع و مفرد در متون فارسی آمده است؛
ما ترکیبی از ضمایر استعاری من و تو ست و در حالت جمع می تواند نشانه ای از اجماع دو جمع باشد که در بخش هایی با هم ترکیب و هم معنی شده اند، به طوری که در حالت مای ترکیب شده، دیگر نشانه ای از من و تو در مای جدید دیده نمی شود.
امروزه به شکل «ماها»، و در قدیم به شکل «مایان» جمع بسته می شد.
ما ضمیر شخصی مفصل برای اول شخص جمع است. همین طور ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
ما (رمان)
ما (فیلم ۱۹۹۱)
ما (فیلم ۲۰۱۴)
ما (فیلم ۲۰۱۹)
ما (روسی: Мы) رمانی پادآرمان شهری اثر یوگنی زامیاتین است که نگارش آن در سال ۱۹۲۱ تکمیل شده است. این رمان ابتدا در ۱۹۲۴ در نیویورک و با ترجمه گرگوری زیلبورگ به انگلیسی منتشر شد.
۱۹۸۴ اثر جرج اورول
سرود اثر آین رند
دنیای قشنگ نو اثر آلدوس هاکسلی
محرومان اثر اورسولا لو گویین
پیانوی خودنواز اثر کرت وانه گت
ما در آینده اتفاق می افتد. D-۵۰۳، مهندس فضاپیماست و در جایی زندگی می کند که عمدتاً از شیشه ساخته شده تا پلیس مخفی بتواند آسان تر از مردم جاسوسی کرده و بر آن ها نظارت داشته باشد. ساختمان محل زندگی افراد زندانی است به شکل سراسربینی که بر اساس طرح جرمی بنتام ساخته شده است. علاوه بر این، سیستم این دولت طوری از مدل فردریک وینسلو تیلور متاثر است که بالاترین میزان بهره وری تولیدی را به همراه داشته باشد. مردم در صفوف منظم و با لباس متحدالشکل حضور دارند. راهی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با ما

ما در جدول کلمات

ما شین کشاورزی
تراکتور
ما ه نورد روسی
لونا
از ما بهتران
جن
از ما بهترون
جن
از ما ههای رومی
ایار
از ما ههای زمستان
دی
از ما ههای سا ل میلادی
اوت
از ما ههای سریانی
ایار
از ما ههای فصل زمستان
دی
از ما ههای میلادی
مارس

معنی ما به انگلیسی

our (ضمير)
ما ، مان ، برای ما ، مال ما ، مال خودمان ، متعلق بما ، موجود درما ، متکی یا مربوط بما
we (ضمير)
ما ، خودمان ، ضمیر اول شخص جمع
us (ضمير)
ما ، خودمان ، به ما ، بما ، مارا ، نسبت بما

معنی کلمه ما به عربی

ما
قبلة , نحن
قَبْلَ الأخيرِ
نا
انفسنا , لنا , نا

ما را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پریا بهرامی
نا ،عربی
واژگا
ما = م ا
م= مونث / ماه/مادر /ماما / مامانی /ماده/مه....
ا= اِلا / الا/ اسمان/خدا
ما=مادر آسمانی اِلا میترا
ماما= مادران ما انسانها / مادر کوچک/ مادر
ما=you
444
فقط به عربی بنویس ما میشه نا-___-
ماه،مادر،مامان،you چه ربطی داره :/

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سایت بیمه ما   • بیمه ما بانک ملت   • بیمه عمر ما   • استخدام بیمه ما   • نمایندگی بیمه ما   • اتوماسیون اداری بیمه ما   • جدول بیمه عمر ما   • سهام بیمه ما   • معنی ما   • مفهوم ما   • تعریف ما   • معرفی ما   • ما چیست   • ما یعنی چی   • ما یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ما
کلمه : ما
اشتباه تایپی : lh
آوا : mA
نقش : ضمیر فاعلی
عکس ما : در گوگل

آیا معنی ما مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )