مایه کردن. [ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مایه ساختن. سرمایه ساختن. فراهم آوردن سرمایه : خرد بر دل خویش پیرایه کردبه رنج تن از مردمی مایه کرد.فردوسی.زخورشیدمر روز را مایه کردشب قیرگون خاک را سایه کرد.اسدی.سال عالم عنف و لطف و مهر و کینت مایه کردتا زمستان و بهار آورد و تابستان وتیر.سوزنی ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
در گویش گوغر به افزودن مقدار کمی ماست یا اصطلاحاًمایه ماست به شیر برای درست کردن ماست البته برای افزودن مایه پنیر هم کاربرد دارد.+ عکس و لینک