برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1409 100 1

لیز

/liz/

مترادف لیز: سر، لزج، لخشنده، لغزنده، لغزان

معنی لیز در لغت نامه دهخدا

لیز. (ص ) نسو. لغزان . املس. لغزناک. سخت هموار. مانند مرمری تراشیده و بر زمین نصب کرده که پای رونده بر آن لغزد. لغزاننده ، چنانکه زمین یخ بسته. لغزنده و نرم را گویند و هر چیز که با او لغزندگی و نرمی باشد. (برهان ). لغزنده : معده ٔ لیز و آب هندوانه.
- لیز شدن معده ؛ کم شدن ماسکه ٔ آن.
|| لزج. لزجه. چسبنده . بالعاب. || آمیخته. || (اِ) دست افزار کشیدن بر چیزی. (برهان ). || (پسوند) مزید مؤخر کلماتی است ، چون : پالیز. کفچلیز. دهلیز. جالیز. فالیز.

لیز. [ ل َ ] (ع مص ) پناه گرفتن به کسی. (منتهی الارب ).

معنی لیز به فارسی

لیز
زمین نمناک ولغزنده، سرخوردن، لیزخوردن، لغزیدن
( صفت ) آمیخته .
پناه گرفتن بکسی .
[ گویش مازنی ] /liz/ لیز - صاف ۳لزج چسبیده
( اسم ) ۱- آب لزج که از دهان و بینی انسان و جانوران بر آید . ۲- آب لزج که از میوه ( مثلا هندوانه ای که زمستانی بر آن گذشته ) بر آید .
( اسم ) ۱- آب لزج که از دهان و بینی انسان و جانوران بر آید . ۲- آب لزج که از میوه ( مثلا هندوانه ای که زمستانی بر آن گذشته ) بر آید .
[ گویش مازنی ] /liz baKherdan/ سر خوردن - غلت زدن
( مصدر ) لغزیدن پای در جایی لغزان سریدن : پایم در برف لیز خورد و بزمین افتادم ...
( مصدر ) لغزیدن پای در جایی لغزان سریدن : پایم در برف لیز خورد و بزمین افتادم ...
( مصدر ) ۱- حالت لیز و لغزان یافتن . ۲- از حالت طبیعی بدر آمدن و لزج شدن ( چنانکه هندونه ای که زمستانی بر آن گذشته ) .
[ گویش مازنی ] /liz o maliz/ خیلی صاف
از اتباع است و معنی آن کالای کم و اندک بود .
[ گویش مازنی ] /vage liz/ خزه ی روی آب
[ گویش مازنی ] /vake lis/
کفگیر . کفچلیز . چمچه

معنی لیز در فرهنگ معین

لیز
(ص .) سُر، لغزنده .
(خُ دَ) (مص ل .) سر خوردن ، لیزیدن .

معنی لیز در فرهنگ فارسی عمید

لیز
۱. زمین نمناک و لغزنده.
۲. هر چیزی که رطوبت و لغزندگی داشته باشد.
* لیز خوردن: (مصدر لازم) [عامیانه] سُر خوردن، لغزیدن.

لیز در دانشنامه ویکی پدیا

لیز
لیز ممکن است یکی از ین موارد باشد:
کافت (زیست شناسی) یا لیز ، تجزیه سلول
خاک لیز ، زمین خزش
لیز به معنای لزج و لغزنده است
لیز استیشن (به انگلیسی: Lees Station) یک منطقهٔ مسکونی در ایالات متحده آمریکا است که در شهرستان بلدسو، تنسی واقع شده است. لیز استیشن ۲۶۰٫۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای ایالات متحده آمریکا
لیز اسمیت (انگلیسی: Liz Smith؛ زادهٔ ۱۱ دسامبر ۱۹۲۱ - درگذشته ۲۴ دسامبر ۲۰۱۶) هنرپیشه اهل بریتانیا بود. وی بین سال های ۱۹۷۰ تا ۲۰۱۳ میلادی فعالیت می کرد. لیز اسمیت در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۶ در سن ۹۵ سالگی درگذشت.
از فیلم هایی که در آن نقش داشته می توان به چارلی و کارخانه شکلات سازی، والاس و گرومیت: نفرین موجود خرگوش نما، آشپز، دزد، همسرش و عاشقش، الیور توئیست، نفرین پلنگ صورتی و ردپای پلنگ صورتی و ارواح والا اشاره کرد.
لیز پیشون (متولد ۱۱ اوت ۱۹۶۳) یک تصویرگر و نویسنده کودکان است. او برای کتاب های تام گیتس شناخته می شود که یک کتاب کمدی تخیلی است که به ۴۲ زبان ترجمه شده است.
اشکال بسیار زشت (لندن: ببر کوچک پرس، ۲۰۰۴)
برادر بزرگ من بوریس (اسکتالیک، ۲۰۰۴)
لایحه خسته (ببر کوچک، ۲۰۱۵)
پنگوئن ها (لندن: گوللن کتاب های کودکان ۲۰۰۸)
سه خوک های نفرت انگیز و گرگ بزرگ مهربان (ببر کوچک، ۲۰۰۸); با عنوان سه خوک کوچک نفرت انگیز (داستان های ببر ۲۰۰۸)
کتاب های تام گیتس
لیز پیشون در ۱۹ اوت ۱۹۶۳ در لندن، انگلستان متولد شد. او در مدرسه هنر کمبرول طراحی گرافیک خواند.
لیز مشغول به کار به عنوان مدیر هنری در موسیقی به اسم آلبوم سوابق کلمات بیهوده و احمقانه است. بعد از آن لیز به کار تصویرگری و نویسندگی برای کودکان مشغول شد
او برای سری اول کتاب های تام گیتس جایزه طنز رولددال را برنده شد و در سا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با لیز

لیز در جدول کلمات

لیز
سر
لیز بی سر
یز
لیز خوردن
سر

معنی لیز به انگلیسی

slab (اسم)
چسبناک ، باریکه ، تکه ، قطعه ، تخته سنگ ، لوحه ، ورقه ، لیز
slipping (اسم)
لیز
slimy (صفت)
لیز ، لزج ، لجن مال ، لجن الوده
slick (صفت)
مطلق ، جذاب ، ماهر ، صاف ، نرم ، یک دست ، لیز
glib (صفت)
لا قید ، سلیس ، روان ، لیز ، چرب زبان ، زبان دار
lubricious (صفت)
بی قرار ، هرزه ، پر شهوت ، نرم ، لیز ، گریز پا
slippery (صفت)
دشوار ، بی ثبات ، لیز ، لغزنده ، لغزان
slippy (صفت)
دشوار ، بی ثبات ، لیز ، لغزنده ، لغزان
slithery (صفت)
لیز ، لغزنده
saponaceous (صفت)
لیز ، صابونی ، صابون دار

معنی کلمه لیز به عربی

لیز
خصلة , زلق , کتلة , نعال
زلة
صمغ

لیز را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
آرامش.تسکین
Lez

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ژل لیز کننده واژن   • ژل روان کننده مقعدی   • معنی لیز   • طرز استفاده از ژل لوبریکانت   • لیز کننده های طبیعی   • روان کننده طبیعی واژن   • ژل لیز کننده بدن   • قیمت ژل روان کننده لوبریکانت   • مفهوم لیز   • تعریف لیز   • معرفی لیز   • لیز چیست   • لیز یعنی چی   • لیز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی لیز
کلمه : لیز
اشتباه تایپی : gdc
آوا : liz
نقش : صفت
عکس لیز : در گوگل

آیا معنی لیز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )