برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1463 100 1

لگام گیر

معنی لگام گیر در لغت نامه دهخدا

لگام گیر. [ ل ُ / ل ِ ] (نف مرکب ) گیرنده ٔلگام. بازدارنده ٔ از حرکت و مطیعکننده :
گاهی براق چار ملک را لگام گیر
گاهی به دیو هفت سری برکند لگام.
خاقانی.
گیرنده ٔ لگام اسب به قصد فروآوردن راکب تعظیم وی را :
هرکه آمد لگام گیر شدند
به خودش میهمان پذیر شدند.
نظامی.
|| (اِ مرکب ) آنجا که لگام مسافران گیرند تا ایشان را مجبور به فرودآمدن کنند به قصد ایذاء یا سرقت : خنیفقان ، دیهی بزرگ است و بر سر راه فیروزآباد است و آن را به پارسی خنافگان خوانند و از آنجا تا فیروزآباد سخت راه دشوار است همه تنگها و کوهستان درشت و لگام گیرهاست. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 134). چون از خطر خبیص بیرون شد خود را به ملک کرمان تهنیت کرد و گفت : آنجا منزلی لگام گیر بود، چون به عافیت رستیم کرمان را بردیم. (تاریخ سلاجقه ٔ کرمان ).

معنی لگام گیر به فارسی

لگام گیر
( صفت ) ۱- آن که افسار مرکب خود را به دست گیرد ۲- کسی که برای احترام افسار مرکب شخصی را به دست گیرد تا او فرود آید ۳- جایی که در آن لگام مسافران را گیرند تا ایشان را مجبور به فرود آمدن کنند به قصد ایذائ یا سرقت : خنیفقیان دیهی بزرگ است ... از آن جا تا فیروز آباد سخت راه دشوار است همه تنگها و کوهستان درشت و لگام گیرهاست .

لگام گیر را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی لگام گیر   • مفهوم لگام گیر   • تعریف لگام گیر   • معرفی لگام گیر   • لگام گیر چیست   • لگام گیر یعنی چی   • لگام گیر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی لگام گیر
کلمه : لگام گیر
اشتباه تایپی : g'hl 'dv
عکس لگام گیر : در گوگل

آیا معنی لگام گیر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران