برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1579 100 1
شبکه مترجمین ایران

لک

/lak/

مترادف لک: لکه پارچه، کهنه پارچه، لته، پاره، تکه پاره، باطل، بیهوده، پوچ، یاوه، ابله، احمق، صدهزار، خسیس، لئیم، پیس، خال، داغ، نشان، آسیب، فساد، لهیدگی

معنی لک در لغت نامه دهخدا

لک. [ ل ُ ] (اِ) لُکّه. نوعی از رفتن اشتر. قسمی از رفتن اسب و جز آن : لک رفتن ، لکه رفتن. رجوع به لک رفتن و لکه رفتن در ردیف خود شود. || مخفف لوک که نوعی از شتر است :
شافی ز بهر... تو ترتیب داده ام
خرطوم فیل و گردن بسراک و دست لک.
پوربها.
|| (ص ) اشل. اقطع. بی دست : کان جمال الملک من اهل بجستان اعجمی الاصل (او اللک بضم اللام معناه الاقطع) کانت یده قطعت فی بعض حروبه. (ابن بطوطه ). رجوع به لوک و به لنگ و لوک شود. || چیز گنده را گویند و آن معروف است. (جهانگیری ). هر چیز گنده و ناتراشیده باشد. (برهان ). در افغانستان به معنی کلفت و لکی است.صاحب آنندراج گوید: در لغت ترکی نوشته که (لک بالضم ) بمعنی سطبر و گنده ترکی است. (آنندراج ). || (اِ) گلوله و برآمدگی و گره که در اعضاء به هم رسد. (برهان ). گره برآمدگی بر تن. عجرة. || شتالنگ که به عربی کعب گویند. (برهان ). شتالنگ باشد و آن را کله نیز گویند و به عربی کعب خوانند. (جهانگیری ). کله. (برهان ). پژول. قرّپا (در تداول مردم قزوین ). قوزک پا :
محیط بر لک پایم نمی رسد به مراتب
غدیر دنیا و آنگه من و غریق علایق.
نزاری.
|| پوستی نرم که عرب آن را دارش گویند. (صحاح الفرس ). || ریشی که در شکم پیدا شود، چنانکه شکم را سوراخ گرداند و آن را به عربی دبیله خوانند. (برهان ). قرحه در جگر و جز آن.

لک. [ ل ُ / ل َ / ل َک ک ] (اِ) صمغ حشیشة یلزق به السکین ، حارّ یابس فی الاولی. (بحر الجواهر). صمغ گیاهی است که به مرو شباهتی دارد و سرخ میباشد. (برهان ). آن دارو باشد که کارد بدان در دسته استوار کنند. (اوبهی ). لکا (توسعاً). دوز. دوژ. دوزه. دوژه. بن لاک. چیزی است که بن کارد بدو در دسته محکم کنند. (حاشیه ٔ لغت نامه ٔ اسدی ). بن لاک باشد و لکا باشد که باز پس مانده بود و در دسته های کارد به کار برند. (حاشیه ٔ لغت نامه ٔ اسدی ) :
هیچ نایم همی ز خانه برون
گوییم درنشاختند به لک.
آغاجی.
رنگی مشهور که در هندوستان سازند و ساختن آن چنان است که آن شبنمی که در بر درخت کنار و غیر آن نشیند و منجمد گردد آن را گرفته و بکوبند و بپزند و از آن سرخی حاصل شود و ب ...

معنی لک به فارسی

لک
یکی از دهستانهای بخش قروه شهرستان سنندج بین دهستانهای اسفند آباد و ییلاق دارای ۱۵ آبادی .
( اسم ) ۱- لاک : هیچ نایم همی ز خانه برون گوییم درنشاختند به لک . ( آغاجی لفا اق.۲ ) ۲۸۳- رنگ سرخ .
شهریست باندلس . قریه باسپانیا
[macule, macula] [پزشکی] بخش کوچک مسطح تغییررنگ یافته یا کلفت شده ای از پوست که ناحیه ای متمایز از پوست بهنجار پیرامون خود باشد متـ . لکه 2
[stain] [شیمی، مهندسی بسپار] آنچه از تغییر نامطلوب رنگ براثر تماس با ماده ای خارجی پدید می آید متـ . لکه 3
[ گویش مازنی ] /lak/ کنار - از طوایف خواجوند ساکن در کلاردشت & نوعی راه رفتن اسب
( مصدر ) لک آوردن چشم . نقطه ای از سفیدی یا سیاهی و یا سرخی در چشم ظاهر شدن .
( مصدر ) لک افتادن چشم . لک آوردن . یا لک افتادن میوه . نرم و شیرین شدن نقطه ای از آن .
نوعی صمغ
وای برتو : بکشم منت لک الویل بدان زاری که مسیحت بکند زنده بد شواری . ( منوچهری )
مرکب از ضمیر لک و کلمه ویل بمعنی وای بر تو
( مصدر ) لک زدن میوه . لک برداشتن میوه بر اثر رسیدن و پخته شدن قسمتی از میوه برنگ دیگر در آمدن . یا لک زدن دل کسی برای چیزی . بشدت خواستار آن بودن سخت مشتاق آن بودن : دلم برایش لک میزند .
لک برداشتن میوه . قسمتی از میوه براثر آسیب و فساد برنگ دیگر در آمدن .
نام دهی جزئ دهستان خرقان غربی بخش آوج شهرستان قزوین .
[ گویش مازنی ] /lak bazooan/ عمل جماع - از روی لباس خود را به دیگری مالیدن
...

معنی لک در فرهنگ معین

لک
( ~ .) (اِ.) قسمی رفتن شتر و اسب و جز آن ها میان یورتمه و قدم .
(لُ) [ افغا. ] (ص .) گنده و ناتراشیده .
( ~ .) (ص .) بی دست ، دست بریده ، اشل .
( ~ .) (اِ.) سخنان بیهوده و هرزه .
(لَ) (اِ.) اثری از کثیفی بر روی پارچه یا جامه .
( ~ .) (ص .) ۱ - ابله ، نادان . ۲ - خسیس ، فرومایه .
( ~ .) (اِ.) ۱ - پارچه و لتة کهنه و پاره پاره . ۲ - لباسی که روستاییان پوشند، خواه نو خواه کهنه .
(لِ) (اِ.) ۱ - هوبره . ۲ - مرغابی بزرگ .
( ~ .) (اِ.) دمل شکم و کند.
(لَ. وَ دَ) (مص ل .) (عا.) نقطه ای از سفیدی یا سیاهی و یا سرخی در چشم ظاهر شدن .
(لَ. بَ تَ) (مص ل .) (عا.) قسمتی از میوه که بر اثر آسیب و فساد به رنگ دیگری درآمدن .
( ~ . دِ دَ) (مص ل .) دیدن لکه های خون غیر عادی در زنان که دلیل بیماری زنانه است .
( ~ . زَ دَ) (مص ل .) به سختی در آرزوی چیزی بودن .
( ~ . شُ دَ) (مص ل .) (عا.) رنگ نقطه ای از پارچه یا جامه به سببی به رنگ دیگر درآمدن ، لکه دار شدن .
( ~ . گُ تَ) (مص م .) (کن .) متهم کردن ، رسوا کردن .
(لَ لَ) (اِ.) = لکلکه : ۱ - سخنان هرزه و یاوه . ۲ - پرنده ای است با پاهای بلند و گردن دراز که در جاهای بلند لانه درست می کند و خزندگان و حشرات را شکار می کند.
(لُ لُ نَ یا نِ) (عا.) حق و حساب .
(لَ لَ) (اِمر.) نک لک لک .
...

معنی لک در فرهنگ فارسی عمید

لک
۱. گُنده، ستبر.
۲. هر چیز برآمده و گِرد، مانندِ گلوله.
* لک وپک: (مصدر لازم) [قدیمی]
۱. گنده، ستبر.
۲. ناتراشیده، ناهموار.
= لاک۱: هیچ نایم همی ز خانه برون / گوییم در نشاختند به لک (آغاجی: شاعران بی دیوان: ۱۹۴).
صدهزار: در او نه سایر ماند و نه طایر از بر خاک / دو لک ز لشکر او شد به زیر خاک نهان (عنصری: ۲۵۴).
۱. خسیس.
۲. ابله، احمق.
۳. فرومایه: با مردم لک تا بتوانی تو میامیز / زیرا که جز از عار نیاید ز لک ولاک (عیوقی: شاعران بی دیوان: ۴۲۳).
سخن بیهوده و یاوه، هذیان.
۱. اثری که از چربی، کثافت، یا مواد رنگین بر روی لباس، پارچه، و مانندِ آن پیدا می شود، لکه.
۲. (پزشکی) خال.
۳. خونی که بر اثر حیض یا عوامل دیگر از زن خارج شود.
۴. داغ.
* لک زدن: (مصدر لازم) لک برداشتن میوه یا چیز دیگر.
* لک وپیس: (پزشکی) لکه هایی که در پوست بدن انسان پیدا می شود، برص.
چیزی که بر آن لک افتاده باشد.
هرزه درا، بیهوده گو: گفت ریمن مرد خام لک درای / پیش آن فرتوت پیر ژاژخای (لبیبی: لغت نامه: لک درای).
حالت و چگونگی چیز لک زده.
"
سخنان بیهوده، هرزه، و یاوه.
پرنده ای با پاهای بلند، گردن دراز، بال های بزرگ، و دم کوتاه که روی درختان بلند و جاهای مرتفع لانه می گذارد و از حشرات، موش، و مار تغذیه می کند.
* لک لک هندی: (زیست شناسی) نوعی لک لک با پرهای زیبا که در مرکز آسیا و افریقا پیدا می شود و زیر گردن خود کیسۀ گوشتی بزرگی دارد، بلارج.
تکۀ چوبی وصل به دول آسیا که هنگام گردیدن سنگ آسیا به حرکت می آید و به آن وسیله گندم در گلوی آسیا ریخته می شود.
اسباب و ادوات خانه از کاسه، کوزه، و فرش.
= لک وپک کردن: [قدیمی] آمدوشد، ...

لک در دانشنامه اسلامی

لک
معنی لَکَ: براي تو- براي توست - فقط براي توست ( اگر در ابتداي جمله بيايد)
معنی لَکِ: براي تو- براي توست - فقط براي توست ( اگر در ابتداي جمله بيايد.مؤنث)
معنی أَذَ ٰلِکَ: آيا آن
معنی مَا لَکَ: تو را چه شده - برای تو چه اتفاقی افتاده - نيست براي تو
معنی کَذَ ٰلِکَ: اينگونه - اينچنين
معنی مَا يَکُونُ لَکَ: تو را نسزد - روا نیست که تو
معنی هَيْتَ: بيا - پيش بيا(کلمه هيت لک اسم فعل و به معناي بيا است)
معنی مَّشْهُودٌ: مشاهده شده - مورد مشاهده (عبارت "ذَ ٰلِکَ يَوْمٌ مَّشْهُودٌ " یعنی :آن روزی است كه [همه صحنه های آن] مورد مشاهده است)
معنی عُتُلٍّ: سخن خشن و درشت (در عبارت "عُتُلٍّ بَعْدَ ذَ ٰلِکَ زَنِيمٍ "منظور شخص بد دهن وخشن است)
معنی عَدْل: عدالت - معادل (کلمه عدل به معناي حد وسط در بين افراط و تفريط است . در عبارت "أَوْ عَدْلُ ذَ ٰلِکَ صِيَاماً " معني معادل يا مساوي مي دهد)
ریشه کلمه:
ک‌ (۱۴۷۸ بار)
ل‌ (۳۸۴۲ بار)
این صفحه مدخلی از کتاب فرهنگ عاشورا است
اشعاری است که امام حسین علیه السلام آنها را مکرر بر زبان جاری کرد. امام سجاد علیه السلام که بیمار بود و در خیمه، حضرت زینب سلام الله علیها او را پرستاری می کرد، این ها را شنید، فهمید که خبر از شهادت می دهد، گریست. زینب هم شنید و گریه کرد. امام حسین علیه السلام او را دلداری داد و به بردباری سفارش کرد.
یا دهر اف لک من خلیل کم لک بالاشراق والاصیل من صاحب او طالب قتیل والدهر لایقنع بالبدیل و انما الامر الی الجلیل و کل حی سالک سبیلی.
جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، نشر معروف.



لک در دانشنامه ویکی پدیا

لک
لک ممکن است در معانی زیر به کار رود:
لک آلبانی
لک (لکه)
مردم لک
لک (عدد)
مختصات: ۳۵°۵۲′۵۷″شمالی ۴۸°۵۹′۰۷″شرقی / ۳۵٫۸۸۲۵۸°شمالی ۴۸٫۹۸۵۲۱°شرقی / 35.88258; 48.98521
لک، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان آوج در استان قزوین ایران است.
این روستا در دهستان حصار ولیعصر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۵۴ نفر (۱۳۶خانوار) بوده است.
لک، روستایی است از توابع بخش نازلو و در شهرستان ارومیه استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در دهستان نازلوی شمالی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۵۹ نفر (۵۰ خانوار) بوده است.
طبق اظهارنظر برخی از اهالی مسن این روستا، در گذشته گرداگرد روستای لک را دیواری به عرض حدود ۴ متر در بخشهای شمالی و غربی احاطه می نمود. در قسمت شرقی آن نیز تپه نارین قلعه قرار داشته است. ارتفاع تپه نارین قلعه بگونه ای بوده که بر فراز آن دریاچه ارومیه قابل تشخیص بوده است. در بخش جنوبی روستا نیز نهر قره چای جریان داشت. پل سیدالنسا از جمله راههای ارتباطی روستا به قسمت جنوبی(که کلاً باغ اربابی نامیده می شد)، بوده و در بخش شرقی روستا به موازات دیوار پیرامونی احداث گردیده بود. لازم بذکر است حدود مذکور در بین دو نهر بند حصار از شمال و رودخانه قره چای در جنوب قرار داشته است. بدین ترتیب در گذشته، روستای لک بشکل نیم دایره با شعاع حدود ۲ تا ۳ کیلومتر محدود به موارد ذکر شده، بود.
در حال حاضر اثری از دیوار پیرامونی روستا باقی نمانده و حدود کنونی روستا از شمال به روستای حصار، از غرب به روستای پَر و از جنوب به نهر انگنه می رسد. رودخانه قره چای نیز امروزه از میان روستا عبور می نماید. طبق اطلاعات بدست آمده از ریش سفیدان روستا که ایشان نیز از پدران خود مطالبی را بیاد دارند، روستای لک در گذشته بالغ بر ۱،۰۰۰ خانوار را در خود جای می داده و به دلیل موقعیت استراتژیک آن، مکان امنی در مقابل تجاوزات اواخر جنگ جهانی اول از سوی ارا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

لک در دانشنامه آزاد پارسی

لَک
نام گروه هایی از ترکان، کردان و لران در غرب، جنوب و شمال ایران. لک های ترک که اعقاب لک های داغستانی اند، در ناحیۀ لکستان سلماس سکونت دارند. اینان به احتمال قوی، در اوایل دورۀ صفویه، از ناحیۀ غازی قموق داغستان به آذربایجان آمده اند. حکومت لک های سلماسی در سازمان اداری دولت صفویه، تابع بیگلربیگی گری آذربایجان بود. لک های کرمان، معروف به لک های بختیاری، مشتمل بر تیره های خدر، سهرابی، شهسواری، میرزایی و مرکب از ۳۰۸ خانوار چادرنشین اند. به نوشتۀ وزیری، این مردم در اواخر صفویه، از فارس به کرمان مهاجرت کرده بودند. سردسیر لک ها در اقطاع و گرمسیر آنان در ناحیۀ ارزوئیه از بخش های شهرستان بافت قرار دارد. لک های کلاردشت در عهد آقامحمدخان به این ناحیه تبعید شده اند. او در حقیقت برای مهار طغیان های احتمالی مردم و طوایف بومی غرب مازندران، لک ها و کردان خواجه وند را به کلاردشت انتقال داده بود. دلفان های کلاردشت از لک ها هستند. بزرگ ترین گروه لک های ایران را جنوبی ترین گروه کردان ایران تشکیل می دهند که در ناحیۀ میان استان های کرمانشاه، لرستان و همدان سکونت دارند. طوایف مشهور کردان لک عبارت اند از باجلان، بالوند، بهراموند، جلالوند، دلفان، زوله، سلسله، کاکاوند، مافی و جز این ها. طوایف دلفان و سلسله، در لرستان سکونت دارند. ایلات کلهر و کلیایی را نیز از لک ها می دانند. بسیاری از لک ها پیرو مذهب اهل حق اند و به علی اللهی شهرت دارند. طوایف روزبهانی، زرگوش، سوره میری، شیخ بزینی و جز آن ها از لک های کردستان عراق اند. زبان لکی، از گویش های قدیمی زبان کردی است. به نوشتۀ بدلیسی، کردان لک در قرون ۱۰ـ۱۱ق، اتباع دولت صفوی بودند. اسکندر منشی ضمن بازگویی حوادث ۱۰۳۲ـ۱۰۳۴ق به حکومت چندین سالۀ محمدخان لک و برادرش حاجی خان لک در قلعۀ ذهاب، از قلاع منطقۀ درۀ تنگ (شهرستان سرپل ذهاب)، اشاره کرده است. حاجی خان لک در ۱۰۳۴ق، هنگام عزیمت شاه عباس به عراق و جنگ با حافظ احمدپاشا عثمانی، تسلیم شد و قلعۀ لک را در اختیار قزلباشان قرار داد.

معنی لک به انگلیسی

speck (اسم)
ذره ، نقطه ، خال ، لک ، لکه یا خال میوه
spot (اسم)
نقطه ، موقعیت ، خال ، لکه ، لک ، مکان ، لحظه ، محل ، موضع ، زمان مختصر
stain (اسم)
الودگی ، ننگ ، لکه ، لک ، داغ ، الایش ، زنگ زدگی
blot (اسم)
لکه ، لک ، بد نامی
stigma (اسم)
خال ، لک ، داغ ، بر امدگی ، کلاله ، لکه ننگ ، داغ ننگ

معنی کلمه لک به عربی

لک
بقعة , لطخة , نقطة
قطرة
لقلق
لطخة
لقلق

لک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین
لَک نام طوایفی است ساکن در غرب ایران که به گویش لکی سخن می گویند. لک ها شاخه ای از لرها هستند
مهمترین ایلات لک عبارتند از جلالوند، عثمانوند،دلفان ، ایل ایل مافی و ایل باجلان ، که در نواحی ایلام و کرمانشاه و لرستان ماوا داشته اند. [۵].
طوایف لک که در لرستان زندگی می کنند غیر از طوایف لر هستند."[۳] شاه عباس اوّل در دورهٔ صفویه لک ها را به لرستان منتقل کرد و درآنجا سکونت داد و طایفهٔ «سلسله» که قبلاً در منطقهٔ ماهی دشت کرمانشاه ساکن بود و طایفهٔ «دلفان» در قرن سوم تیولی در شمال لرستان داشته اند و طایفهٔ « باجلان» از منطقهٔ موصل آمده است. در دوره قاجار، به علت انتقام گیری از زندیه، بسیاری از طوایف لک، منقرض و به نقاط مختلف پراکنده شده اند.[۳]
لک های پیشکوه قویاً خود را لر می دانند .
برخی منابع لکی را در پیوستار تدریجی فارسی-لری-گورانی در میان لری و گورانی قرار داده ولی همانندی های آن بیشتر به سمت لری می دانند. Anonby, Erik John, Kurdish or Luri? [۶] [۷] برخی زبان شناسان هم لکی را کاملاً در دستهٔ لری طبقه بندی کرده اند.[۸] [۱]
زین العابدین شیروانی مؤلف سفرنامه بستان السیاحه در سده ۱۹ میلادی لک ها را جزئی از گروه های لر آورده است. در دوران معاصر نیز ح. ایزدپناه گردآورنده فرهنگ لغات لکی، لک ها را لر می داند.
محل تمرکز لک ها در غرب ایران
محتویات [نهفتن]
۱ محل زندگی لک ها در غرب ایران
۲ جستار وابسته
۳ پانویس
۴ پیوند به بیرون
محل زندگی لک ها در غرب ایران [ویرایش]
لک ها در سرتاسر ایران پخش شده اند، ولی در غرب ایران تمرکز بیشتری دارند.[۱۱]
با استقرار مملکت داری به شیوه نوین و تقسیم کشور به واحدهای سیاسی به نام های ایالات، ولایات و آنگاه استان ها، لک ها نیز، بین چندین واحد کشوری تقسیم شدند. امروزه لک ها در غرب ایران، عمدتا در استان های لرستان، همدان، ایلام، کرمانشاه، کردستان، زنجان، و آذربایجان غربی، زندگی می کنند.
ایل چهاردولی در منطقه چهاردولی شهرستان شاهین دژ در جنوب آذربایجان غربی و شهرستان قروه در جنوب شرقی استان کردستان و شهرستان اسدآباد در غرب استان همدان ساکن هستند و با زبان لکی صحبت می کنند.[۱]
سکونتگاه اصلی لک ها شرق و شمال و غرب لرستان، جنوب و غرب استان همدان، شرق استان کرمانشاه و شرق استان ایلام است. لک ها بیشتر در شهرهای، الشتر، نورآباد، کوهدشت، هرسین، کنگاور، صحنه، شیروان، چرداول، دره شهر، آبدانان، تویسرکان، نهاوند، کرمانشاه و خرم آباد و همدان ساکنند. در غرب ایران لک ها را پشتکوهی و فیلی نیز میخوانند. حوزه گسترش گویش لکی عبارت است از:[۱۱]
۱- بخش چغلوندی یا هرو در شرق لرستان.
۲- شهرستان سلسله یا الشتر در شمال شرقی لرستان. طایفه حسنوند در الشتر از طوایف لک هستند.
۳- شهرستان دلفان یا نورآباد در شمال غربی لرستان، بخش کاکاوند و دلفان.
۴- شهرستان کوهدشت در غرب لرستان، بخش کونانی با طایفه هایی همچون ایتیوند، اولادقباد، امرایی، آزادبخت، گراوند و شاهیوند، نورعلی .
۵- شرق استان کرمانشاه در مناطق کنگاور، صحنه و هرسین. اهالی هرسین و طوایف کاکاوند، بالاوند، جلالوند و عثمانوند که به گویش لکی تکلم می کنند.
۶- ایلام در دینور و دره شهر و آبدانان
۷- بخش هایی از طوایف لک در کرکوک و خانقین در کردستان عراق، سکونت دارند. در کردستان عراق تعداد گویشوران لک بیشتر از ایران است.[۱۱]
۸- بخش هایی از طوایف لک در کردستان ترکیه، سکونت دارند.[۱۱]
مردم لک در پی مهاجرت ها در بیرون از لکستان (منطقه لک نشین زاگرس) نیز یافت می شوند. برای نمونه دهستان لکستان در در استان آذربایجان غربی و عده ای از ساکنان میانکاله و روستای زاغ مرز از توابع بهشهر مازندران خود را لک می دانند. چهاردولی ها نیز از لک ها هستند و تیره هایی از لک ها در استانهای قزوین و خراسان ساکن هستند.
جستار وابسته [ویرایش]
زبان لکی
پانویس [ویرایش]
↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ آیت محمدی. سیری در تاریخ سیاسی کرد. ص ۱۹۰. انتشارات پرسمان.۱۳۸۲
↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ایزدپناه، ح.: فرهنگ لکی، موسسه فرهنگی جهانگیری، تهران ۱۳۶۷خ، ص ۱۱.
↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ غ. مصاحب. دایرةالمعارف فارسی. ذیل واژهٔ لک
↑ عبدالله شهبازی. مقدمه ای بر شناخت ایلات و عشایر. تهران: ۱۳۶۹ ص. ۱۳۴
↑ عبدالله شهبازی. مقدمه ای بر شناخت ایلات و عشایر.تهران: ۱۳۶۹ ص. ۶۷
↑ Laki’s disputed identity in the Luristan province. ص. ۱۵، بازدید: آوریل ۲۰۰۹. (پی دی اف)
↑ نقل منابع از ایزدپناه، ح.: فرهنگ لکی، موسسه فرهنگی جهانگیری، تهران ۱۳۶۷خ، ص ۱۱.
↑ B. Grimes, (ed.), Luri, in Ethnologues (13th edition), Dallas 1996, p.677
↑ دایره المعارف بزرگ اسلامی، جلد دهم، تهران ۱۳۸۰، ص. ۵۴۸-۵۴۹
↑ Laki
↑ ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ ۱۱٫۳ آیت محمدی. سیری در تاریخ سیاسی کرد. ا نتشارات پرسمان. ۱۳۸۲
پیوند به بیرون [ویرایش]
رده های صفحه: استان لرستان جوامع مسلمان لک
محمدحسین
لَ (اِ) کمبود، نیاز، احتیاج، فقدان، کسری، عدم
از مصدر مرکب لک زدن
بهزاد
نام طایفه ای از کردها که در کرمانشاه ایلام لرستان همدان وبه صورت پراکنده در سراسر ایران زندگی می کنند.در عراق نیز جمعیتی بیش از لکهای ایران دارند.لکها کلهرها وایلامیها را کردهای جنوبی تلقی میکنند
آریا بهداروند
ایل لک یکی از ایلهای قوم لر است ساکن در لرستان.کرمانشاه.ایلام.مسجدسلیمان.لالی.شوشتر.
اندیمشک.دزفول.کرمان.قزوین.همدان.بهشهر.کردستان
.فارس.گیلان

ایل های قوم لر
ایل فیلی
ایل بختیاری
ایل بویر احمد
ایل کهگیلویه
ایل ممسنی
ایل لک
ایل زند
ایل ثلاث
ایل هداوند
ایل لیراوی بهداروند
ایل شبانکاره
ایل لک شاهسون بغدادی

ایل لر زنگنه در خوزستان

ایل کی لر*کلهر.کی لهراسب *

ایل سنجابی ممسنی

ایل چگنی

ایل مافی
ایل کهمره
ایل کمزاری
ایل شوهان بختیاروند

ایل سرابندی ممسنی
ایل شهرکی ممسنی
ایل اسماعیل زهی ممسنی

ایل کاووسی بختیاروند
ایل دیناروند
ایل کاید خورده بختیاروند
ایل حیات داوودی
ایل بالا گریوه
ایل پاپی
ایل لر فیلی عراق
ایل غیاسوند
ایل بور بور
ایل جاپلق
ایل بهلوری
ایل ده کمری
ایل تخت سلیمانی
ایل ولی اوشاقی
ایل شول
ایل کرایی بهداروند
ایل سلیمانی
ایل لری
ایل لران
ایل مهنی
ایل جبال بارز
ایل بورکی
ایل میرکی
ایل نوترکی
ایل زیلایی
ایل بهرمانی
ایل قهستان
ایل بیرانوند
ایل سگوند اندیمشک
ایل لشنی زند
ایل سلطانی
ایل برقی پور


آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی

شاخهlek
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
بالا.سوراخ .شکاف.رها کردن
Lak::بالا

Lek::شکاف.تاقچه کوچک.لیک

Lek::لکر.کر.رها کن.lekr


لک دار::بالای درختlak

لکس ول کن::او را رها کن
Leks
من لک دیواره::داخل سوراخی
در دیوار است
آریا بهداروند
ایل بزرگ بختیاروند کرمنجزی
*کر منجی.کرمانجی*

رستم خان بختیاروند رئیس ایل بختیاروند در جنگ ایران و عثمانی به کمک شاه اسماعیل صفوی رفت
و در راه وطن شهید شد

ایل بختیاروند از او با نام رستم خان پلنگ یاد می کند

بعد از شکست شاه طهماسب صفوی از عثمانی و پناه آوردن او به کوههای لرستان
جهانگیر خان بختیاروند با عثمانی ها
جنگید و آنها را شکست داد

شاه صفوی این پیروزی را معجزه دانست و نیروهای لر بختیاروند را
پسران معجزه گر نامید
*کران منجی.کران منجزی .کران مانجی*
هنوز در یاد مردم ایل بختیاروند از کوچ
اجباری یک تیره از ایل بختیاروند کر منجزی صحبت می شود
کوچ کرمانج ها به شمال خراسان شمالی

جهانگیر خان بختیاروند در روستای
فیل آباد*پیل آوا* منجزی به دنیا آمد
القاب جهانگیر خان بختیاروند
*پیلتن. فیلتن.طهماسب قلی
صفی خانی *

ایلات لر بختیاروند کرمنجی
ایل منجزی
طایفه ملکشاه وند لملمی
*ملشه.میشه *
طایفه شیخ محمد عالی لملمی
*شمخال*
طایفه رستم پلنگ خلیلی بیگیوند
طایفه خلیلی بیگیوند منجزی
طایفه نربیچه*نیر بنیچه*

ایل دورکی*دو الکی*
اسیوند*سی وند.حسین وند *
زراسوند


ایل دینارونی*دیدارونی. بیدارونی.بهدارونی*
طایفه شالو
طایفه سعید



ایل چهارلنگ


ایل بابادی*بادلانی.
بهادرانی.بهدارونی*
طایفه لک

ایل لک*الک*بختیاروند
بیران و باجول برادرند.
*بخت. بیژن *
طایفه بیرانوند *بدرانوند.بداروند. بهداروند .بختیاروند *

طایفه باجولوند *باجلان.بجن.
بیژن وند *
طایفه بیجنوند.
طایفه ملکشاه وند
طایفه بادلان
شهر بدره*بیره*در ایلام


ایل بختیاروند *بهداروند.بیداروند*
باجول*با جمال.جمال*
ایل عالی جمالی بختیاروند *جمال جد ایل عالی جمال *
موگویی *باجول جد موگویی *
لیراوی بهمئی *باجمال پسر بهدار جد
ایل لیراوی

طایفه شاکی بختیاروند
طایفه حسنکی
طایفه سعید
طایفه عالی سعد
طایفه کران بختیاروند
طایفه کران منجی بختیاروند لردگان
طایفه خلیلی طهماسبی منجی اردل
طایفه خلیلی منجی لردگان
طایفه منجی*منجزی *لردگان
طایفه مال احمدی منجزی لردگان
طایفه اولکی*الکی.الک*بختیاروند
روستای مانج در اندیکا

ایل کرمانج بجنورد
طایفه حسنلو
طایفه شکاکی *شاکی.شاقی.شقاقی *
طایفه شاد لو
طایفه سعد لو
طایفه حسنکلو
طایفه بیچه ران

ایل کرمنجایی *بالاگریوه *لرستان
طایفه منجری پاپی

ایلات کرمانجاهی *کرمانشاهی *
کر زنگنه
کر یایی*کلیایی*
کرانی*کورانی.گورانی *
اورامی.
کرلر*کی لر.کلهر*


بدلیسی لرها را از نسل دو برادر به نام
بجن*بیژن*
بخت*بختیار*
هستند


لک::یکی از ایل های قوم لر بختیاری بود
لباس مردان لک چوقا بود

یکی از شاخه های ایل بختیاروند
ایل الک نام داشت که امروزه
با رشد جمعیت ایلات آن
هر ایل خود را مستقل از بختیاروند میدانید


ایلات ایل الک بختیاروند
ایل لک*الک .ایل لک.لک*
ایل دورکی*دولک.دوالکی*
نام یکی از ایلراه های ایل دورکی در کوه منار تر دولکی نام دارد


طایفه اورک*اولک*
تیره گو زه اولکی*گوزلکی*اورک
تیره سر اولکی*سر اوکی *اورک

طایفه الکی بختیاروند در گتوند

شهر ترکالکی در گتوند *تر کوه الکی*
مسیر کوچ الک ها
محل سکونت طوایف بختیاروند و
طایفه بابا احمدی دورکی


شهر دالکی*ده الکی*
محل سکونت طوایف
بابا احمدی.مزیری*منجزی *.مال احمدی.
آریا بهداروند
زبان لکی یکی از گویش های قوم لر
است
امروزه بعضی ها سعی می کنند
از این زبان قومی جدید به نام
لک درست کنند
در هیچ منبع تاریخی از قوم لک سخن
به میان نیامده

یک قوم می تواند زبان جدیدی بوجود
بیاورد ولی یک زبان نمی تواند
قوم جدیدی بوجود بیاورد
*******
بیش از پنجاه کشور در جهان زبانشان ،زبان
انگلیسی است

ولی نژاد مردم این کشورها از
قوم انگلوساکسکون نیست

این کشورها مستعمرات کشور انگلیس
بود ولی هم نژاد مردم انگلیس نیستند
******

در طول تاریخ
طوایف بسیاری از لرها به مناطق مختلف خاورمیانه کوچ داده شدند
اولین کوچ این طوایف
در زمان هجوم آشوربانیپال پادشاه
آشور ::کوچ مردم لر شوش به شمال
سوریه*شام*


سرکوب طوایف چگنی.باجلان.سکوند
.بیرانوند.در زمان پهلوی در حمله به لرستان
علی
نام یکی از اقوام کُرد، میباشد، که در استانهای ایلام، خرماباد، کرمانشاه و همدان ساکنند
داریوش گرزین
لک و در اصل پهلک نام قومی آریایی ایرانی و کاسیت نسب می باشد و په:پهلوان و لک:هزاران در زبان پارسی باستان معنی می دهد و پهلک یعنی هزار پهلوان زیرا همواره هزار پهلوان وظیفه حفاظت از جان و مال و خون و زبان و خاک و... قوم لک را برعهده داشتند و متاسفانه در زمان تاریخ نویسی عربی چون پ وجود نداشته و ندارد به اشتباه تنها لک نوشته و خوانده می شود ، پهلکها (کاسیتها)با لرها(لولورپی) و کردها(گوتی) و ایلامیها(سیمشکی) و پارسها( انشونی)و آذری ها(مانایی) و مازنها(مازندرانیها)و گیلکها(گیلانیها) و بختیاریها(لیانی)و پارتها(پارتیزانی)و سایر اقوام ایرانی نزدیکی بسیاری از لحاظ زبانی و فرهنگ اجتماعی دارندو به استناد اسناد مکشوفه در غارهای باستانی و مفرغهای قوم کاسیت لکها(پهلکها) اولین رام کنندگان اسب در جهان و اولین سازندگان چرخ در سه سبک چرخ کوزه گری،چرخ ریسندگی و چرخ ارابه بودند و اولین سامانه ثبت اراضی بنام چوک را در جهان پایه ریزی نمودند، حقیقت تلخ این است که با وجود گستردگی زبانی و نژادی این قوم متمدن، شجاع،جوانمرد،اصیل و با فرهنگ ولیکن به دلیل سیاستهای قجری و مغرضانه متاسفانه هیچگونه شبکه صوتی و تصویری و یا استانی به نام ایشان وجود ندارد در خالی که قبل از حمله اعراب به ایران نام ایالتی که پهلکها(لکها)در آن ساکن بودند مهرگان بود و در تاریخ عربی چون بهمن پیلی(فیلی)فاتح نبرد جسر(پل)از قوم لک بود نام و نشان ایشان مورد بی مهری تاریخی قرار گرفت در حالی که از تعالی فرهنگی ایشان همین بس که تنها ترین شاه جهان که خود را نماینده مردم(وکیل الرعایا) نامید کریم خان زند از این قوم گمنام و مظلوم تاریخ بود���لک یعنی هزار

امام خمینی(ره)می فرمایند:تاریخ معلم انسانهاست
آریا بهداروند
طایفه کوسه لر لک در ایل ترک شاهسون بغدادی
این طایفه در زمان فتح بغداد تو سط
شاه عباس صفوی به سپاه او پیوست
و با وجود تغییر زبان
هنوز نام ایل لر لک را زنده نگاه داشته


*ایل لر لک*
واقعا::چرا بعضی ها ......
استاد بزرگ باستان شناسی
لک مخفف نژاد لکاسیا :لک یعنی هزار و آسیا یعنی بزرگ و سرور (لکاسیو:منطقه لک نژاد بیرانوند)و زبان پهلکی آریایی است نام قوم لک در اولین سند باستانی در تپه سی لک(حوالی کاشان یا کاسیان) خیلی پیش از لرها(لولرپی) یا کردها(گوتی) به ثبت رسیده است قوم لک مسقل است.
حقگو
لک نام قومی است که در استانهای لرستان، ایلام، کرمانشاه، همدان، خوزستان، مرکزی، کردستان امروزی و همچنین غرب و جنوب عراق کنونی، بخشهایی از خراسان، داغستان، کرواسی و کشورهای بالکان(پا لکان) و... ساکن هستند، وجه اشتراک نامگذاری خوانین این قوم پسوند�وند� مختص لک نژادهاست و لاغیر حتی اگر برخی دارای پسوند �وند� باشند و به لهجه لری و... صحبت نمایند نشان از این دارد ایشان از پشت پدری لک نژاد بوده و زبان مادرشان که سالهاست غالب گشته زبان کنونی(مادری) می باشد درواقع پسوند وند برند قؤم لک است، نام استان لکها(پهلکها) قبل از حمله اعراب بادیه نشین* ایالت مهرگان* بوده که شامل جنوب غربی ایران و جنوب شرقی عراق می باشد، لکها مهمان نوازی در خونشان می باشد حتی اگر زبان مادریشان عربی باشد، هرساله لکهای جنوب شرقی (پیلی:فیلی برگرفته از بهمن فیلسوار در نبرد پل یا جسر) میزبان تمام عیار زوار سرور و سالار شهدا امام حسین(ع) می باشندکه حتی حاضرند تمامی داراییشان را نثار زایرین ارباب بی کفن نمایند و واقعا" از هیچ کوششی دریغ نمی نمایند کافی است مهمانشان باشید، با حقیقت نمی توان جنگید طوری که اعراب بادیه نام مهرگان و طایفه قجری نام لک زند (زند یعنی عیار) را خواستند از صفحات تاریخ پاک نمایند و ایشان را عجم و لر نامیدند، حقیقت این است لک همواره قومی مستقل است و باید اعتقاد داشت به اینکه ذکر �نام �ملاک نیست بلکه عیار� نشان� ملاک است، از هرکس آن سزد که از اصل و نژاد وی سزد، موفق و پیروز باشید لکهای آریایی همواره یکتاپرست
ساتیاروند ایل بابادی لر بختیاری
به گفته آقای لطفی
تمام طوایف ایل لر لک از ایل باستانی
سوره میری*سرخه میر* در نهاوند
سرچشمه گرفته

و طایفه سرخه همان عشایر سرخه عرب است
و از نوادگان حضرت نوح(ع )
(خدا می داند.... )

*****
من از طایفه سورمیلی لر ساکن اهواز هستم
قوم لر اصیل ترین قوم آریایی است
لهراسب پدر بزرگ داریوش هخامنشی
****
طایفه جلکی از ایل حسنکیفا*حسنکی* از ایل بزرگ بختیاروند سرمنشأ
ایل لر لک

ایل لر حسنکیفا بختیاروند در زمان تیموریان در شمال عراق و جنوب ترکیه زندگی می کرد
شامل 14 طایفه
(کردلی کوچک.کردلی بزرگ.شوهان.آستورکی.جلکی..بجنوی*بجنوردی*...
)

ایل زلکی لر بختیاری
طایفه سرلک بختیاری
ایل اولک*آلک*بختیاروند

شهر حسن کیف در جنوب ترکیه
شهر حسن کیف و کلار دشت مازندران
****
شجرنامه ایل حسنکیفا بختیاروند
شجرنامه
تا لون
کی فار
حسن

تیره های کنونی ایل حسنکیفا
کلار
کاید
حیدری
جافر*زفر*
کلوری
کی وران*گوران..گهوران*

***
دومین حکومت در ایران سلسله اتابکان لر کوچک بود که بیش از 400 سال در مناطق لر نشین لرستان.لرستان پشت کوه.همدان.کرمانشاه.

در آن موقع نامی از قوم لر لک نبود

***
کریم خان زند نژاد خود لر
معرفی کرده
****
طایفه کوسه لر لک در ایل شاهسون بغدادی ترک
در زمان صفوی به لشگر صفوی پیوست

طایفه الوار کارون لو شاهسون بغدادی ترک *لر های کارون::لر بختیاری *

زندی
با افتخار می گویم من لر لک هستم

از نژاد
کریم خان لر زند

ایل لر لک ساکن در
صحنه.کنگاور.بیستون.هرسین.نهاوند .ملایر.سلسله.دلفان.همدان.شیراز.قم.
ایلام.


بیرانوند
اینجا کردستان عراق نیست
و قوم آشورانی*سورانی.آشور* زندگی نمی کند.
آ شوریه::آسوریه.سوریه
**
اینجا لرستان بزرگ *پیشکوه.پشتکوه *
اینجا قوم لر آریایی زندگی می کند
اینجا کشور ایران است

زنده باد ایل لر لک
زنده باد ایل لر کلهر
زنده باد ایل لر فیلی
زنده باد قوم لر آریایی

زنده باد ایران بزرگ
سگوند
طایفه سگوند*سیوند*از قوم بزرگ لر
ساکن شهر های
اندیمشک.دزفول
محمد علی باجولی
طایفه باجولوند ایل لر لک ساکن در استان لرستان

بزرگ مرد ایل لر لک کریم خان زند از طایفه زند بود

پیمان سه لر*عهدنامه سه *
بر اساس این پیمان کریم خان لر زند و
ابوالفتح خان لر بختیاری حاکم اصفهان
.علی مردان خان لر بختیاری لرستان
متحد شدند تا سلسله لر زند را در ایران
تاسیس کنند

تشمال کریم خان لر زند

معنی تشمال ::رئیس ایلات قوم لر آریایی
Tashmal
به معنی کسی که آتش قوم لر را روشن نگه می دارد
سعید
در فرهنگ لغت کوردی به کوردی و کوردی به فارسی هژار نوشته ی دکتر شرفکندی در تعریف لک آمده.له ک :به شیک له نه ژادی کورد(لک:بخشی از کرد)
جمشید
شهرستان نظرآباد در استان البرز هم اقوام لک ساکن هستند و پیرو آیین یارسان می باشند.که نام خانوادگی شون خاموشی.حق نژادو... می باشد.وبیش از یکصد سال در این منطقه ساکن هستند.
علی قیاسوند لر لک
ایل لر لک بخش جدایی ناپذیر قوم لر

از نژاد لهراسب کیانی


طایفه قیاسوند ایل لر لک

معنی کرد::رمه گردان.عشایر
شیوه ی زندگی کردن است نه نام قوم

کردین::لباس نمدی چوپانان لر
محمد یوسف وند
ایل لک از تیره گوران ایل لر زنگنه جدا شده

شهر زنگنه(زندنه) بخش زند شهرستان ملایر محل تولد تشمال کریم خان زند

ایل لر زنگنه ::ایل لر زندنه
صادق صدیق
لک( لکاسیت)* لر( لولرپت)* کرد( گوتیت) هر کدام مستقلند لیکن برادران آریایی اند، ضمنا" بزرگترین افتخار کریم خان زند این بود که برای تصاحب حکومت در ایران با علیمردان خان و ابوالفتح خان و سایر لرهایی که به وی خیانت کرده بودند جنگیده وآنان را شکست داده است و اگر بحث قرابت باشد واژگان لکی با کردی ۴۰ درصد و با لری ۲۰ درصد شباهت دارد اما واقعیت این است که چه بخواهیم یا نخواهیم باید این را بدانیم که لک مستقل لکاسیت نژادند گرچه در طوایف بختیاری، لرستان، ایلام، کرمانشاه، کردستان، همدان، اصفهان، فارس، مازندران و هرجای ایران یا عراق باشند و اکنون برند خود یعنی وند را داشته باشند یا نداشته باشند و یا به هر زبان مادری که صحبت کنند اصالت دارند نه به زبان بلکه به نشان، نشان میهن دوستی و دشمن ستیزی از آریوبژنا تا شهدای هسته ای ، زنده باد ایران
جانمراد بیرانوند
ایل لک یکی از ایلات قوم بزرگ لر است

علی محمد ساتیاروند بابادی لر بختیاری
من از طایفه لک ایل بابادی ایل بزرگ بختیاری قوم شریف لر هستم ساکن خوزستان
علی میرزا حسنوند
ایل لر کوچک (لک )
زنده باد قوم لر آریایی
شاهرخ
به گزارش خبرنگار ایلنا در کرمانشاه، تحقیق درباره ریشه و گویش و آئین و فرهنگ “لک‌ها” نیازمند آگاهی کامل از تاریخ اقوام ایرانی و قوم کهن کورد و آیین‌هایی نظیر میترایی، دیو پرستی(دیویسنا)، زرتشتی، مانوی، مزدکی و همچنین آگاهی از زبان‌هایی نظیر پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی است. به همین دلیل تا امروز کتابی جامع درباره این مردم به چاپ نرسیده است، که همه زمینه‌ها را شامل شود و بتواند اطلاعاتی جامع را در این زمینه ارائه کند. گویش لکی یکی از گویش‌های کهن و اصیل زبان کوردی است که با سایر گویش‌های زبان کوردی نسبت برادری دارد و نه پدر فرزندی: تا آنجا که گویش لکی دارای برجستگی خاصی در میان سایر گویش‌هاست و حالتی �زبان گونه� به خود گرفته است. در این گفتار سعی بر آن شده که در باره قومیت لک، گویش لکی، جغرافیای لک‌ها، ادبیات، دین و مذهب، بعضی از رسوم، پوشش و... اطلاعاتی بدست دهیم.

وجه تسمیه لک

پژوهشگران پیرامون وجه تسمیه �لک� نظرات متفاوتی ارائه داده‌اند: چنانچه در فرهنگ‌های کوردی ذیل واژه لک آمده است: �بخش بزرگی از کوردان�(فرهنگ باشور، عباس جلیلیان "ئاکۆ" ص ٩٥٢) و �صد هزار از چیزی� (فرهنگ هژیر،٢٠٠٧، هژیر عبدالله پور ج ٢ ص ٢٠٢). دکتر عبدالحسین زرکوب، شیخ محمد مردوخ، عبدالله شهبازی، ت. فیروزان و محمدامین زکی بگ درمورد کورد بودن ایل لک اتفاق نظر دارند و محمدامین زکی بگ در مورد ایل لک می‌نویسد: در کورد بودن ایل لک هیچ شک و تردیدی وجود ندارد و لک‌ها از کوردان اصیل هستند، در دایره المعارف کوردی نیز آمده است: �لک‌ها یکی از طوایف بزرگ کورد است که چون صد هزار جمعیت داشته‌اند، آنها را لک یعنی صد هزار گفته‌اند�(صفی زاده،١٣٨٠:ذیل لک). در اسناد تاریخی قرن شانزده میلادی نیز طوایف لک را بخشی از طوایف کورد می‌دانند نظیر کتاب شرفنامه شرف‌خان بدلیسی که به فارسی نوشته شده‌است. صاحب برهان قاطع نوشته است که هر چیز به صد هزار رسید، آن را لک خوانند(خلف تبریزی،١٣٥٧:ذیل لک).در لغت نامه‌های فارسی نیز نوشته شده است:�کوردهایی که در لرستان ساکن و خوش هیکل و تنومندند. و نیز لهجه‌ای از زبان کوردی که مردم هرسین و توابع بدان سخن گویند و نام طایفه‌ای از ایلات کورد ایران که در کلیائی کرماشان و همدان و اصفهان و کردستان و اسفندآباد و چهارکاوه و علی وردی مسکن دارند�(دهخدا،١٣٧٣:ذیل لکی) . �دهی از دهستان نازلو بخش حومه شهرستان ارومیه، واقع در ١٧ هزارگزی شمال باختری ارومیه و سه هزارگزی باختر شوسه ارومیه به سلماس … �(از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).�دهی از دهستان خدابنده‌لو از بخش قروه شهرستان سنندج، واقع در ٢١ هزارگزی جنوب خاوری گل تپه، سر راه شوسه همدان به بیجار …� (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
شاهرخ
�لک� نام قلعه‌ای در اطراف شهر مندلی در زمان حافظ احمد پاشاى سردار که با عساکر بیشمار روم بعزم تسخیر عراق عرب و محاصره کردن قلعه دار السلام بغداد می‌رود. (تاریخ عالم‏آراى عباسى، ج‏٣، ص: ١٠٣٤)

قلعه لک لاش‏کوهى است فرسخى بیشتر مغربى قریه زاخور بلوک اربعه، آبش از چشمه است.( فارسنامه ناصرى ج‏٢ص١٦٣١)

دکتر اسکندر امان الهی بدین معتقد است: لک نام منطقه‌ای است. هریک از قاضیان احمد بن غفاری در کتاب تاریخ خود و معین الدین در منتخب التواریخ می‌نویسند: آن منطقه که این ایل در آن سکونت داشت، نام دره‌ای به نام لک است. شیخ مردوخ نویسنده کتاب بستان السیاحه و همچنین دائره العمارف الاسلامیه نیز می‌نویسد: واژه لک از عدد صدهزار برگرفته شده است و می‌گویند؛ بدلیل آنکه تعداد آنان صدهزار خانوار بود، نام آنان را لک نهاده‌اند.

نظر دیگر که احتمال استفاده از واژه لک به معنی صد هزار برای نام نهادن آنان را ضعیف می‌کند به شرح ذیل است: منابع تاریخی مکتوب ذکر می‌کنند، سرشماری و آمار رسمی ایران قدیم برای تمامی ملیت‌ها، طوایف، مذاهب و ادیان با عنوان�لک یا لوک� ذکر شده است و همچنین در دنیا، ایل یا عشیره‌ائی وجود ندارد که نامش را از تعداد خانوارهایش برگرفته باشند.

علاوه براین، مورخ نامی ایران�ایرج افشار سیستانی� می‌گوید: واژه لک حتی در حساب‌های مالی کاربرد داشته است و لک در زبان هندی- سنسکریت به معنای ده هزار قطعه مسکوک می‌آید. تاریخ جهانگشاى نادرى ص٣١٨ می‌گوید: لک واحدیست مرسوم به هندوستان و معادل صد هزار.

از سوی دیگر بارون دوبد شرقشناس نامدار از مبنای لک سخن می‌راند و می‌نویسد: می‌توانم بگویم؛ لک‌ها یکی از ایل‌های کهن و اصیل ساکن در منطقه هستند. در جائی دیگر در کتاب خود ذکر می‌کند: در کوه‌های بهبهان مقدار زیادی نقش و نگار باستانی و نوشته‌هائی با حروف ناشناس کشف شده‌اند و این حروف به سولک شناخته شده‌اند. به همین خاطر می‌توانیم بگوییم؛ مالکان این نقش و نگارها و نوشته لک‌ها بوده‌اند. به همین روش نیز بدین اعتقاد دارد که نام و واژه لک از منطقه سولک یا سیالک برگرفته شده است که در نزدیکی شهر کاشان امروزی است و آثار باستانی را در آن کشف کرده‌اند و قدمت این آثار به چهار هزارسال قبل از میلاد مسیح بر می‌گردد.

پرفسور رومن گیرشمن از این بحث می‌کند، مردمان ساکن در منطقه؛ نخستین مردمان مهاجر به ایران بوده‌اند و می‌نویسد: نخستین مردمانی که به سرزمین ایران کوچ کردند، از منطقه سیالک واقع در نزدیکی‌های کاشان امروزی در جنوب تهران سکونت یافته‌اند. براساس این اطلاعاتی که ذکر کردیم، می‌توانیم ادعا کنیم: اصالت لک به کوردان در ایلام قدیم بر می‌گردد و ریشه نام آنان از منطقه سولک یا لک که بخشی از مناطق کوردنشین بوده، برگرفته شد و یکی از ایل‌های بزرگ منطقه است که هم در داخل و هم در خارج از ایران پراکنده شده‌اند و به زبان کوردی تکلم می‌کنند و خود آنان بدین اقرار می‌کنند که بخشی از کوردها هستند.

در منابع تاریخی ذکر زیادی از ایل لک به عمل نیامده است و این نیز به سبب برجسته بودن نام لر در دوران‌های قبل بود. سیروس برهام در مورد این دلایل بحث می‌کند و می‌نویسد: می‌توانیم لک‌های کورد زبان را لر بنامیم.

در حالی‌که ویلیام هالینکبری لک و لر را از هم متمایز می‌کند و ذکر می‌کند: اگر بخواهیم لک و لر را با هم ادغام کنیم و آنها را یکی بدانیم؛ اشتباه بزرگی کرده‌ایم و این مسئله کاملاً به دور از حقیقت موجودیت لر و لک است. البته فقط سیروس برهام براین باور نبوده است که لک و لر یکی هستند، بلکه بیشتر شرق شناسان نیز چنین نظری دارند که تمامی تیره‌ها، طوایف و ایل‌های ساکن در لرستان و مناطق غربی ایران، لر هستند و به همین ترتیب نیز برخی از مورخان به اشتباه کوردان فیلی را لر بر می‌شمرند. اما اگر حقیقت آن را بخواهیم، لر عشیره‌ای از عشایر کورد فیلی است و از جانب دیگر این نام در سده چهارم هجری بر سر زبان‌ها افتاده است و تحقیقات در مورد آن در سده هشتم هجری آغاز شد.

شاهرخ
گویش لکی

دانشمندان زبانشناس لک‌ها را در شاخه اقوام جنوبی کوردی طبقه‌بندی می‌کنند، اتنولوگ آن را یک زیرشاخه چهارم کوردی طبقه‌بندی می‌کند.

گویش‌های جنوبی کوردی یا (جنوب شرقی) شامل تعداد زیادی لهجه‌های منفرد و متفاوت نظیر (کرماشانی، کلهری، سنجابی، لکی در استان‌های کرماشان، کردستان، ایلام و لرستان در غرب ایران و نیز در شرق عراق هستند.

دانشنامه بریتانیکا لک‌ها را از اقوام کورد نام می‌برد.[ و شماری دیگر از منابع نیز لک‌ها را در شاخه اقوام کوردی از شاخه زبان‌های ایرانی‌تبار غربی قرار داده‌اند. در کتاب "دائرةالمعارف اسلام" آمده‌است که: در لرستان قدیم برخی اقوام کورد (قبایل لک در شمال و همچنین در بین فیلی‌ها، ایل محکی) زندگی می‌کنند.

دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نیز، لکی را لهجه‌ای از زبان کوردی دانسته‌است؛ زبانشناس کانادایی آنونبی نیز در مورد لکی نوشته‌است که نظر فتاح را قبول دارد که لکی را در میان زبان‌های کوردی طبقه بندی کرده‌است.

می‌توان گفت لکی بازمانده زبان‌های اصیل اوستایی و پهلوی است که به دلیل شرایط خاص جغرافیایی این مناطق، کمتر دچار تغییر و تحول شده است.

بیشتر لک‌هایی که از لکستان دور شده‌اند به گویش‌های دیگر تکلم می‌کنند. لک‌های ساکن در میان قشقایی‌ها به زبان ترکی، بخشی از لک‌های ساکن استان فارس و کرمان به زبان فارسی و �لک‌های ساکن جنوب آنکارا نیز به زبان ترکی تکلم می‌کنند�.
شاهرخ
کاسیان اجداد لک

سابقه حضور اقوام کورد در زاگروس به هزاره‌های قبل از میلاد بر می‌گردد (روزنامه باختر، شمارە١٧٩٨ مورخ ١٤/٦/٩٢ رازهایی از آنوبانی نی, هادی نوروزی) یکی از این اقوام باستانی که در دامنه‌های زاگروس و درة سیمره سکونت داشته‌اند دولت متمدن کاسیان بوده است، این قوم بیش از ٥٠٠ سال در بین‌النهرین و بر بابل سلطنت کرده‌اند. عده‌ای کثیری از محققین مکان اصلی کاسی‌ها را کوههای زاگروس در شمال و غرب لرستان یعنی لکستان می‌دانند. عیلامی‌ها به این قوم کاسی و آشوریان آنان را با نام کاشو می‌شناختند. رئیس این قوم �گانداش� نام داشت. نام دریای کاسپین (خزر) از نام این قوم گرفته شده و آثار زیاد دیگری از این قوم در مناطق زاگروس و درة سیمره در شهرهایی چون نهاوند، هرسین، نور‌آباد، خاوه، الشتر، کوهدشت و... به دست آمده است و این آثار نشان می‌دهد که به احتمال زیاد کاسیان همان اجداد قوم کهن لک هستند.

در کتاب هرسین در گستره‌ی تاریخ در این خصوص آمده: � کاسیان اسب را رام کرده بودند و به مردم بین‌النهرین نیز آموختند. کاسی‌ها قومی جنگجو بودند و در گورستان‌های آنان خنجر و پیکان زیادی دیده می‌شود و در هیچ نقطه‌ای از ایران به اندازة مناطق زاگروس و درة سیمره سلاح‌های جنگی پیدا نشده است.�

قوم کاسی پس از سال‌ها حکومت در سدة ١٢.ق میلادی ضعیف شدند و به دست دولت قدرتمند عیلام حکومت آنان منقرض شد. عیلام نخستین دولتی بود که هنگامی که کاسیان هنوز به شدت بابل را تحت اشغال داشتند نیرو گرفت و آخرین ضربت خود را وارد آورد. همچنین آثار به جای مانده از مادها بیانگر این است که لکستان به عنوان قسمتی از ماد محسوب می‌شده است. آثاری چون دخمه‌های دهنو روستای اسحق‌وند هرسین که پیکره مرد مادی در بالای کوه آن روستا شاهدی بر این مورد است.

در کتاب هرسین در گستره‌ی تاریخ به نقل از دکتر اسمیت آمده: � داریوش شاه هخامنشی در تاریخی که با هفتم مهر ماه سال ٥٢٢ ق. م برابر است در محلی به نام سی‌گایوواتیش در سرزمین ماد محبوس حیله‌گر که خود را بردیا یا برادر کمبوچه معرفی کرد به جزای ناشایست مأخوذ داشت و سپس به قتل آورد�[ این محقق معتقد است که سکاوند همان محل سی‌گایو واتیش می‌باشد که نزدیک هرسین جاده جدید خرم‌آباد چند نقش از دوران ساسانی یافت شده که مهمترین آنان لوحه‌ای است که به صورت عمودی روی دامنه کوهی شبیه به نقوش برجسته بیستون کرمانشاه تراشیده شده است، به علاوه سکویی با پلکان دیده می‌شود که از یک پارچه سنگ است و شباهت به نمونه هم نوع خود در پاسارگاد تخت جمشید را دارد.
شاهرخ
قدیمی‌ترین مراجعی که در آنها ذکر کاسیان و زبان آنها آمده، متون مربوط به قرن ٢٤ ق.م می‌باشد� برابر تحقیق دیاکونف اسامی نخستین سلاطین کاسیان و مدت سلطنت آنها به تقریب آمده است. اولین آنها گانداش بود که تقریباً از ١٧٤١ تا ١٧٢٦ ق.م و آخرین اورشی گورماش بود که تقریباً پایان قرن ١٧ ق.م حکومت کردند.� آری کاسیان متمدّن‌ترین ملل عصر خود بوده‌اند، این قوم بدون آنکه سرزمین کوهستانی خویش را (زاگروس و درة سیمره ) فراموش نمایند بر بابلی‌ها تاختند و قرن‌ها بر آنان حکومت کردند. شاید اولین قومی بودند که از اسب استفاده نموده‌اند و آنان بودند که برای ساکنین بین‌النهرین سفلی که جز الاغ حیوان دیگری نمی‌شناختند اسب آماده کردند و به همین مناسبت اهالی بین‌النهرین سفلی به اسب نام خر کوهستانی دادند.

ایزد پناه می‌نویسد: � آشوریها عرابه‌های خود را با اسب‌های کاسیان به حرکت در‌می‌آوردند،کاسی‌ها در دوران تسلط بر بابل از تمدن بابلیها نیز استفاده کردند و خط آنان را پذیرفتند. آداب و عادات و اخلاق بابلیان را فرا گرفته و با خویش به سرزمین کوهستانی خود در زاگروس و درة سیمره آوردند.

راجع به کیش کاسی‌ها دیاکونف در کتاب تاریخ ماد می‌نویسد:� از جمله خدایان کاسیان یکی کاشواست که ظاهراً خدای قبیله کاسیان سیمره می‌بوده، دیگر شیمالی الهه کوهستانی که نام دیگر او شیبارو بود، شوکاسون خدای آتش زیرزمینی و حامی سلاله شاهی بود. خدایان دیگر عبارت بودند ازهاربه، شیخو وخدای خورشید، ساخ و یا شوریاش.�

نام کاسیان چنانکه بعدها توسط �استرابون� یاد شده به منزله میراثی است از سکنه بسیار قدیم ناحیة زاگروس میانی غرب و جنوب غربی ایران. در کتاب لرستان و تاریخ قوم کاسیت به قول از راولینسون آمده: � واژه کاسی به شکل کوسایورلیی بوده و در زمان اسکندر یونانیان به مردم زاگروس و درة سیمره اطلاق می‌کرده‌اند.�

� کاسی‌ها مردمی بودند که در کوههای زاگروس در جنوب کرمانشاه و غرب لرستان مسکن داشتند و یونانیان آنها را آکسیان نامیده‌اند.� این همان مسکن امروزی قوم لک است.

قبایل ساکن در ناحیه کوهستانی زاگروس واقع میان ماد و عیلام در زاگروس مرکزی و درة سیمره به نام کاسیت مشهور بودند.

بر طبق پژوهش دیاکونف دانشمند روسی محل سکونت کاسیان ( در زبان آکدی، کاشی) از قدیم تا فتح ایران به دست اسکندر مقدونی، بخش علیای رودهایی بود که دره‌های آنها در عهد باستان، کشور عیلام را تشکیل می‌دادند.

علی‌محمد ساکی می‌نویسد:� شش شهریار کاسیت بر سرزمین بابل فرمانروایی کردند که مقتدر‌ترین این شهریاران در بابل اگوکاکریم بود �.سلسله کاسیت‌ها در بابل بلاخره به وسیله شاهان عیلام منقرض و این قوم به ناچار به زادگاه کوهستانی خود یعنی زاگروس مرکزی باز گشتند. یکی از خدایان آنها هوەرداێ نام داشت (به زبان لکی یعنی طلوع خورشید) این کلمه ( هوەر ) امروزه فقط در لکی وجود دارد و به معنی خورشید است. بدون تردید بعد از امپراطوری عیلام باید دولت کاسیان را بزرگترین امپراطوری ایرانی در غرب آسیا به شمار آورد. آثار فرهنگ و تمدن طلایی آنان (به خصوص ساخت مفرغ) به دولت‌های ماد و هخامنشی به نیمة هزارة اول پیش از میلاد منتقل گردید و دولتهای اخیر وارث بلافصل فرهنگ و هنر کاسیان شدند و از آن تأثیرات عمیقی را پذیرفتند.
شاهرخ
جغرافیا یا محل زندگی گویشوران لک

از برچیده شدن سلطه اعراب تا زمان صفویه که اکثر شهرهای ایران محل تاخت و تاز بیگانگان و حتی جنگ های داخلی بودند و موجی از نا امنی بر آنها سایه افکنده بود طی چند قرن متمادی مناطق لک نشین از امن ترین جاهای ایران بودند و به علت صعب العبور بودن و خصلت جنگاوری و بیگانه ستیزی که داشتند در مقابل کشورگشایانی چون چنگیز مغول، تیمورلنگ و … ایستادگی می کردند و بعد از آنها نیز در اواخر صفویه که افغانها و ترکها به اکثر شهرهای ایران تجاوز کرده و جنایاتی را بر مردم تحمیل می کردند این مناطق اقتدار خود را حفظ و در بازپس گیری مناطق از دست رفته ایرانی بارها ایفای نقش نموده اند بنا به دلایل فوق، ورود به این مناطق به سختی انجام گرفته و حتی تاریخ نگاران نیز از اوضاع آن چندان آگاهی نداشته و نسبت به شرح حوادث این منطقه کمتر دست به قلم شده اند.

لک‌ها در سرتاسر ایران و بخش هایی از کوردستان عراق، ترکیه و قفقاز پخش شده‌اند، ولی با حفظ گویش در زاگروس مرکزی تمرکز بیشتری دارند. بسیاری از آنها در طول تاریخ پس از اسلام بنا به دلایلی نظیر جنگهای ایران و عثمانی (مجله کرماشان، بهار ٨٨ ص ٢١٦) و نیز سیاست های حاکم در حکومت‌های صفویه و قاجاریه آواره شده اند البته نقش افشاریه و زندیه نیز در این بازی کمرنگ نیست. از لحاظ تقسیم بندی ملیتهای قفقاز و از جمله داغستان در این منطقه سه گروه بزرگ ملی در حال زندگی می باشند که دانشمندان جامعه شناس و زبان و تاریخ شناس آنها را اینطور طبقه بندی نموده اند: گروه اقوام بومی که از قبل در منطقه بوده اند مثل گرجی-چچن-اینگوش-لزگی-دالقین-طبساران-چرکس-لر(لک) و غیره. در کتاب داغستان من رسول حمزه اف میگوید در داغستان حدود ٥٠٠٠٠ نفر لک زندگی می کنند (مجله کرماشان، بهار ٨٨ ص ٢١٦). لک ها در ترکیه به کردهای تبعیدی معروفند، گروهی که توسط عثمانیها به اطراف آنکارا (شهر هایمانا یا هیمنا) کوچانده شدند به لکهای "شیخ بزینی" یا کردهای هیمنه‌ای معروفند که هنوز فرهنگ و هویت خود را کمابیش حفظ کرده‌اند در کوردستان ترکیه در مناطق قاره مان، کونیا، آسکی شهر، نیغده، قیصری، مرشف جوروم، ویرشهر، جوقراوادنه و نزدیک شهر ادنه (مجله کرماشان، بهار ٨٨ ص ٢١٥، نصف جهان لک است) ساکن می باشند.

بخش‌هایی دیگر از طوایف لک در کردستان جنوبی مناطقی از استان دیاله تا استان موصل دیده می‌شوند و در مناطقی از خورماتو، داقون، خانقین، کرکوک، کویه، سلیمانیه، چند روستای نزدیک به تق تق و در سراسر دشت اربیل پراکنده اند و از بستوره تا قراج چند روستای مستقل در این دشت متعلق به لک‌هاست که عبارتند از: اصحاب لک، قشقه، خورخور، آومار، برایم لک، جدید لک، لک خورماتو، آو دلوک(ئاوده‌ل له‌ک)، دوشیوان و حوشترالوکی قراج و... همچنین در غرب موسل و در چند روستای شبک ساکن اند و به گویش شبکی تکلم می‌کنند. ایل شوانی در کرکوک و اطراف آن، همه وند در چمچمال و سلیمانیه، ایل باجلان در موصل و خانقین، ایل زند در خانقین (نقل قول از محممد علی سلطانی) و کرکوک در روستای های کوله جوب و خجی سروه، در منطقه قره تپه و کفری (نقل قوا از لیلا نامق)، ایل قیاسوند (قیاسی، غیاثی یا غیاثوند) که یکی از طوایف بزرگ لک است در شهرهای الحی البدره و الکوت ساکنند. کوردهای عراق معتقدند که کوردهای یارسان کاکی از ایل کاکاوند می باشند. لازم به ذکر می باشد که در عراق این طایفه را با نام فیلی )القیسی) می شناسند به لک‌های منطقه خورماتو لک گرمیانی می‌گویند. و در بغداد، کوت و دیاله (بقول عباس عزاوی اینار) چند تیره‌ای از عشیره زند در سواحل رودخانه دیاله در روستاهای جوسه تپان، للبن، قیچی، قوبه، بان سنوق، کوکز، اجیلر، هودلی و تپه علی ساکن می‌باشند. در کردستان عراق تعداد گویشوران لک بیشتر از ایران است.
شاهرخ
در دوران صفویه جابجایی ایلات یکی از تدایبر حکومت داری گشته و این سیاست بیش از همه دامن گیر طوایف کورد شد. این سلسله وجود کوردهای نا آرام را در حد فاصل قلمرو خود و عثمانی را به زیان خویش می دید، با توجه به مشکل اصلی این گروه یعنی کمبود مرتع و چراگاه آن ها را در سال ۱۰۰۵ ق/ ۱۵۹۶ م به جلگه های تهران، خوار و ورامین کوچانید(توحدی، ۱۳۷۱: ۲۱)

ناردشاه افشار تعداد زیادی از لک ها را به مناطق گروس، کوردستان، له کچور، کلاردشت، چول غرب و مازنداران به اجبار اسکان داده است و همچنین “کریم خان زند” در دوران حکومت خود (۱۷۷۹-۱۷۴۷) بخشی از آنها و به ویژه خانواده‌های سربازانش را به مناطق جنوبی ایران فرستاد، عده‌ای از آنان از سوی آغامحمدخان قاجار به لرستان و گروه‌های دیگر از آنان بسوی عراق بدلایلی مختلف پراکنده شده‌اند و به مناطق دور از شیراز (پایتخت حکومت زندیه) - قم - گرمسار - ورامین - خراسان - ملایر - جنوب تهران (یافت آباد) تبعید گردیده اند.

به همین دلیل “لک ها” را می‌توان در بیشتر مناطق ایران و دیگر مناطق کردنشین کشورهای همسایه و چند منطقه در جنوب آنکارا و قفقاز مشاهده کرد.

ژنرال سر پرسی سایکس درباره این قوم می‌گوید: بخشی از لک‌ها در سال ۱۲۷۹ شمسی (۱۹۰۰ میلادی) از جیرفت به سمت گیسکان می‌روند که ییلاق و قشلاق دارد.

کتاب آمار ایران در سال ۱۳۶۱ شمسی "لک" را به این طوایف تقسیم می‌کند: سرگداری، کوچک خانی، مهنی، سلطان شیخ و عرب سلنار. طایفه جمور یا جمیر بزرگترین طایفه کوچنده این قوم است که در مناطقی بین کرماشان و همدان سکونت دارد. حکومت عراق نام قوم جمور را به قوم �جبور� عربی تغییر داده بود در حالی که جمور از لغت �گمو� به معنای سیار (کوچنده) گرفته شده است. جیمز موریتی جهانگرد انگلیسی که در سال ۱۸۱۰ میلادی از ایران دیدن کرده است، می‌گوید: لک در سراسر ایران پراکنده شده است و طایفه ای بزرگ است و از چند بخش تشکیل شده است. در اصل ایرانی اند و خود را کرد می‌دانند، نویسنده در ادامه می‌گوید لک‌های کرمان در سال ۱۰۵۰ قمری از بندرعباس به این منطقه آمده اند. وزیری نیز می‌گوید در منطقه برنجان کوهستانی، چندین نام جغرافیایی دیده می‌شود که دربردارنده عنوان "لک" هستند که متعلق به "لک"‌هاست. در سال ۱۲۷۹ سر پرسی سایکس می‌گوید: گیسکان منطقه ای کوهستانی است که قوم لک در آن ساکن اند. اکبر وقایع نگار می‌گوید: بیشتر لک‌های لکستان در کلیایی و کرمان و استان کردستان ساکن اند و شماری از لک‌ها نیز به اجبار در اصفهان سکونت داده شده اند.

شاهرخ
طور کلی جغرافیای برخی از ایلات لک در ایران

استان لرستان: ایلات بیرانوند (هنری راولینسون خاستگاه ایل بیرانوند را "موصل عراق" دانسته و معتقد است بیرانوندها و باجلوندها در قرن دوازدهم یعنی در اواخر صفویه یا در زمان افشاریه از نواحی موصل به لرستان کنونی (سرزمین های لر نشین) آمدند)، گراوند، رومانوند، آدینه وند، قیاسوند (غیاثوند یا قیاثوند)، روماینوند، ماولین یا بوالیند، سگوند (دکتر امان اللهی بهاروند، سگوندها را یکی از انشعابات ایل باجلان یا باجولوند می داند)، طایفه کُر، پاپی، جاواری(چواری= جاری، ت. فیروزان نام این عشیره را درکتاب خود ذکر و به بخشی از مردم دلفان آنانرا برشمرده است)، خاوه، عیسوند، فولادوند، باجلوند(بدین عشیره باجلان هم می گویند، بارن دوبد و محمدعلی سلطانی می نویسند: اصل باجلان از این ایل است. نیز چریکوف، عبدالله شهبازی و کلیم الله توحدی ابراز میدارند: بوجلوند کورد می باشند)، دالوند، ترخان، مومیاوند (مومه یا مالمومه)، کرنالوند، کرناتی، کوشکی، ازدجوند یا ازدج، آزادبخت، گراوند، اولادقباد، سنجابی، ایتی وند، نورعلی و احمدوند، میروند، میربگ، موسی وند، شاهیوند، بهاروند، یوسفوند، حسنوند(ریشه این نام از خاندان حسنویه برگرفته شده است که بر بخش بزرگی بر لرستان حکمرانی نموده اند و اصالت آنان به عشیره زریگانی کورد بر می گردد)، کولیوند، فلک الدین، طوایف امرایی، پادروند در الشتر-کوهدشت-خرم آباد-سلسله-دلفان-بروجرد-پلدختر. بین رود کشکان و سیمره، خاوه و طرهان، رومشکان.

استان کرماشان: ایلات زوله(محمد علی سلطانی به نقل از تاریخ طبری ص ٤٦-٤٥ می گوید مردم این ایل از نوادگان زو فرزند طهماسب از پادشاهان پیشدادی می باشند، و نیز یکی از ایلات باستانی کورد پیش از میلاد می باشد(مجله سروه ش ١٦٦-١٦٥)، کاکاوند( مرحوم عمادالدین دولت شاهی در کتاب کوههای ناشناخته اوستا سابقه این ایل را در زمان نوشتن اوستا می داند و شیخ محمد مردوخ این عشیره را از اعقاب کاشیان ساکن در غرب دلفان در منطقه هرسین و چمچال می داند)، ترکاشوند، جلالوند، خالوند، قیاسوند، جلیلوند، نامی وند، پایروند (یکی از ایلات باستانی کورد پیش از میلاد می باشد(مجله سروه ش ١٦٦-١٦٥)، بالوند، همه وند، شیرازی، عثمانوند یا هوزمانوند، احمد وند، اولاد قباد، کرم علی یا کرم علی وند، خزل، قلایوند، دیناروند، همایون وند، مافی وند،بهتولی وند، فولادوند، باجولوند، سالاروند در کرماشان- هرسین- اسلام آباد غرب- کرند غرب-صحنه— چمچمال- دینور-درودفرامان-ماهیدشت و...

استان همدان: ایلات چهاردولی، فلک الدین، زوله، ترکاشوند، موسی وند، زند(نویسندگانی نظیر سایکس، بهرام افراسیابی، محمدعلی سلطانی، محمد امین زکی، اسکندر امان الهی، ایل بگ جاف، البارون دوبد، سیروس بهرام، عبدالله شهبازی و جان آر پری در باره زندیان نوشته اند و همگی بر این نظرند که اصالت خاندان زند لک است)، غیاثوند، جلیل وند، کاکاوند در اسد آباد-نهاوند-تویسرکان-ملایر.

استان ایلام: ایلات بالوند، کوشوند، قیاسوند، گراوند، بیژنوند، آبدامانی، دشتی یا دشتی وند، قلم مراد خانی، کید خورده وند، خزل، دیناروند، ریزوندی، همایون وند، خیر یا خیروند، قنیوند، شمس الدین و خضروند، دالوند، هلیلان، بالاوند، دینارآوند، کرم علی یا کرم علی وند، زینل وند، سکوند، کبیر کوهی، زینیوند(نویسنده معروف�جعفر غیتال� در مورد عشیره زینیوند می نویسد: این عشیره، از لکهای ساکن در دره شهر و از تیره های ایل دیربغچهد است)، کُر، مهکی یا محکی، بادرانی در آبدانان-دهلران-بیک و سوسیان-تمین و کرازان-شیروان و چرداول و...

استان کرمان:ایل منوخان جیرفت-ایلات لک و سهرابی یا سهرایوند سیرجان-طایفه لک پاریز و...

استان فارس:شبانکاره، زند، زوله، طایفه ای به نام کورونی از لک های طرهان در روستاهای خدا آباد و شاهپور کازرون و روستای چهل چشمه شیراز -ایل چهاردولی شیراز، چهار ملیلوند، لک، رحیمی، ایل های لک در منطقه ی قشقایی فارس، وندا، کرانی، لک، منطقه ی همراه عمله در دو فرسخی حنا، قسمتی در چهار فرسخی یزدخواست، کنار رودخانه ی رحیمی. ژوکوفسکی می‌گوید: لک یکی از اقوام �تلخ دشت� است که در سال ۱۸۸۵ به آنجا منتقل شده اند، لک‌ها به گویشی نزدیک به گویش هورامی‌تکلم می‌کنند. تلخ دشت در جنوب غربی شیراز واقع شده است.
شاهرخ
استان خوزستان:ایل گراوند باغ ملک طوایف پشت کوهی و لک های دزفول.

استان قزوین: ایلات غیاثوند (نقل از دکتر امان الهی)، جلیل وند، کاکاوند (کاکاوندان ساکن در قزوین در مناطق مرزی در بین خمسه و قزوین در امتداد جاده زنجان و ساوه زندگی می کنند، نقل از "هنری فیلد")، مافی و...

استان آذربایجان غربی:ایل چهاردولی در شاهین دژ و دهستان لکستان.

استان مازندران: ایل کاکاوند (نقل از هنری فیلد)، تیره هایی از طوایف لک دلفان، قیاسوند در روستاهای تیت دره و مکارود و کجور- ایل خواجه وند( کوچ توسط نادر شاه. دکترعبدالحسین زرکوب(تاریخ مردم ایران) می نویسد: اصالت خواجه وند از ایلامیان قدیم و خواجه وند نام قدیمی ایلام است. و د.محمد جواد مشکور می گوید: اصالت خواجه وند به شهر شوش در ایلام کهن بر می گردد و در آنزمان بدانها خواجه یا خواجا می گفته اند که هنری فیلید هم نظر آنها را تایید می کند) در اکثر روستاهای کلاردشت و کجور-ایل چهاردولی نور-روستای میانکاله و روستای زاغ مرز بهشهر.

استان تهران:ایلات قیاسوند، بیرانوند و ایل هداوند و رامین-ایل چهاردولی کرج.

استان مرکزی: روستای نینه محلات.

استان کردستان: ایل چهاردولی قروه-روستای لک قروه-روستای لک خدابنده لو قروه و ایل زند در سنندج ( نقل قول از ایرج افشار سیستانی) و گروس(کوچ توسط نادرشاه،نقل از هنری فیلید) و و حضور لک ها در اسفندآباد و منطقه برزاب(آیت محمدی کلهر).

استان کهگیلویه و بویر احمد: ایل چهاردولی کهگیلویه.

استان گلستان: ایل بیرانوند گرگان.

استان سمنان: لک هداوند در شهرستان ایوانکی استان سمنان از سه طایفه اصلی سیرس، خانی و میرزایی تشکیل شده اند و در مجموع بالغ بر ۴۲ طایفه را شامل می‌شوند (آیت محمدی کلهر: هداوند یکی از طوایف بزرگ قوم لک است که همراه با کریم خان زند به شیراز رفته اند).

استان اصفهان: طایفه نایبی ایل بیرانوند کاشان.

استان قم: ایل بیرانوند و ایل زند (اسکندرامان الهی)، در محله هایی همچون زندآباد، روستاهای قلعه چم، علی آباد نیزار، دیزار، نارچ و حاجی آباد.

استان خراسان: علی میرنیا می گوید که تیره‌هایی از عشیره زند در هردو منطقه درگز و نوخندان و کلات در استان خراسان اسکان گزیده‌اند. و مورخ جعفر خیتال، بودن خانواده های غیاثوند در روستاهای سرچشمه بابا سمش، شاه قلندر علیا، و سفلی، پهنه بر در شیروان را اثبات می کند.

استان زنجان: ایل قیاسوند(نقل از عبدالله شهبازی).

ایل های لک در منطقه ی بختیاری، سالاروند، خانه جمالی، پولدوند، عبدالوند، حاجی وند، عیسی وندو...

لک هایی که به زبان بختیاری صحبت میکنند: طایفه نوروزی طایفه دینارانی ایل بختیاری در حقیقت لک هستند.

شاهرخ
ژوکوفسکی در بخش ۴ کتابش می‌گوید: لک‌های طایفه جاویدی ممسنی به گویش لری ممسنی سخن می‌گویند، همچنین می‌گوید طایفه دیگری از لک‌ها به نام لک زندی در میان ممسنی‌ها دیده می‌شود که بخشی از آنان در شیراز ساکن اند.

د. جمشید صداقت کیش در کتاب کردان پارس و کرمان از لک‌های ساکن میان قشقاییان سخن به میان آورده است.

آیت محمدی کلهر می‌گوید: آقا محمد خان قاجار لک‌ها را به مناطقی چون اطراف تهران، دماوند، ورامین، لار، توچال و بخش ایوانکی، روستاهای سنگاب و کرسی علیا، کرسی سفلی و چنداب منتقل نمود. شماری از آنها نیز در ساوه و زرند و قزوین اساکن شدند.

شیخ محمد مردوخی می‌گوید: لک ها از این طوایف تشکیل شده است: سلسله، لاله، دلفان، ترهان و دالوند، که در خانقین، خرم آباد، الشتر و کلیایی، همدان، اصفهان، دولت آباد، سلطان آباد، اسفندآباد و لیلاخ سنندج، قضای سلماس و شیراز سکونت دارند. در اصل ایرانی اند و خود را کرد می‌دانند، نویسنده در ادامه می‌گوید لک‌های کرمان در سال ۱۰۵۰ قمری از بندرعباس به این منطقه آمده اند. وزیری نیز می‌گوید در منطقه برنجان کوهستانی، چندین نام جغرافیایی دیده می‌شود که دربردارنده عنوان “لک” هستند که متعلق به “لک”‌هاست. در ادامه اینگونه درباره طوایف لک ساکن در این منطقه می‌گوید: درمریدی، گودالی، میرازیی، خواجه، زروسی، شهسواری، تهرانی، درویشی، غزاوی خدر. در سال ۱۲۷۹ سر پرسی سایکس می‌گوید: گیسکان منطقه ای کوهستانی است که قوم لک در آن ساکن اند. اکبر وقایع نگار می‌گوید: بیشتر لک‌های لکستان در کلیایی و کرمان و استان کردستان ساکن اند و شماری از لک‌ها نیز به اجبار در اصفهان سکونت داده شده اند.
سالاروند
جناب شاهرخ! هداوند از ایلات لُر و ساکن در شهرهای دورود ، خرم آباد ، الیگودرز و ورامین هستند و لری بختیاری حرف میزنند حالا شما چه سند تاریخی آنها را لک مینامید؟مادها آریایی بودند ولی کاسیتها و عیلامیان طبق تمامی کُتب تاریخی از نژاد آسیانی (بومی خود آسیا ) بودند حالا شما چطور لَکها را همزمان کاسیت و ماد (کُرد ) میدانید؟ لک یک عدد شمارش هندی است حتی در لغت نامه لاروس جلد ۲ صفحه ۱۷۵۲ آمده لَک عِند الهُنود (یعنی لک نزد هندیها ) میشود صد! اولین بار اواخر صفویه از لک بعنوان طایفه ای از لُر نام برده شده است که توسط شاه عباس از ماهیدشت کرمانشاه به لرستان آورده شدند و بومی باستان منطقه نیستند.
میرمقدم
کاسیتها از نژاد آزیاتیک بودند نه آریایی و اشتغال به کاشت داشتند و نامهای کاشمر ، کاشان ، کشمیر و کاسپین (قزوین ) برآمده از تاریخ آنهاست. کاسیتها اجداد لُرهای لُرستان بودند و نام طایفه لُر کوشکی و رودخانه کشکان متعلق و بازمانده از کاسیتهاست. تمامی باستان شناسان مثل جورج کامرون ، والتر هینتس ، دیاکونوف ، دانیل تی پاتس و مارسلا رمپوف گفتند که کاسیتها خویشاوندان نژادی عیلامیان باستان بودند که باز در جغرافیای زیستی کنونی لُرها زندگی میکردند حتی اشیای کشف شده در کلماکره به خط و زبان عیلامی بودند و این را دکتر رسول بشاش در تحقیقاتش آورده است. کاسیتها قومی صنعتگر و یکجانشین بودند و از قزوین و همدان و لرستان و کاشان و ایلام و شمال خوزستان سکونت داشتند حالا چطور طایفه لک که نامشان اواخر دوره صفوی بر زبانها افتاد و در تاریخ نطنزی به عنوان یک طایفه از طوایف لُر آمده است ادعای تمدن کاسیتها را دارد؟ در سفرنامه رابیتیو ، هنری راولینسون ، نقاوه الآثار افوشته ای نطنزی و میرزا بزرگ حاکم لُرستان گفته که لکها اواخر صفویه توسط شاه عباس به لرستان آمدند حالا چطور ادعای یک تمدن ۵ هزار سال پیش را میکنند؟ کردها هم ادعای تمدن ماد را میکنند اما حتی یک برگ سند ارائه نمیدهند. از مادها هیچ نسخه کتبی بر جای نمانده نه کتیبه ، نه سکه و نه کتابی که ما به زبانشان یا هویتشان پی ببریم.هر کس ادعایی داره با ذکر سند بگوید.
شادلو
رستم فرخزاد حاکم آذربایجان بود (تاریخ اسلام ، کوهسار نظری ، صفحه ۸۲ )
جهانی
بارون دوبد شرقشناس نامدار از مبنای لک سخن می‌راند و می‌نویسد: می‌توانم بگویم؛ لک‌ها یکی از ایل‌های کهن و اصیل ساکن در منطقه هستند. در جائی دیگر در کتاب خود ذکر می‌کند: در کوه‌های بهبهان مقدار زیادی نقش و نگار باستانی و نوشته‌هائی با حروف ناشناس کشف شده‌اند و این حروف به سولک شناخته شده‌اند. به همین خاطر می‌توانیم بگوییم؛ مالکان این نقش و نگارها و نوشته لک‌ها بوده‌اند. به همین روش نیز بدین اعتقاد دارد که نام و واژه لک از منطقه سولک یا سیالک برگرفته شده است که در نزدیکی شهر کاشان امروزی است و آثار باستانی را در آن کشف کرده‌اند و قدمت این آثار به چهار هزارسال قبل از میلاد مسیح بر می‌گردد.
محمد
در شاهنامه تاریخ قدیم ایران هیچ اسمی از لر نیامده فقط در قسمت بهرام گور گفته آنها را از هند آوردن ، و دربارهای خرم آباد ، در زمان شاپور اول ساسانی گفته شاپور ، روم های را از تیسفون به اسارت گرفت به سرزمین خوزی ها فرستادند و انها شهر خود را خرم آباد نامیدند ، واین قوم با گذشت دو هزار سال خود را رومانی ، رومی ، رومیانی میخوانند و اسم شهر خود را خرم آباد گذاشتند، منابع متن شاهنامه
شاهنامه کتاب شعر است
خاک بر سر مملکتی که تاریخش را در کتاب شعرها بجوید. چرا این سایت به کسانیکه بدون منبع و سند به لُرها توهین میکنند پیامشان را چاپ میکند ولی پیام لُرها را چاپ نمیکند؟
سهراب
خیلی ازقومیت ها درایلام ولرستان به زبان لکی حرف می زنند.شهرهای الشتر نورآباد کوهدشت به کل لک زبان هستند وبرخی طوایف ساکن درخرم آباد به زبان لکی حرف می زنند. حتی دراستان خوزستان هم طوایفی هستندکه به زبان لکی حرف می زنند .
سهراب
رومشکان ازشهرستان های استان لرستان است که به زبان لکی حرف می زنند به این علت نامش رومشکان است که دراین منطقه ایرانیان رومیان را شکست دادند.
رومیانی نام طایفه ای دراستان لرستان است وبرخیها نام خانوادگیشان رومیانی است .

رومیانی، روستایی از توابع رومشکان در استان لرستان ایران است. همچنین نام یکی از طوایف لرستان می‌باشد.
سبحانی
هندیها نژادشان بانژاد لک هافرق دارد هندیها پوستشان تیره است . لک ها پوستشان سفیدرنگ وتنومندوخوش هیکل هستندکه حتی باستان شناسان هم همین مطلب رادرکتابهایشان عنوان کرده اند. درلرستان هندیها شناخته شده اند وپوستشان تیره رنگ است وبه نام لوتی معروف هستند.
پاسخ به سبحانی
لکهای دلفان و بیرانوند اکثراً سبزه و قهوه ای هستند
یاسمن
لکی بازمانده زبان‌های اصیل اوستایی و پهلوی است که به دلیل شرایط خاص جغرافیایی این مناطق، کمتر دچار تغییر و تحول شده است.
جودکی
لک های الشترمثل برف سفیدوموخرمایی هستندوخیلی هم خوش قیافه هستند.ماباطایفه حسنونددرالشترکه لک زبان هستندخویش وفامیلیم خیلی سفیدوجذاب وزیبا هستند واکثرلکهای الشترباسوادوشغل ومنصب مهم دولتی دارندوخیلی شریف ومحترم ومهمان نواز وبااصل ونصب هستند . لرها ولک ها باهم اغلب نسبت فامیلی دارندونزدهم شناخته شده اند.
درپلدخترواندیمشک وخرم آبادهم هندیها ساکنندو به اسم لوتی شناخته شده اندووازرنگ پوست تیره ونژادخاصی که دارندکاملا هویداست که لوتی هستندواغلب لوتی ها هم شغلشان مطربی ونوازندگی وسازودهل زنی وچوب تراشی ونجاریست وطبق شنیده هادردوره صفویه هندیهاواردلرستان شدند.جودکی ازپلدختر
فربد
میتوان به صراحت گفت که لک ها بازمانده ماد ها هستند. ماد ها اولین مردمانی بودند که وارد ایران شدند و اولین امپراطوری ایران را تشکیل دادند اولین شاه ایران که از قوم ماد بود دیاکو نام داشت. ماد ها در غرب ایران ساکن بودند پس صد در صد لک ها از این قوم هستند.زبان لکی هم ریشه در پارسی باستان دارد. بسیاری از محققان از جمله هرودوت بزرگ قوم ماد را از نسل آریایی می داند. برای گفته خویش نیز دلایلی می آورد بسیاری از کلماتی ذکر کرده بود یا از خود مادی وارد پارسی باستان شده بود یا از پارسی باستان وارد این زبان شده بود و این زبان ها به طوری از هم تاثیر گرفتند که تقریبآ یکی شدند به طوری که لکی بازمانده پارسی باستان میباشد.
واژگان بازمانده از گویش مادی[مانند: Farnah (= فر)؛ Paradayda (= پردیس)؛ Vazraka (= بزرگ)؛ Vispa (= همه)؛ Spaka (= سگ)؛ Mitra (= مهر)؛ Xshayathia (= شاه)] در زبان پارسی باستان، و نیز تصریح �استرابون� به �آریایی� بودن زبان مادها و پیوند و همسانی آن با زبان‌های پارس و بلخ و سغد و سکاها و نیز کلام داریوش بزرگ ـ که زبان مادها و پارس‌ها را در یک گروه قرار می‌دهد، نشانهٔ از �آریایی� بودن زبان مادهاست.

همان طور که دیدید یا واژگان همان بود و یا هم ریشه آنان بود.

بناهای مذهبی (معابد) یافته شده در سکونت‌گاه‌های مادها و نیز نام‌های خاص مادی که با اسامی دینی آریایی ترکیب شده‌اند (مانند: Mazdakku، Bagparna، Auraparnu، Artasiraru، Bagdatti، Bagmashda) به آشکارا تعلق مذهبی قوم ماد را به اندیشه‌ها و آیین‌های دینی هندوایرانی (آریایی) و شاید زرتشتی، نشان می‌دهد.

نام شاهان و سرداران ماد که در متون آشوری و یونانی و پارسی‌باستان ذکر گردیده‌اند (مانند: فْرَوَرتی، اوُوَخْشَترَ، اَرشْتْی‌وَییگَ، شیدیرپَرنَ، تَخمَ‌سپادَ و…) همگی به آشکارا �آریایی� هستند.

فربد
تاریخ

مردمی که در نواحی زاگرس زندگی می کنند عموما دارای پیشینه ای باستانی هستند و حتی پیشینه ی آن ها به دوران پارینه سنگی باز می گردد(در حدود چهل هزار سال پیش).مردم لرستان در حدود 15 هزار سال پیش به هنر نقاشی بر روی سنگ را آغاز نمودند. نقاشی های غار دوشه چگنی و میرملاس کوهدشت این گفته را اثبات می کند. اقوامی که در مناطق لک نشین امروزی حضور داشته اند شامل کاسیت ها و عیلامی ها بوده اند(البته اقوامی دیگر نیز حضور داشته اند مانند : لولوبی ها) مناطقی را که این دو قوم در بر می گرفته اند شامل اکثر مناطق لرنشین امروزی نیز می باشد که این خود نشان دهنده ی همبستگی قوم لر و مردم لک است اما تاریخی که باید دقیق مورد بررسی قرار گیرد ، بعد از اسلام است چون در این دوره از تاریخ است که نام دو قوم کرد و لر دیده می شود.

اولین باری که تاریخ نویسان نامی از مردم لر برده اند آن را با نام اللریه یا اللور یاد کرده اند و سکونت گاه آن ها را شمال خوزستان(لرستان و ایلام امروزی) و همچنین جنوب اصفهان (بختیاری، بویراحمدی و ...) معرفی کرده اند. این مناطق شامل اکثر مناطق لک نشین نیز می شود. همچنین "معین الدین نطنزی" مولف کتاب (منتخب التواریخ) به سال ۸۱۶ هجری،"اسکندر بیک ترکمان" مورخ دوران صفویه در جلد اول کتاب مشهور (عالم آرای عباسی) (اسکندر بیک ترکمان مناطق لک نشین را از بروجرد تا نزدیکی بغداد ذکر می کند که شامل مناطق لک نشین و کردهای کلهر نیز می باشد همچنین این شاخه از کرد پیوند های عجیب فرهنگی و اعتقادی نیز با لرها نشان می دهد.از گفته ی آقای اسکندر بیک و شباهت های کلهرها با لرها می توان نتیجه گرفت که کردهای کلهر نیز کرد نیستند و لک محسوب می شوند )، میرزا محمد حسین مستوفی در رساله (آمار مالی و نظامی ایران در سال ۱۱۲۸) در دوره صفویه و همچنین زین العابدین شیروانی نویسنده کتاب تاریخی بستان السیاحه در سده نوزدهم میلادی لک ها را شاخه ای از لر معرفی می کنند. جودت‌ پاشا مورخ‌ مشهور در جلد اول‌ تاریخش‌ می‌نویسد: لور بختیاری‌ و گوران‌ و لَک‌ همه‌ از یک‌ قومند و اصلشان‌ از قومی‌ است‌ ایرانی‌ که‌ از سرزمین‌ تنگه‌ی‌ هرمز تا مرعش‌ و ملاطیه‌ پراکنده‌اند و عشایر زند هم‌ از همین‌ها هستند. در مقابل بعضی از تاریخ نویسان هم لک ها را طوایفی از کرد معرفی می کنند که عموماً خود کرد بوده اند.

واژه کرد در گذشته به قومی خاص تعلق نداشته و معنی چوپان و عشایر را می داده است به گونه ای که بعضی تاریخ نویسان گیلک ها ، بلوچ ها و فارسهای شیرازی را نیز کرد معرفی کرده اند. در این رابطه دکتر مارتین وان بروینسن، پژوهشگر آلمانی و کردشناس معروف می‌نویسد:�نام قومی "کرد" که در منابع قرن اول اسلام دیده میشود بر یک پدیده رمه‌گرایی و شاید واحدهای سیاسی نامیده میشد و نه یک گروه زبانی. چندین بار حتی "کردهای عرب" در منابع نامبرده شدند. اما در پایان قرن دهم میلادی، این نام برای گروه‌های متعدد رمه‌گران و کوچ‌گران ایرانی‌زبان بکار میرفته است که از دریاچه وان تا دریاچه ارومیه و مناطقی از قفقاز زندگی میکردند.. اگر در آن زمان روستا‌نشینی بودند که به زبان‌های کردی امروز تکلم می‌کردند، هنوز نام "کرد" در آن زمان شامل آنها نمی‌شد�. به همین خاطر اگر حمدالله مستوفی تمام لرها و لکها را کرد نامیده است، به احتمال زیاد منظورش قومیت نبوده بلکه شغل این افراد بوده است.

مسئله ای که بعضی به آن ایراد می گیرند این است که چرا تاریخ نویسان در زمان حکومت کردها (مانند: خاندان آل حسنویه) بر مردم لک آن ها را کرد و در زمان حکومت لرها(مانند: اتابکان لر کوچک) آن ها را لر معرفی می کنند ؟ در جواب باید گفت که باز هم مشکل معنی واژه کرد است ، زیرا که همان تاریخ نویسانی که لک ها را کرد معرفی می کنند، تمام لرهای دیگر را نیز کرد معرفی می کنند و حتی گروهی از آنان نیز لک ها را شاخه ای از لرها و بعد لرها را زیرمجموعه کرد معرفی کرده اند. از این نمونه تاریخ نویسان می توان به شیخ محمد خال اشاره کرد که خود کورد بوده و تمام لک ها را شاخه ای از مردم لر معرفی کرده است. همچنین تاریخ نویسان در زمانی که نه کرد و نه لر به این نواحی حکومت کرده اند ، لک ها را شاخه ای از لر نوشته اند مانند :میرزا محمد حسین مستوفی و اسکندر بیک ترکمان.

در بین مشاهیر لک نیز کریم خان زند(وکیل الرعایا) و ملاپریشان خود را مستقیماً لر معرفی کرده اند(در تاریخ ذکر شده که کریم خان زند لر بودن خود را در هر فرصتی به رخ دیگران می کشیده است) اگر واقعا لک ها کرد بوده اند پس چرا کریم خان زند که از لک های الشتر بود ، با چنین شدتی خود را لر معرفی کرده است؟ آیا این معنی را نمی دهد که کریم خان زند به شدت بر لر بودن خود اعتقاد داشته و به آن افتخار می کرده است؟

همانطور که ذکر شد به منطقه لرستان و ایلام امروزی(البته شامل مناطق دیگر مانند:جنوب همدان و شرق کرمانشاه نیز می شود) لر کوچک می گویند. در این مناطق مردم به لری ثلاثی، لری مینجایی و لکی صحبت می کنند به همین دلیل گروهی معتقد هستند که واژه لک مخفف لر کوچک است اما مسئله ای که لر بودن لک ها را بیش از پیش تائید می کند این است که بیش از 70 درصد مردم لر کوچک را لک ها تشکیل می دهند. آیا می شود اکثریت مردم منطقه ای لر نباشند اما آن منطقه با نام لر شناخته شود؟

"حبیب الله تابانی"مورخ و مترجم کرد در کتاب (تاریخ تمدن کردستان) در تقسیم بندی گویش های کردی، لری را یکی از گویش های کردی می داند و می نویسد هر چند زبان لری شباهت زیادی به زبان فارسی امروز دارد و این مشابهت سبب شده است که بعضی آنها را کرد زبان ندانند،‌در حالی که این طور نیست و این نظریه از طرف مستشرقین مورد توجه قرار نگرفته زیرا کرد بودن لرها چیزی است که تردیدی در آن نیست. وی لک ها را شاخه اصلی لرها می داند که زبانشان به کردی نزدیک است. او علاوه بر لکی ، لری را به شاخه های لری فیلی، مامه ‌سامی،‌کوه کلویی و بختیاری تقسیم می کنند.

"اردشیر کشاورز" پژوهشگر و مورخ در کتاب (نقدی بر ایلات و طوایف کرمانشاه) لرها و لک ها را کرد می داند و اطلاق واژه های زبان و قوم به لک و لرها که هر دو یکی و از شاخه لر [مجموعه] کردها هستند را تحریف واقعیات می داند.

البته لرها کرد نیستند و کرد بودن لرها فقط از طرف کوردها و معدود افراد خارجی مطرح می شود اما جالب است که این افراد لر بودن لک ها را قبول کرده و حتی بر آن تاکید کرده اند. چه چیز باعث شده تا این همه بر لر بودن لک ها تاکید شود ؟ آیا دلیلی غیر از یکی بودن لر و لک دارد؟
فربد
پوشش محلی

پوشش مردان لک شامل: شال و ستره(قه وه)، کراس، کپنک(فرجی)، چوخا و ... می شود که یکسان با لباس مردمان لر مینجایی هستند. چوخا نیز در بین مردان لک به طور گسترده استفاده می شود. چوخا همان چوقای بختیاری است که مشترک بین لرهای بختیاری، مینجایی و لک است البته خطوط سیاه و سفید در چوخای لکی و مینجایی باریکتر از خطوط چوقای بختیاری هستند. تنها تفاوتی که لباس لکی با لری مینجایی دارد شامل کلاهی نوک تیز می شود که در بین بعضی طوایف لک وجود دارد و با کلاه مینجایی که همان کلاه نمدی(در بین دیگر اقوام به کلاه لری نیز معروف است) است تفاوت دارد.

لباس مردان کرد شامل: پاتول، پیچ، پیچ و کولاو، لفکه سورانی،ملکی، فرنجی و ... می شود. در میان این لباس های کردی فقط فرجی در میان لک ها وجود دارد که میان لرها نیز رایج است.

پوشش زنان لک شامل: سرداری ،کلنجه، تره، سَروَن (گلونی)، کمرچین، ژلیقه(جلیقه) ،آژییه،کَت،لَچِک و ... می شود که کاملا با لباس زنان لر مینجایی تطابق دارد. لچک نیز در بین زنان لر بختیاری رایج است.

لباس زنان کرد شامل:جافی، کلکه، درپه، سوخمه و ... است. در این میان فقط سوخمه شباهت هایی به کلنجه لرها و لک ها دارد اما کاملا با این دو متفاوت است. مثلا سوخمه کردی بسیار کوتاه است و حتی به پایین دنده های بدن نمی رسد درحالی که کلنجه بلند بوده و تا پایین کمر ادامه می یابد.

پوشش محلی همواره به عنوان یکی از مولفه های اصلی هر قوم بوده است. پوشش مردمان لک کاملا با لرها یکی بوده و فقط تفاوت هایی جزئی دارد که می توان آن را ناشی از همجواری با کرد ها دانست.
اسدی
بارون دوبد سیاح و سفرنامه نویس روس است نه شرق شناس!
امامی
مهدی وزین افضل در تاریخ ایران باستان بخش مادها مینویسد : از زبان مادی هیچ سند ، نوشته ، کتیبه یا کتابی باقی نمانده است که ما زبان مادها را سنجش کنیم! و کل حکومت مادها بسیار کوتاه بوده لذا برخی چطور میگویند ما زبانمان مادی است؟ مادها آریایی بودند ولی کاسیتها و ایلامیها و گوتی ها و لولوبی ها از نژاد آسیانی (بومی خود آسیا هستند ) حالا چطور میشود هم زبانت مادی باشد و هم کاسیتی باشی؟ دو منظومه فکری متفاوت در هم که نمیشود
زارع
در کتاب شرفنامه اثر بدلیسی که خودش کُرد بوده مینویسد : قبایل کُرد به چهار گروه اصلی تقسیم میشوند : کُرمانج / لُر / کلهُر / و گوران. حالا اون دوست عزیزی که کلهرها را لَک معرفی کرده بگه پس چرا بدلیسی از لک نام نبرده؟ اولین بار در اواخر صفویه در تاریخ نطنزی وقتی که نام طوایف لُر را بر میشمارد از طایفه لَک هم ذیل طوایف لُر نام میبرد حالا عزیزان کلهر و لُر را زیرمجموعه لَک برمیشمارند؟
دالوند
مادها مجموعه ای از قبایل و طوایف مختلف بودند که علیه آشوریان متحد شدند فراموش نکنید قبل از مهاجرت مادها به ایران ، بومیان در آنجا سکونت داشتند حتی محققینی مثل دکتر هلن سانیسی بطور مکرر در تحقیقاتش اثبات کرده که کمیاب بودن ارجاعات واضح و مشخص و عدم وجود تعریف دقیقی از مادها ، تاریخ آنها را تاحدودی نامعلوم کرده است و هیچ دلیل و مدرکی در دست نیست تا قومهای امروزی را با مادها بسنجیم.
رشنودی
الهکم التکاثر حتی زرتم المقابر : فخر فروشی شما به کثرت متاع گذاری دنیا به آنجا کشید که بر سر قبرها رفتید و به زیادی گورهایتان تفاخر کردید. در عربستان قبل از اسلام《حَمیت و تعصب جاهلی》باعث میشد که اعراب حتی قبرهای مردگان خود را بشمارند و به زیاد بودن آنها افتخار کنند که در سوره تکاثر قرآن هم به آن اشاره شده است. غرب کشور اسیر در طایفه بازی و افکار قومیت زده است و از امروز خود غافلند و دائماً در گذشته سیر میکنند. تاریخ ، تاریک است و نمیتوان به ضرس قاطع در مورد هزاره های خاموش حُکم کرد.از مدیر سایت میخواهم که پیامم را چاپ کند.
ایرانی
این باستان شناسان وتاریخ نویسان چقدرضدونقیض است گفتارشان . به تاریخ نویسان وباستانشان بگویید این همه کنکاش وتحقیق درباره نژادقوم لرولک وکردوکاسیان نداشته باشن همه ایرانیم وزیریک پرچم .لرها لک هستند لک ها هم لرهستند کردهاهم لرولک هستند ولرها ولک ها هم کردهستندن همه هم ایرانی هستیم والسلام.
امیرعلی
هگمتانه
هگمتانه پایتخت پادشاهی ماد و پایتخت تابستانی هخامنشیان بود. به گفته هردوت، دیاکو در اواخر قرن ۸ قبل از میلاد هگمتانه را به عنوان پایتخت مادها انتخاب کرد. هرودوت در این شهر مجتمع شاهانه شامل قصر، خزانه‌داری و اقامت‌گاه نظامی را توصیف می کند که بر روی تپه‌ای ساخته شده بودند. به گفته او این مجتمع با هفت دیوار متحدالمرکز که هر دیوار داخلی از دیوار بیرونی بلندتر بود درست شده بود.
محمودی
تنگه سروک در بهمئی بهبهان در کوهستان بختیاری و متعلق به تمدن الیمایی در عهد اشکانی است و در تمام کُتب تاریخی《تنگه سُروک》آمده نه سَرلَک! چرا اطلاعات غلط میدهند؟ اون دوست عزیز تپه باستانی سِیَلک کاشان را به اشتباه نوشته سی لَک! که اشتباه است.به تلفظ ها دقت کنید
مرضیه
تپه های سیلک کاشان از نخستین تمدن های شهرنشینی در ایران هستند که دیدنی های تاریخی زیادی در دل خود دارند.
په های سیلک کاشان تاریخچه ای دور و دراز دارد، حدود ۵ هزار سال قبل مردم غار نشینی که در فلات ایران زندگی می کرده اند به خاطر تغییر اکو سیستم و شرایط آب و هوایی تصمیم گرفتند تا به سمت دشت ها بروند چون شرایط در دشت ها از نظر وجود مزرعه بهتر بود آن ها این کار را انجام داده و برای همیشه به دشت ها روی آوردند و بعد از آن هم کم کم عصر پیشرفت شروع شد. باستانی شناسان در این مورد کند و کاوهای زیادی انجام داده اند و به این نتیجه رسیده اند که قدیمی ترین مردم دشت نشین در واقع همان مردمی بوده اند که در جایی به نام سیلک در نزدیکی کاشان زندگی می کرده اند. تاریخچه ی آن ها به ۷ هزار سال پیش می رسد.
جالب است بدانید که تپه های سیلک در واقع عبادتگاه مردم باستان بوده است و مانند بسیاری از سازه های مذهبی دیگر آن زمان شکلی هرمی داشته است، این تپه ها از گل رس و سفال ساخته شده اند. باید بدانید حتی تا یک قرن پیش هم کسی از وجود چنین تمدن بزرگی اطلاعی نداشت، تا این که حدود ۸۰ سال پیش بعد از سیلی که در زمین های کشاورزی کاشان رخ داد، این منطقه ی تاریخی بیرون افتاد. در جریابن این نمایان شدن، باستانی شناسان و دانشمندان و محققان به این منطقه رفتند تا اطلاعات بیشتری در مورد ان به دست بیاورند و بعد از حفاری هایی که انجام دادند تعداد زیادی اشیای سفالی مربوط به آن زمان و تعدادی از ابزارهایی که در آن دوران بین مردم سیلک استفاده می شده است و رواج داشته است را پیدا کردند.
نتیجه ی تحقیقات رومن گیرشمن
تحقیقات رومن گیرشمن نتایج بسیار درخشانی یه همراه داشتاو در سال های ۱۹۳۳، ۱۹۳۴ و ۱۹۳۷ روی تپه های سیلک کاشان و گورستان هایی که در نزدیکی آن ها قرار دارد تحقیقاتی انجام داد و بعد نتایج تحقیقات خود را در کتاب هایی به زبان فارسی و فرانسوی ترجمه کرد در این کتاب ها آمده است که قدمت این تپه ها به ۱۰۰۰۰ سال پیش برمی گردد. یکی دیگر از باستانی شناسانی بزرگی که روی این تپه ها تحقیقات گسترده ای انجام داد، باستان شناسی ایرانی به نام دکتر صادق ملک شهمیرزادی است که در جریان کاوش های او هم عبادتگاه سیلک مربوط به دوران باستان کشف شد که در آن ها دیوارهای داخلی گل اندود شده است و مشخص شده است که آن ها مرده ها را در کف اتاق در قبرهایی دفن می کرده اند که حالت قرارگیری آن ها به صورت چمباته بوده است. بعد از نبش قبرها هم اشیایی در آن ها کشف شد که در میان آن ها فلزات گرانبها و زیور آلات پر ارزش هم دیده شده است.
البته این نیایشگاه و گورها و اشیای داخل آن ها از تنها اشیای پیدا شده نبوده اند و چندین اسکلت استخوان انسان و ظرف های متنوع با نقش و نگارهای باستانی هم پیدا شده است که در حال حاضر بعضی از اشیای آن در داخل ایران و بعضی هم در موزه ی لوور فرانسه نگهداری ی شود.

یکی دیگر از یافته های با ارزش این منطقه دوک های ریسندگی و وسایل بافندگی است که نشان دهنده ای این موضوع است که مردم تپه های سیلک کاشان در آن زمان کاملا با این صنعت آشنایی داشته اند. کوره ذوب فلزات هم از دیگر یافته ها است که نشان دهنده ی صنعتی بودن این شهر در آن دوران بوده است.

بهمن
اقوام خارجی که درلرستان ساکنندافغانی هندی رومی
بعضی افغانهابه فامیلی هراتی مشهورندبعضی هندیها هم به فامیلی شهبازی مشهورند.
مهدی
استان لرستان را می‌توان با ایجاد کمربندهای زبانی و گویشی آن به سه بخش تقسیم کرد: جنوب و مرکز استان لرستان شامل شهرهای پلدختر، معمولان، ملاوی، خرم‌آباد، دورود و چند بخش تابع دیگر از گویش لری استفاده می‌کنند؛ اما وقتی به قسمت شمال غربی استان می‌رویم، شهرهایی مانند الشتر، نورآباد و کوهدشت از گویش لکی استفاده می‌کنند. حال اگر به سمت شمال شرقی استان برویم نخست لهجۀ بروجردی و در نهایت، در شهر ازنا لهجه‌ای نزدیک‌تر به زبان فارسی امروزی را می‌یابیم. زمانی که ما به دوران تاریخ باستان این ناحیه توجه کنیم، پی می‌بریم که این استان را نمی‌توان به�طور قطع مادی یا عیلامی دانست؛ چراکه بین این دو قلمرو قرار داشت. اما با بررسی لهجه‌های لری از مرکز استان لرستان و با گذر از استان‌های چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد و برخی از شهرهای استان ایلام (دره شهر و آبدانان) و استان فارس (نورآباد ممسنی)، نوعی وابستگی زبانی را می‌بینیم که می‌تواند ارتباط ریشه‌ای آنها را نشان دهد. توین�بی می‌نویسد: �چیش پیش نخستین بار در سرزمین کاسیت‌ها در شمال شرق پارسواش باجگزار خشتریته می‌شود و پا به عرصة تاریخ می‌گذارد� (توین�بی، 1379�:128). او در مورد موقعیت پارس می‌نویسد: �پارس از یک سو شامل لارستان و کرمان و از سوی دیگر دربرگیرندة لرستان بود.� جورج کامرون و توین‌بی هر دو معتقدند که سرزمین اصلی و موروثی دودمان هخامنشیان منطقة پارسواش در بخش علیای رود کرخه در جنوب ماد و شمال دشت عیلام بود . سیدنی اسمیت نیز می‌نویسد: �چیش پیش قلمرو موروثی خود، پارسواش، واقع در لرستان را همراه با انشان، که در اوایل حکومت خود به دست آورده بود، سهم پسر بزرگ‌ترش، کوروش اول، کرد و پارسای جدید را به پسر کوچک‌ترش داد�
فیضی
طوایف لک زبان سلسله( الشتر) لرستان خودرا لرمی دانند. ماننداولادسلسله
طوایف سلسله دراستان لرستان خوزستان ایلام کرمانشاه همدان ساکن هستند.
من اجدادم اصالتا ازسلسله وازاولادسلسله هستندکه چهار نسل است دراندیمشک مقیم هستیم وبیشترازدواج درون طایفه ای داریم . وکلا لرستانی ها همیشه واغلب ازدواج درون استانی داشته اند ودارندوخیلی کم با غیراز قوم لرولک ازدواج صورت گرفته ومی گیرد.ولرهاولک هاچون به صورت طایفه وتیره هستندکاملا همدیگررامی شناسند.
رودابه
عیلامیان

نخستین قومی که بر لرستان حاکمیت داشته است، عیلامیان بوده اند. آنها از نژاد بومی ایران (آسیانیک) بوده که از چگونگی تشکیل جوامع و ابتدای تاریخ ایشان اطلاع درستی در دست نیست. ولی مسلم آن است که از اوایل هزاره چهارم و پیش از ورود اقوام آریایی به ایران موفق به ایجاد دولتی در بخشهایی از سرزمین ایران شده اند. دولت عیلام شامل خوزستان، لرستان امروزی، پشتکوه و کوه های بختیاری بوده است. بابلی ها این سرزمین را �الام� یا �الامتو� یعنی کوهستان و شاید کشور طلوع خورشید می نامیدند. شهر های عمده آن عبارت بودند از: شوش، اهواز، ماداکتو (سیمره-دره شهر) و خایدالو که در جای خرم آباد امروزی بوده است. بنا به گفته �والترهینتس�; شهر خرم آباد در عهد عیلامیان گویا پایتخت سلسله ای بنام سیماشکی بوده است. عیلامی ها در مدت چند هزار سال هویت خود را در برابر اقوامی نیرومند چون سومری ها، آکدی ها، بابلی ها و آشوری ها همچنان حفظ کردند و عاقبت به جهت اختلاف های داخلی و جنگ های خانگی از دشمن خود آشور شکست خوردند (۶۵۴ ق.م) و از صفحه روزگار به عنوان دولتی مستقل بر افتادند.

کاسی ها

قوم دیگری که همزمان و به موازات عیلامی ها بر بخش هایی از لرستان تسلط داشته، کاسیها هستند. در مورد ریشه نژادی این قوم که گویا در مناطق شمالی و غرب لرستان اقامت داشته اند، اختلاف نظر وجود دارد. عده ای از محققان و باستان شناسان آنها را بومیان نخستین لرستان دانسته و تعداد زیادی آنان را شعبه ای از قوم آریایی پنداشته که پیش از دیگر اقوام آریایی ماد و پارس به ایران مهاجرت کردند و پس از مدتی اقامت در کوه های قفقاز و سواحل دریای خزر سر انجام به سلسله جبال زاگرس پناه برده و در کوه های لرستان اقامت گزیده و پس از آمیزش با بومیان محلی، بانی تمدن تازه و درخشان شده اند. به هر حال علی رغم اظهاراتی که درباره ریشه نژادی این قوم بیان شده آنان در زمان خود جزو متمدن ترین ملل بوده اند. کاسی ها چیره دستی فوق العاده ای در ساختن مصنوعات مفرغی به دست آوردند. آنان مهمترین قبایل کوهستانی زاگرس شمرده می شدند و پیشه دامداری داشته و با زبانی که با عیلامی قرابت داشت سخن می گفتند. آنان سوارکارانی دلیر و جنگجو بودند و بارها با همسایگان خود از جمله عیلامی ها و بابلی ها در افتادند. آنها حتی توانستند دولت بابل را سرنگون ساخته و مدت شش قرن بر آن سرزمین حکمرانی نمایند. حکومت کاسی ها بر بابل در نتیجه شکست از عیلامی ها به پایان رسید. آنها پس از شکست از عیلامی ها به سرزمین کوهستانی خود یعنی لرستان بازگشتند وبا عیلامی ها متحد شدند.

باتوجه به اینکه قوم کاسی در مناطق لک زبان لرستان و عیلامی های در مناطق لر زبان و بختیاری ایران و لرستان حضور داشته اند و این دو قوم با هم عیلام نامیده میشدند و همچنین معنی عیلام به معنی سرزمین طلوع آفتاب که خرم آباد پایتخت آن بود همچنین خرم آباد به زبان محلی خورموا تلفظ می شود که متشکل از دو کلمه خور و موا که معنی آن بر خلاف آنچه که مردم فکر میکنند که مخفف خرم آباد است نیست بلکه ، به معنی سرزمین طلوع آفتاب یعنی عیلام است چرا که در زبان لری( خ) فارسی تبدیل به( ح) میشود و حور در لری به معنی آفتاب میباشد و میتوان کلمه خور (آفتاب) را در اشعار لری باباطاهر عریان دید، برهمین اساس بسیاری از دانش آموختگان لر ، لر را عیلامی (عیلامی و کاسی یا همان لرو لک فعلی) میدانند و نه آریایی.
جواب رودابه
کجا لر ها به خورشید میگن هور ، لک ها هستند میگن هور ،لری آفتاو میگن ، لری لهجه ای از زبان فارسی ، افغانی هست لکی لهجه یا خود پهلوی ، پهلکی ، پهلوانی که امروز بهش میگن کوردی و شامل ده لهجه شاید هم بیشتر مثل لری ، هست و بختیاری ، در اشعار بابا طاهر که دست نخورده در ترکیه هست به کبک ، گفته ژرژ ، یا جرج، الان ، هورامای ها و بعضی لک ها به کبک میگن ژرژ ، لر نمیدونه ژرژ چی هست
ویرا
هور:در پهلوی hwar یا xwar به معنای خورشید. در لکی در ریخت هوه ر hwar رایج است /
ریخت کردی آن خور xwar است.

کلید: در پهلوی کلیل .در لکی، کردی و لری همین گونه تلفظ می شود.
خوردن: درپهلوی xwartan . درکردی xwarden و در لکی با شکل hw�rden رایج است.
ویر :باهمین ریخت درپهلوی کاربرد داشته است.درلکی با همین ریخت رایج است . ریخت کردی آن بیر است.
ویردار/ ویر در لکی وکردی به معنی یاد و هوش کاربرد دارد. ویردار در لکی به معنی هوشیار است.
خشک:پهلوی هشک. در لکی ، کردی و لری درریخت هوشک رایج است.
مغز: در پهلوی مَزگ : در لکی کردی ولری با همین ریخت کاربرد دارد.
شوهر:ریخت دیگر آن درپهلوی مِرَگmērag . درلکی و لری درریخت میره mēra رایج است.
کش: به معنی بر و بغل هنوز در لکی ، کردی و لری کاربرد دارد.
دار:درپهلوی به همین شکل بوده است. در لکی ،کردی و لری با همین ریخت رایج است.
پشه:درپهلوی :paxŝag. در ریخت پشقه ، پشخه در لکی ،کردی و لری رایج است.
فربی(فربه): در پهلوی فره پیه. به معنی فزون پیه. هردو بخش �فره� و �پی� در لکی رایج هستند.
خوش: پهلوی xwaŝدر ریخت خوه ش در لکی و کردی تلفظ می شود.

اشک←درپهلوی ارس. در لکی اَسرasr یاaser به معنی اشک است.
سنگ: ریخت دیگر آن در پهلوی sag . در لکی و کردی در ریخت سان رایج است.

خره : درپهلوی xarragدر لکی در ریخت هَرّ harrē ،لری خَرّه و کردی خَرّگ کاربرد دارد.

منبع:
نامه باستان ویرایش و گزارش شاهنامه فردوسی، دکترمیرجلال الدین کزازی،تهران ،سمت، جلدهای 1و2و3

ستین
خَرّه : در زبان لری وپهلوی به معنای گل است.

هَرّ : در زبان لکی وپهلوی به معنای گل است .

درشاهنامه فردوسی هم لغات واصطلاحات لکی و لری بیشمار است . مثل ویر به معنای یاد و تش به معنای آتش و حشک به معنای خشک .

در شاهنامه فردوسی، واژگان لکی بسیاری وجود دارند:� بگفتا که نامت ندارم به ویر�. � ویر� واژه‌ای است لکی به معنای یاد.

وجود عبارات و واژه های کتب مهم ادب فارسی در گویش مردم لک زبان هیچ توجیهی ندارد جز آنکه بگوئیم این زبان به پشتوانه دیرینگی و نسبت نزدیک و دست نخورده اش با زبانهای باستانی و فارسی میانه هنوز کهن بودن و دست نخوردگی خود را حفظ کرده است.

هُور: هور به معنای خورشید همچنان که درشاهنامه می خوانیم : که شیری نترسد زیک دشت گور _ ستاره نتابدهزاران چو هور.

هُمال : HoMAL به معنای رقیب ونیزبه معنای نظیروهمتا چنانچه در سیاست نامه می خوانیم هرکه را ازاین معنی بیشترباشدنزدپادشاه پسندیده تر است ودرمیان همالان ولشکرباشکوه تروآراسته تربود.
ودرشاهنامه می خوانیم ززندان به ایوان گذر کرد زال _ برو زاربگریست فرخ همال .

ایواره : ایواره به مفهوم وقت عصر وهنگام غروب که این لغت دربین مردم لر ستاناکنون هم رایج است وکاربرد دارد.ایواره در اشعار شاعران ودرمتون کلاسیک به شکل ایوار آمده است . هاتف در بیتی گفته است : شب و روز از بین بی درنگ _ زشبگیر و ایوارش آیندبه تنگ
وپندار رازی نیز دربیتی آورده است : توگر شبگیردرتوران نمی روی _ با آنان کی رسی که ایوار رانند
ودرحبیب السیرمی خوانیم : یکی از لشکریان او که ازشبگیرو ایوار فرار وپیکار به تنگ آمده بود.


مینو
نمونه های دیگر:
� بریق برق�از واژگانی که اگر امروزه در زبان فارسی بکار رود موجب نیشخنددیگران می شود واژه بریق برق است این واژه که در معنای تشعشع و تلألؤ بسیار بر زبان رانده می شود هنوز در زبان لکی کاربرد روزمره و زنده ای دارد حال آنکه در متون قرن هشتم کاربرد داشته است ولی از آنجا که از بین رفته مأمنی بنام زبان لکی برای خود یافته و در افواه جاری شده و ماندگار

ورا تور خوانیم شیر دلیر
کجا ژنده پیلش نیارد به زیر
هنر خود دلیری است بر جایگاه
که بد دل نباشد سزاوار گاه
دگر کهترین مرد با سنگ و چنگ
که با شتاب است و هم با درنگ
زخاک و زآتش میانه گزید
چنان کز ره هوشیاری سزید
دلیر جوان چون هشیوار بود
به گیتی جز اورا نباید ستود
کنون ایرج اند رخورد نام اوی
در مهتری باد فرجام اوی
بدان کو به آغاز شیری نمود
به گاه درشتی دلیری فزود…

خارخار�در کتاب کلیله و دمنه مینوی ص 253 عبارتی دیده می شود به این صورت:
� …شیر گفت: مرا خار خار این می دارد.� و معنایش این است که این موضوع مرا بیقرار و آشفته و کنجکاو خود کرده است.و در زبان لکی این عبارت هنوز وجود دارد و هرگاه کسی دنبال درد سر بگردد و فرو نایستد دیگران می گویندش:� خُارَه خُارْتَه ؛یعنی خارخار درد سر آفرینی داری.�


ایلامیان《پروتو لُرها 》
حسن پیرنیا در کتاب《تاریخ ایران》صفحه ۳۶ مینویسد : کلمه ایلام به معنی کوهستان است و کشور ایلام باستان شامل خوزستان ، لُرستان ، بختیاری و پشتکوه (استان ایلام) بود. سومریها و اکدیها ، ایلام را با علامت《Nim》مینوشتند که به معنی سرزمین مرتفع است. جورج کامرون در کتاب《ایران در سپیده دم تاریخ》مینویسد : ایلامیان نخستین مردمی بودند که در ایران از تمدن و فرهنگ بهره ور بوده اند و خط نقشی و نگاری را آنها اختراع کردند. دکتر پرویز رجبی درکتاب《هزاره های گُم شده》جلد ۲ ، ص ۵۴ ، مینویسد : اگر ایلام کوههای لُرستان و بختیاری را در شمال و شرق خود نداشت هرگز به شکوفایی و غنا دست نمی یافت این قلمروی کوهستانی را ایلامیها《اَنزان یا اَنشان》مینامیدند. چون کشور ایلام برای مردم بین النهرین سرزمینی مرتفع تر از بین النهرین بود بنابراین میتوان گمان کرد که ایلام در اصل بجای جلگه های پست خوزستان ، در جایی مرتفع یعنی کوههای بلاد لُرنشین قرار داشته است. دکتر یوسف مجید زاده درکتاب《تاریخ و تمدن ایلام》صفحه ۵ مینویسد: منطقی ترین فرض آن است که ایلامیها به《پروتو لُرها》تعلق دارند. دنیل تی پاتس در کتاب《باستان شناسی ایلام》صفحه ۷۹ مینویسد: پروفسور والتر هینتس ، ایلام شناس فقید آلمانی که برای نخستین بار با تکیه بر کتیبه ها و نگاره های به دست آمده درباره ی مردمان اولیه ی ایلام اظهار نظر کرده است اعلام میدارد که: ایلامیها《لُرهای اولیه》یعنی نیاکان ساکنان لُرستان جدید در غرب ایران هستند. پروفسور ریچارد نلسون فرای درکتاب《میراث باستانی ایران》صفحه ۹۷ مینویسد: ایلامیها با مردم لولوبی ، کاسی و گوتی پیوند نژادی داشته اند و بین آنها در هزاره دوم پیش از میلاد فرهنگ استواری در میان بوده است. هرتسفلد هم فرضیه پیوند نژادی و زبانی این اقوام باستانی را مطرح کرده است. دکتر پیر آمیه در《تاریخ ایلام》صفحه ۲ مینویسد: ایلامیها از نژاد آسیانی یا زاگرو ایلامی《Zagro _ Elamite》یعنی نه هندو اروپایی و نه سامی بوده اند.
طایفه لَک
کاسیتها از نژاد آزیاتیک بودند نه آریایی و اشتغال به کاشت داشتند و نامهای کاشمر ، کاشان ، کشمیر و کاسپین (قزوین ) برآمده از تاریخ آنهاست. کاسیتها اجداد لُرهای لُرستان بودند و نام طایفه لُر کوشکی و رودخانه کشکان متعلق و بازمانده از کاسیتهاست. تمامی باستان شناسان مثل جورج کامرون ، والتر هینتس ، دیاکونوف ، دانیل تی پاتس و مارسلا رمپوف گفتند که کاسیتها خویشاوندان نژادی عیلامیان باستان بودند که باز در جغرافیای زیستی کنونی لُرها زندگی میکردند حتی اشیای کشف شده در کلماکره به خط و زبان عیلامی بودند و این را دکتر رسول بشاش در تحقیقاتش آورده است. کاسیتها قومی صنعتگر و یکجانشین بودند و از قزوین و همدان و لرستان و کاشان و ایلام و شمال خوزستان سکونت داشتند حالا چطور طایفه لک که نامشان اواخر دوره صفوی بر زبانها افتاد و در تاریخ نطنزی به عنوان یک طایفه از طوایف لُر آمده است ادعای تمدن کاسیتها را دارد؟ در سفرنامه رابیتیو ، هنری راولینسون ، نقاوه الآثار افوشته ای نطنزی و میرزا بزرگ حاکم لُرستان گفته که لکها اواخر صفویه توسط شاه عباس به لرستان آمدند حالا چطور ادعای یک تمدن ۵ هزار سال پیش را میکنند؟ کردها هم ادعای تمدن ماد را میکنند اما حتی یک برگ سند ارائه نمیدهند. از مادها هیچ نسخه کتبی بر جای نمانده نه کتیبه ، نه سکه و نه کتابی که ما به زبانشان یا هویتشان پی ببریم.هر کس ادعایی داره با ذکر سند بگوید
معنی واژه لک
لک یک عدد شمارشی است و لک در فرهنگ فارسی عمید ( چاپ ۱۷ _ امیرکبیر ) صفحه ۸۹۴ به عنوان یک عدد شمارشی هندی به معنای یکصد و صد هزار آمده است مثال از دیوان شعر عنصری بلخی شاعر دربار محمود غزنوی:در آن نه سایر ماند و نه طایر از برخاک _ دو لک ز لشکر او شد بزیر خاک نهان. در فرهنگ عربی لاروس ، جلد دوم ، صفحه ۱۷۸۳ آمده که لک عند الهنود ( نزد هندیان ) به معنای صد هزار است که جمع آن لکاک و لکوک است. هندیها مخترع اعداد شمارش بودند و قدیمی ترین اسنادی که برای نوشتن اعداد استقاده شده در خط دیوانگاری هندی موجود است و خوارزمی در سال ۸۲۵ میلادی اعداد را از خط دیوانگاری هندیان فرا گرفت و به زبان عربی وارد میکند و در قرون ۹ و ۱۰ میلادی از طریق اندلس اسپانیا به اروپا راه یافت. واحد پول آلبانی که تا سال ۱۹۱۲ میلادی مستعمره عثمانی بوده و مسلمانند لک است و هر ۱۰۰ کیندارکا میشود یک لک ! واژه لک ( به فتح لام ) معانی دیگری مثل سخن بیهوده و یاوه دارد مثال از لبیبی:گفت ریمن مرد خام لک درای _ پیش آن فرتوت پیر ژاژخای یا لک در دیوان عیوقی به معنای خسیس و نادان آمده:با مردم لک تا بتوانی تو میامیز _ زیرا که جز از عار نیاید ز لک و لاک. در دایره المعارف فارسی نوشته غلام حسین مصاحب صفحه ۲۴۹۸ آمده که لک واحد شمارش است و به معنای کرور هندی میباشد. در کتاب آمار مالی و نظامی ایران در سال ۱۱۲۸ هجری اثر میرزا محمد حسین مستوفی هم واژه لک به عنوان واحد شمارش آمده مثلأ:سی و پنج لک خانه وار ( ۰۰۰ / ۵۰۰ / ۳ ) _ دو لک روپیه هند _ بیست و دو لک خانوار و … در فرهنگ ایران زمین ، جلد ۲۰ ، صفحه ۴۰۶ هم لک به عنوان عدد شمارشی آمده است. در گویش زرقانی لک ( lak ) به معنای صدهزار است. در گویش سیستانی لگ ( lag ) مترادف هزار است. در زبان انگلیسی لک به معنای صدهزار است. در زبان سانسکریت لکشم به معنای صد است. در هندی کنونی لک میشود ده هزار و لاک معادل صدهزار است. در برهان قاطع ( به اهتمام دکتر محمد معین ، صفحه ۱۹۰۰ ) نیز لک به معنای صدهزار ذکر شده است. در لغتنامه دهخدا هم لک به عنوان یک عدد شمارش معنی شده است. ولی واژه تازه ساخت لکستان بنیان تاریخی ندارد و در هیچ منبع ، مرجع و سند تاریخی واژه جدید لکستان به عنوان یک واحد جغرافیایی یا سرزمینی در منطقه کنونی لک زبانها ذکر نشده است.
واقعیت
به نظر من لکها کرد هستند و از مناطق شهرزور عراق آمده اند مانند آل حسنویه و تیره از لکها به نام ذوله یا زوره یا شهرزوری معلوم نیست شاید عرب باشند ولی زبان و قیافه شان به عربها نمی خورد ولی لرها شاید طبق گفته فردوسی از هندوستان آمده باشند در ضمن این اقوام کاسی و گوتی به نظر من ذوب شده اند و این دانشمندانی که نام می برید یه سری اجنبی های خارجی بوده اند که اصلا ایرانیان را نشناخته اند اینها همه فرضیه است الان و اکنون را دریاب به گذشته کاری نداشته باش سعی کن انسان باشی فارق از هر نژادی
شرفنامه بدلیسی
در کتاب شرفنامه بدلیسی آمده که لکها از جنوب سوریه زمان صفوی به ایران آمدند
محمدی
آیا ژاپن لک دارد؟
متاسفانه فضای مجازی پُر شده از خَلق دروغ / اُوهام بافی / ادعاهای نا مُستند و بی بُنیان / و توهُمات شخصیِ مُبتنی بر تعصبات قومی که تماماً تخیل گرایانه هستند.مثلاً پان لکها بدون ارائه حتی یک برگ سَند ادعا کردند حتی ژاپن هم لک دارد! ژاپنی‌ که ۹۸% جمعیتش از نژاد اَصفر (زردپوست) هستند و با ایران ۸ ساعت اختلاف زمانی دارند و پرواز مستقیم از تهران به توکیو ۲۶ ساعت طول میکشد!حالا کدام انسان با وجدانی چنین حرفهای کذبی میزند؟یا مُدعی شدند تپه سِیَلک کاشان نام اصلیش《سی لَک》بوده و جایگاه لکهاست!حتی تلفظ درست آنرا هم دستخوش تغییر کردند تا فقط نام لک در آن برجسته شود!این مُدعیان بی مدرک نمیدانند که تپه سِیَلک کاشان ۱۰ هزار سال قدمت دارد و عبادتگاه هرمی شکل بوده و به گفته دکتر صادق شهمیرزادی در عبادتگاه سِیَلک مردگان خود را در کف اتاق بصورت چُمباتمه دفن میکردند! حالا در کدام منطقه لکزبانی مردگان را چُمباتمه دفن کردند؟یا آثار تاریخی《تَنگ سُروک بَهمئی بِهبهان》در کوهستان بختیاری که مُتعلق به تمدن الیمایی است را باز تحریف کردند و آنرا به شکل تنگ سَرلَک تغییر دادند تا باز نام لَک در آن برجسته شود! آخر تنگ سُرُوک بَهمئی که تا شعاع ۵۰۰ کیلومتری اش هیچ لکزبانی نیست چطور متعلق به شماست؟کدام باستان‌شناس یا مورخی این حرف را زده؟ تاکی حرفهای نسنجیده و بی سَند باید بزنید؟اصولاً نام طایفه لک برای اولین بار در تاریخ ، زمان صفویه درکتاب《مُنتخب التواریخ نطنزی》بعنوان یک طایفه از لُرها آمده است و جز اندک اطلاعات پراکنده و جسته گریخته در آثار سیاحان و سفرنامه نویسان ما چیزی در اختیار نداریم.ولی سوداگران و تحریفگران تاریخ بنا به اهداف خاص خود برای قومسازی میخواهند تاریخی جعلی و باب میل خود به دیگران دیکته کنند آنهم بدون سند و مدرک و فقط برحسب تعصبات قومیت زده!
جواب《لک》
این لوری با آن لر فقط یک لام و راء به هم شبیه دارند، نه چیز دیگر! اگر این پان های لرستیز دنبال خوراک می گردند که در کشور ارمنستان هم یک استان با نام لوری هست که تنها شباهت لفظی است و ارتباطی با قوم لر ندارد!

همچنین در منابع انگلیسی مثل:از اقیانوس هند تا ساحل مکران نوشته ؛ صابر بدلخان صفحه ۲۵۷ و مردم در حرکت اثر دیوید فیلیپ ، صفحه ۲۹۵ آمده:

The Luri are a nomadic Community found in the balochistsn region of iran and Pakistan. They must not be confused with Lor! Who are an entirely distinct people also living in iran.

که معنی اش میشود:

لوری ها جماعتی خانه به دوش هستند که در منطقه بلوچستان ایران و پاکستان پیدا میشوند و نباید آنها را با لرها اشتباه دانست که آنها ( لرها ) به کلی یک قوم کاملأ مجزا هستند و در ایران زندگی می کنند !

برای ریشه یابی کلمه لور (Lur ) باید به خود ساختار آن کلمه و ریشه زبانی آن پرداخته شود و باید ذکر کرد که معنی هر کلمه را باید در زبانی که آن کلمه ساخته شده را بررسی کرد به عنوان مثال:سه کلمه چینی هه ، هو ، ها شاید در زبان فارسی یا بی معنی باشند ، یا معنای خاصی نداشته باشند و یا حتی توهین باشد، اما آیا در زبان چینی هم به همین شکل است ؟

وقتی به دموگرافی هند توجه می کنیم هرگز قومی به نام لور یا لوری در هند نبوده است و در ادبیات فارسی آنها را بیشتر لولی ، لوطی ، کولی ( کابلی ) خطاب کردند و در فرهنگ لغت فارسی عمید ، صفحه ۸۹۸ آمده که لولی یا لودی به معنای کولی ، با نشاط و سرود گو است.
جواب مینو
در قرن ۲ و ۳ هجری مسعودی ، استخری ، یاقوت حموی ، ابن حوقل ، ابی الفدا ، مولف تاج العروس و.. همگی از قبایل لُر نام بردند و سرزمین شان را《بلاد اللور》نامیدند و همه هم لرها را از شعب کرد برشمردند فردوسی در اواخر قرن ۴ هجری شاهنامه را مینویسد و اگر شما قصدتان اشتراک لفظ لوری (لولی ) با قوم لُر است خُب شامل حال کردها و به طبع لکها هم میشود چون لهجه لکی تلفیقی از کردی و لری است
بهادر همتی
لک در فارسی به معنی صدهزار است.

� در فرهنگ علامه دهخدا لک بمعنای صدهزار است، يعني عدد هر چيز که به صدهزار رسيد آن را لک خوانند. (برهان). و الکرور، مأته لک و اللک مأته الف دينار. (ابن بطوطه).

� در فرهنگ دکتر معین: لک بمعنای صد هزار است

� در فرهنگ عمید: بازم لک بمعنای صد هزار گویند و تعداد هر چیز که به صد هزار رسد را لک گویند

� در برهان قاطع آمده است: �لک بفتح اول و سکون ثانی صدهزار را گویند یعنی عدد هر چیز که به صدهزار رسید آن را لک خوانند� (برهان: 1900)

� در فرهنگ رشیدی و فرهنگ پنج بخشی آمده است: [لک]عدد معروف یعنی صدهزار

� ابن بطوطه نیز به معنی صد هزار آورده
و صاحب غیاث می گوید: ... به این معنی هندی است ، زیرا که هندیان برای شمار مرتبه ها مقرر کرده اند ، چنانکه در کتب حساب مرقوم است و نزد فارسیان و تازیان مرتبه ای مقرر نیست غیر از یک و ده و صد و هزار. (غیاث ).
نکته: لک یک عدد هندی و به معنای صد[هزار] است و در لغت نامه عمید و دهخدا و دکتر معین و لاروس آمده که عند الهنود یعنی نزد هندی ها میشود صد ! برخی اعداد شمارش فارسی هندی هستند
فرید قاسمی
خُرمَوه《xormowa》نام خرم آباد که توسط شاپور اول ساسانی (شاپورخواست یعنی به خواست و اراده شاپور ) ساخته شده و قبلاً در دوره عیلامی خایدالو و خارتیش (خوار کننده تشنگی به دلیل چشمه های فراوان ) نام داشته است دکتر امان اللّه قُرَشی در ایران نامک ، صفحه ۳۱۰ مینویسد : خُرم در زبان پهلوی ساسانی hu - ream یا هورم / خورم xurm به معنای آباد / شاد / خوش / و در آرامش نام داشته است و آباد بعنوان جزء دوم در واقع مکمل بخش نخست است و دوره ساسانی لفظ آباد 《apat》در اسامی مرکب شهرها معمول بود مثل : شاپورخواست / یزدخواست / یزدکرت خواست و...تا آنکه لفظ آپات : آباد بکار رفت.لذا خُرمَوه یعنی جای شاد و آباد و هیچ ربطی به خور یا هور ندارد. من نمیدانم برخی چه اصراری دارند برای اثبات خودشان تاریخ را تحریف کنند.
اسدی
ستین (لک ) در نظری گفته : لُری لهجه ای از فارسی افغانی است! اولاً مارو شرمنده ادبت کردی دوماً شما هنوز فرق بین زبان ، گویش و لهجه را نمیدانید سوماً افتخار میکنیم مرتبط با فارسی باشیم چرا که شاعران و ادیبانی مثل فردوسی / مولوی / حافظ / سعدی / نظامی / خیام / عطار / ناصرخسرو و...دارد که شهرت جهانی دارند و آثارشان به زبانهای مختلف ترجمه و در تمام دانشگاه های مطرح جهان معرفی و تدریس میشود. اگر شما چنین بزرگ مردانی در عرصه علم و ادب دارید که نامشان مشهور است را معرفی بفرمایید.
تاریخ چه میگوید؟
تحریف گران تاریخ قوم لر بنا به اهداف خاص و در جهت مقاصد خود میخواهند تاریخ جعلی و باب میل خود را دیکته کنند آنهم بدون هیچ سند و مدرک تاریخی و فقط حرفهای تخیلی و فانتزی میزنند و فضای تاریخ نویسی را از ارزش و تقدیس خالی کردند. نویسنده مشهور آلفرد لابی ار میگوید:ارزش یک سند در تاریخ نویسی بیشتر از حرفها ، نقل قولها و شایعاتی است که صدها هزار نفر بر زبان بیاورند و یا در نوشته های خود تکرار کنند. اصولأ تاریخ لرهای لک مبهم و تاریک است و جز اندک اطلاعات پراکنده و جسته و گریخته در آثار مورخان و سیاحان دوره گرد مثل ماری شیل چیزی در اختیار نیست اما ما برای دوستان تمام مطالب را با ذکر سند و منبع ذکر میکنیم. منابع تاریخی متعددی وجود دارند که بر لر بودن لک زبانها صحه گذاشتند از جمله:معین الدین نطنزی در سال ۸۱۶ هجری در کتاب منتخب التواریخ صفحه ۵۳ برای اولین بار از طایفه لک در ذیل طوایف قوم لر نام میبرد. زین العابدین شیروانی در کتاب بستان السیاحه در قرن ۱۹ میلادی لک ها را از مردم لر بر می شمارد. اسکندر بیک ترکمان مورخ دربار صفویه در جلد اول کتاب عالم آرای عباسی لکها را قویأ لر معرفی میکند. میرزا محمد حسین مستوفی در رساله آمار مالی و نظامی ایران در سال ۱۱۲۸ هجری قوم لر را ایرانی الاصل و آنها را مشتمل بر ۴ طایفه:فیلی ، لک ، بختیاری و ممسنی میداند. شیخ محمد خال که خود کرد است لکها را لر معرفی میکند. احمد جودت پاشا در جلد اول، کتاب تاریخش مینویسد:لر ، بختیاری ، گوران و لک همه از یک قومند و اصلشان از قومی ایرانی است که از تنگه هرمز تا مرعش و ملاطیه پراکنده اند و عشایر زند هم از همین هاست. علی اکبر وقایع نگار کردستانی در کتاب بدایع اللغه صفحه ۲۳ مینویسد:محل و مسکن جماعت لر از اصفهان گرفته تا به سر حد شوشتر و دزفول و یکطرف آن به عراق عرب و یکطرف آن به کردستان سنندج و یکطرف آن به همدان متصل است و کرمانشاهان نیز داخل لرستان، است و طوایفی که ذکر میشوند همگی از طایفه لر منشعب شدند. اچ ال رابینیو در سفرنامه خود صفحه ۳۴ میگوید:بیشتر روستاهای کرمانشاهان از گویشوران کردی و لری هستند. ملا پریشان لرستانی شاعر لک زبان که در قرن ۹ هجری میزیسته است در این بیت خود را لر معرفی میکند:ژ الوار کوه حق پیدا میو …_یا من فی الجبال خزاعنه. در اشعار بهلول بنیانگذار یارسان آمده:از بهلولنان چه روی زمینی _ چار فرشتانم چاکر کرینی / نجومم صالح رجبم بینی _ چنی لره بیم چه ماه وهفتینی. یا شعر دیگری از یارسانان که میگوید:دیوانه ظاهر دیوانه ظاهر _ دانای یارانیم دیوانه ظاهر / ظاهر وه عبث کفتن نه باهر _ رجبم نَسلم لُره من آهر. ملا منوچهر کولیوند شاعر لک زبان در دیوان شعرش خود را مستقیمأ لر معرفی میکند:گفت کی لُر بچه گر من در برویت وا کنم _ در بر اهل نهاوند خویش را رسوا کنم. طایفه سیاهپوش که شعرایشان از دلایل افتخار ما به زبان لکی اند مثل ملاحقعلی سیاهپوش و دکتر بنان اصالتأ از لرهای بختیاری دزفول هستند که در گذشته بنا به دلایلی به الشتر لرستان آمدند مثل مالمیرها ( مال امیر ) و طایفه پولادوند بختیاری. اتفاقأ ملا حقعلی سیاهپوش در زمان سرودن شعر زبان لری داشته و نوه ایشان در مقدمه کتابش بر این امر صحه گذاشته است. کریم خان زند در کتاب رستم التواریخ اثر محمد هاشم آصف خود را قویأ لر معرفی میکند:اگر شما ما را لر ساده بی وقوفی پنداشته اید اشتباه کرده اید. هنری فیلد انسان شناس مشهور در کتاب مردم شناسی ایران مینویسد:هم اکنون فرق بین لرها و لکها فقط گویش شان است و او در ادامه طوایف لک را در گروه ایلات لرستان طبقه بندی کرده است. رحیم عثمانوندی که خود از لکهای کرمانشاه است در کتاب بومیان دره مهرگان مینویسد:لکها در فرهنگ و منشهای تباری با لرها همانند هستند و در تمام وجوه اعتقادی و کنشهای فرهنگی و بومی با یکدیگر همسان و همانندند و تنها از حیث گویش تفاوتهای آوایی با هم دارند. مرحوم حمید ایزد پناه در کتاب فرهنگ لری صفحه ۹ مینویسد:زبان لکی با زبان لری زمینه های دستور زبانی و واژه های مشترک بسیار دارند که تنها تفاوت آنها آوایی است. ایرج کاظمی در کتاب مشاهیر لر ، لکی را یکی از زبانهای مورد استفاده مردم لر معرفی میکند. علیمردان عسگری عالم که خود لک زبان است لکها را شاخه ای از قوم لر ذکر میکند. ویلیام فرالی لکی را شاخه ای از زبان لری میداند. دکتر فرامرز شهسواری استاد دانشگاه ایروان ارمنستان ، در مجله ایران و قفقاز ، شماره ۱۴، سال ۲۰۱۰ ، صفحه ۷۹ مینویسد:لکی به هیچ وجه در طبقه بندی گویش های کردی قرار نمیگیرد و این اشتراکات به صورت طبیعی بین تمامی زبانهای شمال غربی ایران مشاهده میشود. لکها آمیخته و همسان با سایر طوایف لر هستند و تفکیک و جدایی آنها از سایرین غیر ممکن است. دانشگاه علوم پزشکی لرستان در فصلنامه علمی _ پژوهشی خود در شماره ۳ ، تابستان ۹۲ بنا بر پژوهش و آزمایش محققان که بر پایه《ژنهای کی آی آر》صورت گرفته است مینویسد:به لحاظ ژنتیکی گروه های مختلف قوم لر اعم از بختیاری ، مینجایی و لکی یک《 استخر ژنتیکی مشترک》 دارند و از نظر توزیع ژنی بین شاخه های مختلف لر تفاوتی وجود ندارد و اینها اجداد مشترک دارند و پیوندهای متعدد فرهنگی و مذهبی چنان مردم لر را در هم تنیده است که جداسازی یا افتراق بین آنها غیر ممکن است.
علی سیریزی
لُک در گویش کرمانی برآمدگی است.
ترکاشوند
ایل لر کوچک
یوسف وند
باجولوند
ترکاشوند
بیژن وند
پاپی
دریکوند
سگوند
زینی وند
چگنی
زند
...
...
..

خانم آزیتا ترکاشوند بازیگر سینما و تلویزیون به لر بودن خود افتخار کرد

علی رضا بیرانوند فوتبالیست به لر بودن خود افتخار کرد
کریم خان زند با افتخار خود را لر معرفی کرد
و به موجب پیمان نامه سه لر
حکومت لر زند را در ایران تاسیس کرد


علی سیریزی
در گویش کرمانی به گلوله شدن آرد در مایعات "لُک لُک" گویند
خدامراد نظری ترکاشوند
ایل لر کوچک *لک*
طوایف::
پاپی
ترکاشوند
ساکی
نجف وند
دریکوند
کرکینی
بیرانوند
بیژنوند
رشنو
باجولوند
کلهر
سگوند
..
..
..
..
شهریار باجولوند
واژه لک مخفف اسم ایل لر کوچک

لر کوچک *لک*
شمس اله بیرانوند
سلام ::
ما لرهای بیرانوند با طایفه اورک ایل دینارونی لر بختیاری برادر هستیم
سامان تاری
ایل لر کوچک *لک-look*
جعفر جعفری
در کرمان به آماس، برآمدگی ،تورم ، لک به ضمه لام گویند.
عباس زاده
برامدگی، آماس ، ضایعه
یوسف وند
ایل لر کوچک (لک )
ل::لر
ک::کوچک

ما لرها سربازان ایران زمین هستیم
سلطانی
ایل لر کوچک (لک )
علی سیریزی
لُک ، در گویش شهر سیریز به برآمدگی ، آماس ، ضایعه با ضمه لام ، لُک گویند.
حمید
🌍#بالاگریوه (بالا_گِرًی_وَه)
با توجه به اینکه زبان دوران باستان ایرانیان (زاگرس نشینان) تقریباً همان زبان لکی و متشکل از کلمات اولیه؛ اَ، وَه، یَه، سَه، اَ وَه ،اَ وَه سَه، یَه سَه، و... بوده، بالاگِرّی وه، به زبان آن دوران به معنای قامت آتشین (تیز و جسور) است. بالا = قد (قامت) و، گِرَّه، گِرّی، گِرا، یعنی آتش (آتشین) مانند (بالا بَرز، که به معنای قد بلند است) اینکه بعضی افراد سعی میکنند تاریخ را باب میل خود تفصیر کنند جای تاسف دارد.
قبل از جنگ جهانی اول و جنگ چالدران که مناطق کردنشین کشورهای ترکیه، سوریه و عراق جزء خاک ایران محسوب میشدند ساکنان قسمتهایی از مناطق استانهای قامیشلو و حسکه (شهرستان دیرک) که اکثراً از طایفه اصیل ایرانی (دیرک) بودند به نام دیرک بالاگِرّی وَه (مردمان قامت آتشین) مشهور بودند و در ایران نیز منطقه ای که مردمان این طایفه در آن سکونت داشتند به منطقه بالاگِرّیوَه (دیار قامت آتشینها) معروف است.
■در زمان صفویان بویژ پس از شکست چالدران مناطق بزرگی از خاک ایران جدا شد و بخشی از خاک عثمانی گردید، بعد از جنگ جهانی اول امپراطوری عثمانی فرو پاشید و با توافق انگلیس در سال ۱۹۲۳ م، کشورهای عراق، ترکیه و سوریه از آن سربرآوردند.
●شهرستان #دیرک با مساحت ۵،۰۰۰ کیلومتر مربع و جمعیت حدود ۲۰۰،۰۰۰ نفر تنها شهرستان کاملاً کردنشین سوریه است که در مجاورت با شهر قدیمی جزیره بوتان در ترکیه واقع شده است.
●ولادیمیرمینورسکی تاریخدان و شرق شناس روسی اضحار میدارد که دیرک وندها از قبیله جنگروی (jangrui) متعلق به فِیلیها (پهله) می باشند.
●قبایل متعدد فیلی در نواحی کوهستانی ترکیه، سوریه و ایران سکونت دارند (شوبرل ص ۲۰)
●فیلی ها از عناصر لک و از شعب فرعی لُرها هستند (کرزن، جلد دوم، ص ۲۶۹-۲۷۰)
۱- الحوادث‌الجامعه�ص ۱۵۵ (ترجمه فارسی بخش دوم ص ۱۲۱)
۲-تاریخ سرزمین ایلام / تالیف ناصر راد .
۳-مردم شناسی ایران / هنری فیلد / ترجمه عبدالله فریار .
#دیرک_بالاگری_وه
تورک تاش
در زبان تورکی لک به کمرگاه کوه وبرامدگی کوه گفته می شود...‌‌‌ لوردبه بالای کوه وجایی که کوه تکه تکه می شود ،لردهم به معنی زمین صاف وهموار وکوراد هم به نزدیک قله کوه گفته می شود،
هیچ وقت با خیال پردازی نمی شود تاریخ درست کرد .
حسین
معنای کلمه (لَک) :
زمانی که نام قوم کاسپین به لک تغییر کرد 👇👇👇👇

*در ایلات داغستان لَک یعنی مَرد (پیا)
*در هِند و اروپا ایران لَک یعنی 100000 (یکصدهزار)
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
وَ نام مَردُم وژمان معتقد بَر یَنه که نیروی جَنگی کاسی ها رَسیه سه یکصدهزار و اسم لَک نِریاسه بان مردم کاسپین و در مِرور زمان نام کاسی آلِشت بیه وَگَرد لَک🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
کاسپین یا کاسی نژاد بومی مهرگان کده یعنی لکستان
________________________________
________________________________
فرشاد حسن وند
تمدن لر کا سی
تمدن لر عیلامی
تمدن لر هخامنشی
خادمی لک لری*صحنه *
قوم لر از دو ایل تشکیل شده
ایل لر کوچک *لک*
ایل لر بزرگ *بختیاری *

مردم صحنه از قوم بزرگ لر هستند
خیر اله دالوند
شهادت سردار رشید اسلام سردار سلیمانی را به عموم مردم ایران و به مردم شریف کرمان و طایفه لر سلیمانی تسلیت عرض می گویم

فرزند کوچکی از طایفه لر دالوند
حمید بیژنوند (الشتر )
سلسله های قوم لر
سلسله لر کاسی
سلسله لر عیلامی
سلسله لر هخامنشیان
سلسله لر ساسانیان
ملوک لر شول
اتابکان لر کوچک
اتابکان لر بزرگ
سلسله لر زند
والیان لر فیلی

*****
ما نقشه سران کردستان عراق و اسرائیل و آمریکا را جهت تفرقه در بین قوم لر خنثی می کنیم


قوم لر سربازان ایران زمین هستند

پاینده ایران
پهلک
معنی لک ، یه کم تعصب کنار گذاشته شه ، معلومه گویش لکی نه زبان ، چون زبان دارای لهجه گونه و گویش است، نه فقط در لرستان ، در کرمانشاه وایلام هم ، با لری مقایسه بشه نمی توان لکی راجز لهجه لری دانست چون لری لهجه است و لکی گویش ، از لحاظ منطقی عام جز خاص نیست ، لری لهجه از فارسی گفتن که باز اشتباه است چون اگرریشه لهجه لری را مقایسه کنیم بسیار به کردی نزدیک است البته این اسم کرد که به تمام مردم زاگرس داده شده هم اشتباه است،ولی به لحاظ مقایسه زبانی که امروز به فارسی و کردی به طور عام گفته میشه گفتیم کردی،زبان مردم زاگرس به پهلوی مشهور بوده و بارها در شاهنامه اشاره شده و اگر هم به کردها اکراد اشارهای رفته منظور سرزمین بختیارها بوده ، این کورد یک اسم قدیمی نه طایفه مشخصی دارد و نه معنی مشخص کسانی هم به کورد معرف هستند فهمه مشخصی از زبان هم ندارند و هر کدام یک جور حرف میزنند اگر کسی به زبان های کوردی آشناه باشه بهتر میفهمه چی میگم ولی لر مشخصه اسم طایفه است خاستگاه اولیه آن که حدود اندیمشک بوده ، یا لر بختیاری باز با لری خرم آبادی یا بالاگریوی تفاوت چندانی ندارد ، ولی بحث لک جداست چون لک های کرمانشاه و ایلام و همدان خود را لر نمی دانند اگر هم لک های لرستان بگویند لریم میشود چون اسم استان لرستان هست ، و در انجا هم لک ها لری حرف می زنند چون فهم ان برای لر ها مشکل است ،اگر از لحاظ زبان شناسی هم حساب شود علمای زبان لکی را به عنوان آخرین شاخه کردی جنوبی حساب کردن وکسانی هم در جنوب ایلام به کورد معرف هستند بیشتر از لک ها اشتراک زبانی با لر دارند باز میگویم لفظ کورد به تمام اقوام زاگرس اشتباه است ،لفظ پهلوی درست است که عمده اقوام آن از ترکیه و سوریه وعراق ایران شروع میشه شامل، کرمانج، گوران ،سورانی ،هورامی، جافی ، کلهری، کردی پهلوی(ایلامی) لکی ، لری، بختیاری هست،جمعیت ایلات ان میلیونی و دارای ریشه زبانی،فرهنگی(عروسی و عزا)،نژادی مشترک هستند در کنار رسوم مستقل خود ، البته اقوام غیره زاگرسی هم مانند آذرهای قدیم ولان و تات ها وگلیک و بلوچ ها نمی توان از این مردم جدا کرد حتی فارس ها اینها پله پله به هم مرتبت میشوند البته فارسی هم لفظ دگرگون شده پهلوی است ،زنده باد پان ایرانیسیم،فقط ایران
کرم الهی
دوستان و همتباران لک سلام
همانگونه که در کامنتهای همین صفحه مشاهده میشود افرادی لُرتبار (پان لُر) با اسامی جعلی و مستعار که اصلا هم لک نیستند و اکثرا هم از لُرهای تجزیه طلب اندیمشک هستند به صورتی کاملا حرفه ای و هدفمند سعی دارند که قوم بزرگ لک و لکستان بزرگ و زبان لکی و داشته های فرهنگی و تاریخی و افتخارات قوم بزرگ لک را زیرمجموعه ی پروژه ی جعلی و نامشروع لُرستانات گپ کنند !
پس هم تباران خردمند لک مراقب این دسته افراد خبیث و این دسته دزدان بی هویت باشید افرادی بی هویتی که هدفی جز زیرمجموعه قرار دادن لک و زبان لکی و کوچیک جلوه دادن قوم لک و هضم لکستان را ندارند
نه کُردم نه هم لر نژادم لک است
میان تبارها تبارم تک است
لطفی
تمام طوایف لر لک ایلام و کرمانشاه و لرستان جزء ایل باستانی سوره میری ساسانی هستند

زبان پارسی پهلوی زبان سلسله ساسانی

قوم منقرض شده ی سوره میری

واژه کرد به معنی رمه گردان،
شفائی از هرسین
با نظر آقای کرم الهی موافقم

طراح هان اصلی پروژه ی نامشروع و جعلی لرستانات گپ اندیمشکی ها هستند

فرهنگ و تاریخ و قلب لکستان را نشانه رفته اند

روژان
زبان لکی در مرداد ماه ۱۳۹۶ با در خواست استان لرستان که اکثریت مردم لک زبان را دارد به عنوان یک زبان مستقل ایرانی ثبت ملی شد.
وریا صادقی
(لَک) مرکب و مفخم دو حرف اول لُر و کُرد است.
مختاری فر فرزند پاک نورآباد لرستان
با افتخار لر نورآباد لرستان هستم
ما نیز مثل بختیاری ها خود را قوم می خوانیم
قوم لر کوچک(لک )
قوم لر بختیاری


قوم لر اصیل ترین قوم ایران زمین است

داریوش بنایی لکی
قوم لر اصیل ترین قوم ایران زمین
ما لک های لرستان نژاد خود را از قوم لر می دانیم

در این بین تعدادی از لر ها به موصل عراق تبعید شدند و تعدادی از آنها به وطن بازگشتند ؟

تفرقه افکنان در بین اقوام ایران شامل گروههای از آمریکا -اسرائیل -منافقان ......


حسنوندمطلق
ای _ لُر_ این ره که می‌روی به (( لکستان ))
است!
برا نازارِم آدرس رو اشتباه اومدی اینجا لکستان است برگرد به بختیاری !
ما نه لر کوچکیم نه لُر بزرگ شیر فهم شد ؟؟




محمدپور حسنوند
والله باالله ما مردم لک لُر نیستیم
تفرقه‌ای هم تو کار نیست . دست آمریکا و اسرائیل هم تو کار نیست حرف ما مردم لک اینه که میگیم ما خودمان هستیم . نه کُردم نه هم لُر نژادم لک است . بله ما لکیم البته اشتراکات فرهنگی بین اقوام لک و لر و کُرد وجود داره
زبان ما و فرهنگ ما با مردم خرم آباد و بختیاری اصلا شباهتی نداره یک لر بختیاری اصلا زبان ما مردم لک رو متوجه نمیشه . زبان و نژاد و فرهنگ مردم لک ویژگی‌های خودش رو داره
ما همه ایرانی هستیم و با هم برادریم همه اقوام ایرانی عزیز و محترم‌اند ولی بیائید به همدیگه احترامی بگذاریم لر و کُرد و بلوچ و تاتی و مازنی و گیلکی و بختیاری و سمنانی وووووهمه با هم برادریم لرها و کُردها بهتر است به جای تعصب به استقلال قوم لک احترام بگذارند!
زنده باد ایران سرافراز و یک پارچه

من یک لک ایرانی هستم
زبان من هویت من است
مرا با نام نامی لک بخوانید



سلاحورزی
در الشتر طوایف لُر: امیری چگنی، قلایی، رشنو، سلاحورزی، مالمیر (مال امیر ایذه )، سیاهپوش و بنان (اصالتاً لر بختیاری دزفول )، فولادوند که بختیاری هستند، ساکی و تیره ای از دیناروند زندگی میکنند
زیوداری
برخی از دوستان نوشتند که کوهدشت لک هستند در صورتیکه طبق کتاب تاریخ ایلات و طوایف لرستان اثر محمدرضا والیزاده صفحه 689 آمده: طوایف اصلی کوهدشت لر بودند مثل: امرایی، سوری، عبدولی، قرعلیوند، گرمه ای، ضرونی، زیوداری، طولابی، شیراوند، چگنی، کوشکی، خوشنام وند و حتی گراوندها از هفت لنگ بختیاری هستند. طوایف لک بدلیل برودت و سرمای نورآباد از آنجا به کوهدشت مهاجرت کردند در واقع مسقط الراس اصلی لکها نورآباد دلفان است
حامد
در هر صورت ۹۵ درصد جمعیت الشتر لک و بیش از ۸۰درصد جمعیت کوهدشت در حال حاظر لک هستند و با افتخار خود را لک میدانند . مهاجرت در بین ایلا و عشایر لر و لک در گذشته امری طبیعی بوده . طوایف سرلک . لک . و فولادوند و سالاروند اصالتن لک هستند که در زمان افشاریه و زندیه به مناطق الیگودرز و بختیاری مهاجرت کرده اند و همچنین طوایف زیادی از ایلات لک حسنوند . بیرانوند . دلفان و کاکاوند در گذشته به مناطقی از ایلام و مناطق لر نشین از جمله اندیمشک دزفول پلدختر . چگنی . بروجرد دورود و ازنا و ملایر و نهاوند مهاجرت کرده اند که در بین الوارقاطی و هضم ایلات لر شده اند و با هم پیوند فامیلی دارند . ایلات باجولوند . دالوند . و حتی سگوندها اصالتن لک هستند که بیشتر این ایلات در اوایل حکومت‌های قاجار از مناطق کرمانشاه به شرق خرم آباد مهاجرت کرده اند و به دنبال این بحث با اطمینان میگویم که خرم‌آباد بزرگترین شهر لک نشین است که عزیزان لک در خر‌آباد نیمی از جمعیت شهر را تشکیل داده‌اند و در کنار برادران لر به خوبی و خوشی و در کنار هم زندگی میکنند . و دقیقا به همین شکل مردم قوم بزرگ لک در استان‌های کرمانشاه و ایلام و همدان در کنار هم وطنان کُرد و لر و در کنار هم زندگی میکنند
-سربلند باشید-
مهراب باجولوند
لر اصیل ترین قوم ایران زمین است
لر::لهراسب کیانی جد داریوش هخامنشی
لهراسب ::دارنده ی بهترین اسب

لرها اولین پروش دهندگان اسب بودند

لر عیلامی
لر کاسی
لر هخامنشی
لر ساسانی



احسان علیشاهی
لر قوم نیست .
لُر به معنی( چریدن) و لرستان به معنی چراگاه است . لرستان یک حوزه جغرافیائی حاصل خیز و دارای پوشش گیاهی مناسب برای چریدن احشام است در نتیجه یک مکان خوش آب هوا را نمشود قوم خواند. لرستان یک سرزمین است با گویش لری از شاخه زبان فارسی
تورک تاش
اقای علیشاهی،،، لرد،،،لر،،،در زبان تورکی به معنی بلندی که تپه تپه باشد وافتاب دران ظهور داشته باشد.‌‌
بسیاری از شهرهای لرستان تورکی وبا معنای معرفتی تورکی بالا می باشد،،
ساکنان قدیم لرستان به زبان تورکی صحبت می کردند که به مرور زمان این زبان از انها گرفته شده است،،
انسان در حیرت فرو می رود این همه اثار تورک،
وند در زبان تورکی به معنی تعلق زمانی ومکانی می باشدوبه معنی انتظار می باشد که در بین لرها رواج دارد
ازادبخت
متاسفانه پان لر ها با اسم لک میان کامنت میزارن

ما فقط لک هستیم و به ایرانی و لک بودن افتخار میکنیم

لطفا با اسم طوایف لک کامنت نزارین که ما لک لر هستیم .
ساتیاروند بابادی
ایل لر کوچک *لک*Lok
*****
لک(Lak)واحد شمارش در هند و افغانستان است به معنی صد هزار
*****
ایل زلکی لر بختیاری *zaLeki*
Lek::در زبان لری بختیاری به معنی شاخه

طایفه سرلک(sarLek)ایل آسترکی لر بختیاری

طایفه لک(Lek)ایل بابادی لر بختیاری
صفی‌پور
لُرها هیچی از خودشون ندارند خودشون رو چسبوندن به لک‌ها .
ئه نه‌ِهات هه‌گه ئه چَمَر هه‌گه
گیر بِری لُرِ شاوال وِشا پاپتی کاسهَ‌لیس‌انگلیسیل هاتیمه !
سامان باجولوند
حکام لر شول(دویست سال حکومت بر تمام مناطق لرنشین )
***
اتابکان لر بزرگ(بیش از سیصد سال .انقراض توسط سلسله ترک گورکانی )
شرق لرستان
جنوب مرکزی
غرب و جنوب اصفهان
شمال و شرق خوزستان
بوشهر
غرب و جنوب فارس

مرکز مالمیر(ایذه )
***
اتابکان لر کوچک (بیش از چهارصد سال حکومت .انقراض توسط سلسله ترک صفوی )
غرب و شمال لرستان پیشکوه
لرستان پشتکوه (ایلام )
کرمانشاه (باختران-کرمانجاه )
جنوب همدان
لرستان فیلی عراق

مرکز شهر خرم آباد فیلی

**
والیان لر فیلی (سیصد سال حکومت بر لرستان فیلی و لرستان پشتکوه )


سلسله لر زند (50 سال حکومت بر ایران زمین )
انقراض توسط سلسله ترک قاجار

***
سلسله پالانی قزاق
حمله رضا خان پالانی ترک قزاق به لرستان
و سرکوب عشایر لر حسنوند.لر بیرانوند.لر چگنی.لر سگوند.لر باجولوند و تبعید مردم قوم لر

حمله پالانی به لرستان کهگیلویه و سرکوب لر های بویراحمد و لر یوسفی و لر شیرالی و لر بهمئی و ممسنی

جنگ دشت شیر بین پالانی ها و لر های بهمئی و اردشیری و یوسفی و بختیاری در خوزستان


****
طایفه پالانی ترک قزاق در زمان قاجار از جمهوری قزاقستان شوروی به ایران کوچ کرد
پالانی ::روانداز خر و قاطر برای باربری

*****
لر عیلامی
لر کاسی
لر هخامنشی
لر ساسانی (پهلوی )

قوم لر از نسل کی لهراسب کیانی جد داریوش هخامنشی

لهراسب ::دارنده ی بهترین اسب
لرها اولین قوم بودند که توانستند اسب را رام کنند

***
ماد::کرد
پارت::سیستانی.خراسانی.افغانی


میثم خدائی
ئاواخته‌م سَربَرزی لکستانَ
آرزویم سربلندی لکستان است
کریم باجولوند لر فیلی
همیشه بی اصل و نسبان خود را به قوم لر آریایی می چسباندند تا بزرگ شوند

من کتاب از الشتر تا آلاشت را خوانده ام
آقای کیوان پهلوان
اجداد رضا خان قزاق را از طایفه لک لر معرفی کرده از استان لرستان فیلی
و دلیل او این بود که لرها خود را فیلی(فهلوی.پهله ایی ) می خواندند

طایفه رضا خان قزاق خائن،پالانی نام داشت که پالان درست میکردند برای خر و قاطر
پدر بزرگ رضا خان قزاق از شهر باکو آذربایجان شوروی همراه ارتش تزار به ایران آمد


قوم لر خود را فیلی می نامد چون جوانان این قوم زورمند هستند همانند فیل

قوم لر خود را پهله ایی می نامد چون نژاد خود را از نسل سلسله های ساسانی *پهلوی * هخامنشی و کاسی و عیلامی می داند


نام الشتر از نام علی شکر بیگ ترک بهارلو حاکم لرستان و همدان گرفته شده(الی شکر-الشتر )


*****
ما لرها شریک جنایات و هم نژاد رضا خان قزاق پالانی نیستیم
رضا خان قزاق بیش از چندین میلیون نفر از جوانان سرزمینم ایران را شهید کرد

رضا پالونی نوه ی رضا خان قزاق با ساپورت مالی گروهک های منافقین
بیش از دویست هزار نفر از مردم عادی و دانشمندان سرزمینم ایران را شهید کرد

الان همین منافقین به دنبال جوانانی هستند که راه خاندان پلید رضا خان قزاق را ادامه دهند .

********
ای منافقین شما طایفه لک لر را قوم می خوانید؟؟
...
شما ایل زلکی لر بختیاری(zaLeki) را چه می خوانید که جمعیتی بیش از یک میلیون نفر دارد
طایفه سرلک ایل آسترکی لر بختیاری ((sarLek)
طایفه لک ایل بابادی لر بختیاری (Lek)

(((طایفه جلکی(jaLeki)ایل حسنکی ایل لر بختیاروند
اولین نام طایفه ایی که در تاریخ ایران زمین آمده است که از کلمه لک (Lek) استفاده شده (کتاب شرفنامه بدلیسی )))

ایل حسنکی بیش از 14 طایفه داشت که در مناطق لرنشین و سایر نقاط کشور سکونت دارند
طایفه شوهان
طایفه آسترکی
طایفه جلکی
طایفه رشان
طایفه بجنوی
طایفه شقاقی
طایفه رشان
طایفه کردلی بزرگ*کر دالو*
طایفه کردلی کوچک *کر دالو*
طایفه کشکی*کوشکی*
...

لک در زبان لری بختیاری به معنی شاخه * تیره و طایفه *است

شهر جلکان محل سکونت ایل لر بختیاروند در استان خوزستان

ما مردم لرستان با تمام توان در مقابل این توطئه منافقین می ایستیم و از کشور عزیز خود ایران دفاع می کنیم
مرگ بر شاه خائن
مرگ بر منافقین
مرگ بر پانها
مرگ بر اسرائیل
مرگ بر آمریکا


عزیزالهی
آیا اگه قومی اعلام موجودیت بکنه منافق است آیا
اگه یک نفر بگه من کُردم عرب نیستم منافقه ؟ آیا اگه مردم قوم لک اعلام موجودیت بکنند و اعلام بکنند که ما نه کُردیم و نه هم لُر آیا به نظر شما این جماعت کافر و منافق‌اند . آیا اگه یک نویسنده با مدارک و مستندات کافی بگه رضاخان میرینج اصالتی الشتری داشته این گناهه و کفره ؟ از هر قبیله‌ای که هستی خدا شما را شفا بده!
رومشکانی
کتاب شرفنامه بدلیسی
در اوایل صفوی بدلیسی حاکم ارمنستان و آذربایجان ایران بود او به دولت عثمانی پناهنده شد و موجب حمله سپاه عثمانی به مناطق فوق شد که بسیاری از مردم در این حمله کشته شدند.

طایفه حسنکی ایل بختیاروند قوم لر
تیره ها::
شوهان
آسترکی
جلکی
کشکی
کردلی بزرگ*کر دالو*
کردلی کوچک*کر دالو*
بجنوی
رشان
شقاقی
..
..
...
...

تیره جلکی لر بختیاروند ساکن در خوزستان و لرستان
تیره شقاقی لر بختیاروند ساکن در خوزستان.بختیاری
تیره آسترکی ساکن در خوزستان.بختیاری.لرستان.اصفهان
تیره شوهان ساکن در خوزستان.ایلام.لرستان
تیره کردالو ساکن در خوزستان.لرستان.ایلام

تیره هایی از ایل بزرگ جلکی جدا شدند و تشکیل ایل بزرگ زلکی(zaLeki )دادند
تیره بیرانوند ایل زلکی لر بختیاری
تیره یوسفوند طایفه یوسفی ایل لیراوی لر
تیره بیژنوند طایفه بیژنی ایل بهمئی ایل لیراوی لر
تیره باجولوند ایل موگویی لر بختیاری از نسل باجول موگویی
تیره زو له ایل لر شول



تیره ایی از ایل شقاقی لر بختیاری در سراب و میانه
آذربایجان شرقی زندگی می کنند

حالا بماند که تیره سرلک(sarLek )شاخه ایی از طایفه سرلک بختیاروند است و از چهار اولاد تشکیل شده

اولک خان نام یک فرد است


جمعیت ایل لر زلکی بختیاری بیش از یک میلیون نفر است


حالا شما بنشینید و تک تک طوایف لر را بی مدرک
جزوه قوم خیالی خود کنید

تمام طوایف قوم لر پسوند وند دارند به معنی نژاد

مانند ایل میوند ایل چهارلنگ لر بختیاری*mevand*
(محمد وند ) این ایل برادر ایل بزرگ محمود صالح ایل چهارلنگ لر بختیاری است

عزیزان به عنوان مثال چهار تیره هم نام*علی وند* هر کدام در چهار طایفه مختلف هستند با پسوند وند
این علیوند به معنی از نژاد علی
ولی با این تفاوت که نام پدر آنها با هم فرق می کند
یاد گرفتید

****
رمضان خان جد رضا خان پالانی قزاق ترک در زمان نادرشاه افشار بوده
این در حالی است که حسن خان جد طایفه حسنوند ایل هداوند *خداوند *در اواسط قاجار زندگی می کرده

همیشه قانون قوم گرایی این بوده که قومی شخصیت بزرگ قوم دیگر را با مدارک جعلی به قوم خود نسبت دهد

ولی برای اولین بار در جهان این قانون شکسته شد و فردی از قوم ترک قزاق ادعا می کند رضا خان پالانی قزاق ترک از طایفه لک لر لرستان فیلی*پهله ای* است

تفاوت این دو اسم از زمین تا آسمان است::
پالان، پهله ایی

تنها سخن درست نویسنده پالانی این است که نام طایفه لک لر را به درستی بیان کرده

امیر کبیر بزرگ مرد دوران سلسله ترک قاجار ،
در تمجید از حکومت کریم خان زند لر نسبت به حکومت قاجار می نویسد .
ای کاش هر چند وقت یکبار شیر بچه ایی از قوم لر حاکم ایران شود تا مردم طعم عدالت را بچشند.



ما لرها خواستار محاکمه خاندان پهلوی به جرم قتل عام اقوام لر در استانهای لرستان و کهگیلویه و خوزستان و فارس هستیم
ما لرها خواستار محاکمه نوه رضا خان پالانی به جرم ترور مردم بیگناه و دانشمندان سرزمین عزیزم ایران هستیم


ما لرها اصیل ترین قوم ایران هستیم و از نسل کی لهراسب کیانی جد داریوش هخامنشی
و تا پای جان از کشور دفاع می کنیم

سلسله لر عیلامی
سلسله لر کاسی
سلسله لر هخامنشیان
سلسله لر ساسانی *پهلوی *














مهران احمدی‌نژاد
همه بختیاری‌ها از نسل لک‌ها هستند و ریشه تباری لکی دارند حتی لرهای ثلاثی هم ریشه تباری لکی دارند
درودخدا بر کریمخان زند و خاندان زندیه
درود خدا بر رضاخان پهلوی میرپنج
درو خدا بر سردار یارمحمدخان زردلانی
احمدوند
لکستان واژه ای تازه ساخت و جدید است و در هیچ کتاب تاریخی و جغرافیایی نام لکستان را که به محدوده‌ای از غرب کشور گفته باشد را پیدا نمیکنید. اولین باری هم که نام لک در تاریخ ایران آمده اواخر صفویه در کتاب منتخب التواریخ نطنزی صفحه 53 است که گفته لک طایفه ای از قوم لُر است. آیا فرق طایفه و قوم را می فهمید؟ لطفاً بجای افسانه سازی و تعصب و توهین با سند و مدرک تاریخی حرف بزنید.
سیدصلاح الدین
سنگ‌نگاره‌های چندهزارساله غار میرملاس و هومیان و کتیبه‌های بی‌نظیر و بی‌مانند بیستون و تمدن چند هزارساله دره سیمره (دره‌مهرگان) و آواهای مور و حوره لکی و فال‌چلسرو و گلونی لکی و هزاران آثار بسیار با ارزش فرهنگی و تاریخی و ادبی دیگر و شاعران و عارفان لک همه‌و‌همه اینها قطره‌ی ناچیزی از دریای بیکران فرهنگ و تمدن قوم بزرگ لک هستند . .
سرافراز باد قوم بزرگ لک
محکم چون گرین
ماندگار چون بیستون
خروشان چون سیمره
با اصالت چون لک و لکستان
من لکم . زبان لکی هویت من است
من لکم مرا با نام نامی لک بخوانید ؟

فرشاد گورانی
اقوام آریایی
قوم کرد (مادها )
قوم لر(پارس ها )
قوم پارت(افغان -بلوچ )

عده ایی از طایفه لک لر در سه دهستان استان کرمانشاه زندگی می کنند که تا دیروز جزیی از ایل
گورانی کرد بودند و به زبان گورانی و لری تکلم می کنند
و خود را کرد و لر می خوانند .

قوم کرد و قوم کرد برادر هستند
سیدصلاح الدین
اولا جمعیت لک‌های عراق بیشتر از لک‌های ایران هستند
بیشتر از نیمی ا زخود شهر خرم‌آباد لک هستند ؟. بعد . جمعیت زیادر در نهاوند و اسدآباد و گندمبان و تیسرکان در همدان لک هستند و شهرهای استان لرستان زاغه . بیرانشهر . خرم‌آباد . الشتر . نورآباد .کوهدشت . رومشکان . نیمه شمالی چگنی . و بیشتر از نیمی از جمعیت خود شهر کرمانشاه هم لک هستند؟ . کنگاور . صحنه . بیستون . هرسین . ماهیدشت . چمچمال و در استان ایلام جمعیت زیادی از خود شهر ایلام و چرداول . شیروان . آبدانان . بدره . دره‌شهر . همه اینها لک هستند .
اگه قانع نشدی تا به قول شما چندتا دهات دیگر رو بنویسم؟؟؟
ضرونی
لُر همان است که ضربه دستش دل یاران زهرای مرضیه را شاد کرد (ابو لؤلؤ پیروز نهاوندی) ... لُر همان است که نخستین بار بر علیه خلیفه جور قیام کرد و از سرزمین لُر تا مصر علم استقلال کشید (ابوسعید بن بهرام گناوه ای) … لُر همان است که نخستین عملیات دریایی ایران پس از اسلام را انجام داد (صلاح الدین محمود لُر) … لُر همان است که سنت سخاوت گذاشت و ثلث منال حکومتش را خرج مهمانان کرد (نصرت الدین احمد اتابک لُربزرگ) … لُر همان است که مرد شمشیر و قلمش خواندند (امیر جلال الدین مسعود شاه لیراوی) … لُر همان است که عادلترین پادشاه ایران خوانند (کریمخان زند ملایری) … لُر همان است که شجاع ترین و دلیرترین شاهزاده تاریخ ایران گفتندش (لطفعلی خان زند) … لُر همان است که فاتح قندهار و سند و دهلی در زمان نادرشاه افشار بود (فوج کهگیلویه و بختیاری در لشکر نادرشاه افشار) … لُر همان است که شعر و مدح اهل بیت اش بر تارک ادبیات ایران میدرخشد (عمان سامانی) … لر همان فاتح تهران و سردار مشروطیت است (حاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری) … لُر همان پایه گذار شیعه اصولی در جهان تشیع است (آیت الله وحید بهبهانی) … لُر همان است که پوزه استعمار پیر را به خاک مذلت سایید (رئیسعلی دلواری و دلیران تنگستان و دشتستان و سواران بختیاری) … لُر همان است که دمار از ارتش رضاخانی درآورد (کی لهراسب باطولی و دلیران بویراحمد و خوانین لرستان) … لُر همان است که زنانش هنگ نظامی بریتانیای کبیر را شکست داد (زنان لُرده دشتستان) … لُر همان است که تنها کسی بود که در مقابل کشف حجاب رضاخانی قیام مسلحانه کرد (خدا کرم خان بهمنی) …لُر همان است که شجاعت و سخاوت و دیانت را توأمان داشت و زیر بار دو پهلوی نرفت (علی سمیل فخرایی دشتی) … لُر همان است که عالیترین مرجع جهان تشیع بود (آیت الله سیدحسین بروجردی) … لُر همان است که شجاعانه مقابل شاه ایستاد و پیام مرجعیت را به شاه رسانید (آیت الله کمالوند) … لُر سردار شهید محمد بروجردی است … لُر سردار شهید نعمت سعیدی است … لُر تیمسار غضنفر آذرفر فاتح حاج عمران و کربلای ۷ است ... لُر هزاران شهید و آزاده دفاع از ایران است ... لُر دکتر عبدالحسین زرینکوب، دکتر جعفرشهیدی، دکتر مهرداد اوستا، پروفسور سکندر بهاروند، دکتر علی‌محمد رنجبر، دکترمحمدمهدی فولادوند، دکترشاموربختیار و هزاران دانشمند و استاد و دکتر و مهندس است … به آن دلقکان یاوه گو می‌گوییم؛ ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست … عرض خود میبری و زحمت ما میداری.
کوروش حسنوند لر
والله من از طایفه حسنوند لر هستم
تمام مطالب و نظرات را خواند
پیش خودم فکر کردم و کلاه خودم قاضی کردم

گفتم سرزمین لر بزرگ اتابکان لر بزرگ حکومت می کردند (شرق لرستان پیشکوه -شمال و شرق خوزستان -چهارمحال و بختیاری -کهگیلویه و بویراحمد -بوشهر -غرب و جنوب فارس -جنوب مرکزی

گفتم سرزمین لر کوچک اتابکان لر کوچک حکومت می کردند حدود 450 سال
بر لرستان پیشکوه فیلی و لرستان پشتکوه و کرمانشاه -جنوب همدان-لرستان عراق
حکومت کردند

اینجوری که شما می گویید شهر خرم آباد محدوده ی حکومت اتابکان لر کوچک بوده
که دروغ محض است

عزیزان بروید و سفرنامه های شاهان قاجار را بخوانید آنها چند ماه از سال را در استان کرمانشاه به شکار می پرداختند و از طوایف لر گوران.لر زنگنه و لر کلهر در سفرنامه های خود نام برده اند
این شاهان با لر های کرمانشاه هم کلام می شدند

لک یکی از طوایف قوم لر آریایی است

گول پان کردهای عراق و منافقین و خاندان پلید رضا خان پالانی قزاق را نخورید


سعید (باجولوند)
والا همه مطالب رو خوندم،بحث نژاد و خون علمی ترین راه ممکنه
کسانی که میگن لک ها از لر جدا ویا کردن یا کسانی که میگن لک خودش مستقل هست کاری نداره ژنتیک لرها و هم ژنتیک کردها ثبت شده و در خیلی از مطالب علمی هست لرها بیشترین نزدیکی با اقوام گیلکی و کردها بیشترین نزدیکی با یزدی ها رو دارن ،شما هم پنجاه نفرتون که مطمینید چندین نسل قبل تر هم پدرانتان لک هستند (چون خیلی از طوایف رو می‌دونم فقط زبانشون لکیه و از جاهایی دیگه اومدن،اسم نمیبرم)ببرید آزمایش ژنتیک بدهند و با علم جدید همه چیز رو ثابت کنید
در صفحه نمی‌دونم چند نویسنده فلان چی گفته یا از روی تشابه اسمی و حدس و گمان هیچ چیز ثابت نمیشود
سید صلاح الدین
ببخشید از اینکه بین قوم لر آریایی تفرقه افکنی کردم

من اصالتا از قوم عرب عراق هستم
در عراق منطقه ایی به نام لرستان فیلی وجود دارد
شرمنده
علی باقری
در زبان آذری به هر کدام از بلوک های کاشت برنج (شلتوک)لک گفته می شود . در اصل برای یک نواخت شدن مزرعه برنج باید آن را به قسمت هایی شبیه استخر تقسیم بندی کرد. تا آب یکنواخت به همه جای آن برسد بخاطر اینکه برنج باید همیشه در آب باشد .همان طور که می دانیم برنج یک گیاه آبزی بوده و ریشه ی آن در خارج از آب خشک می شود . بنابراین ممکن است یک مزرعه برنج به چندین لک تقسیم بندی شود تا آب یکنواخت به همه جا برسد. البته لک در زبان انگلیسی به معنی استخر و دریاچه هم آمده است .
محمد اسکندری دالوند
کتاب شرفنامه بدلیسی در اوایل صفوی نوشته شده توسط شرف خان بدلیسی کرد
ایل حسنکی ایل بختیاروند قوم لر
طوایف
کوشکی
آسترکی
شوهان
رشان *رشنو.رشوند *
کردلی بزرگ *کردلی دالو*
کردلی کوچک
شقاقی
بجنوی
جلکی *jaLeki *
مهرانی
......
...
...
ایل حسنکی ایل بختیاروند قوم لر بیش از 1000 سال پیش تشکیل شده است

ایل جلکی ایل حسنکی ایل بختیاروند قوم لر
JaLeki

شهر جلکان محل سکونت تیره های از ایل بختیاروند قوم لر در خوزستان

ایل زلکی لر بختیاری جدا شده از ایل جلکی ایل حسنکی ایل بختیاروند قوم لر*zaLeki *

طایفه بیرانوند ایل زلکی لر بختیاری
طایفه حسنوند ایل زلکی لر بختیاری
****
طایفه لک لر در زمان نادرشاه افشار از ایل زلکی ایل لر بختیاری قوم لر مستقل شده

لک*Lek *در زبان لری بختیاری به
معنی شاخه *تیره *

******
از اسب افتادن عار نیست از اصل افتادن عار است
ایمان
این همه‌ توهم که هوز حَسنَکی دیرِن

مالتیر بِرِمی حسنکی تا کو چینَ؟
حتما یوزارسیف هم کُر حسنکی بیهَ ؟
ئه‌نِهات هه‌گه

بیران ها شیران لرستان
میخوام بعضی سوتفاهم ها رو اینجا خدمت دوستان متذکر شم ،اول اینکه لک اصل لره وجدائی ناپذیر.هزاران دلیل ومدرک موجوده که اینجا مجال بحث نیست فقط به یه.مورد شخصی بسنده میکنم پدر بزرگم خاطرات کودکی خودش تعریف میکرد که ایلات لر آنزمان ییلاق وقشلاق داشتن تو پیشکوه(لرستان،)و پشتکوه(ایلام) ما از ایل بیرانوند هستیم،میگفتش،تو پشتکوه درکنار ایل بالاگریوه زندگی میکردیم و آ داب و رسممون یکی بودش وخیلی خوب همدیگر میفهمیدیم،املاکمون جدا از مرز بندی ایلی یکی بوده.آیا این دلیل بر یکی بودن لک ولر نیست؟؟کجا دو قوم مجزا این اشتراکات داشتن؟نگین لرولک همسایه وبرادرن که یه دروغ محضه.ما همواره کردها رو برادر وهمسایه خطاب کرده ایم و این اشتراکات نداریم.خیلی گفته های تاریخ کتبی اشتباه،به یه مورد اینم اشاره میکنم گفته شده شاه عباس صفوی برای تضعیف شاهوردی خان اتابک لرستان و سرکوب ایلات لر که با انتساب حسین خان مخالف بودن برای سرکوب لرها ایلات لک از ماهیدشت کرمانشاه به لرستان آورده به احتمال قوی بیرانوندها هم در میان اونا بودن،اینم یه دروغ دیگه،اول اینکه ایل بیرانوند آنزمان دشمن ودر جنگ با صفوی بودن ودر پشتکوه بودن بعدا به لرستان اومدن،بسیاری از بیرانوندها بخاطر حمایت از اتابک لرستان در جنگ با صفویه کشته شدن و به مناطق دوردست گریختن واملاکشون صفویه گرفتن وبه عراق پناهنده شدن چون تحت حاکمیت عثمانی بوده بعد تضعیف صفویه به لرستان اومدن،در ضمن صفویه در جنگ با لرها (لک های لر بیرانوند)شکست میخوره و با اعزام قبایل ترک قزلباش وتوپ وتجهیزات جنگی بهتر موفق به شکست لرها میشه،وگرنه تیمور هم نتونسته حریف شجاعت و سرسختی بیرانوند شه جز با حیله ونیرنگ،شکوه وعظمت ایل بزرگ منو تاریخ فریاد میزنه،پسر بیران برار و پشت همه برارون لریم،(لک و مینجایی،ثلاثی،بویری و بختیاری و.....)کل یکه کیم برایل
سیمرغ
یک سئوال ؟
در شهرهای قروه و بیجار کردستان مردم ترک و کرد در کنار هم و مثل هم و به خوبی و خوشی زندگی میکنند و با هم فامیل هم هستند و تا حدود زیادی زبان همدیگر رو هم میفهمند آیا تُرک‌ها و کُردهای این مناطق چون همسایه ‌اند آیا از یک جنس و از یک قبیله‌اند و یا در استان قزوین لُرها و تُرک‌ها با هم هم‌استانی و همشهری هستند آیا این دو از یک قوم و یک قبیله اند و یا در آذربایجان غربی و در شهر ارومیه کُردهای سوران و شکاکی که در کنار همشهریان تُرک تبارشان در یک کوچه و یک خیابان و در کنار هم و دیوار به دیوار با هم و در کنار هم زندگی و یا در هجوار همدیگر باغداری و یا کشاورزی می کنند آیا اینها به خواطر همجواری و همسایگی و اشتراکات فرهنگی یکی هستند آیا چون جمعیت تُرک‌ها در شهر سُنقر کرمانشاه کمتر از کُردهای سنقر است آیاتُرک‌های این شهر زیرمجموعه و جز اقوام کُرد حساب میشن ؟
جواب؟ خیر
واما واقعیت را نباید انکار کرد که لرها و لک‌ها در طول تاریخ در کنار هم و با هم برادر و فامیل بوده و هستند انشاالله و تعالی که اتحاد و همبستگی بین این دو قوم و در کنار هم مستحکم و محکم‌تر از همیشه بر قرار باشد ؟

۱-قوم لک با پیشینه تاریخی و فرهنگی درخشان نباید هضم اقوام کُرد و لُر شود ...
۲- زبان لکی و تاریخ و داشته های فرهنگی قوم لک نباید به نام اقوام کُرد و لُر مصادره شوند
۳- قوم لک و مردم لک با هیچ قوم و هیچ گروهی سر جنگ و دشمنی را ندارد . قوم لک از اصیل‌ترین و کهنترین اقوام ایرانی است . لک و لکستان زنده است ما اعلام موجودیت میکنیم . زنده باد ایران زنده باد لکستان
تاریخ و اصالت از آن ماست و ایرانی بودن افتخار ماست .

**********
ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاکت سرچشمه‌ی هنر
دور از تو اندیشه‌ی بدان
پاینده باشی و جاودان
ای.... دشمن اَر تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشه‌ام
دور از تو نیست اندیشه‌ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما





بیران ها شیران لرستان
دوست عزیز،قومیت و یکی بودن بحثی جدا از همسایگی و هم فکریه،یه کرد ویه لر وترک بخاطر ایرانی بودنشون ونحوه زندگی امروزی میتونن نگرش و اشتراکات مشابهی داشته باشن اما از یه قوم وریشه نیستن،لک همواره لر خوانده شده حتی تیمور تو خاطراتش جنگ با طایفه بیرانوند رو جنگ با لرها میدونسته،تیمور رو همه قومیت ها شناخت داشته از طرفی تو حمله به لرستان پشتکوه گیو نامی بوده لرتبار از طایفه راوند این طایفه تو پشتکوه و در همسایگی طایفه بیرانوند بودن که به قول خودش بخاطر نزاع با بیرانوندها اونجارو ترک نموده رفتن آسیاب ایذه،اون پیرمرد 120ساله بوده و پدرش هم 150ساله یعنی تفاوت لر ولک نمیدونسته؟میتونست بگه قوم لک بیرانوند نه لر،کریم خان میتونست بگه لکم نه لر یعنی شاه ایران این قدرت واختیارات نداشته قوم لک مطرح کنه همواره خودش لر میخوانده،خیلی از نام داران و بزرگان لک خودشون لر میدونستن فقط زبانشون لکی بوده چطور یه خرم آبادی،یه بروجردی یه بختیاری با لهجه های متفاوت بر لر بودنشون تاکید دارن فقط لک ها باید متفاوت باشن البته منظورم بعضی از لک هاست،اکثریت لرستان لکن چرا اسم استان لرستان گذاشتن،تازه اصالت واقعی ایلام امروزی ولک های کرمانشاه هم لره نام قدیم این گستره جغرافیایی لرستان فیلی بوده یعنی لرستان لک،میتونیم بگیم بختیاری و لرهای دیگه شاخه ای از لک هستن که به همه لر میگن اما دو قوم مجزا نیستن،سعی کنیم به شعور اجدادمون (لک ها)احترام بذاریم که همواره به لر بودنشون آگاه بودن.
شاهیوند
متاسفانه برادران ایل بیرانوند یک زره خون لک بودن در رگ‌هایشان نمی‌جوشد . لک بودن خود را انکار می‌کنند .
بعضی از این عزیزان میگن ما عربیم یه عده هم میگن ما از شیراز آمده‌ایم . یه عده هم قوین میگن ما لریم یه عده هم بر این باورند که بختیاری هستند . مع‌الاسف سر در گمی هویتی در بین مردمان این ایل جولان میدهد در صورتی‌که ۹۰درصد مردم این ایل به زبان لکی تکلم دارند همچنان خود را عرب . شیرازی و لر می‌پندارند . خودلُر پنداری آفت و بلای فرهنگ و تاریخ و پیشینه‌ی این ایل لک شده است .‌ التماس تفکر بیشتر
صفری شوهان لر بختیاری
حسن خان بختیاروند دوم جزیره ابن عمر را تصرف کرد و نام جزیره را جزیره بختیاری *بختی *

حسن پسر سلیمان کیانی موسس سلسله لر شبانکاره جد ایل حسنکی ایل بختیاروند قوم لر
(حسن سل کی )
حسن کیانی از نسل ساسانی

سلیمان کیانی نام شهر استخر را به مسجدسلیمان تغییر داد


طایفه لک ایل زلکی ایل جلکی ایل حسنکی ایل بختیاروند قوم لر

طایفه گهوران (گوران -کی وران ) ایل حسنکی ایل بختیاروند قوم لر


بخت و بجن دو برادر بودند و جد قوم کرد و قوم لر آریایی بوده اند




بیران ها شیران لرستان
برادر شاهیوند بیرانوندها صد البته به لک بودنشون افتخار میکنن وبرادر و پشت همه لک هان،دچار سو تفاهم نشین ما فقط بر لر بودن همه لرستان تاکید داریم چون واقعیت همین بوده و هست،همه ایلات لرستان ریشه لکی دارن براهمین اسم استان لرستان گذاشتن چون لرن دیگه،بیرانوند،حسنوند،باجولوند،دلفان،سوری امرایی ،آ زاد بخت،چگنی از ریشه لکه،بالاگریوه شاخه ای از ایل کلهره،قلایی.ها شاخه ای از ایل حسنوندن و و وو حالا متوجه شدین برادر لک که همه لرستان نژاد لک ن فقط به لر معروف شدن،همه بچه های ایلات لک که لک زبون نیستن بعضی خرم آبادی(همون لری)بعضی فارسی زبونن اگه زبون ملاک و اساس قوم بود پس از یه ایل یا قوم چندین قوم در میومد،کدوم یک از ایلات به ظاهر لر مد نظر شما تو لرستان لهجه مشترک دارن؟متفاوته پس لکی هم یه.گویش از همه گویش های مردمان لر،تازه تو ایلات بیرانوند چندین طایفه داریم که از ریشه لر زبونن،مثل زیدعلی وسپهوند ،،،،گفتم ایلات چون در واقع بزرگ ایل بیرانوند متشکل از 11ایل بزرگ و بیشتر از صدطایفه س به جرأت میتوان گفت هر طایفه خود به بزرگی یه ایل است.اینو گفتم که اگه خواستین تحقیق.کنید حاضرم شرط ببندم بیشترشون خودشون لر میدونن و در آخر باز میگم به زبون لکی خود افتخار میکنیم و همواره پشت همه برادران لکیم
شاهیوند
برادر بیران سلام . متاسفانه خود انکاری و خود لُرپنداری در بین ایل شما مثل ویروس کرونا شده همه به این ویروس هویتی مبتلا شده اید و بلای تاریخ و فرهنگ و پیشینه و زبانتان شده است با این وجود فکر نمیکنم تا ده سال آینده کسی در بین ایل بیرانوند به زبان اصلی خود یعنی زبان لکی تکلم داشته باشد . همان بلائی که بر سر برادران ایل سگوند و دالوند و باجولوندپیاده شد ؟ این ایلات هم مثل ایل بیرانوند لک بودند و در منطقه سکیوند کرمانشاه سکونت داشتند و به دلایل سیاسی و اجتماعی در اواسط حکومت‌های قاجار به مناطق شرق خرم‌آباد مهاجرت کردند و با ایلات پاپی و بالاگریوه همجوار شدند
متاسفانه الان این ایلت که خود ریشه و اصالتی لکی داشته‌اند ضد فرهنگ و زبان لکی شده‌اند و در مقابل فرهنگ و زبان لکی جبهه میگیرند با این وجود تنها کمتر از ۱۰ درصد از جمعیت این ایلات به زبان لکی تکلم دارند.
شما چگونه فکر می‌کنید؟
بیران.ها شیران
درود برادر شاهیوند ما نه تنها ضد فرهنگ و زبان لکی نیستیم بلکه بهش هم افتخار میکنیم،وپاسدار وحامی همه لک.هایم،لطفا دچار سو تفاهم نشید،نگرش ما مبنی بر یکی بودن لک ولره نه جبهه گیری،از خودم میگم تا متوجه شین ما ضد زبان لکی شدیم یا اینچ زبان اجدادی حفظ نمودیم،منیکه الان دارم اینجا پیام میدارم ساکن و بزرگ شده تهرانم وتو لرستان نیستم سالها قبل از خرم آباد اومدیم با اینکه تو اجتماع مجبور به فارسی صحبت کردنیم اما تو خانواده غرورمون اجازه نداده لکی فراموش نکردیم،و هیچگاه هم کنار نمیذاریم،این تنها میراث و هویت اجدادیمونه خوب نگه ش داشتیم،همانطور که پیش تر گفته ام.ایل پر افتخار بیرانوند برادرای لک هیچگاه رها نمیکنه شک نداشته باشین.بهتر نیست با برادرای لر زبونمون هم یکی بمونیم همیشه گفتن اتحاد بهتر از جدایی چند دستگیه،با تشکر از.مدیر محترم
مسعود باجلان
من یک باجولوندم
و این دوست عزیز جناب شاهیوند انقد سطح شناختش از ایل بزرگ باجول کمه که فک میکنه باجول صرفا به ایران ختم‌میشه
یکی‌از‌بزرگترین شاخه ی لرهای عراق ایل‌باجلان هستن
باجلان های لرستان تماما لکی حرف میزنن اگه‌توجه کنید بیرانوندها و باجولوند ها بعنوان دو برادر اصیل همیشه اصالت اصل خودشون که لری هست رو بیان‌می‌کنند
دست از آسمیله کردن لر بردارید لطفا
خسرو

اگر قوم دیگری در لرستان ساکن بود چرا حکومتی تشکیل ندادند؟


حکام لر شول ((220 سال ))
از سال 300-520 قمری بر کل لرستان حکومت کردند
لرستان بزرگ (لرستان پیشکوه فیلی.لرستان پشتکوه ایلام.جنوب همدان.جنوب مرکزی.چهارمحال بختیاری.شمال و شرق و جنوب خوزستان *عیلام*-کرمانشاه -
-کهگیلویه و بویراحمد -بوشهر--غرب و جنوب اصفهان -غرب و جنوب فارس -لرستان فیلی عراق )
*********
اتابکان لر کوچک ((486 سال ))
از سال 520 قمری تا 1006 قمری بر لرستان کوچک حکمرانی کردند و توسط ترکان صفوی سرکوب شدند

لرستان کوچک (لرستان پیشکوه فیلی -لرستان فیلی عراق -لرستان پیشکوه ایلام -کرمانشاه -جنوب همدان )
******
والیان لر فیلی ((300 سال ))
((1006-1306 ))
بعد از سرکوب اتابکان لر کوچک توسط صفوی
حسین خان فیلی پسر عموی شاه وردی خان آخرین اتابک لر کوچک
حکومت والیان لر فیلی را تشکیل داد و
تا سال 1306 قمری بر لرستان کوچک حکمرانی کرد
و شاهزادگان ترک قاجار جانشین والیان شدند
******


اتابکان لر بزرگ نیز بر لرستان لر بزرگ حکومت کرد
و توسط ترکان گورکانی منقرض شدند
در زمان صفوی تاجمیرخان آسترکی اولین حاکم لر بزرگ به دلیل پرداخت نکردن مالیات سرکوب شد

طایفه آسترکی از ایل حسنکی ایل بختیاروند لر

حکام منجزی بختیاروند *بهداروند * لر
از دوران حکومت صفوی تا حکومت لر زند حکومت کردند و توسط ترکان قاجار منقرض شدند

بر اساس پیمان نامه ی سه لر
کریم خان لر زند حاکم ایران شد
علی مردان خان چهار لنگ لر بختیاری نایب او شد
و ابوالفتح خان منجزی لر بختیاروند حاکم اصفهان شد که با کشته شدن ابوالفتح خان منجزی توسط علی مردان خان این پیمان نامه باطل شد
و کریم خان برای انتقام خون او
علی مردان خان بختیاری را کشت

سلسله لر زند 50 سال بر کل ایران حکومت کرد
و توسط ترکان قاجار منقرض شدند
*******
حکام علاءالدین وند (الادین وند )لر بختیاروند به مدت بیست پنج سال با فتحعلی شاه قاجار جنگ کردند و 50 سال حکومت کردند و توسط ترکان قاجار منقرض شدند

اولین حاکم (اسد خان الادینوند بختیاروند ایلخان )
اسد خان بختیاروند شیرکش پسر حیدر خان پسر شاه مراد پسر داوود خان پسر شاه ولی*شالی* پسر بهرام خان بختیاروند ایلخان پسر احمد خان بختیاروند ایلخان پسر قاسم خان بختیاروند ایلخان پسر شاه منصور خان بختیاروند ایلخان پسر خلیل خان ایل بیگی بختیاروند ایلخان منجزی

حکام زراسوند لر پاپی بختیاری از اواسط قاجار تا اواخر پهلوی حکومت کردند
******************
1006 سال حکومت
حکام لر بر لرستان کوچک (لر کوچک )
(220-486-300 )


چرا در مدت 1006 سال قوم دیگری به جز حکام لر در لرستان کوچک حکومت نکرد؟؟؟؟
چرا در مدت 1006 سال قوم دیگری حتی شورشی علیه حکام لر انجام نداد ؟؟؟



*********
در بالا مشاهده کردید که تمام حکومت های منطقه لرستان توسط ترکان سرنگون شده
در این مدت بسیاری از طوایف قوم لر به استان های شمالی.خراسان.تهران.سیستان و کرمان و....تبعید شدند
***************************
تشابه اسمی در بین طوایف قوم لر 4 معنی می دهد
1-یا دو طایفه مستقل هستند با یک اسم مشترک

2-یا یک طایفه بودند و نیمی از طایفه تبعید شده یا مستقل شده از ایل مادر

3-یا یک طایفه بودند ولی نام طایفه مستقل شده یا تبعید شده به مرور زمان در شکل تلفظ دچار تغییر شده

4-یا یک طایفه بودند ولی نیمی از طایفه تبعید شده در جوار قوم دیگر زبان آن قوم را پذیرفته و زبان مادری او دچار تغییر شده در طول زمان

مثال برای گزینه ی 3::::
مانند((ایل جلکی ایل حسنکی ایل بختیاروند قوم لر که بیش از 1000 سال تشکیل شده
و ایل زلکی در اوایل صفوی از ایل جلکی ایل لر بختیاروند مستقل شده
هر دو ایل زلکی و جلکی از نژاد لر بختیاروند هستند ))
JaLeki ::::zaLeki
******
آیا
از خود سوال کردید چرا در مناطق کردنشین ایران و ترکیه و عراق و سوریه هیچ یک از ایلات قوم کرد
ادعای قوم بودن نکرده اند و همه به کرد بودن و ایرانی بودن افتخار می کنند آن هم
با وجود فرهنگ و زبان های مختلفی که دارند

پیروز باشید
شیرمردان قوم لر
درود بر خسرو خان لر
دمت گرم حرف حساب جواب نداره




در حمله چنگیز خان مغول ترک به ایران تنها جایی را که نتوانستن تصرف کنند منطقه ی لرنشین بود
مغولان با همکاری قوم لر توانستند خلیفه عرب بغداد عراق را تسلیم خود کنند


تیمور گورکانی در نبرد با قوم لر از یک پا و یک دست لنگ شدند و به تیمور لنگ معروف شد

محمود افغان و اشرف افغان
افغان ها با سرنگونی حکومت ترک صفوی توانستند 10 سال بر کل ایران بجز مناطق لرنشین حکومت کنند


جنگ سده بختیاری بین اشرف افغان و لشکر لر بختیاروند،که در این جنگ تمام نیروهای افغان کشته
شدند و تنها 300 نفر از آنها فرار کردند

آزاد خان افغان نیز در مناطق شمالی کشور حکومت می کرد


نادرشاه افشار در تعقیب افغان ها به سوی افغانستان رفت تعدادی از افغان ها به قندهار پناه بردند و تعداد دیگری نیز به پادشاه هندوستان پناه بردند

نادرشاه افشار چندین بار به قندهار حمله کرد و نتوانست قلعه قندهار را فتح کند و عقب نشینی کرد و به کوههای هیمالیا رسید ولی باز نتوانست
راهی برای نفوذ به هندوستان پیدا کند

نیروهای لر بختیاروند به فرماندهی علی صالح خان بختیاروند ایلخان منجزی و (آدینه خان بختیاروند منجزی و حاتم خان بختیاروند منجزی )
در اولین حمله نیروهای لر بختیاروند ،قلعه قندهار
فتح شد

آدینه خان بختیاروند (چراغ خان بختیاروند ) توانست یکی از باروها را تخریب کند و وارد قلعه شد او پرچم ایران را بر فراز قلعه برافراشت

آدینه خان*چراغ خان* پسر اسماعیل خان پسر یوسف خان بختیاروند منجزی و برادر زاده ی علی صالح خان بختیاروند ایلخان بود

نادرشاه افشار نامه ایی نوشت و از نیروهای لر بختیاروند خواست تا به او کمک کنند تا هند را فتح کنند و افغان ها را بکشند
نیروهای لر بختیاروند توانستند تنگه خیبر را فتح کنند و راه سپاه نادرشاه افشار را به هندوستان باز کردند
بعد از فتح هند حاتم خان منجزی بختیاروند حاکم کشمیر شد
(تیره آدینه وند-تیره صالح وند -تیره حاتم وند منجزی )




جنگ کلنگچی در استان لرستان بختیاری بین نیروهای ترک قاجار با همکاری توپچی های فرانسوی در کوه کلنگچی در رشته کوه زاگرس در این نبرد ایل لر بختیاروند توانست نیروهای ترک قاجار و همپیمان هایش را شکست دهد نیروهای لر بختیاروند توانستند از کوههای صعب العبور زاگرس بالا روند و از تیرس توپ خانه خود را رهانیده و
به قلعه دژ ملکان ساسانی در شهر مسجدسلیمان
بازگشتند


رضا خان ترک قزاق نیز چندین بار به تمام نقاط لر نشین حمله کرد

جنگ طوایف لر حسنوند،لر چگنی-لر بیرانوند با ترکان قزاق در استان لرستان پیشکوه فیلی


جنگ دشت شیر بین ترکان قزاق و ایلات قوم لر( لر بختیاری و لر بهمئی و لر ی یوسفی و لر شیرالی )
در استان لرستان خوزستان

جنگ کی لهراسب باطولی لر بویر احمد*بیراحمد* با ترکان قزاق در استان لرستان کهگیلویه و بویراحمد


زندی اورک لر بختیاری
بعد از کشته شدن لطفعلی خان زند
ایل لر بختیاروند تنها ایلی بود که به خونخواهی از خاندان لر زند برخاست

اسد خان شیرکش درباره علت مخالفت خود با سلسله قاجار گفت:::
من نمی گذارم یکباره دیگر مغول ها بر ایران حکومت کنند


بعد از جنگ کلنگچی شاه قاجار،شاهزاده دولتشان را تنها به دژ ملکان فرستاد
او توانست صلح موقت بین دو طرف برقرار کند

نیروهای لر بختیاروند به همراهی حسن خان لر فیلی توانستند شهرهای سلیمانیه -کرکوک -خانقین -شهرزور را تصرف کنند و در حالی که پیروز شده بودند شاهزاده دولت شاه درگذشت و شاه قاجار فرمان بازگشت داد و دوباره سرزمین های بازپس گرفته ایران را به دشمن*عثمانی * تقدیم کرد بعد از این ماجرا شاه اسد بختیاروند دوباره به دژ ملکان بازگشت .

در دوره پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار به پشتیبانی مستشار فرانسوی و انگلیسی
به شهر های لرنشین پیان(خرمشهر ) و اوپاتون(آبادان ) و دورک (شادگان )حمله کرد و توانست طوایف لر بختیاروند و لر دورکی و لر کیانرسی را از این مناطق بیرون راند و عشایر عرب
عراق را به ایران آورد
اعراب پس از ورود به شهر پیان(مردها ) نام آن را
بیان تلفظ کردند بعد از چند سالی آن را معمره خواندند و بعد به خرمشهر تغییر نام داد

اوپاتون(اوپاتان )::قلعه مرزی بین ایران و عراق بود
در زبان لری بختیاری به معنی آب پای شما (نگهبانی از آب با شما ) اعراب آن را ابادان*عبادان*تلفظ کردند

دورک::اعراب با ورود به این شهر به آن دورق گفتند بعدا به خاطر کشاورزی به آن فلاحیه
و در زمان حال شادگان نام دارد

علت نامگذاری ::
بهداروند ::رود بهداروند -رود اروند
رود بهمنشیر::ایل لر بهمنی بهداروند و ایل لر شیرالی بهداروند

*********
مستشار انگلیسی در باره شجاعت لر ها می گوید::
من شنیده بودم که لرها مثل شیر می جنگند ولی باور نمی کردم
او که همراه سپاه ترک قاجار بود در خاطرات خود نقل کرده ::بعد از شکست لر های بختیاری از قاجار و همپیمان های آنها
ارتش به تعقیب ادامه داد تا در شمال ماهشهر
گروهی از سواران لر بختیاری در حال عقب نشینی بودند انها
زنان و بچه‌های لر بختیاری بودند که به همراه 100 پیرمرد لر بختیاری در حال عقب نشینی بودند و اسلحه با خود داشتند

فرمانده به شیخ یک قبیله دستور داد که سر مردان لر بختیاری را برای او بیاورد و مال و اموال آنها را برای خود بردارند

1500 سوار عرب در حمله به بختیاری ها شکست خوردند و فقط 300 نفر از آنها زخمی بازگشتند
مستشار انگلیسی گفت من اولین بار بود که می دیدم کسی مثل شیر می جنگند
در هنگام جنگ زنان لر بختیاری دو نفر پشت به هم در حالی که موهای خود را بسته بودند و در دست یکی از دو زن یک تفنگ بود تا اگر مردان لر شکست خوردند آنها خود را بکشند تا اسیر نشوند

بعد از این اتفاق نیروهای ترک جرات جنگ را در خود ندیدند و بازگشتند
و لر های بختیاری به سوی ایل خود رهسپار شدند

******
یکی از شاعران محلی شعری در این باره گفته که قسمتی از آن در زیر :::
هزار و پانصد سوار ملا نهاسو
کا اسمال جلفه سوار زی اشکناسو

ملا::شیخ عرب که کشته شد
نها::جلو -فرمانده
اشکنا::شکست داد
کا::بزرگ-کاید
کاید اسمال فرمانده لر بختیاری
جلفه ::نام اسب عربی کاید اسمال

به خاطر این واقعه نام آن محل در زبان عربی
تل اسود نام گذاری شد
تل::تپه
اسود::سیاه

محمد گشتاسبی
در حالی که خاندان ابودلف عرب*دلفانی* بر مناطق جبال(همدان.لرستان .مرکزی )حکومت می کرد

سرداری از قوم لر بر علیه اعراب جنگید او
سردار گیلویه پسر مهرگان پسر روزبه بود که بر علیه حکومت عرب عباسی قیام کرد و عیسی بن معقل دلفی را کشت و لشکر اعراب را شکست داد

طوایف لر کهگیلویه و بویراحمد و ایل لر ممسنی خود را فرزندان این سردار بزرگ قوم لر می دانند

استان کی گیلویه *گیل کیانی لر ساسانی*


******
لباس چوقا *چوخا* لباس مردان قوم لر
چوقا لری بختیاری
چوقا لری بویر احمد
چوقا لری ممسنی
چوقا لری کهگیلویه
چوقا لری شول
چوقا لری لک
لباس چوقا الهام گرفته از آرامگاه کوروش هخامنشی و معبد چغازنبیل عیلامی و کنگره های تخت جمشید

نقوش سیاه در لباس چوقا نشانه ی بدی است که رو به پایین سقوط می کند
نقوش سفید چوقا نشانه ی خوبی است که رو به بالا می رود و سیاهی را نابود می کند

نقوش سیاه ::نشانه دیو،انگرمینو
نقوش سفید ::نشانه فرشته سپنتامینو

****
علاوه بر قوم لر
مردان استان گیلان لباس چوخا بر تن می کنند و شکل آن با چوقا لری فرق می کند
مردم گیلان نژاد خود را از گیل می دانند
طایفه کاسپی گیلان


مردم طالش نژاد خود را از گشتاسب پسر لهراسب می دانند
****
مردان کرمانج نیز لباس چوخه بر تن می کنند و کشتی می گیرند
*****

قوم لر از نسل کی لهراسب کیانی جد داریوش هخامنشی

کی لهراسب کیانی
کی گشتاسب
داریوش هخامنشی

ایل گشتاسبی لر کهگیلویه

طایفه لر کاسی
طایفه کاسپی گیلان

قوم لر کاسی به زبان لری عیلامی *خوزستانی * تکلم می کردند
شوش شهر لرنشین مرکز حکومت لر عیلامی





ازادبخت
این مسخره بازی چیه لرها میان درباره لک نظر میدن

اریا بهداروند کیه که میاد اسم لک رو جعل میکنه به اسم لر جا میزنه .

این پان لر و ضد ایرانن.چرا کامنت این افراد رو درج میکنین علنا دارندهویت لری رو در مقابل ایراندقرار میدن


ما لک ها فقط به لک بودن و ایرانی بودن افتخار میکنیم


دست از لر بازی بردارین
بیرانوند
ما لکهای لرستان از قوم لر هستیم،
گویش لکی زبان لری
گویش بختیاری زبان لری
گویش بویراحمدی زبان لری
گویش ممسنی زبان لری
گویش فیلی لری
گویش مینجایی لری
*****
بیران ها شیران لرستان
درود برادر بیرانوند،ما هر چه میگیم ما بیرانوندها لر هستیم،بعضی ها.میگن اینا بیرانوند نیستن.و پان لرن،همچین چیزی وجود نداره ما اصل بیرانوندیم و از هویت اجدادیمون که لر بودنه دفاع میکنیم ما لریم وبهش افتخار میکنیم وبه زبان لکی.مون هم افتخار میکنیم ،از دیدگاه من لک ولر یکیه وجای بحث هم نداره،در گذشته فامیلی بیرانوندها زمانی که مدرک شناسایی وشناسنامه ای وجود نداشته،فیلی بیرانوند بوده،به عنوان مثال:اسد خان فیلی بیرانوند پدر بزرگ علی مردان خان معروف.برهمگان شناخته شده ست که فیلی ها شاخه ای از قوم لرن،ولرستان در گذشته به لرستان فیلی معروف بوده یعنی لرستان لک ومینجایی،پس چه بعضی بخوان چه نخوان ،لک های لرستان،بالاخص ایل پر افتخار بیرانوند لر فیلی یا لر لک ان.چقد بده ما که امروزی وتحصیل کرده ایم،کمتر از اجدادمون هویت واقعی خودمون که لر بودنه رو باور داریم وحتی بعضی ها این شجاعت به خودشون میدن که انکارش کنن.و این چیزی نیست جز به تمسخر گرفتن شعور وباور اجدادی،آیا واقعا ما اخلاف شایسته ای هستیم؟آیا واقعا پدرانمون رو باور داریم؟ چرا بر آنچه که آنها باور داشتن و بودن رو خط بطلان میکشیم؟براستی ما بدنبال چه هستیم،و چه میخواهیم؟چرا میخوان لک رو از لر جدا کنن،چه برنامه هدفمندی وجود داره،وکیا این طرح رو دنبال میکنن،وبه چه هدفی؟هر بیرانوندی که اجدادش رو باور دارد همواره لر بماند.من که باور دارم.شمارو نمیدانم،با تشکر از مدیر محترم



حسنوند
لک::lak واحد شمارش در زبان هندی است به معنی صد هزار
معنی لک در فارسی در بالا آورده شده
****

ایل لک لر شاخه ایی از قوم بزرگ لر است*lek*
لک::lek در زبان لری به معنی شاخه *تیره *

طایفه لک لر در کرمانشاه جزء ایل لر گوران است
ایل گوران از طایفه گهوران (گوران -کی وران )ایل حسنکی ایل بختیاروند قوم لر مستقل شده

ایل حسنکی موسس حکام لر شبانکاره بختیاری
اتابک حسن پسر فضلویه پسر سلیمان کیانی

سردار کی گیلویه لر پسر ماهان پسر روزبه ساسانی
در شمال شهر دیلم سپاه عرب عباسی و عرب دلفی را شکست داد
خاندان ابودلف (دلفانی )حاکم جبال ایران(همدان-لرستان -مرکزی ) بودند

استان کی گیلویه و بویراحمد
شهر لرنشین دیلم بوشهر
نورالهی
بهار لکی. بیداری لکی

ایل بزرگ حسنوند لک است و ما به این افتخار میکنیم
لکی عشق است
بالاوند هلیلان
عزیزان طایفه لک از ایل بختیاروند قوم لر مستقل شده

باباطاهر لر به همان زبانی شعر می گفت که شیخ برکه سخن می گفت
شیخ برکه نزد مردم طایفه لک قوم لر مورد احترام است
بقعه شیخ برکه در شهرستان لالی

طایفه شیخ برکه ایل بختیاروند قوم لر

طایفه بلیوند *بالاوند*ایل بختیاروند قوم لر

طایفه بلیوند ساکن در خلیل آباد.دولت آباد.کریم
آباد بخش لاران استان چهار محال و بختیاری

طایفه بلیوند از نسل بلی خان بختیاروند پسر خلیل خان بختیاروند ایلخان

طایفه بلیوند از طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ ایل منجزی ایل بختیاروند قوم لر مستقل شده
خلیلی (هلیلی)
****

طایفه لر بالاوند*بلیوند* کرمانشاه منطقه هلیلان

هلیلی::هلیلان
خلیلی ::خلیلان





بیرانوندی
ایلات لر بالاوند،بیرانوند سوره میری و زنگنه های حسین خانی،هم نسب.هستن ونیای مشترک دارن واز اعقاب بهرام گور ساسانی ان،بالاوندها وسوره میری ها وزنگنه از نسل سنباد پسر بهرام گور،بیران ها یا بیرانوندها از نسل بیرانشاه نواده بهرام گور.گفته شده بیرانشاه فرزند سنباد یا نوه یزگرد دوم بوده وما بیرانوندها نسل به نسل همواره نام نیای خودمون بیران شاه رو حفظ کردیم ونیاکان ما همیشه در طول اعصار بر این باور موندن که از نسل شاهان ساسانی ان از نامگداری شاخه های ایل ما میشه اینو فهمید،ایل بیرانوند به دو شاخه الایینان یعنی فرمانروایان کوهستان،ودشایینان یعنی فرماروایان دشت ها نامگذاری شده.نام بیران،یا بیرون همون برگردان ومخفف فارسی بهرام وفرزندان بیران به بیرانوندها مشهور شدن،وند پسوند ایالات لک ولر ه.ما بیرانوندهای امروز به گفته بعضی بزرگان مورخ،سیزدهمین نسل فرزندان بیران هستیم،زادگاه اولیه همه ایلات ذکر شده در قدیم الایام شیراز بوده بعد به طرف ایلام اومدن،بالاوند در هلیلان و زردلان مونده،بیرانوند در ایذه وحسین اباد پشت کوه( ایلام امروزی) ایلات دیگه در همون محدوده جغرافیایی وبا.تغییر شرایط زمان وشرایط امنیتی به مناطق دیگه رفته ان و بیرانوند به طرف پیشکوه( لرستان ) اومده،با آرزوی سلامتی برای همه ایلات لر ولک،وبه امید اتحاد دوباره ایلات هم نسب وبرادر،در پناه اهورامزدا
بالاوند
ادمین لطفا نظرم را حذف نکن پشتکوه هیچگاه لک نداشته فقط هلیلان است که آنهم ۱۰۰ سال نیست که از کرمانشاه جدا شده و جز پشتکوه شده حالا می گویند دره شهر هم لک دارد اما در مورد زبان ایلامی در قدیم به آن ملکی گفته اند و منظور زبان ایل ملکشاهی است که همچنان که مشخص است کرمانجی است لطفا مرد باشید و با اسم اصلی خودتان کامنت بنویسید درسته بالاوند و بیرانوند برادرند ولی چه ربطی به شیراز و جنوب دارند
بیرانوندی
درود برادر بالاوند،من چیزی.نمیگم،فقط دوتا پیشنهاد میدم خدمتتون ،لطف کنید انجام بدین بعد قضاوت کنید،اول کتاب منم تیمور جهانگشا رو بگیرید وبخونید تا متوجه شین،بیرانوند در زمان تیمور وقبل از اون ساکن پشتکوه بودن،اون لرهای لکی که اون همه تیمور از شجاعت وسر سختیشون گفته اجداد ما بیرانوندها بودن بیشتر از این چیزی نمیگم تا خودتون همش بخونید،بعد اینکه پیشنهاد میدم برین تحقیق میدانی و از ریش سفیدهای پشتکوه سوال کنید که ایا اونجا املاک بیرانوند بوده یانه؟؟ایلام و لرستان قشلاق ییلاق لرها بوده،لطف کنید بدون آگاهی کامل چیزی نگین که درست نباشه،بالاوند وبیرانوند هردو از نسل بهرام گور هستن پس از نظر شما این طببعی نیست زمانی در یه محدوده جغرافیایی بوده باشن؟به گفته بزرگترها چند دهه قبل بیرانوندها مدعی پس گرفتن املاک اجدادیشون تو پشتکوه بودن میتونید از ریش سفیدها ی گرمسیر حالا نمیدونم شما بهش چی میگید،سوال کنید،لرستان وایلام یعنی لرستان قدیم،پیشکوه و پشتکوه ،سردسیر گرمسیر ایلات لک.ولر بوده.منابع زیادی برای اثبات گفته هام موجوده،شفاهی و تاریخی وسند لطفا پیگیری کنید.
مگه بالاوندها از اعقاب ساسانیان نیستن خب یکم واقع بین.باشید.اردشیر پور ساسان از استخر فارس برخواسته،بعدها بعد از تضعیف ساسانی اعقاب اونها(بالاوند،بیرانوند،سوره.میری زنگنه.ها،ریزوندی.ها و،،،،، برای تجدید قوای دوباره به فارس رفتن یا اونجا بودن.به امید اتحاد یا احیای دوباره وبعدها بطرف غرب برگشن،یه نمونه اش سندباد سردار ساسانی بوده که از فارس برعلیه اعراب از فارس برمیخیزه،این سندباد احتمال داره همون سندباد پسر بهرام گور باشه یعنی نیای مشترک ما،موفق باشید
بالاوند
درسته داداش ولی ما که لر نیستیم ما با لرها برادریم ولی خودمان جدایم باور کن یک لر پلدختر بیست درصد زبان ما را متوجه نمی شه در ضمن لرها هم لک نیستند جدا هستند و حکومت داشته اند لکها بیشتر در دو شهر کرمانشاه و لرستان هستند در همدان و ایلام و قزوین بصورت اقلیت هستند حالا بدون شک خواستگاهمان یا سیمره و کشکان است یا میانرودان شمال عراق و جنوب شرقی ترکیه خدا می داند
جهانگیر بیرانوند لر
ما بیرانوند ها از قوم لر هستیم،
پدران ما لباس چوقا لر بختیاری بر تن می کردند

طایفه لک در زمان نادرشاه افشار از ایل زلکی ایل جلکی ایل حسنکی ایل بختیاروند قوم لر مستقل شده است.


طایفه بالاوند
تیره ها(دولتمند -خلفوند-عبدالله -بختیاروند -لروند )
****
روستاهای کوشک خلف علیا و سفلی و کوشک
محل سکونت ایل منجزی در شمال دهستان جهانگیری مسجدسلیمان


تیره دولتمند طایفه بالاوند
روستای دولت آباد بلیوند لر بختیاروند
عبدالله خان بختیاروند لر
تیره عبدالله طایفه بالاوند

شجرنامه طایفه بلیوند مستقل شده از طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ ایل منجزی ایل بختیاروند
(هلیلی پلنگ )
رستم خان بختیاروند پلنگ
شاه حسین خان بختیاروند ایلخان
جهانگیر خان بختیاروند ایلخان
خلیل خان بختیاروند ایلخان
بلی خان بختیاروند


ایل حسنکی ایل بختیاروند قوم لر موسس سلسله لر شبانکاره از نسل بهرام گور
طایفه گهوران (گوران-کی وران )حسنکی لر بختیاروند
طایفه کلار(کلهر ) حسنکی لر بختیاروند

طایفه گوران و کلهر در استان کرمانشاه از ایل حسنکی ایل بختیاروند قوم لر مستقل شده اند

بعضی از طوایف قوم لر در جوار قوم کرد زندگی می کنند یا تبعید شده اند و زبان آنها تغییر کرده
که تا دیروز خود را کرد می خواندند ولی با بی مهری صاحب خانه مواجه شدند

عزیزان طوایف ایل لر لک پنچ طایفه هستند ::
بیرانوند
باجولوند
یوسف وند
حسن وند
زو له وند


سلسله لر عیلامی
سلسله لر کاسی
سلسله هخامنشیان
سلسله لر ساسانیان


تمدن قوم لر دشمنان ایران را به وحشت انداخته

دسیسه‌های دشمن ::
تفرقه در بین طوایف
بیا با هم یک قوم درست کنیم
مواد لازم
سردرگمی
فرار از اصل
حمایت پانکردهای عراق و
منافقین و
خاندان پلید رضا خان پالانی ترک قزاق از نقشه تفرقه در بین قوم لر

کوچک کردن اقوام کرد و لر و .....
کفگیر
قابلمه جهت ساختن قوم
من از نسل کوه هستم
من از نسل آتشکده هستم
چهارتا کوزه تو غار احتمالا ما قوم بر تریم






لکستان
همش برا شما حسنکی و جَلقی و الکی آسترکی منجزی شده قم لر
لر=چرآ
لرستان=چراگاه
این چراگاه همش مال شما
کیانا ولینژاد
لک ها بیشتر در لرستانند و طایفه بیرانوند از بزرگترین طایفه لک محسوب هست .لکی یک زبان است که قدمت بسیاری دارد (کتاب تاریخی رومن گیرشمن رو بخونید)
بیرانوندی
سلام وعرض ادب،نظر شما کاملا درسته خانم ولی نژاد،لطف دارین ،اما طایفه محسوب نمیشه وایالات بیرانوند متشکل از 11ایل بزرگ و بیشتر از صد طایفه س که هر طایفه خود به بزرگی یک ایل حساب میشه،ایل بیرانوند بزرگترین وکهن ترین ایل لرلک( لر فیلی) لرستان ودر رأس ایالات قدرتمند ایران ثبت شده،زبان ایل لکی ومینجایی،اکثریت لک زبان ودر شاخه لرهای شمالی ولرهای فیلی(لک) شناخته شده است،در قرن هشتم بزرگترین طایفه لرستان بوده که بر قلمرو وسیعی از پشتکوه لرستان(ایلام امروزی) سکونت داشته ودر حمله تیمور به لرستان پشتکوه راه بر تیمور میبندن ودر نبردی متفاوت سخت ،تیمور رو لنگ میکنن وتیمور مجبور به ترک لرستان میشه،در جنگ جهانی اول روس ها تقریبا کل ایران اشغال میکنن وایل بیرانوند در بروجرد راه بر آنها میبندند وبا شکست دادن روس تا شمال بر آنها می تازن و،،،،،،،،،،،، و کلی تاریخ شجاعت ووطن پرستی که کتابها باید نوشت،متشکر
شوهانی
طایفه لک در زمان نادرشاه افشار از هند به ایران کوچ داده شد
در واقع اینها این صدهزار نفر را نادرشاه افشار به عنوان گروگان به ایران آورد

لک::در زبان هندی به معنی صد هزار
علی باقری
لک: (lok) : [ اصطلاح چوپانی ] شتر نر دو ساله.
Biran lak
لک و لکستان مستقل است . هویت ما را نمتوانید تغییر بدهید . ما لک هستیم درود بر لکستان
سهراب
لک ها واقعابه دنبال چه هستند
اگرصحبت ازشجاعت غیرت تاریخ و...باشد
قوم لرشجاع ترین باغیرت ترین وپیشینه دارترین قوم جهان است
اگرلک هارابابختیاری هامقایسه کنیم قوم بختیاری هم ازلحاظ گویش لباس وفرهنگ تفاوت بسیاری بالرهای لرستان دارندبختیاریهاهمیشه حکومتی خودمختارومستقل ازحکومت مرکزی ایران داشتندوباشرکت های انگلیسی قراردادنفتی می بستندحتی منطقه ی جغرافیایی بختیاری هم مشخص است وبالرستان وسایراقوام لریکی نیست امابختیاری هاهمیشه خودرالروایرانی تبارمی داننددرمقابل لک هابرای یک روزهم مستقل نبوده اندلکهاهمیشه جزعی ازمردم لرستان بوده اندلهجه ی لک هاهمان لری قدیم است همه ی لرهای لرستان لهجه لکی رامی فهمندازلحاظ لباس وفرهنگ هم بادیگرطوایف لرستان یکی هستندودریک منطقه جغرافیایی زندگی می کنند.
لک ها خودراکرد معرفی میکننددرحالیکه کردهاهم خودرامنتسب به افغانها می دانند
واقعالک هابه چه قیمت اجدادخودراانکارمکنندوتبارخودرابه افغانهامی رسانند؟
Bic
ما لک مستقل هستیم . قوم مستقل و زبان مستقل
این گویش لُریه که بیشتر به زبان افغانی‌ها نزدیکه ؟؟؟
کوروش
سرزمینهای کوستانی به سه منطقه تقسیم میشوند .
زیر کوه، که سمت جنوب یک رشته کوه می باشد.
بالای کوه، که روی تخت گاهها و دره های وسیع ازتفاعات می باشد.
پشت کوه، که در سمت دیگر کوه و سمت شمالی کوه می باشد.

لک کوتاه شده کلمه لای کوه به معنی میان کوه است و لای کوه کوتاه شده به لک مبدل گشته است
حسنوند لک لرستان
عزیزان گول این نوشته ها رو نخورید
ایل لک شاخه ایی از قوم لر آریایی است
بعضی از پانکردهای عراق سعی در جدا کردن ایل لک رو از قوم بزرگ لر را دارند
مانند ایلات لر گوران-لر زنگنه-لر ملکشاهی -لر کلهر
که امروزه بعضی ها آنها رو کرد معرفی می کنند

بعضی از ایل ما گول این تبلیغات پانکردهای عراق رو خوردند و در حالی که خود رو قوم می خوانند

ولی پانکردهای عراق در دانشنامه ایرانیکا نوشته اند طوایف کرد در لرستان به زبان لکی کردی تکلم می کنند و در سلسله و دلفان زندگی می کنند


مرگ بر پانکردهای عراق و منافقین

ایل لک قوم بزرگ لر آریایی
تارش
لک یکی دیگر از اقوام کاسی نژاد است. که خواستگاه آن تالش گيلان است. ژن، برا، دت، ژیویر، خویه، و.. ازکلمات مشترک تالشی ولکی است. درزبان گیلی معني سوراخ می دهد. لک‌ها یکی دیگر از اقوام کاسی اند ومستقل از آریایی وترک. که از4500تا5000هزار سال قبل به علت داشتن سرزمین وجمعیت قابل ملاحضه قوم مستقل از سایر اقوام وجزنژاد کاسی می باشند.


محمد
لک بخشی از کوردستانه
لک ها مهاجرتی های کوردستان که بدلیل سرکوب شدن پراکنده شدن
بیشتر واژه هاشون کوردیه
پس لر نیستن
موری بازُفت(بختیاری)
در گویش زبان بختیاری واژه لِک(Lak)= دنباله روی، پیرو، دنبال کردن است. برای مثال: لِکش ول کن=یعنی دیگه دنبالش نرو.
موری بازُفت(بختیاری)
در گویش زبان بختیاری واژه لک دارای چندمعنی میباشد که به اختصار توضیح داده میشود وضمنآ به نوع تلفظ باید دقت شود.۱_ لَک که یکی از طوایف لر میباشد.و واژه لِک= شاخه درخت ۲ِ_ لِک= دنباله رو، دنبال کردن، پیرو،برای مثال ( لِک فلان شخص ویا کار را ول کن= یعنی دیگه دنبال فلان شخص ویا کار نرو)۳-لَک=یعنی لَکه است.و (واژه لِکِه=پارچه کهنه)
پگاه
قوم لک یکی از سه شاخه ی اصلی ومستقل اقوام آریایی به نام مادها هستند که نخستین حکومت و تمدن مدرن را در غرب ایران زمین بنیان نهادند. زبان آنها یعنی زبان لکی با دستور زبان و ادبیاتی قوی که دارای حدود سی هزار لغت است ، بازمانده زبان های اصیل اوستایی و پهلوی است که به دلیل شرایط خاص جغرافیایی این مناطق، کمتر دچار تغییر و تحول شده است.

سکونتگاه اصلی مردم لک زبان در مرز مشترک بین چهار استان در جنوب استان کرمانشاه ، شرق استان ایلام و جنوب غرب استان همدان و شمال غربی و غرب لرستان است. لک‌ها بیشتردر شهرهای دلفان ، کوهدشت ، سلسله ، هرسین ، صحنه ،کنگاور،سنقرودینور، شیروان، چرداول ، دره شهر، آبدانان، تویسرکان، نهاوند، کرمانشاه و خرم آباد ساکنند.

مردم لک در پی مهاجرت‌ها در بیرون از منطقه لک‌نشین زاگرس نیز زندگی می کنند. برای نمونه روستای لکستان در آذربایجان شرقی و عده‌ای از ساکنان میانکاله و روستای زاغ مرز توابع بهشهر، روستای کجور، کلاردشت، تیت دره، مکارود در شمال و گروهایی نیز به استان های فارس، قزوین، شمال خراسان و ورامین در استان تهران تبعید شده اند.

به دلیل نزدیکی زبانی و فرهنگی، لک‌ها عموما شاخه‌ای از کردها یا لرها در نظر گرفته می‌شوند. برخی معتقدند واژه لک از ترکیب دو واژه لر و کرد تشکیل شده‌است .و لكهای باستانی ایرانی را هر كدام به خودشان منتسب می كنند .درحالیکه لكها از لحاظ فرهنگی، احساسی و مذهبی و بسیاری از مولفه های قومی خصوصا پوشش خود را مستقل از قوم كرد و لر می دانند.و قویترین نظریه که بیشتر باستان شناسان و زبانشناسان بدان معتقدند این است که زبان لکی بازماندهٔ فارسی باستان و پهلوی است . (پارسی باستان زبانی است که در زمان هخامنشیان مستعمل بوده و ریشه ی زبان فارسی امروزی است).

مهمترین عامل افتراق واستقلال این قوم مولفه زبانی است. تحقیقات زیادی در مورد ریشه زبان لکی صورت نگرفته است اما می توان گفت زبان لکی یک زبان زیبا و آهنگین است که واژه های باستانی و کهن فارسی به قدر زیادی درآن وجود دارد. و شکل قدیمی و اصیل برخی واژه ها و شیوه ی جمله بندی اصیل در این زبان باعث می شود که ابراز نمود زبان لکی به جا مانده ی زبان های پارسی باستان و پهلوی است.ودراین زبان واژه هایی می توان پیدا کرد که با زبان های پهلوی اشکانی و پارسی میانه مشترک هستند.ازاینرو می توان گفت که مهم ترین مآخذ لکی زبان پارسی باستان است همچنین زبان لکی باقی مانده زبان اوستایی است و شباهت بسیار زیادی در مورد ریشه های زبان لکی و اوستا دیده شده است.
دت لک
برخلاف گفته های برخی دوستان لکی گویش نیست و یک زبان است و به ثبت ملی هم رسیده. قوم لک شاخه ای از کردها یا لرها نیست بلکه کاملا مستقل است و قدمت آن خیلی بیشتر از لر و کرد است. چرا وقتی درباره موضوعی نمی دونید بی دلیل حرف می زنید؟قوم لک زبان و لباس و فرهنگ و.... خاص خودش رو داره. چرا بی دلیل می خواید لکی رو شاخه ای از بقیه زبان ها نشون بدین؟ لکی زبان است و به ثبت ملی رسیده اما لری زبان نیست و در واقع گویشی از زبان لــــــــــــــکـــــــی است
حسین حسنوند
گل بی خار جهان، مردم صاحب هنرند.

" یه روز یه لره،.
من یک لر هستم
این یک ادعا نیست
افتخار است


یه روز یه لره، میشه شهید بهنام محمدی. اولین نوجوان ۱۳ ساله شهید راه وطن
یه روز یه لره، میشه اریوبرزن فرمانده ارتش داریوش
یه روز یه لره، میشه سردار بی بی مریم بختیاری فرمانده سپاه بختیاری
یه روز یه لره، میشه دکتر عبدالحسین زرین کوب
یه روز یه لره، میشه دکتر ملک حسینی تنها پزشک پیوند کبد در اسیا
یه روز یه لره، میشه بانو قدم خیر رهبر مبارزان عشایر در مقابل انگلیس
یه روز یه لره، میشه مهرداد اوستا نویسنده و شاعر
یه روز یه لره، میشه مسعود بختیاری صدای مخملینش تا عرش هم میرسه
یه روز یه لره، میشه محسن رضایی هشت سال دفاع از ایران را رهبری می‌کنه
یه روز یه لره، میشه کریم خان زند...
یه روز یه لره، میشه حسین پناهی تا ابد در خاطره همه ایرانیان زنده می‌مونه
یه روز یه لره، میشه باباطاهر
یه روز یه لره، میشه علی مردان خان که به ارتش رضا خان میگه هر عقابی بخواهد از اسمان این کشور عبور کند باید پرهایش را باج بدهد
یه روز یه لره، میشه پرفسور موسیوند و قلب مصنوعی رو اختراع میکنه
یه روز یه لره، میشه قیصر امین پور
یه روز یه لره، میشه سردار اسعد بختیاری فاتح تهران
یه روز یه لره، میشه ایت الله بروجردی
یه روز یه لره، میشه پرفسور کرم زاده استاد جهانی ریاضی
یه روز یه لره، میشه احسان کامرانی استاد دانشگاه هاروارد و مخترع قرنیه مصنوعی چشم
یه روز یه لره، میشه پرفسور باهر مغز سوم فیزیک جهان
یه روز یه لره، میشه پرفسور جعفر شهیدی.
و.
یه روز همه این‌ها میشوند سوژه‌ی خنده هموطنان خودشان.
به امید روزی که یاد بگیریم به همدیگه در هر پوشش، قومیت و مذهبی احترام بگذاریم"
ساسان بیرانوند
علیرضا بیرانوند گفت::وطن پرستی آریوبرزن ،عدالت ورزی کریم خان زند،آزادی خواهی سردار اسعد بختیاری
گواه اصالت قوم من است.بی شک منغار زدن کلاغی بی اصالت نمی تواند اصالت پاک ونجیب را از بین ببرد
پهلوی
کریم خان اهل روستای پری ، زنگنه در ملایر ( مال خانه آیر آتش) در نزدیکی اراک است و کرد زنگنه هست تاریخ دزدی بی فایده است حتی لک هم نیست ، لر طایفه است در اندیمشک ، اسم یک ایل است در شاهنامه هیچ اسمی از آن نیامده انقدر بزرگش نکنید، پایر بو لک
بیرانوند
لکی یکی از گویش های زبان کردی است که با گویش کرمانجی دارای شباهت های نسبتا زیادی است
معنی لک
کُردهای عزیز درشوخ طبعی درجهان بی نظیرندو اینکه گفته شده کُردها خودرا افغانی می دانند این شوخی است چون به شوخی می گویند ما افعانی هستیم بلکه دولت به اندازه افغانی ها به ماتوجه کند ومزاح و شوخی ربطی به مسائل تاریخی ندارد
نیاز
یکی از گویش های کردی لکی است
پریا
یکی از گویش های زبان کردی، لکی است
اکبر روشنی
بالا رفتن در زبان مُلکی گالی( زبان بومیان رشته کوه مکران در جنوب شرق کشور)
اکبر روشنی
تکه از یک جسم در زبان مُلکی گالی( زبان بومیان رشته کوه مکران در جنوب شرق کشور)
وهسودان مرزبان
چند نکته را باید اول در نظر داشت و سپس به تاریخ اشاره کرد

اگرچه ایلی به نام لک وجود داشته اما به اینلکهای کنونی تا زمان اغا محمد قاجار ایل زند می گغتند پهلک نه و پهله است که اگر پهلک هم بخوانیمش باز می دانیم همان پهله است که فیلی می گویند و درست تر ان بود که فهلوی یا پهلوی بخوانند
-
کرد به هر واژه و گونه و گویه که برگردانیدش دست کم تا زمان نشر کتاب شرفنامه بدلیسی به سال ۱۸۶۷ توسط دانشمند روسی به معنی عشایر کوچگرد پارسی یا ایرانی است و همه دیلمی و کرمانجی و پشتو و بلوج و لر و عشایر استان فارس و خراسان و قفقاز است و هیچ ترک و عربی مگر به مجاز و کنایه کرد گفته نمیشده ان که یکی گفته به عربها کردان سورستان میگفتند قیاسی است مانند اینکه به ترکان بگویییم لران چین - اما در عالم واقع به هیچ شهر نشین و ده نشین و هیچ ترک و هیچ عربی کرد گفته نمیشد و کرد تنها به عشایر ایرانی چه دری زبان و چه کرمانجی و چه بلوچی و چه شول و چه خراسانی و چه قفقازی باشد کرد می گفتند و اهل شهر و ده را به هیچ عنوان کرد و لر نمی گفتند مگر خوانین و ملاک که بر حسب امارات در شهر بودند در متون به همه عشایر ایرانی کردان پارسی گفته میشد و حتی به عشایر استان فارس نیز کردان فارس می گفتند به بلوچها پشتو ها و دیلمیان و دری زبانان خراسان نیز کردمیگفتند

کرمانجهای خراسان از پیش از اسلام انجا بودند و در زمان شاه صفوی به انجا نرفتند

شاهنامه و ده ها اثر دیگر همه ایران را پارس می نامیدند و از سند تا فرات را پارسا ایران شهر به معنی مملکت آزادگان پارسا می خواندند
آری پارس دیگری هم در جنوب ایران هست که ان هم فارس است اما انجا نخست نام انشان داشته و با رفتن ایرانیان به انجا و ساختن یک پهله پارسی به نام پارس نام می گیرد و نه بر عکس - در گلنبشته های اشوری پارس را به شرق موصل میگویند و مشخصا اطراف رود زاب و اطراف دریاچه ارومیه و اطراف دیالی و خرم اباد و لرستان را پارس خوانده اند

اینها همه که گفته شد به این معنی نیست که کسی زیر مجموعه پارس است این به این معنی است که پارسی دری نیز یک شاخه چون سورانی و کرمانجی و زندی و بویراحمدی و بلوچی و پشتو و دیلمی
ماله میر
نژادماد مثل ریشه بلوط وکردولرولک و کرمانج و...مثل شاخه های تنومنداین درخت هستنداگه شاخه ای ازاین درخت بخوادازبقیه بالاتربره نور به برگهای شاخه های پایین تر نمیرسه وخشک میشه این خشکی زمینه سازافت وپوسیدگی تنه ی بلوط میشه وتمدن چندهزارساله نژادمون دچارتحریف وتغییرمیشه
پس واسه نوشته هاتون صند ومدرک رسمی بیارید
وکاری نکنیدکه بلوطی بااین قدمت که هنوز استوارایستاده باوزش نسیمی روی زمین بیفته وازبین بره

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• طوایف لک   • قوم لک در داغستان   • زبان لک   • طایفه لک ازنا   • لک های عراق   • قوم لک در عراق   • طایفه لک بختیاری   • قدمت زبان لکی   • معنی لک   • مفهوم لک   • تعریف لک   • معرفی لک   • لک چیست   • لک یعنی چی   • لک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی لک

کلمه : لک
اشتباه تایپی : g;
آوا : lak
نقش : اسم
عکس لک : در گوگل

آیا معنی لک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )