برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1361 100 1

لنج

/lenj/

مترادف لنج: غراب، کشتی، اعرج، چلاق، شل، لنگ، سدر، خرام، خرامش، لنجه

معنی لنج در لغت نامه دهخدا

لنج. [ ل ُ ] (اِ) مدخل کندوی زنبور عسل (در تداول مردم بروجرد).

لنج. [ ل ُ ] (اِ) بیرون رُخ. (فرهنگ اسدی نخجوانی ). لفج. پوز. فرنج. بتفوز. نول. لوچه. مشفر (در شتر). بیرون روی و رخ و بیرون لب را نیز گویند. (اوبهی ). لب ستبر. لوشه. لب شفه. جحفله :
خروشان ز کابل همی رفت زال
فروهشته لنج و برآورده یال.
فردوسی.
گفت من نیز گیرم اندر کون
سبلت و ریش و موی لنج ترا.
عماره.
میدراند کام و لنجش را [لنج اشتر را] دریغ
کآن چنان ورد مربی گشت تیغ.
مولوی.
آن لب که بود لنج خری بوسه گه آن
کی باشد درخورد شکربوس مسیحا.
مولوی.
که بترسد گر جوابی وادهد
گوهری از لنج او بیرون فتد.
مولوی.
- لب و لنج آویختن و یا فروافکندن ؛ کنایه از در خشم شدن است. (حاشیه ٔ مثنوی ). عبوس شدن :
گفت شاباش و ترش آویخت لنج
شد ترنجیده ترش همچون ترنج.
مولوی.
چشم پردرد و نشسته او به کنج
روترش کرده فروافکنده لنج.
مولوی.
رجوع به لب و لنج شود.
|| اندرون رخساره باشد که گردبرگرد دهان است از جانب درون و بعضی گویند بیرون روی است یعنی بر دور بینی و پاره ای از روی و تمام چانه و زنخ. (برهان ). || درون دهن بود که آن را کب و آکب و پچ و پوچ خوانند و در خراسان لُنبوس خوانند.
- لنج پر باد کردن ؛ کبر آوردن :
کره ایرا که کسی نرم نکرده ست متاز
به جوانی و به زور و هنر خویش مناز
نه همه کار تو دانی نه همه زور تراست
لنج پر باد مکن بیش و کتف برمفراز.
لبیبی.
من لنج پر از باد ازین کوی به آن کوی.
سنائی.

لنج. [ ل َ ] (اِ) خرام. ناز. (غیاث ). خرام و آن رفتاری باشد از روی ناز و کبر. (برهان ). || (ص ) لنگ. شل. اعرج : قطعاﷲ اثره ؛ ببرد خدا نشان قدم او را، یعنی برجای مانده و لنج گرداند. (منتهی الارب ).

لنج. [ ل َ ] (اِمص ) بیرون کشیدن. || بیرون بردن چیزی از جائی به جائی. || برکشیدن. || آویختن. (برهان ). || (فعل امر) امر از لنجیدن به م ...

معنی لنج به فارسی

لنج
دهی است از دهستان اشیان بخش فلاورجان شهرستان اصفهان در ۲٠ کیلومتری جنوب فلاورجان جلگه معتدل ۱۵٠۸ تن سکنه . محصول : غله برنج پنبه .
لب، لپ، لفج، دوطرف دهان ازبیرون، خوشه انگورکه دانه های آنراکنده وخورده باشند، لنجه، ناز، خرام
( اسم ) سدر .
مدخل کندوی زنبور عسل
[ گویش مازنی ] /lenj/ گل آب دار و چسبناک که برای کوزه گری سودمند است
ده کوچکی است از دهستان ژان بخش دورود شهرستان بروجرد .
از اتباع . لب و لنج آویختن یا لب آویزان یا آویخته داشتن .
( اسم ) لب و لوچه لب . لک و لنج آویختن . ( مصدر ) نشان دادن عدم رضایت با ترشرویی لب و لوچه آویزان بودن .
چین و شکنج

معنی لنج در فرهنگ معین

لنج
(لُ نْ) (اِ.) لُپ .
(لَ نْ) (اِ.) خرام ، ناز.
(لَ یا لِ) (اِمص .) بیرون کشیدن ، بیرون بردن چیزی را از جایی به جایی .
(لَ) (ص .) = لنگ : شل ، اعرج ، لنگ .
( ~ .) (اِ.) سدر.

معنی لنج در فرهنگ فارسی عمید

لنج
خوشۀ انگور که دانه های آن را کنده یا خورده باشند.
ناز، خرام.
قایق بزرگ موتوری که معمولاً از چوب یا مواد فایبرگلاس ساخته می شود.
لب، لپ، دو طرف دهان از بیرون: نه همه کار تو دانی نه همه زور تو ر ا ست / لنج پرباد مکن بیش و کتف برمفراز (لبیبی: شاعران بی دیوان: ۴۸۵).

لنج در دانشنامه ویکی پدیا

لنج
لنج (با فتح یا کسر لام) (به انگلیسی: launch) گونه ای از کشتی کوچک یا قایق بزرگ باری و مسافری است که در خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند دیده می شود. لنج ها بر پایه قایق های بادبانی رایج در خلیج فارس ساخته می شود با این تفاوت که به جای بادبان با موتور حرکت می کند. عرشه باز یا نیمه باز دارد. از دهه ۱۹۵۰ میلادی موتور بنزینی یا دیزل برای پیشراندن لنج ها بکار رفت و امروز بیشتر لنج ها موتور دارند.
دریانوردی در خلیج فارس">اصطلاحات دریانوردی در خلیج فارس
در جنوب به کسانی که در کار ساخت لنج می باشند جلاف یا گلاف گفته می شود.
به اتاق ناخدا قماره و به انبار پائینی خن گفته می شود.
در ایران لنج ها در کرانه های خلیج فارس بسیار یافت می شوند و لنج سازی یکی از صنایع بومی مردمان خلیج فارس است.
عکس لنج
لنج آباد یک روستا در ایران است که در دهستان لاهرود واقع شده است. لنج آباد ۹۸ نفر جمعیت دارد.
لنج آباد (دورود)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دورود در استان لرستان ایران است.
این روستا در دهستان دورود قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۰ نفر (۱۳خانوار) بوده است.
لنج آباد (سنندج)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سنندج در استان کردستان ایران است.
این روستا در دهستان نران قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۷۳ نفر (۵۵خانوار) بوده است.
لنج آباد (مریوان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مریوان در استان کردستان ایران است.
این روستا در دهستان سرکل قرار دار ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با لنج

لنج را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهرا
لنج نام متوری است که بر روی نوعی کشتی چوبی به نام جهاز نصب شود
(تلفظ lanj) رجوع به جهاز.
سجادیه
لُنج در گویش یزدی به معنای لب میباشد
مختار
سلام. لنج همون شناور میباشد. قبلا از جنس چوب بود ولی حالا فایبر هست. که در کرانه های خلیج فارس هست. من کار خودم لنج هست با لنج به کشورهای حوضه خلیج فارس سفر میکنم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قیمت لنج   • لنج به انگلیسی   • لنج سازی   • انواع لنج   • لنج فایبرگلاس   • نام دیگر کشتی کوچک   • لنج باری   • کشتی کوچک در جدول   • معنی لنج   • مفهوم لنج   • تعریف لنج   • معرفی لنج   • لنج چیست   • لنج یعنی چی   • لنج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی لنج
کلمه : لنج
اشتباه تایپی : gk[
آوا : lenj
نقش : اسم
عکس لنج : در گوگل

آیا معنی لنج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )