برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1407 100 1

لغوی

/loqavi/

مترادف لغوی: لغت شناس، لفظپرداز، واژه شناس

متضاد لغوی: نحوی

معنی لغوی در لغت نامه دهخدا

لغوی. [ ل ُ غ َ وی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به لغت. || دانشمند علم لغت . مردی که دانش لغت دارد. دانای به علم لغت. عالم به لغت. ج ، لغویون ، لغویین :
چو ابن رومی شاعر چو ابن مقله دبیر
چو ابن معتز نحوی چو اصمعی لغوی .
منوچهری.

لغوی.[ ل َ وا ] (ع ص ، اِ) سخن بیهوده. لغو. || هیچکاره از هر چیزی. لغو. || خطا. لغو. || بانگ مرغ سنگخوار. لغط. (منتهی الارب ).

لغوی. [ ل َ وا ] (اِخ ) موضعی است در شعر عروةبن معروف الاسدی ، مشهور به ابن حجلة. (از معجم البلدان ).

معنی لغوی به فارسی

لغوی
منسوب ومربوطبه لغت، کسی که علم لغت میداند
( صفت ) منسوب به لغت : ۱- مربوط به لغت وابسته به لغت : تا تصریف اوزان لغوی و شعری بر یک نسق باشد . ۲- دانشمند لغت لغت شناس جمع : لغویون لغویین ( بسیاق عربی ) لغویان ( بسیاق پارسی ) : ... چنانکه لغویان گویند ضرب بر وزن فعل است .
موضعی است در شعر عروه بن معروف الاسدی . مشهور به ابن حجله .
یا رضی شاطبی
از شاعران قرن چهارم است .

معنی لغوی در فرهنگ معین

لغوی
( لُ غَ یُ) [ ع . ] (ص نسب .)منسوب به لغت . ۱ - لغت شناس . ۲ - وابسته به لغت . ج . لغویون .

معنی لغوی در فرهنگ فارسی عمید

لغوی
۱. مربوط به لغت.
۲. (صفت نسبی، اسم) کسی که علم لغت می داند، لغت دان، زبان شناس.

لغوی در دانشنامه اسلامی

لغوی
معنی إِبْکَارِ: بامداد - صبحگاه -طرف ابتداي روز ( معناي اصلي و لغوي اين کلمه استعجال و شتابزدگي بوده است )
معنی نَفَخَ: دميد(نفخ به معناي دميدن هوا در داخل جسمي است بوسيله دهان يا وسيلهاي ديگر - اين معناي لغوي نفخ است ، ولي آن را بطور کنايه در تاثير گذاشتن در چيزي و يا القاء امر غير محسوسي در آن چيز استعمال ميکنند )
معنی نُفِخَ: دمیده شد (نفخ به معناي دميدن هوا در داخل جسمي است بوسيله دهان يا وسيلهاي ديگر - اين معناي لغوي نفخ است ، ولي آن را بطور کنايه در تاثير گذاشتن در چيزي و يا القاء امر غير محسوسي در آن چيز استعمال ميکنند )
معنی نَفَخْتُ: دميدم(نفخ به معناي دميدن هوا در داخل جسمي است بوسيله دهان يا وسيلهاي ديگر - اين معناي لغوي نفخ است ، ولي آن را بطور کنايه در تاثير گذاشتن در چيزي و يا القاء امر غير محسوسي در آن چيز استعمال ميکنند )
معنی نَفْخَةٌ: دميدن(نفخ به معناي دميدن هوا در داخل جسمي است بوسيله دهان يا وسيلهاي ديگر - اين معناي لغوي نفخ است ، ولي آن را بطور کنايه در تاثير گذاشتن در چيزي و يا القاء امر غير محسوسي در آن چيز استعمال ميکنند )
معنی نَفَخْنَا: دميديم(نفخ به معناي دميدن هوا در داخل جسمي است بوسيله دهان يا وسيلهاي ديگر - اين معناي لغوي نفخ است ، ولي آن را بطور کنايه در تاثير گذاشتن در چيزي و يا القاء امر غير محسوسي در آن چيز استعمال ميکنند )
معنی يُنفَخُ: دميده می شود (نفخ به معناي دميدن هوا در داخل جسمي است بوسيله دهان يا وسيلهاي ديگر - اين معناي لغوي نفخ است ، ولي آن را بطور کنايه در تاثير گذاشتن در چيزي و يا القاء امر غير محسوسي در آن چيز استعمال ميکنند )
معنی ﭐسْتَفْتِهِمْ: ازآنان بپرس(با جديت) (کلمه فتوا به معناي پاسخ دادن به حکمي است که تشخيص دليل آن براي ديگران مشکل باشد و چون گفته ميشود : من از فلاني استفتاء کردم و او به من چنين افتاء کرد معناي اين است که من از او حکم شرع را پرسيدم و او حکم را برايم بيان کرد . و آنچ...
معنی مُّسْتَمِرٍّ: مستمر - بي وقفه -پی در پی (معناي فرستادن باد در روزي نحس مستمر" إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ " اين است که خداي تعالي آن باد ر ...


معنی لغوی به انگلیسی

lexical (صفت)
حرفی ، لغوی ، واژهای ، کلمهای ، وابسته به فرهنگ لغات ، وابسته به فرهنگ نویسی

لغوی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین
آستروتین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنای لغوی ایمان   • ایمان یعنی   • ایمان در قرآن   • معنی اسم ترکی آیمان   • معنی ایمان چیست   • ایمان و معرفت   • تحقیق در مورد ایمان   • مفهوم ایمان   • معنی لغوی   • مفهوم لغوی   • تعریف لغوی   • معرفی لغوی   • لغوی چیست   • لغوی یعنی چی   • لغوی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی لغوی
کلمه : لغوی
اشتباه تایپی : gy,d
آوا : loqavi
نقش : صفت
عکس لغوی : در گوگل

آیا معنی لغوی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )