برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1619 100 1
شبکه مترجمین ایران

قوشجی

معنی قوشجی در لغت نامه دهخدا

قوشجی. (ترکی ، ص مرکب ، اِ مرکب ) قوشچی. رجوع به قوشچی شود.

قوشجی. (اِخ ) دهی است از دهستان ابرغان بخش مرکزی شهرستان سراب ، سکنه ٔ آن 1001 تن. آب آن از نهر. محصول آن غلات ، حبوب و شغل اهالی آن زراعت و گله داری است.راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی قوشجی به فارسی

قوشجی
( ملا )علی علائالدین علی بن محمد سمرقندی عالم و ریاضی و متکلم ایرانی ( ف. استانبول ۸۷۹ ه ق . ) وی بفرمان سلطان الغ بیگ مامور تشکیل رصدخانه سمرقند گردید و زیج الغ بیگی را بپایان رسانید. پس از مرگ سلطان بسفر حج رفت و مورد توجه اوزون حسن آق قویونلو شد و از جانب وی بسفارت و عقد مصالحه بدربار سلطان محمدخان ثانی به استانبول بازگشت و مدرس مدرسه ایاصوفیا شد . از تالیفات اوست : حاشیه شرح کشاف تفتازانی شرح تجرید خواجه رساله - محمدیه هیئت فارسی العقود الزواهر محبوب الحمایل .
دهی از دهستان ابرغان بخش مرکزی شهرستان سراب .
دهی از دهستان چهاردانگه بخش هوراند شهرستان اهر .

قوشجی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی قوشجی   • مفهوم قوشجی   • تعریف قوشجی   • معرفی قوشجی   • قوشجی چیست   • قوشجی یعنی چی   • قوشجی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قوشجی

کلمه : قوشجی
اشتباه تایپی : r,a[d
عکس قوشجی : در گوگل

آیا معنی قوشجی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )