برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1467 100 1

قوس

/qows/

مترادف قوس: انحنا، خم، شیز، کمانه، کمان، وتر، طاق، آذرماه

برابر پارسی: کمان، کژواره، کمانه

معنی قوس در لغت نامه دهخدا

قوس. [ ق َ ] (ع مص ) اندازه کردن چیزی را به چیزی مانند وی در حکم. || سبقت بردن و پیشی گرفتن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || راست کردن و صف کشیدن اسبان رهان را وقت تاختن. قاس الخیل ؛ راست کرد و صف کشید اسبان رهان را وقت تاختن. (منتهی الارب ).

قوس. [ ق َ ] (ع اِ) کمان. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). مؤنث است و تصغیر آن قویسة میشود و گاهی آن را مذکر کنند و تصغیر آن را قویس گیرند. (ااز قرب الموارد) (ناظم الاطباء). || ذراع. (اقرب الموارد). گز بدانجهت که مذروع را با آن قیاس کنند. قول خدای تعالی : فکان قاب قوسین أو أدنی ؛ یعنی دو کمان عربی یا بقدر دو گز. (منتهی الارب ). || باقیمانده ٔ خرما در تک خنور. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || آنچه گرو بندند در اسب دوانیدن و جز آن. (منتهی الارب ). || هرچه به هیأت قوس ، منحنی باشد، چون قوس پل و قوس دایره و قوس قزح. (از اقرب الموارد). || در هندسه و هیأت حصه ای از محیط دایره است. (فرهنگ نظام ).
- قوس الرجل ؛ آنچه از کمر وی منحنی باشد. (از اقرب الموارد).
- قوس السماء ؛ عبارت است از نصف فلک و ربع مسکون یا غیر آن چرا که چون تمام فلک مرئی و غیرمرئی بشکل دایره تصور شود پس نصف آن یا ثلث آن یا ربع آن البته بصورت قوس باشد یا آنکه قوس السماء، قوس قزح مراد باشد. (آنندراج ) (غیاث اللغات ).
- قوس النهار ؛ عبارت است از مقدار مسافت سیر ظاهری شمس از افق مشرقی تا افق مغربی چرا که چون تمام فلک مرئی و غیر مرئی را بصورت دایره فرض کنیم نصف آن بالضروره بشکل قوس باشد پس نصف مرئی فلک را که مسیر شمس در روز باشد قوس النهار گویند. (آنندراج ) (غیاث اللغات ).
- قوس قزح ؛ رجوع به مدخل قوس قزح شود.

قوس. [ ق َ ] (اِخ ) برجی است در آسمان. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). نام برج نهم از دوازده برج فلکی که کمان و کمان گردون نیز گویند. (ناظم الاطباء). نام برج نهم از بروج دوازده گانه است که ستاره هایش شکل مرد تیرانداز فرض شده. (از فرهنگ نظام ). در جامع الحکمتین آمده : از دوازده برج که جملگی فلک بدان منقسم است ، سه برج آتشی است و سه برج خاکی است و سه برج بادی است و سه برج آبی. آتشی حمل و اسد و قوس ...

معنی قوس به فارسی

قوس
صورتی است از صور فلکی که جنب برج عقرب قرار دارد . این برج از این لحاظ جالب توجه است که در نزدیکی آن دسته های فراوان ستاره های خوشه یی شکل و سحابی قرار گرفته است . اهمیت دیگر آن اینست که بعقیده بعضی از ستاره شناسان زمین و کهکشان و منظومه شمسی جزو یکی از مجموعه های سحابی شکل است که محور آن از جنب برج قوس میگذرد . مجموعه ستارگانی که برج قوس را تشکیل میدهد بشکل کفگیر وارونه ایست و همین علامت مشخص برج قوس است .
کمان، ونام برج نهم ازدوازده برج فلکی
سنان بن عامر بدانجهت که کمان خود را در عوض هزار شتر در نزد حارث بن ظالم نعمان اکبر گرو گذاشت .
[arch] [معماری و شهرسازی] خط منحنی تشکیل شده از یک یا چند کمان برای ترسیم یا طراحی ساخته های منحنی در معماری
[arch] [مهندسی عمران] سازه ای خمیده که بارهای وارده به تکیه گاه ها را به صورت دو مؤلفۀ افقی و قائم منتقل کند
[Sagittarius, Sgr, Archer] [نجوم] صورت منطقه البروجی بین دو صورت جدی و عقرب که به شکل موجودی افسانه ای، نیمی اسب و نیمی انسان، تصور می شود
کمان گروهه و آن از آلات شکار است .
کمان گروهه
[electric arc] [فیزیک] تخلیۀ الکتریکی نورگسیل بین دو الکترود در محیط عایق
[reflex arc] [علوم پایۀ پزشکی] مسیر کمانی انتقال پیام عصبی که با اتصال اندام های گیرنده و کنشگر سبب شکل گیری بازتاب های عصبی می شود
[elliptical arch , semielliptical arch , basket-handled arch , basket arch] [معماری و شهرسازی] نوعی قوس چرب که با نیم بیضی افقی یا کمان های چند دایره ترسیم می شود
[catenary arch , parabolic arch , catenarian arch] [معماری و شهرسازی] قوسی به شکل تاب یا ...

معنی قوس در فرهنگ معین

قوس
(قُ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - کمان . ۲ - نام یکی از صورت های فلکی جنوبی .۳ - بخشی از محیط دایره .
(قُ س . قُ زَ) [ ع . ] (اِمر.) رنگین کمان .
(کِ شُ قُ) [ فا - ع . ] (اِمر.) (عا.) پیچ و تاب .

معنی قوس در فرهنگ فارسی عمید

قوس
۱. (نجوم) نهمین صورت فلکی منطقةالبروج که در نیمکرۀ جنوبی قرار دارد.
۲. نهمین برج از برج های دوازده گانه، برابر با آذر، تیرانداز.
۳. (اسم مصدر) خمیدگی.
۴. [جمع: اَقواس] [قدیمی] = کمان
* قوس وقزح: = رنگین کمان

قوس در دانشنامه اسلامی

قوس
تکرار در قرآن: ۱(بار)
ذراع. کمان. آن در اصل به معنی اندازه‏گیری است «قاسَ الشَّیْ‏ءَ بِغَیْرِهِ قَوْساً: قَدَّرَهُ عَلی مِثالِهِ» سپس از جمله معانی آن کمان (تیر اندازی) و ذراع است چنانکه در قاموس و اقرب به این تعبیر «اَلْقَوْسُ اَلذِّراعُ لِاَنَّهِ یَقاسُ بِهِ» است در تفسیر خازن نیز آمده و در «قاب»از مجمع نقل شد و آن اختیار ابن مسعود است. . مراد از قوسین درآیه دو ذراع یا دو کمان است و در صورت دوم ظاهراً فاصله دو سرکمان مراد است. این کلمه فقط یکبار در قرآن آمده است.

قوس در دانشنامه ویکی پدیا

قوس
قوس نام چند چیز است:
قوس، نام دیگر صورت فلکی کمان
برج قوس، از برج های فلکی
قوس، نام دیگر آذر ماه سال هجری خورشیدی
قوس نام چند چیز است:
قوس، نام دیگر صورت فلکی کمان
برج قوس، از برج های فلکی
قوس، نام دیگر آذر ماه سال هجری خورشیدی
قوس (یا چَفته یا چَفد یا چَفت) سازه ای منحنی شکل در معماری است که بر روی دهانه ها به منظور کاربردهای گوناگون پوششی ساخته می شود. این کاربردها می تواند طاق و گنبد باشد یا سازه های دیگری همچون پل یا طاق نصرت یا زهکشی آب. چفدها همواره از نگاه ریخت شناسی به سه شکل کلی ساخته شده اند: مازه دار و تیزه دار و چندوجهی. با این حال آنچه بیشتر کارایی باربری داشته است معمولاً قوس های تیزه دار و مازه دار بوده است.طاق با چَفد مازه دار   طاق با چَفد تیزه دار
پیدایش «چفته» هم زمان است با پیدایش شیوه تازه ای در معماری جهان به نام شیوه چفدوطاق در هزاره دوم پیش از میلاد. تا پیش از این، شیوه کهنتر نعل-پایه یگانه روش معماری برای پوشش بر روی دهانه ها بود. پیدایش نوآورانه چَفد با پی بردن به این واقعیت مهندسی همراه بود که جسم خمیده همواره نیروهای فشاری بر بخش برون سوی خود را به دو سر خود منتقل می کند؛ این واقعیت ساده اگرچه به فراوانی در طبیعت یافت می شود ولی دریافت آن برای معماران نخستین شاید کمتر از بزرگترین کشف های بشری نبوده باشد. شاید خم کردن ساده یک شاخه برای ساخت کمان نخستین دریافت و شناخت را در ذهن معمار باستانی پدیدآورده باشد و پس از آن معمار به این اندیشیده که اگر دو عضوی دیگر در برابر این نیروی فشاری وارده به دو سر چفد تاب آوری کنند آنگاه می توان از چفد برای پوشش میان آن دو عضو بهره برد. رسیدن به این حقیقت آغازگاه دوره ایست که به دوره «چفدوطاق» نامیده می شود و راه را برای گسترش و بالش هرچه بیشتر معماری و شهرسازی های دوران باستان و دوران میانه و کلاسیک و حتی دوره مدرن هموار کرده است. گواه آن کاربر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با قوس

قوس در جدول کلمات

قوس
کمان
قوس بی سر
وس
قوس قزح
رنگین کمان
قوس و قزح
سرویسه, نوس, سدگیس , رنکین کمان
ابزار جوش قوس الکتریکی
الکترود

معنی قوس به انگلیسی

bow (اسم)
سجود ، قوس ، کمان ، تعظیم
arc (اسم)
قوس ، کمان ، هلال ، جرقه ، خم ، خرپشته
arch (اسم)
قوس ، کمان ، طاق
chord (اسم)
قوس ، سیم ، تار ، زه ، ریسمان ، وتر ، عصب
archer (اسم)
قوس ، کماندار ، تیرانداز ، کمانگیر ، کمان کش ، صورت فلکی قوس

معنی کلمه قوس به عربی

قوس
حبل , قوس , نبال
قزحي الالوان
قوس قزح

قوس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هومان معمارباشی
این کلمه از واژه ی آکدی qaštu (قاشتو) می آید که به معنی منحنی می باشد.
حمیدرضا دادگر_فریمان
انحنا، خم، شیز، کمانه، کمان، وتر، طاق، آذرماه
سینا .
( قوس ) معربِ واژه ی پارسیِ ( گوژ ، کوژ ، کوز ) به معنای خمیدگی .
نمونه ی دیگر واژه ی ( قوز ) که برای کمر میگویند ، گوژپُشت .
علی باقری
قوس (Arch ) [ اصطلاح کفاشی]: قسمت میانی، باریک و خمیده کفش که قوس پا روی آن خم می‌شود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قوس در معماری   • قوس در معماری اسلامی   • معنی قوس   • قوس قوس چیست   • افسانه صورت فلکی قوس   • ماه قوس   • برج قوس چه ماهی است   • برج قوس به انگلیسی   • مفهوم قوس   • تعریف قوس   • معرفی قوس   • قوس یعنی چی   • قوس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قوس
کلمه : قوس
اشتباه تایپی : r,s
آوا : qows
نقش : اسم
عکس قوس : در گوگل

آیا معنی قوس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران