قهقرا

/qahqarA/

مترادف قهقرا: واپسگرایی

برابر پارسی: واپسگرا، پسرو، پسگردی
شبکه مترجمین ایران

فارسی به انگلیسی

astern, back, lapse, retrogradation

لغت نامه دهخدا

قهقرا. [ ق َ ق َ ] ( ع مص ) قهقری. به عقب برگشتن. سپسایگی رفتن. || ( اِمص ) به عقب برگشتگی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به قهقری شود.

فرهنگ فارسی

بازگشت بعقب، پس پس رفتن
۱ - ( مصدر ) به عقب برگشتن سپسایگی رفتن ۲ - ( اسم ) به عقب برگشتگی .

فرهنگ معین

(قَ قَ ) [ ع . قهقری ] (اِ. ) به عقب برگشتن ، بازگشتن .

فرهنگ عمید

۱. عقب.
۲. (اسم مصدر ) [قدیمی] بازگشت به عقب، پس پس رفتن.

پیشنهاد کاربران

سقوط کردن و بی ارزش شدن
پس رفتن
به معنای نابود شدن یا تباه شدن
نابود کردن تباه کردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما