برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1675 100 1
شبکه مترجمین ایران

قلیان

/qalyAn/

برابر پارسی: نارگیله

معنی قلیان در لغت نامه دهخدا

قلیان. [ ق َل ْ ] (اِ) غلیان. رجوع به غلیان شود.
- قلیان بردار ؛ خدمتکاری از مقربان که قلیان بردارد. (لغت محلی شوشتر ذیل رسم ).
- قلیان شوی ؛ چوبی بر سر آن دسته ریسمان پشمین کرده که درون کوزه یا شیشه ٔ قلیان را شویند.مفتولی و بر سر آن مقداری موی اسب که در میان کوزه ٔقلیان گردانیده جرم آن شویند.

قلیان. [ ق ُل ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حسین آباد. بخش حومه ٔ شهرستان سنندج ، واقع در 11هزارگزی شمال سنندج و 2 هزارگزی خاور شوسه ٔ سنندج به سقز. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنه ٔ آن 110 تن آب آن از رودخانه و چشمه و محصول آن غلات ، توتون ، لبنیات. و شغل اهالی زراعت و گله داری است.راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

قلیان. [ ق َل ْ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان زلفی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد، در 42هزارگزی جنوب الیگودرز، کنار راه مالرو چال به سکانه. سکنه ٔ آن 17 تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

معنی قلیان به فارسی

قلیان
( اسم ) رسم الخطی غالب برای غلیان . یا قلیان چاق کردن . آماده کردن قلیان .
ده کوچکی است از دهستان زلفی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در ۴۲ هزار گزی جنوب الیگودرز کنار راه مالرو چال به سکانه .
[ گویش مازنی ] /ghalyaan/ قلیان
دهی جزئ دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر واقع در ۳٠۵٠٠ گزی شمال کلیبر و ۳٠۵٠٠ گزی شوسه اهر کلیبر . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است .
[ گویش مازنی ] /ghalyaan sar/ آتش دان قلیان
[ گویش مازنی ] /ghalyaan shoor/ چوبی که به انتهای آن پارچه یا نخی بسته شود تا به وسیله ی آن شیشه ی قلیان را شستشو دهند
( صفت ) غلیان کش : آهو از آن به بعد رسما قلیان کش شده بود .
دهی است از دهستان قلعه کش بخش مرکزی شهرستان آمل واقع در ۱۳٠٠٠ گزی خاور آمل . موقع جغرافیایی ده دشت و هوای آن معتدل مرطوب مالاریایی است .
[ گویش مازنی ] /ghalyaan kelaa/ از توابع دهستان دشت سر آمل
یکی از کوههای مرکزی لرستان جزو سلسله جبال عظیم مغرب ایران .
حقه ای که در آن تنباکو کنند و بالای غلیان گذارند .
میانه قلیان میانه
میانه میانه غلیان
[ گویش مازنی ] /ne ghalyaan/ زشت - لاغر ترکه ۳مردنی ۴بی حال &
نی غلیان قلیان ...

معنی قلیان در فرهنگ معین

قلیان
(قَ) [ ع . غلیان ] (اِ.) وسیله ای برای دود کردن تنباکو.
(نِ قَ) ۱ - (اِمر.) نی ای که از آن قلیان سازند. ۲ - (ص مر.) (عا.) شخص لاغر اندام .

معنی قلیان در فرهنگ فارسی عمید

قلیان
وسیله ای برای دود کردن تنباکو مرکب از سر قلیان، بادگیر فلزی، میانۀ چوبی، میلاب، نی یا نی پیچ، و مخزن آب.

قلیان در دانشنامه ویکی پدیا

قلیان
قلیان یا نارگیله وسیله ای آبی برای کشیدن تنباکو است که در خاورمیانه، آسیای مرکزی و شمال آفریقا متداول است. بنابر شواهد موجود، قلیان از ایران به سایر نقاط جهان ازجمله هند و مصر راه یافت. در فارسی، به صورت قالیان (در عربی غلیون به معنای پیپ) نیز ثبت شده و گاه نارگیلی نیز نامیده شده است. در افغانستان، به کل مجموعه قلیان، چلم نیز می گویند. در کشورهای عربی، به نام شیشه و نارجیلة معروف است و در شبه قاره به حقّه معروف است. قلیان برای استفاده از دود حاصل از تماس زغال گداخته و تنباکو است که به این عمل «کشیدن قلیان» می گویند.قلیان هندی   مردی نشسته با قلیان. گرفته شده بین سال های ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۵   کریم خان زند در حال کشیدن قلیان   آتش گردان قلیان
بررسی ۵۴۲ مطالعهٔ علمی در زمینهٔ قلیان نشان می دهد که در مقایسه با کشیدن یک عدد سیگار، کشیدن یک قلیان حدوداً ۱۲ برابر بیش تر از دود، ۵ برابر بیش تر از قیر، ۲ برابر بیش تر نیکوتین، و ۲ برابر بیشتر منواکسید کربن وارد بدن می کند و به ازای هر ۴۵ دقیقه تا یک ساعت کشیدن قلیان، به اندازه ۵ بسته سیگار، دود وارد بدن انسان می کند.
قلیان به صورت سنّتی از چندین جز تشکیل شده که در دانشنامه ایرانی ها چنین ذکر شده است.
یکی از روش های درمانی که کاربرد زیادی در طبّ جامع ایران داشته است، هدایت دارو به موضعی است که درد و بیماری در آن جا ریشه دوانده است. از جمله وسایلی که می توان از طریق آن چنین شیوه درمانی را پیاده سازی کرد، قلیان و چُپُق بوده است.مثلا، برای از بین بردن عفونت که باید مرزنجوش به آن ناحیه برسد، آن را به شکل تنباکو خیس می کنند. فردی که طبیعت ریه اش به گرمی و خشکی می خورد، مرزنجوش را با قلیان می کشید. هم چنین، عرقیات گیاهان دارویی مانند نعنا، اکالیپتوس یا بادرنجبویه را می توان گرم کرد و در جام ریخت. از قطعات شنگرف در حقه برای درمان عفونت ریوی و عفونت سینوزیت می توان بهره برد.
عکس قلیان
قلیان ممکن است به یکی از موارد زیر اشار ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

قلیان در دانشنامه آزاد پارسی

قَلیان
(یا: غلیان) وسیله ای برای دودکردن تنباکو، با مخزن آبِ معمولاً شیشه ای و آتش دانی بر سَر آن. در مخزن کوزه ای آن آب ریخته می شود و تنباکو در قسمت فوقانی در جایی مخصوص زیر زغال قرار می گیرد و از طریق نی پیچ انعطاف پذیر که به کنار این وسیله متصل است، دود با گذشتن از آب بالا کشیده می شود. کوزۀ آن از بلور، شیشه، و پوست کدو یا نارگیل تهیه می شد که امروزه نوع شیشه ای آن متداول است. به احتمال فراوان قلیان را ایرانیان پدید آوردند و سپس از ایران به هند، ترکیه و عراق رفته است. استعمال قلیان از دورۀ شاه عباس صفوی اول در میان ایرانیان معمول شد. در گذشته کشیدن قلیان مخصوص درباریان و اعیان بود و کم کم به درون مردم راه یافت. با رواج سیگار، قلیان از رونق افتاد و از اعتبار و اهمیت آن کاسته شد.

نقل قول های قلیان

قلیان وسیله ای آبی است برای کشیدن تنباکو که در خاورمیانه، آسیای مرکزی و شمال آفریقا متداول است.
• «گاهی اصلاً نمی کشم و گاهی زیاد می کشم، اما به هر حال کشیدن قلیان را دوست دارم.» -> موسی صدر

معنی قلیان به انگلیسی

hookah (اسم)
غلیان ، قلیان ، قلیان هندی ، نارگیله
hubble-bubble (اسم)
غلیان ، شلوغ ، قلیان

قلیان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کوثر
چلم
مجتبی عیوض صحرا
قِلیان-kalian برگرفته شده از فارسی است!
توجه: ایرانیان و هندیان، نخستین بار آن را برای درمان بیماری های گوناگون پدید آوردند که گیاهان درمانی در آن دود می کردند!
معنی: وسیله یا ابزاری که برای دود کردن گیاهان دارویی و امروزه تنباکو بکار می رود-در افغانستان به آن: چَلَم(چَلیم) می گویند!
علی سیریزی
قلیان یا نارگیلی به عربی غلیون یا النرجيلة به زبان اردو بکها به انگلیسی Hookah می باشد که توسط حکیم و دانشمند ایرانی ابوالفتح گیلانی آفریده ۹۲۶ خورشیدی و وزیر دربار ابوالفتح جلال‌الدین محمد اکبر سومین پادشاه از سلسله گورکانیان یا امپراتوری مغولی هند اختراع شد.
فاطمه م
قَلْیان: وسیله ای برای دود کردن تنباکو
غَلَیان: جوشش (برای یادگیری این واژه میتوان به یاد غُل غُل کردن کتری افتاد)
حسین قره‌محمودلو
دوستانی که به چیلیم اشاره کردند، چیلیم با قلیان فرق دارد، چیلیم یک واژه تورکی‌ست و وسیله‌ای متفاوت برای استعمال دخانیات به حساب می‌آید تقریبا مشابه با وسیله‌ای که آمریکایی‌ها برای استعمال ماریجوانا استفاده می‌‌کنند اما با مقداری تفاوت.
چیلیم همچنان در مناطقی مثل استان گلستان در بین تورکمن‌ها کاربرد دارد. اما در برخی از لهجه‌های تورکی به اشتباه جایگزین قلیان شده است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قلیون کشیدن دخترا   • فواید قلیان   • خرید قلیون   • چگونه قلیان را ترک کنیم   • قلیان سالم   • فواید قلیان در طب سنتی   • مضرات قلیون   • قلیان کشیدن   • معنی قلیان   • مفهوم قلیان   • تعریف قلیان   • معرفی قلیان   • قلیان چیست   • قلیان یعنی چی   • قلیان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قلیان

کلمه : قلیان
اشتباه تایپی : rgdhk
آوا : qalyAn
نقش : اسم
عکس قلیان : در گوگل

آیا معنی قلیان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )