برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1573 100 1
شبکه مترجمین ایران

قضاء

/qazA/

برابر پارسی: بجای آوردن، داوری کردن

معنی قضاء در لغت نامه دهخدا

قضاء. [ ق َ ] (ع اِ) فرمان. حکم. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد): قضاء اﷲ ترد له الاقضیة. (اقرب الموارد). ج ، اَقْضیة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || (اِمص ) قضاوت و داوری : چون پیر شد از قضاعفو خواست و به حج رفت. (تاریخ بخارای نرشخی ص 4).
ازبهر قضا خواستن و خوردن رشوت
فتنه همگان بر کتب بیع و شرااند.
ناصرخسرو.
رشوت بخورند آنگه رخصت بدهندت
نه اهل قضااند بل از اهل قفااند.
ناصرخسرو.
- قضا کردن ؛ حکم دادن. فتوا دادن.رای دادن. (ناظم الاطباء). و در ترکیبات فارسی قضا بدون همزه به کار رود.
|| اداء. (اقرب الموارد). و در فارسی بدون همزه استعمال شود و کسره ٔ اضافه ٔ آن به یاء بدل گردد.
- قضای حاجت کردن ؛ به آشتنگاه رفتن و تخلیه کردن. (ناظم الاطباء).
- قضای شهوت کردن ؛ به آرزوی نفس عمل کردن و مقاربت نمودن. (ناظم الاطباء).
|| (اِ) اندازه ٔ چیزی. (منتهی الارب ). و از این معنی است قضا و قدر. (منتهی الارب ).
- قضای مبرم ؛ قسمت و سرنوشت ناگزیر. (ناظم الاطباء).
|| (اصطلاح متکلمان ) به طوری که سید سند در شرح مواقف گوید نزد اشاعره عبارت است از اراده ٔ ازلی حق که همواره به اشیاء آنچنان که هستند تعلق میگیرد. و قدرعبارت از ایجاد حق است اشیاء را به اندازه ٔ مخصوص وقدر معین که در ذوات و احوال آن اشیاء معتبر است. (کشاف اصطلاحات الفنون ). || (اصطلاح فلسفه ) عبارت از علم حق است به آنچه سزاوار است هستی پذیرد. و بر نیکوترین نظام و کاملترین انتظام باشد و همین است که آن را غایت ازلی نامند و مبدء فیض موجودات به طور اجمال به بهترین و کاملترین وجه و قدر عبارت از خروج اشیاء است در عالم وجود عینی همان گونه که در قضاء مقرر بود. محقق طوسی در شرح اشارات گوید: قضاء عبارت از وجود جمیع موجودات است در عالم عقلی به طور دسته جمعی و اجمال برسبیل ابداع ، و قدر عبارت از وجود خارجی آنهاست یکی یکی و به طور تفصیل. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || (اِمص ) (اصطلاح عرفان ) عبارت از وجود جمیع موجودات است به طور دسته جمعی و مجمل در عالم عقلی برسبیل ابداع ، و قدر عبارت از وجود موجودات است به طور تفصیل و جداجدا در عالم خارجی. (اقرب الموارد). و رجوع به قضا شود. || (اصطلاح حقوق و فقه ) بر کلیه ٔ امور مربوط به دادرسی م ...

معنی قضاء در فرهنگ معین

قضاء
(قَ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) به جا آوردن ، گزاردن . ۲ - داوری کردن . ۳ - (اِ.) حکم ، فرمان . ۴ - سرنوشت ، تقدیر.
( ~ . کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) انجام دادن عبادتی که در موقع خود انجام نشده باشد.

قضاء در دانشنامه اسلامی

قضاء ممکن است به یکی از موارد ذیل اشاره داشته باشد:
قَضاءُ أمیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (داوری های امیر مؤمنان) کتابی به زبان عربی اثر محمد تقی شوشتری از عالمان رجالی شیعه در قرن چهاردهم است. مؤلف در این کتاب که ابتکاری و بی سابقه بوده به داوری ها و قضاوت های آن حضرت پرداخته است. این اثر با نام «قضاوتهای امیرالمؤمنین (ع)» به فارسی ترجمه شده است.
شیخ محمد تقی بن محمد کاظم بن محمد علی بن شیخ جعفر شوشتری، (۱۳۲۰ق-۱۲۸۱ش/۱۳۷۴ش-۱۴۱۶ق) معروف به علامه شوشتری از رجالیان معاصر شیعه است. شوشتری در سال ۱۳۱۴ش، برای مخالفت با کشف حجاب، به عتبات مهاجرت کرد و در ۱۳۲۰ش پس از سپری شدن حکومت رضا شاه، به شوشتر بازگشت و ضمن تدریس علوم اسلامی به تحقیقات خود نیز ادامه داد. وی کتابخانه شخصی خود را وقف آستان قدس رضوی کرد.
او در حوزه های علمیه ایران، نجف و کربلا تحصیل کرد.
با توجه به احادیث نبوی در تأیید و تمجید قضاوت های علی(ع) و رخدادهای متعددی که از آن حضرت گزارش شده است، مؤلفان شیعه و سنی از سده های نخستین اسلامی، کتاب های زیادی در باره قضاوت های امیرمؤمنان علی(ع) تألیف کرده یا در کتب مناقب و شرح حال آن حضرت به این موضوع پرداخته اند. فهرست نویسانی چون نجاشی از کتب زیادی در این باره نام برده اند. در دوره های اخیر نیز روایت های قضای آن حضرت، توسط عالمانی چون علامه سید محسن امین و علامه محمد تقی شوشتری از منابع مختلف جمع آوری و منتشر شده است.
در این میان آنچه مرحوم شوشتری به آن اقدام کرده، تنظیم و دسته بندی متفاوت و جدیدی را در بر دارد. غالب مؤلفان کتب قضاء علی(ع) یا کسانی چون شیخ مفید در کتاب ارشاد، قضاوت های آن حضرت را به تناسب زمان های مختلفی چون عصر پیامبر(ص)، عصر هر یک از سه خلیفه و عصر خلاف ...


قضاء در دانشنامه آزاد پارسی

قَضاء
در باب عبادات، به جاآوردن عبادتی واجب پس از گذشتن وقت شرعی آن به عنوان بدل آن. قضای واجبات ترک شده واجب است. قضای برخی مستحبات هم مستحب دانسته شده است مانند نماز شب. نمازهای ترک شدۀ زن در دورۀ عادت ماهانه قضا ندارد اما قضای روزه های ترک شده در این دوره بر او واجب است. همچنین قضای عباداتی که به علت بی هوشی ترک شده واجب نیست. اگر مکلف یکی از اجزای نماز را فراموش کرد باید بعد از پایان نماز قضای آن را به جا آورد. بر پسر بزرگ واجب است که نمازهای قضاشدۀ پدرش را (و به نظر برخی فقها مادرش را نیز) به جا آورد که در این باره می تواند نایب بگیرد.

قضاء را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قضا چیست   • مفهوم قضا و قدر   • تفاوت قضا و قدر الهی   • قضا و قدر از دیدگاه امام علی   • معنی قضا   • قضا و قدر و اختیار انسان   • قضا و قدر در قرآن   • قضا و قدر الهی مقاله   • معنی قضاء   • مفهوم قضاء   • تعریف قضاء   • معرفی قضاء   • قضاء چیست   • قضاء یعنی چی   • قضاء یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قضاء

کلمه : قضاء
اشتباه تایپی : rqhء
آوا : qazA
نقش : اسم
عکس قضاء : در گوگل

آیا معنی قضاء مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )