قصدیت

دانشنامه آزاد فارسی

قَصْدیَّت (intentionality)
(یا: حیثِ التفاتی) در اصطلاح فلسفه، رابطۀ فعال آگاهی با متعلقاتش. این اصطلاح را نخست فیلسوفان مَدرسی به کار بردند و برنتانو در قرن ۱۹ آن را احیا کرد. به طور کلی رابطۀ آگاهی با متعلقاتش را می توان به سه معنا در نظر گرفت: ۱. رابطۀ روان شناختی آگاهی با متعلقش. این همان طرز تلقی برنتانو از این رابطه است. به عقیدۀ برنتانو قصدیت فارقِ پدیده های روانی (خشم، میل، عشق، نفرت و ...) از پدیده های عینی و فیزیکی است. در پدیده های روانی ما چیزی را می خواهیم، از آن نفرت داریم، از آن خشمگین ایم و غیره، یعنی رابطه ای فعال و قصدی با آن برقرار می کنیم. ۲. رابطۀ استعلایی آگاهی، که در آن آگاهی با خلق معنای اوبژه اش خودش را خلق می کند. مثلاً در منطق یا در ریاضیات، ساختن مثلث همان آگاهی از آن یا قصد کردن آن است؛ وقتی خط راستی میان دو ستاره ترسیم می کنیم این خط راست در طبیعت وجود ندارد بلکه آگاهی است که آن را خلق یا قصد کرده است. هوسرل اصطلاح قصدیت را به همین معنا نیز به کار می برد. او به حضور آگاهی در هر معنا تأکید دارد. ۳. رابطۀ هستی شناختی آگاهی، که در آن آگاهی از خودش به عنوان خالق جهان یا اصل تقویم واقعیت آگاه می شود. به تعبیر هوسرل، که هستی شناسی را به پدیدار شناسی وابسته می داند، اعیان مختلف در اعمال مختلف آگاهی، یعنی متناسب با قصدهای گوناگون آن شکل می گیرند. از نظر هوسرل، برخلاف برنتانو، قصدیت ویژ گی همۀ اعیان (و نه صرفاً پدیده های روانی) است.

پیشنهاد کاربران

اصلاحیه برابرواژه:
Intentionality ❌
حیث التفاتی ❌
آپرنگ❌
اَفمانش، افمانمندی✅
Intentionalte: افماندن ✅
پیشنهادِ واژه ای پارسی به جای " حیث التفاتی/ قصدیت" با یاری گرفتن از واژه یِ " اَفمان":
به جایِ واژگانِ" حیث التفاتی" و " قصدیت"، می توان به زیبایی از واژه یِ " اَفمان/اَفمانِش/اَفمانه" بهره گرفت. براستی که بکارگیریِ واژه ی "اَفمان" به معنایِ "قصد، منظور" بسیار شایسته تر از خودِ واژگانِ " حیث التفاتی یا قصدیت" است. چرا؟
...
[مشاهده متن کامل]

چون واژه یِ "حیث التفاتی" از آنروی بکار می رود که ما همواره " به" چیزی " می اندیشیم". به دیگر سخن، عملِ "اَندیشیدن" همواره "به" چیزی است.
در واژه یِ "اَفمان =اَف. مان" ، پیشوندِ "اَف" عملگری برای نشان دادنِ "به، به سوی" است و " مان" از ریشه ی اوستاییِ "مَن" همان "اندیشیدن" است ( اندیشیدن به چیزی ) .
. . . . . . .
روشِ برخورد با واژه یِ " اَفمان" در گزاره ها بمانند واژه یِ " گُمان:گُ. مان" خواهد بود.
به باورِ من، به جایِ واژه یِ "حیث التفاتی" می توان از واژگان " اَفمانِش/ اَفمانِشمندی: اَف. مان. ِش. مند. ی" نیز بهره گرفت.
در این باره به زیرواژه یِ " اَفمان" در همین تارنما نگاه بیاندازید.
. . . . . .
رُک بگویم، این درست و بجاترین پیشنهادم در زمینه واژه گزینی بوده است. همه چیز جفت و جور است.