برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1686 100 1
شبکه مترجمین ایران

قسمت

/qesmat/

مترادف قسمت: اقبال، بخت، قسم، نصیب، بخش، بهر، بهره، پاره، تکه، جزء، حصه، تقسیم، توزیع، سهم، شعبه، قسط، قرعه، روزی، سرنوشت، طالع

برابر پارسی: پاره، بخت، بخش، برخ، سرنوشت

معنی قسمت در لغت نامه دهخدا

قسمت. [ ق ِ م َ ] (ع اِ) قسمة. بهره و بخشش چیزی ، و با لفظ خوردن و کردن و نهادن و افتادن مستعمل است. (آنندراج ). رجوع به قِسمة شود :
برفت آن زمین را دو قسمت نهاد
به هر یک پسر زآن نصیبی بداد.
سعدی (از آنندراج ).
قسمت خود میخورند منعم و درویش
روزی خود میبرند پشّه و عنقا.
سعدی.
گر عشق نهد قسمت من خواری و آفت
خواری به حمیت بکشم نی به لطافت.
عرفی (از آنندراج ).
یک زخم رسا قسمت صد سینه نیفتاد
از بس به شهادتگهش امروزغلو بود.
واله هروی (از آنندراج ).
عشق چون قسمت اسباب معیشت میکرد
لاله داغی ز میان برد که داغم دارد.
محمدخان قدسی (از آنندراج ).
آب و رنگ چهره ٔ او را اگر قسمت کنند
بی سخن گلگونه ٔ چندین گلستان میشود.
صائب.
هرکه در دنیای فانی زادِ عقبی جمع کرد
قسمت امروز خورد و دل ز فردا جمع کرد.
صائب (از آنندراج ).
- امثال :
قسمت هیچکس را هیچکس نتواند خورد.

قسمة. [ ق َ س ِ / س َم َ ] (ع اِ) حسن و جمال. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || وجه. (اقرب الموارد). روی ، یا آنچه مقابل باشد از آن ، یا آنچه بر آن موی برآید. بینی وهر دو جانب آن یا وسط بینی یا فوق ابرو یا ظاهر دو رخسار یا مابین هر دو چشم یا اعلای روی یا اعلای رخساره یا مجرای اشک یا مابین هر دو رخسار و بینی. (منتهی الارب ). طبله ٔ عطار. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

قسمة. [ ق ِ م َ ] (ع اِمص ، اِ) اسم است تقسیم را. (منتهی الارب ). اسم است اقتسام را. || نصیب. (اقرب الموارد). || طبله ٔ عطار. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || (اصطلاح فقه ) تعیین حق شایع و مشترک است و حق اعم است از منافع و اعیان منقوله ، پس شامل میشود قسمت منافع را که مهاباة خوانند. شرط قسمت آن است که در آن منفعتی از میان رفتن منفعت گردد، چون قسمت کردن چاه یا حمام جایز نیست. قسمت هنگامی میشود که شرکاء یا بعض آنان بخواهند که از ملک خود منتفع شوند و حکم قسمت آن است که نصیب و بهره ٔ هر یک از شریکان افراز گردد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || (اصطلاح حساب ) آنج ...

معنی قسمت به فارسی

قسمت
نصیب، بهره، ج ئ، بخش
( اسم ) ۱ - جزئ جزو پاره ۲ - نصیب بهره ۳ - سرنوشت تقدیر : قسمت حوالتم بخرابات می کند هر چند کاین چنین شدم و آن چنان شدم . ( حافظ ۲۱۹ ) یا دیوان قسمت . جهان تقدیر : عیبم مکن برندی و بد نامی ای حکیم . کاین بود سرنوشت ز دیوان قسمتم . ( حافظ ۴ ) ۲۱۳ - عوارضی که برای مصارف فوق العاده یا برای تامین مخارج دیوان و غیره وصول می شده است جمع : قسم . یا قسمت بزرگ . قسمت کبری در ادوارالوف : سالهائ عالم نزدیک با معشر سیصد و شصت هزار سالست و طوفان بر میانگاه است و او را اندر آن کتابی است نامش کتاب الالوف . درجه های فلک برابر هزارها نهاد نخستین هر درجه ای را هزار سال تا حصه یک سال سه ثانیه گشت و سه پنجیک ثانیه و این را قسمت بزرگ نام کردست . یا قسمت خرد . قسمت صغری در ادوارالوف ( بیرونی در دنباله عبارات قبل آورد : ) آنگاه بروج را دیگر بار برابر هزارها نهاد هر برجی را هزار سال . و این را انتهائ الوف نام کرد . آنگه سوم بار بروج را بسالها که آحادند برابر نهاد هر برجی را سالی تا انتهائ سالها بحاصل آمد چنانک گفتیم پیشتر زین . و چهارم بار درجه ها را برابر آحاد سالها نهاد هر درجه ای را سالی تا قسمت خرد بجای آمد . یا قسمت صغری . قسمت خرد . یا قسمت کبری . قسمت بزرگ . یا قسمت متسوعب . مستوعب .
[ گویش مازنی ] /ghesmet/ هکتار معادل ۰۰۰۰ مترمربع - سرنوشت –قسمت
[lost and found office, lost property office] [گردشگری و جهانگردی] بخشی در مهمان خانه/ هتل که اشیای به جامانده یا گم شدۀ مهمانان را جمع آوری و تا پیدا شدن صاحبان آنها نگهداری می کند
( صفت ) قابل قسمت بخش پذیر . یا قسمت پذیر بودن . قابل قسمت بودن : با اینهمه باید که ایشان قسمت پذیر بوند .
( مصدر ) قبول قسمت کردن تقسیم شدن : گوییم که بخویشتن بایستد که اندر چیزی نایستد و ایشان قسمت نپذیرند .
...

معنی قسمت در فرهنگ معین

قسمت
(قِ مَ) [ ع . قسمة ] (اِ.) ۱ - بهره ، نصیب . ۲ - جزء. ۳ - سرنوشت ، تقدیر.
( ~ . کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) بخش کردن ، تقسیم کردن .

معنی قسمت در فرهنگ فارسی عمید

قسمت
۱. نصیب، بهره.
۲. جزء، بخش.
۳. سرنوشت، تقدیر.
۴. (ریاضی) تقسیم.
* قسمت کردن: (مصدر متعدی) بخش کردن، تقسیم کردن.
آن که بهره و نصیب خود را از رزق وروزی بخورد، روزی خور.

قسمت در دانشنامه اسلامی

قسمت
قسمت به تمییز حقوق گویند.
قسمت به تمییز حقوق گویند و به عبارت دیگر قسمت افراز و جدا ساختن حق و نصیب یکی از شریکین یا بیش تر از حق دیگری و تعیین آن ها می باشد.
فقهای امامیه بالاتفاق فرموده اند که قسمت بیع نیست بلکه افراز حق است.
و از فقهای مذاهب اربعه احمد چنان که در کتاب المغنی (ابن قدامه) و رحمه الامه می نویسد این قول را اختیار کرده است.
و از شافعی دو قول نقل گردیده است.
و اما ابو حنیفه معتقد است که قسمت در اشیاء متساوی الاجزاء یا مثلی مانند مکیلات و موزونات افراز می باشد.
و در مختلف الاجزاء یا قیمی مانند ثیاب (البسه) و عقار (زمین) بیع است.
و قریب بدین قول است آنچه از مالک منقول است.

هرگاه مال مشترک متساوی الاجزاء (در وصف و قیمت) یعنی مثلی باشد در این صورت اگر یکی از شرکاء تقاضای قسمت نماید دیگران باید آن را بپذیرند و مجبورند. و در غیر متساوی الاجزاء یعنی قیمی نیز اگر قسمت مستلزم ضرر و رد نباشد شرکاء دیگر در صورت امتناع مجبور می شوند این نوع قسمت را اصطلاحاً قسمت اجبار می گویند.
جابری عرب لو، محسن، فرهنگ اصطلاحات فقه فارسی، ص۱۴۰-۱۴۱.
































ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری


العربیة











آخرین مطالب اضافه شده
...
هرگاه قسمت مستلزم ضرر و یا مستلزم رد (یعنی پرداخت چیزی از پول و غیره به وسیله یکی از شرکاء به دیگری به منظور تعدیل سهام) باشد آن را قسمت تراضی می نامند.
صحت آن منوط به رضایت شرکاء می باشد و در صورت لزوم رد قسمت رد نامیده می شود.

...

قسمت در دانشنامه ویکی پدیا

قسمت
قسمت ممکن است در اشاره به موارد زیر باشد:
سرنوشت یا تقدیر
بخش
قسمت (فیلم) فیلمی به کارگردانی و نویسندگی امیر شروان ساختهٔ سال ۱۳۴۹
قسمت فیلمی به کارگردانی و نویسندگی امیر شروان محصول سال ۱۳۴۹ است.
منوچهر وثوق
نیلوفر
تقی ظهوری
هوشنگ بهشتی
نرسی کرکیا
جمشید هاشم پور
لادن
بر اثر زلزلهٔ مهیبی شهری از بین می رود. پدری دو پسرش را ظاهراً از دست می دهد. سالها بعد یکی از آن ها وکیل دعاوی و دیگری دزد می شود. پدر که کارش وکالت است همه جا در جستجوی پسرش است. مرد شیادی خود را به عنوان پسر او معرفی می کند و یکبار که دزد قصد سرقت خانهٔ پدر را دارد با پسر قلابی رو برو شده، مبارزه ای درمی گیرد و پسر قلابی به قتل می رسد. در دادگاه پدر علیه پسرش وارد محاکمه می شود. برادر وکیل (پسر دیگر) که از واقعیت روابط آگاه شده، با دفاعش سبب رهایی او می شود و در پایان هرسه در کنار هم زندگی تازه ای را شروع می کنند.
«قسمت» (انگلیسی: Kismet) فیلمی هندی در سبک جنایی و درام است که در سال ۱۹۴۳ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به آشوک کومار اشاره کرد.
۱۹۴۳ (۱۹۴۳)
«قسمت» (انگلیسی: Partition (1987 film)) یک فیلم است.
قسمت (به هندی: Kismat) فیلمی محصول سال ۱۹۹۵ و به کارگردانی هامش مالهوترا است. در این فیلم بازیگرانی همچون گوویندا، مامتا کولکارنی، راکهی گولزار، کبیر بدی، آسرانی، سورش اوبروی، ای. کی. هانگال ایفای نقش کرده اند.
۱۶ ژوئن ۱۹۹۵ (۱۹۹۵-06-۱۶)
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

قسمت در جدول کلمات

قسمت
بخش
قسمت استوانه ای شکل موتور
سیلندر
قسمت اصلی دندان
ریشه
قسمت اصلی و ملودیک اپرا
اریا
قسمت بالای لباس
بالاتنه
قســمت بالای مادگی گل و نام شــهری در شرق استان گلســتان
کلاله
قسمت برنده تیغ
یلمان
قسمت پائین جامه
دامان
قسمت پائین گوش
نرمه
قسمت پایین جامه
دامان

معنی قسمت به انگلیسی

detachment (اسم)
کناره گیری ، قسمت ، دسته ، تفکیک ، جدا سازی
section (اسم)
برش ، قسمت ، گروه ، دسته ، قطعه ، بخش ، دایره ، مقطع ، برشگاه
party (اسم)
طرف ، فرقه ، قسمت ، جمعیت ، دسته ، مهمانی ، بزم ، سور ، یارو ، بخش ، فئه ، حزب ، دسته همفکر ، دسته متشکل
leg (اسم)
پا ، قسمت ، پایه ، بخش ، ساق پا ، ساق ، مرحله ، پاچه ، ران
share (اسم)
سهم ، قسمت ، قطعه ، بخش ، خیش ، حصه ، بهره ، سهمیه
portion (اسم)
سهم ، جزء ، قسمت ، اری ، تکه ، قطعه ، پاره ، بخش ، برخه ، شقه ، بهره ، نصیب
sect (اسم)
فرقه ، قسمت ، دسته ، بخش ، مذهب ، حزب ، دسته مذهبی ، مکتب فلسفی
lot (اسم)
سهم ، محوطه ، قسمت ، کالا ، تکه ، قطعه ، بخش ، پارچه ، توده انبوه ، قواره ، سرنوشت ، قرعه ، بهره ، قطعه زمین ، چندین ، جنس عرضه شده برای فروش
division (اسم)
تقسیم ، قسمت ، لشکر ، دسته بندی ، بخش ، تفرقه ، اختلاف
dole (اسم)
صدقه ، فرم ، قسمت ، اندوه ، ضجه ، سار ، حق بیمه ایام بیکاری ، حصه ، ماتم ، کمک هزینه دولتی به بیکاران
proportion (اسم)
قیاس ، درجه ، مقدار ، شباهت ، تناسب ، قرینه ، قسمت ، نسبت
segment (اسم)
حلقه ، قسمت ، بند ، قطعه ، بخش ، مقطع
canton (اسم)
زاویه ، قسمت ، بلوک ، بخش
arm (اسم)
بازو ، دست ، سلاح ، شاخه ، اسلحه ، شعبه ، قسمت ، جنگ افزار ، دستهء صندلی یا مبل
chapter (اسم)
باب ، شعبه ، قسمت ، مقاله ، فصل ، فصل یاقسمتی از کتاب ، فصل یا قسمت مختصری
department (اسم)
حوزه ، شعبه ، قسمت ، بخش ، دایره ، اداره گروه اموزشی
ratio (اسم)
قسمت ، نسبت ، ضریب ، ضرب کننده ، نسبیت ، نسبت معین و ثابت
plank (اسم)
قسمت ، قطعه ، تخته ، واحد ، قسمتی از برنامه ، تخته میز و پیشخوان مهمانخانه
feck (اسم)
قسمت ، اکثریت
parcel (اسم)
قسمت ، دسته ، بسته ، بخش ، گره ، جزئی از یک کل ، امانت پستی
percentage (اسم)
مقدار ، قسمت ، در صد ، چند در صد ، صدی چند
compartment (اسم)
قسمت ، کوپه
snick (اسم)
قسمت ، چفت
grist (اسم)
قسمت ، گندماسیابی ، جو اسیابی ، ارد کردن جو خیسانده
internode (اسم)
قسمت ، بند ، قطعه ، میان گره ، قسمت میان دو بند یا مفصل
kismet (اسم)
قسمت ، سرنوشت
rasher (اسم)
قسمت ، ورقه نازک گوشت سرخ کردنی
whang (اسم)
ضربه ، قسمت ، تسمه ، ضربت ، صدای بر خورد دو جسم

معنی کلمه قسمت به عربی

قسمت
حزب , حزمة , حصة , ساق , شريحة , طائفة , طحين , فصل , قسم , قسمة , قطعة , لوح خشبي , مقصورة
راديکالي
ملحق
شحمة الاذن
موخرة السفينة
بطن
نعل
لجنة
قشرة
داخل
بعيدا عن الشاطي
ناعم
نخاع
معدات والتجهيزات العسکرية
نصف
ورک
وسط
طائفة
ا ...

قسمت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پهلوی " ویچک " در فرهنگ پهلوی به پارسی از استاد بهرام فره وشی.
اشکان
معنی بخت و ... می دهد که امروز کاربردی ندارد
معنی امروزی آن بخش و پاره است
بخش یک یا پاره یک در سریال مثلن
حسن بهارلو
نصیب
علی دوستی نوگورانی
اوخ
ایرزاد
قِسمَت
چَهار واژه اَست که دَر زَبان ِ پارسی مینه های ِ نَزدیک به هَم دارَند : قِسمَت، قَضا ، قَدَر ، تَقدیر
قِسمَت : بَرابَرنَهاد این واژه بَخت اَست.بَخت و بَخش هَمان واژه ی ِ کُهَن ِ سَکایی ِ ایرانی بَغ بَرای ِ خُدا اَست که دَر واژه هایی هَم چون : بَغداد ، بَغلان ، بَغِستان / بیستون بَغدُخت/ بیدُخت، بَگرام...به جای مانده اَست .
قَدَر و تَقدیر هَر دو اَز ریشه واژهء قَدَرَ بَرگِرِفته شُده اَند که بَرابَرنهاد ِ آن دَر پارسی اَرزانی و اَرزانِش اَست.
قَضا : این واژه از بُنیاد پارسی اَست وَ به چِهر ِ :
قَضا < قاضی < کادی اَز کادیک ِ پارسی ِ میانه به اَرَبی دَرآمَده و اَرَبیده شُده اَست .
دو گُمانه بَرای کادی فُرونَهاده شُده :
۱- شاید کاد هَمان god به مینه ی خُدا باشد که زِندِگی ما به فَرمان ِ او بَرنامه ریزی شُده اَست .
۲- شایَد کاد هَمان cut به مینه ی بُرِش باشَد چون خُدا گونه ی زِندِگی را مانَند ِ بُرِشی یا بُرفه ای به هَر کَس داده اَست.
بَرابَرنَهاد قَضا می تَوانَد هَمان سَرنِوِشت باشَد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قسمت و سرنوشت   • قسمت نیست   • معنی قسمت   • قسمت چیست   • قسمت ازدواج   • قسمت من   • قسمت زندگی   • قسمت نشد   • مفهوم قسمت   • تعریف قسمت   • معرفی قسمت   • قسمت یعنی چی   • قسمت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قسمت

کلمه : قسمت
اشتباه تایپی : rslj
آوا : qesmat
نقش : اسم
عکس قسمت : در گوگل

آیا معنی قسمت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )