برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1616 100 1
شبکه مترجمین ایران

قالب

/qAleb/

مترادف قالب: شکل، طرح، فرم، هیئت، بدن، تن، کالبد، قطع، بوته زرگری

برابر پارسی: پیکر، تن، چارچوب

معنی قالب در لغت نامه دهخدا

قالب. [ ل َ / ل ِ ] (معرب ، اِ) معرب از کالبد. کالبد. (منتهی الارب ). شکل و هیأت.پیکر. هیکل. کالب. کلوب. (ناظم الاطباء). || آلت و ابزاری برای شکل دادن به مواد :
قالب این خشت بر آتش فکن
خشت نو از قالب دیگر بزن.
نظامی.
ترکیبات : قالب خشت. قالب کفش. قالب چکمه. قالب کلاه. قالب لباس (آلتی که بدان لباس را هموار سازند).
- بر قالب زدن ؛ در قالب آمدن :
خنده ها دارد ز روزن خانه ٔ معماریت
تا چه بر قالب زند بهرتو قالب کاریت.
محسن تأثیر (از آنندراج ).
- به قالب زدن ؛ ساختن. جعل کردن. سخن بیهوده به قالب زدن یا دروغ به قالب زدن ؛ یعنی گفتن. رجوع به این کلمه شود.
- از قالب بیرون (برون ) آمدن ؛ درست وآماده شدن :
که کار آمد برون از قالب ننگ
کلیدت را گشادند آهن از سنگ.
نظامی.
|| بوته. بوتقة. || یک قطعه ٔ بریده ٔ معین و معلوم از چیزی : قالب صابون. قالب یخ. قالب کره. قالب پنیر :
خام است نقره با بدن نازنین او
در قالب پنیر کند جا سرین او.
محسن تأثیر (از آنندراج ).
- قالب نان :
قالب نانی بدست آرم چه خون ها میخورم
دست کوته را تنور رزق چاه بیژن است.
صائب.
|| تن. بدن : قالب بی جان. یک جان در دو قالب :
جانی که ترا یافت به قالب چه نشیند
مرغی که ترا شد ز نشیمن چه نویسد.
خاقانی.
آن قابل امانت در قالب بشر
و آن عامل ارادت در عالم جزا.
خاقانی.
سر برکشد کرم چوکف شه مسیح وار
بر قالب کرم دم احیا برافکند.
خاقانی.
شعبده ای تازه برانگیختم
هیکلی از قالب نو ریختم.
نظامی.
تا من سگ تو شدم نمانده ست
از قالب من جز استخوانی.
عطار.
چار طبع مخالف سرکش
چند روزی بیکدگر شده خوش
چون یکی زین چهار شد غالب
جان شیرین برآید از قالب.
سعدی.
نجوید جان از آن قالب ...

معنی قالب به فارسی

قالب
( اسم ) غوره خرمای سرخ بسر احمر .
نزد شعرای پارس جزئ و رکن را نامند و این لفظ بلفظ قلب نیز استعمال شود .
[mould] [مهندسی بسپار، مهندسی مواد و متالورژی] محفظه ای که به سیال یا مادۀ شکل پذیر، شکل دلخواه را می دهد
[format] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] ساختار تعریف شده برای ذخیره سازی یا پردازش داده ها
[information format, information presentation] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] صورت و ظاهر اطلاعات که رسانه و شیوۀ ارائه را نیز در بر می گیرد
[formatting] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] سازمان دهی اطلاعات مطابق با مشخصات ازپیش تعیین شده و معمولاً برای پردازش رایانه ای
[near field communication data exchange format] [مهندسی مخابرات] قالب پرمخاطبی که آن را گروه هم اندیشی ارتباطات میدان نزدیک تعریف کرده و تعیین کنندۀ ساختار کلی پیام است و به افزاره ها امکان می دهد تا نوع اطلاعات درون پیام دریافتی را شناسایی کنند اختـ . قاداک NDEF قالب تبادل دادۀ اَرمیک NFC da...
[NFC data exchange format] [مهندسی مخابرات] ← قالب تبادل دادۀ ارتباطات میدان نزدیک
( صفت ) ۱ - آنکه قالب چیزی را تراشد ۲ - آنکه مهر قلمکاری تراشد .
۱ - ساختن قالب چیزی ۲ - حک کردن نقشه های قلمکار روی قطعه چوب ( کنده ) تراشیدن مهر در قلمکاری .
[image format] [مهندسی نقشه برداری] ساختار معیار برای سازمان دهی و ذخیره سازی تصاویر رقمی
...

معنی قالب در فرهنگ معین

قالب
(لِ) [ معر. ] (اِ.) ۱ - پیکر، هیکل . ۲ - شکل ، هیئت . ۳ - آلتی که جسمی شکل پذیر را در داخل یا خارج آن نهاده به صورت آن آلت درآورند، قالب کفش . ۴ - واحدی برای قطعات بریدة معین ، قالب پنیر. ۵ - جزو، رکن (علم عروض ). ، ~تهی کردن الف - بی نهایت ترسیدن . ب
( ~ . زَ) (حامص .) ۱ - در قالب آوردن چیزی را. ۲ - دروغ گویی ، جعل . ۳ - مهر کردن پارچه .

معنی قالب در فرهنگ فارسی عمید

قالب
۱. ظرفی که در آن فلز گداخته یا چیز دیگر را می ریزند تا به شکل و اندازۀ آن درآید.
۲. تکۀ چوب تراشیده به اندازۀ پای انسان که درون کفش می گذارند.
۳. شکل، هیبت.
۴. جسم، تن، بدن، کالبد.
۵. واحد شمارش برای قطعات بریده شده از قبیل صابون و کره.
* قالب تهی کردن: [مجاز] مردن.
* قالب زدن: (مصدر متعدی)
۱. چیزی را در قالب درآوردن.
۲. [عامیانه، مجاز] جعل کردن، دروغ گفتن.
* قالب کردن: (مصدر متعدی) [عامیانه]
۱. چیزی را در قالب قرار دادن، قالب گیری کردن.
۲. [مجاز] فریب دادن کسی در معامله و جنسی را گران تر از قیمت واقعی به او فروختن.
۱. شغل و عمل قالب گیر.
۲. ریختن ماده ای در قالب.
۳. اندازه و شکل چیزی را با قالب معلوم کردن.

قالب در دانشنامه ویکی پدیا

قالب
قالب ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
قالب شعر
قالب (سی++)
قالب پرونده
قالب (غذا)
قالب فستک
قالب خواندن باز
قالب سازی
قالبها (به انگلیسی: Template) یکی از ویژگی های اصلی زبان برنامه نویسی سی++ هستند و کابرد اصلی آن ها در برنامه نویسی جنریک است.
توابع قالب
کلاس های قالب
متغیرهای قالب (از C++14 به بعد)
در سی++ چندین نوع قالب متفاوت وجود دارد:
قالب (به فرانسوی: Moule) ظروفی هستند که از مواد مختلف ساخته شده و معمولاً برای شکل دهی به غذا استفاده می شوند. قالب بیشتر برای شکل دهی به کیک، بستنی، ژله و غذاهای برنجی بکار می رود.
بهره گیری از قالب برای درست کردن غذاهای گوناگون در اشکال مختلف سابقه تاریخی طولانی دارد. در بازمانده های کاخی بابلی مربوط به سده هجدهم پیش از میلاد مسیح در کرانه های فرات در سوریه کنونی، قالب هایی دایره ای به شکل ماهی و جانوران پیدا شده اند. ساختن قالب هایی از برنز با پیش قالب مومی در ۱۷۶۶ تا ۱۱۰۰ پیش از میلاد در چین مرسوم بوده است و مصریان باستان نیز در ساخت شیرینی های خود از قالب هایی به شکل غاز و گاو بهره می گرفتند.
از قالب ها برای ساخت انواع گوناگونی از خوراکی ها از جمله نان زنجبیلی، شیرینی های به شکل حروف الفبا، کیک های فانتزی، و پنیر بهره گرفته می شود. قالب های غذایی از جنس های گوناگونی ساخته می شوند؛ ظروف مسی یا مس اندودشده، سرامیک، قلع، شیشه، یا آلومینیوم از جمله جنس های به کار رفته در ساخت چنین قالب هایی هستند. شکل آن ها نیز بسیار متنوع است و از شکل های ساده هندسی همچون شش ضلعی تا شکل جانوران (برای بیسکویت)، مخروط (برای بستنی)، گرد و دایره وار (برای کیک)، و صاف و کوتاه (برای نان) تغییر می کنند.
در تئوری موسیقی، قالب یا فرم (انگلیسی: form) اشاره به س ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

قالب در جدول کلمات

قالب
کالبد
قالب ریخته گری
ماتریس
قالب شعر خیام
رباعی
قالب شعری «خیام»
رباعی
قالب شعری بابا طاهر شاعر همدانی
دو بیتی
قالب صنعتی
راس, ماتریس
قالب عاشقانه شعر
غزل
قالب معادله ریاضی
ماتریس
از قالب های شعر فارسی
ترجیع بند
شاعر ایرانی اهل دامغان و مبدع قالب مسمط
منوچهری

معنی قالب به انگلیسی

format (اسم)
قطع ، هیئت ، نسبت ، قالب ، اندازه شکل
case (اسم)
حادثه ، اتفاق ، جا ، حالت ، صندوق ، جلد ، جعبه ، محفظه ، قالب ، مورد ، پرونده ، قضیه ، قاب ، وضعیت ، دعوی ، پوسته ، غلاف ، مرافعه ، نیام
size (اسم)
میزان ، مقدار ، اندازه ، قالب ، قد ، سایز ، چسبزنی
ingot (اسم)
خشت ، شمش ، قالب
pat (اسم)
قالب ، چونه ، دست زدن اهسته
standard (اسم)
نشان ، پرچم ، شعار ، علم ، قالب ، معیار ، استاندارد ، الگو ، نمونه قبول شده
cast (اسم)
قالب ، گچ گیری ، مهره ریزی ، طاساندازی
mandrel (اسم)
مرغک ، قالب ، سنبه
cake (اسم)
کیک ، قالب ، قرص
model (اسم)
طرح ، پیکر ، نمونه ، قالب ، نقشه ، سرمشق ، مدل
template (اسم)
قالب ، الگو
mold (اسم)
قالب ، کالبد ، کپک ، کپک قارچی ، الگو ، کپرک ، قارچ انگلی گیاهان
mandril (اسم)
مرغک ، قالب ، سنبه

معنی کلمه قالب به عربی

قالب
حجم , قالب , کعکة , ممثلون , نموذج
قالب
بلاستيک
خنزير
وجد
عروة
اول
شکل , کتلة , کعکة , وجد

قالب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پارسی " تپنک topank " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
بشیری
در پارسی باستان (تفنگ )می گویند
The one
در پارسی: کالبد kālbad
این واژه عربی نیست، پارسی است. ولی عرب ها نیز از آن را به کار می گیرند.
شهریار آریابد
این واژه تازی شده " کارپ " پارسی می باشد که در گذر روزگاران " کالبد" گردیده است.
فر کیانی
این لغت پارسی ست و از کارب گرفته شده
فرشته
الگو‌۰حالت
حمیدرضا دادگر_فریمان
شکل، طرح، فرم، هیئت، بدن، تن، کالبد، قطع، بوته زرگری
سیدحسین اخوان بهابادی
format/فرمت،فرم.
قدیم، مردم در فکر حرمت بودند حالا تو فکر فرمت.
ناصر خسروی
�قالب� معرب شده کالِب است که واژه ایست فارسی همچنین از �ریخت� نیز می‌توان بهره برد.
نمونه "دوستت چه خوش ریختِ" یعنی دوست چه خوش هیکل، چه خوش چهره است.

پ‌ن:
کالبُد(قالب بدن) نیز از کالِب ریشه می‌گیرد.
واژگان لری( بختیاری)
در گفتار لری جمله های دعایی زیر را زیاد می گفته و می گویند:
خداوند یک قالب آزا (سالم) به شما بدهد.
خدا کند که همیشه قالبتان آزا(سالم) باشد.

یا در جمله ای می گویند فلانی قالبش اینجور است به مَنای اینکه فلانی شکل و ساختش اینجور بوده است.

این واژه باستانی ایرانی است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قالب وبلاگ بلاگفا   • قالب وبلاگ مذهبی   • معنی قالب   • قالب وبلاگ دخترونه   • قالب وبلاگ عاشقانه   • قالب وبلاگ آوازک   • قالب وبلاگ حرفه ای   • قالب وبلاگ پیچک   • مفهوم قالب   • تعریف قالب   • معرفی قالب   • قالب چیست   • قالب یعنی چی   • قالب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قالب

کلمه : قالب
اشتباه تایپی : rhgf
آوا : qAleb
نقش : اسم
عکس قالب : در گوگل

آیا معنی قالب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )