فیروز مشرقی
لغت نامه دهخدا
مرغی است خدنگ ای عجب دیدی
مرغی که بود شکار او جانا
داده پر خویش کرکسش هدیه
تا نُه بچه اش برد به هم ، مانا.
و دیگر:
سرو سیمین تو را در مشک تر
زلف مشکین تو سرتاپا گرفت.
( از تاریخ در ادبیات ایران صفا چ 1 ج 1 ص 158 ).
مؤلف مجمعالفصحا نام او را مشرفی ( با فاء ) ضبطکرده و نوشته است که «مشرف » محله ای است در یمن و وی از مردم آن دیار بوده ، و این مطلب بکلی بی اساس است.
فرهنگ فارسی
دانشنامه آزاد فارسی
فیروز مَشرِقی ( ـ۲۸۳ق)
از نخستین شاعران پارسی گوی ایرانی. هم روزگار عمرو بن لیث صفاری بود. از سروده های او تنها ابیاتی چند باقی مانده است.
از نخستین شاعران پارسی گوی ایرانی. هم روزگار عمرو بن لیث صفاری بود. از سروده های او تنها ابیاتی چند باقی مانده است.
wikijoo: فیروز_مشرقی_(_ـ۲۸۳ق)
پیشنهاد کاربران
فیروز مشرقی: ادیب و شاعر معاصر صفاریان متوفی بسال ۲۸۲ هجری:
نوحه گر کرد زبان چنک حزین از غم گل
موی بگشاده و بر روی زنان ناخونا
گه قنینه بسجود اوفتد از بهر دعا
گه زغم برفکند یک دهن از دل خونا /المعجم فی معائیر اشعار
نوحه گر کرد زبان چنک حزین از غم گل
موی بگشاده و بر روی زنان ناخونا
گه قنینه بسجود اوفتد از بهر دعا
گه زغم برفکند یک دهن از دل خونا /المعجم فی معائیر اشعار