برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1678 100 1
شبکه مترجمین ایران

فهیم

/fahim/

مترادف فهیم: ادراکمند، باادراک، بافهم، دانا، فهمیده، هوشیار

برابر پارسی: دانا، با هوش، تیزهوش

معنی فهیم در لغت نامه دهخدا

فهیم. [ ف َ ] (ع ص ) نیک دریابنده. دراک. تیزفهم. زودفهم. (یادداشت مؤلف ). بافهم. دانا. (فرهنگ فارسی معین ) :
به زمانی نکت و علم و ادب یاد کنی
وین ندیده ست در این عصر کس از هیچ فهیم.
فرخی.
ستمگران را چون جایگه چنین باشد
ستمگری نکند مردم لبیب و فهیم.
سوزنی.

معنی فهیم به فارسی

فهیم
بافهم، صاحب فهم، دانا
با فهم دانا جمع : فهما (ئ )

معنی فهیم در فرهنگ معین

فهیم
(فَ) [ ع . ] (ص .) با فهم ، دانا.

معنی فهیم در فرهنگ فارسی عمید

فهیم
بافهم، صاحب فهم، دانا.

فهیم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی فهیم   • موسسه مفتاح کرامت   • فهیم مجری   • محمد تقی فهیم   • اسم فهیم   • فرشید فهیم   • موسسه فهیم اصفهان   • فهیمه   • مفهوم فهیم   • تعریف فهیم   • معرفی فهیم   • فهیم چیست   • فهیم یعنی چی   • فهیم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فهیم

کلمه : فهیم
اشتباه تایپی : tidl
آوا : fahim
نقش : صفت
عکس فهیم : در گوگل

آیا معنی فهیم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )