فلنگ

/feleng/
شبکه مترجمین ایران

لغت نامه دهخدا

فلنگ. [ ف َ ل َ ]( اِ ) به معنی تیر بدخشانی است ، و ظاهراً مصحف فیلک است. ( از یادداشتهای مؤلف ). بیلک. پیلک :
به کوه برشد و اندر نهاله گه بنشست
فلنگ پیش به زه کرد همچو چرخ به چنگ .
فرخی.

فرهنگ فارسی

یا فلنگ را بستن ( اسم ) فرار کردن .

فرهنگ معین

(فِ لِ ) (اِ. ) ۱ - پالهنگ . ۲ - کفش . ۳ - (عا. ) فرار.

ارتباط محتوایی

لغت نامه دهخدافلنگ. [ ف َ ل َ ] ( اِ ) به معنی تیر بدخشانی است ، و ظاهراً مصحف فیلک است. ( از یادداشتهای مؤلف ) . ب ...فرهنگ فارسییا فلنگ را بستن ( اسم ) فرار کردن .فرهنگ معین(فِ لِ ) (اِ. ) ۱ - پالهنگ . ۲ - کفش . ۳ - (عا. ) فرار.
معنی فلنگ، مفهوم فلنگ، تعریف فلنگ، معرفی فلنگ، فلنگ چیست، فلنگ یعنی چی، فلنگ یعنی چه،
برچسب ها: لغت نامه دهخدا، لغت نامه دهخدا با حرف ف، فرهنگ فارسی، فرهنگ فارسی با حرف ف، فرهنگ معین، فرهنگ معین با حرف ف، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف ف
کلمه: فلنگ
کلمه بعدی: فلنگ جفت هکاردن
اشتباه تایپی: tgk'
آوا: /feleng/
نقش: اسم
عکس فلنگ : در گوگل
معنی فلنگ

معنی یا پیشنهاد شما