برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1462 100 1

فلات

/falAt/

مترادف فلات: بادیه، بر، بیابان، پشته، خشکی، دشت، صحرا، نجد، تار ، پود

برابر پارسی: جای بلند

معنی فلات در لغت نامه دهخدا

فلات. [ ف َ ] (اِ) تان و تانه را گویند، و آن تارهایی باشد که جولاهگان بجهت بافتن مهیا و آماده کرده باشند. (برهان ). تار. تان. تانه. مقابل پود. (فرهنگ فارسی معین ).

فلات. [ ف ُ ] (ع اِ) ج ِ مؤنث است از فلان. (منتهی الارب ).

فلات. [ ف ِ ] (ع اِمص ) ناگهان گرفتگی. (منتهی الارب ).

فلات. [ ف َ ] (ع اِ) بیابانی که خالی از آب و گیاه باشد. (غیاث از منتخب و شروح نصاب ). فَلاة. دشت بی آب وگیاه. بیابان بی آب. صحرای وسیعو فراخ. ج ، فلوات. (فرهنگ فارسی معین ) :
بریدم بدان کشتی کوه لنگر
مکانی بعید و فلاتی سحیقا.
منوچهری.
|| دشتی پهناور و مرتفع. در زبانهای اروپایی پلاتو به معنی بلندی بسیار بزرگی بر روی کره ٔ زمین است. مترجمان کتب اروپایی در ترجمه ٔ این کلمه لغت عربی «فلات » را فقط بعلت شباهت لفظی به کار برده اند، درصورتی که فلات به معنی بیابان قفر و بی آب وعلف است ، و بجای پلاتو در زبان تازی «نجد» و «هضبة» و در فارسی «پشته » مستعمل است. به همین جهت بعضی از فضلا بر استعمال فلات به معنی پلاتو ایراد کرده اند، و برخی این تسامح را جایز شمرده اند. (فرهنگ فارسی معین ).

فلات. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از بخش جبال بارز شهرستان جیرفت. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

فلاة. [ ف َ ] (ع اِ)دشت بی آب وگیاه ، یا بیابان بی آب. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || صحرای وسیع و فراخ. ج ، فلا، فلوات ، فلو، فلی. جج ، افلاء. (از اقرب الموارد).

معنی فلات به فارسی

فلات
( اسم ) ۱ - دشت بی آب و گیاه بیابان بی آب صحرای وسیع و فراخ جمع : فلوات ۲ - دشتی پهناور و مرتفع . توضیح در زبانهای اروپایی به معنی بلندی بسیار بزرگی بر روی کره زمین است . مترجمان کتب اروپایی در ترجمه این کلمه لغت عربی فلات را - فقط به علت شباهت لفظی - به کار برده اند در صورتی که فلات به معنی بیابان قفر و بی آب و علف است .
ناگهان گرفتگی
[basaltic plateau] [زمین شناسی] ← فلات گدازه
[pressure plateau] [زمین شناسی] ← خیز گدازه
[continental shelf] [زمین شناسی] بخشی از حاشیۀ قاره، بین خط ساحلی و شیب قاره، با شیبی بسیار کم
[carbonate shelf] [زمین شناسی] نوعی سکوی کربناتی که در آن سنگ آهک زیادی نهشته می شود
[lava plateau] [زمین شناسی] تخت زمینی بلند و وسیع یا بلندی سرتخت با وسعت صدها یا هزاران کیلومتر مربع که بستر آن از توالی ضخیمی از جریان گدازه تشکیل شده است متـ . فلات بازالتی basaltic plateau

معنی فلات در فرهنگ معین

فلات
(فَ) (اِ.) تار، تار پارچه . مقابل پود.
( ~ .) [ ع . فلاة ] (اِ.) ۱ - دشت بی آب و علف . ۲ - دشتی که ارتفاعش از دویست تا پنج هزار متر باشد.

معنی فلات در فرهنگ فارسی عمید

فلات
تار: تا لباس عمر اعدایش نگردد بافته / تار تار پود پود اندر فلات آن فوات (رودکی۱: ۷۰).
هر یک از قسمت های مرتفع و بسیار پهناور سطح زمین که حداقل از یک طرف به زمین پست تری محدود است.
* فلات قاره: (زمین شناسی) قسمتی از کف اقیانوس که متصل به خشکی ساحلی می باشد و محل ته نشت هایی است که اصل آن ها از خشکی بوده و با رودخانه ها به دریا ریخته است.

فلات در دانشنامه ویکی پدیا

فلات
فلات یا نَجد در زمین شناسی و دانش های زمین به جایی کوهستانی می گویند که همواره دارای زمینی تخت و پهن باشد.
فلات ایران
فلات تبت
فلات آتشفشانی فلاتیست که از تکاپوی آتشفشانی ساخته شده باشد. گسترده ترین و بلندترین فلات جهان فلات تبت نام دارد که «بام دنیا» خوانده می شود. این فلات از برخورد صفحات زمین ساختی هندو-استرالیایی و اوراسیایی ساخته شده است.
عکس فلات
فلات اَدرار (به عربی: هضبة آدرار، به زبان بربری: ) فلاتی طبیعی و منطقه ای تاریخی است در صحرای بزرگ آفریقا واقع در شمال موریتانی. استان ادرار کشور موریتانی نام خود را از این فلات گرفته است. منطقه ادرار جمعیت کمی دارد که بیشترشان در شهر اطار گرد آمده اند. شهر باستانی وادان نیز که در قدیم از شهرهای مهم کاروان رو و گذرگاه بازرگانان طلا بود در حاشیه فلات ادرار قرار گرفته است. دیگر شهر مهم این ناحیه شهر شنقیط است.
نام اَدرار در زبان محلی بربری به معنی کوه است.
اَدرار فلاتی خشک است با دره های عمیق، سنگلاخ ها و تپه های شنی متحرک. در میانه های این فلات هیچ آبی وجود ندارد و زمین هایش قابل کشت نیست. تنها در کناره های این فلات آب کافی برای رویش شماری نخل یافت می شود. از عارضه های طبیعی معروف این فلات می توان ساختار ریشات را نام برد که گنبد خاکی و سنگی به شدت فرسایش یافته ای است به قطر ۴۰ کیلومتر. ساختار ریشات به شکل چشمی عظیم است و از ایستگاه فضایی نیز قابل رؤیت است.
فلات الجیزه (عربی: جيزة بلاتي‎) سرزمین عجایب باقی مانده در دنیا، اهرام الجیزه، که طور مطلق مشهورترین آثار تاریخی مصر در دوران فراعنه می باشد. این فلات درست در خارج از محدوده قاهره واقع شده است. فلات الجیزه جزئی از مرز شرقی صحرای غربی در مصر می باشد، این فلات در شرق دره حاصلخیز رود نیل از منطقه الجیزه در خط مقدم منطقه جلگه سیلابی و جزیره الدهب در رود نیل و دلتای دره دجله و همین طور دامن ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

فلات در دانشنامه آزاد پارسی

فَلات (plateau)
ناحیه ای مرتفع از خشکی نسبتاً هموار یا منطقه ای کوهستانی با قله هایی دارای ارتفاع یکسان. فلات میان کوهی نوعی فلات است که با کوه ها احاطه شده است. فلات کوهپایه ای مابین کوه ها و زمین های پست قرار دارد و فلات قاره ای از دریا یا زمین های پست برآمده است. نمونه هایی از فلات ها عبارت اند از فلات تبت، فلات ایران، و فلات گرانکوه مرکزی فرانسه.

فلات در جدول کلمات

فلات آسیا
پامیر
فلات آسیایی
تبت
فلات ترکیه
آناتولی
بناهای باستانی در فلات مرکزی ایران به شکل احجامی پله پله مانند
زیگورات آشور
مرتفع ترین فلات جهان به شــمار می آید
تبت
کوهی در فلات پامیر
کونگور

معنی فلات به انگلیسی

plateau (اسم)
زمین مسطح ، فلات
fiord (اسم)
فلات ، ابدره
fjord (اسم)
فلات ، ابدره
table land (اسم)
فلات ، زمین هموار و مسطح

فلات را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سینا
فراپهنه
The one
بالستان (بالا ِ ستان)
محمدرحیم ریگی
برزگاه(بضم با)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعریف فلات   • معنی فلات   • فلات یعنی چه   • فلات ایران چیست   • موتور فلات   • نام فلات های جهان   • موتور سیکلت فلات   • تعریف فلات ایران   • مفهوم فلات   • معرفی فلات   • فلات چیست   • فلات یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی فلات
کلمه : فلات
اشتباه تایپی : tghj
آوا : falAt
نقش : اسم
عکس فلات : در گوگل

آیا معنی فلات مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران