برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1426 100 1

فساد کردن


برابر پارسی: تباهکاری

معنی فساد کردن در لغت نامه دهخدا

فساد کردن. [ ف َ / ف ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) فتنه برپا کردن. یاغی شدن : کاشکی شری و فسادی نکند. (تاریخ بیهقی ). بوسهل زوزنی پیش تا از غزنین حرکت کردیم ، وی فسادی کرده بود. (تاریخ بیهقی ). وکس را زهره نیست که فسادی کند. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ). || لواط کردن : فرشتگان به شهرستان لوط رفتند و آن هفت شهر بود که فساد میکردند. (قصص الانبیاء). با فرزندان ملوک یمن فساد کردی تا پادشاهی را نشایند و این عادت ایشان بود که هرکه با وی کاری زشت کنند پادشاهی را نشاید. (مجمل التواریخ و القصص ). || زنا کردن : سقا با یکی فساد کرده است و چون از آن نتیجه ظاهر شده است آن را اسقاط فرموده است. (انیس الطالبین بخاری ). || نافرمانی و گناه کردن : گفت : خدایا زمین را همه پریان دارند و فساد می کنند. (قصص الانبیاء). رجوع به فساد، فساد پیوستن و فساد انگیختن شود.

معنی فساد کردن به فارسی

فساد کردن
فتنه بر پا کردن . یاغی شدن

فساد کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی فساد کردن   • مفهوم فساد کردن   • تعریف فساد کردن   • معرفی فساد کردن   • فساد کردن چیست   • فساد کردن یعنی چی   • فساد کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فساد کردن
کلمه : فساد کردن
اشتباه تایپی : tshn ;vnk
عکس فساد کردن : در گوگل

آیا معنی فساد کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )