برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1434 100 1

فریج

معنی فریج در لغت نامه دهخدا

فریج. [ ف َ ] (اِ) رستنی و نباتی است که آن رااگر ترکی خوانند. (برهان ). فریز. فریژ. فریژ. فژژ. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). رجوع به این کلمات شود.

معنی فریج در فرهنگ فارسی عمید

فریج
= فریز

فریج را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حبیب مسعودی
نوعی موسیقی است که برای کودکان ضرر دارد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی فریج   • مفهوم فریج   • تعریف فریج   • معرفی فریج   • فریج چیست   • فریج یعنی چی   • فریج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فریج
کلمه : فریج
اشتباه تایپی : tvd[
عکس فریج : در گوگل

آیا معنی فریج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )